مصاحبه‌کننده، مصاحبه‌شونده و چگونگی انجام مصاحبه | مکتب‌خانه | صفحه اصلی
نظرات (4)
نسخه چاپی نسخه ساده لینک دایمی

مصاحبه‌کننده، مصاحبه‌شونده و چگونگی انجام مصاحبه

۲۳ دی ۱۳۹۰ ف.م. سخن

مصاحبه‌ی مسیح علی‌نژاد با رضا پهلوی در یکی دو هفته‌ی گذشته بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های اینترنتی داشت. عمده‌ی توجه‌ها، نه به محتوای این مصاحبه که به شیوه‌ی پرسش و پاسخ و مسائل بعدی آن بود. خبرنگار مصاحبه‌کننده به خاطر این مصاحبه به شدت مورد توهین قرار گرفت و البته از طرف هواداران رضا پهلوی در مورد این توهین‌ها توضیحاتی داده شد که در جای دیگر به این موضوع پرداخته‌ام و قصد تکرار آن را ندارم. موضوعی که امروز می‌خواهم مطرح کنم، چگونگی انجام مصاحبه است. آیا اصولاً خبرنگار حق طرح هر پرسشی را دارد؟ اگر آری، این پرسش‌ها چگونه باید مطرح شود؟ اگر مصاحبه‌شونده شخصیتی سیاسی با تعداد زیادی هوادار باشد و مقام اجتماعی یا فرهنگی خاصی داشته باشد، آیا این‌ عوامل حصاری به دور او ایجاد می‌کند که نباید از این حصار عبور کرد و به طریقی که فرضاً با یک فرد عادی مصاحبه می‌شود، با او مصاحبه کرد؟

 یا نه، هیچ محدودیّتی برای چگونگی طرح سوال وجود ندارد و خبرنگار با حفظ یک سری اصول حرفه‌ای و اخلاقی و اجتماعی که منطبق با شیوه‌نامه‌ی رسانه و عرف و قانون است باید هر سوالی را که به ذهن او می‌رسد یا از قبلْ آن‌ها را آماده کرده است یا این سوال‌ها سوال‌های مردمی‌ست که خبرنگار با آن‌ها در ارتباط است مطرح کند؟ تکلیف شیوه‌نامه‌ی رسانه و قانون که مشخص است؛ می‌ماند موضوع عرف که این عرف از کجا می‌آید و از چه قرار است؟


برخی، مصاحبه‌ی مسیح با رضا پهلوی را با مصاحبه‌ی اوریانا فالاچی با محمدرضا پهلوی مقایسه کرده‌اند. البته جز نام پدر و پسر این قیاس قیاس مع‌الفارق است و نه مسیح اوریانا فالاچی است و نه رضا پهلوی پادشاه صاحب تاج و تخت. ولی یک تعداد سوال همواره مطرح بوده، که شبهاتی را ایجاد کرده، و مسیح سعی کرد با طرح این سوال‌ها پاسخی برای آن‌ها بیابد. او این سوال‌ها را به گونه‌ای مطرح کرد که به مذاق عده‌ای از هواداران پادشاهی و نیز عده‌ای از اهل رسانه (یعنی صرفاً به خاطر اصول حرفه‌ای) خوش نیامد و از طرف گروه اول واکنش‌هایی نشان داده شد که نه تنها اصولی نبود، بل‌که انسانی هم نبود؛ یعنی به جای طرح انتقاد از خبرنگار، این گروه به ترور شخصیت خبرنگار پرداختند که همان‌طور که گفتم در جای دیگر به آن پرداخته‌ام و این موضوع را دوباره در این‌جا مطرح نمی‌کنم.

چیزی که به لحاظ فنی مطرح بود و متاسفانه در باره‌ی آن گفت‌وگو نشد حدّ خبرنگار مصاحبه‌کننده برای انجام مصاحبه بود. کسی نگفت که مسیح می‌توانست و می‌بایست تا کجا پیش برود؟ چگونه سوال‌های خود را مطرح کند؟ طرز نشست و برخاست و شیوه‌ی برخورد و لحن کلام‌اش چگونه باید باشد و موضوعات دیگری از این قبیل.

در توجیه درستی شیوه‌ی مصاحبه، به ویدئوی برخی مصاحبه‌گران حرفه‌ای غربی استناد شد که آن‌ها سیاست‌مدار را در منگنه سوالات قرار می‌دادند و راست و چپ و پشت سر هم حرف او را قطع می‌کردند تا به سوال آن‌ها پاسخ داده شود. آیا این شیوه باید در عالم خبرنگاریِ ما، اندک‌اندک جا بیفتد و مرسوم شود؟ یا خیر این شیوه به طور بنیادی مشکل دارد و هیچ خبرنگاری حق ندارد در گفت‌وگو با کسی چنین شیوه‌ای را در پیش بگیرد؟

پاسخ به این گونه سوال‌ها نباید دوگانه باشد، یعنی اگر ما انتظار داریم خبرنگار مثل برّه‌ی مظلوم در مقابل مصاحبه‌شونده قرار بگیرد و اجازه بدهد او تا هر جا که دل‌اش می‌خواهد به حرف‌های مربوط و نامربوط خود ادامه بدهد، و خبرنگار وسط صحبت او ندود و حرف او را قطع نکند و اصراری برای گرفتن پاسخ نداشته باشد و آن‌قدر صبر کند تا شخص مصاحبه‌شونده در صورت تمایل به سوال او پاسخ دهد، یا اصلاً پاسخ ندهد و کار پاسخ دادن را به شیوه‌ی کش دادن و خشک و تر بافتن آن‌قدر طول بدهد تا زمان مصاحبه به پایان برسد، آن‌گاه چنین روشی را باید در مقابل "هر" شخصیت سیاسی و "هر" مقام مطرح در جامعه در پیش بگیرد. یعنی نمی‌توان گفت چون این شخصیت به حکومت اسلامی وابسته است، خبرنگار حق دارد هرگونه خواست با او رفتار کند و اصلاً این‌گونه رفتارِ بی‌پروا مورد تائید و تشویق ماست، ولی همین خبرنگار حق ندارد با شخصیت‌های محبوب ما، بی‌پروا رفتار کند و باید حدّ و حدود خودش را بداند و احترام شخصیت مورد نظر و هواداران او را رعایت کند و باقی به همین ترتیب.

گمان می‌کنم اکنون که در حال گذار از یک جامعه‌ی بسته به جامعه‌ی باز هستیم و طلیعه‌ی این باز شدن را در جامعه‌ی مجازی خودمان می‌بینیم و منتظریم این باز شدن را در جامعه‌ی حقیقی خودمان نیز ببینیم، بهتر است یک حدّ وسط مایل به تندروی را در پیش بگیریم تا فضا هر روز باز و بازتر شود اگرچه در زمان ما جامعه، این فضای باز را تندروانه و خارج از عرف بداند. همین فضای باز و به ظاهر تندروانه در جامعه‌ی ما، در جوامع پیش‌رفته، عادی و پذیرفته شده است و این‌گونه جوامع ده‌ها پله بالاتر از ما قرار دارند؛ اما دلیلی هم ندارد که بخواهیم یک‌شبه ره صد ساله طی کنیم و تجربه کسب‌نکرده به حدّ آن‌ها برسیم لذا شیوه‌ی گام به گام شاید بهترین روش‌ها باشد.

مصاحبه‌ی مسیح علی‌نژاد با رضا پهلوی شاید به مذاق عده‌ای –و حتی خود خبرنگار به خاطر عوارض بعدی‌اش- خوش نیاید، اما گام اول در باز کردن چنین فضایی‌ست. چنین مصاحبه‌هایی را با تمام ضعف‌های حرفه‌ای‌اش بپذیریم و از آن‌ها برای گام برداشتن به سمت پیش‌رفت و آزادی استفاده کنیم.

ارزیابی این خبر:

3.59

Subscribe to comments feed نظرات (4 نوشته شد):

nav*********@yahoo.com در ۲۳ دی ۱۳۹۰
من شیوه مصاحبه غربی را بیشتر می پسندم وقتی که خبرنگار تا جواب نگیرد دست از سر مصاحبه شونده برنمیدارد. اینجا که من زندگی میکنم چنان وزیر و وکیل مملکت را در تنگنا قرار میدهند که حس ترحم آدم برانگیخته می شود. ولی از مصاحبه کننده انتظار دارم که با همه چالشی برخورد کند و نه صرفا با مخالف فکری خود. حالا هم دیر نشده آقای محسن کدیور که دم دست مسیح علینژاد است. لطف کنید از ایشان در مورد شعار نه غزه نه لبنان سوال بفرمائید تا ما هم دم خروس را باور کنیم.
fa1****@yahoo.co.uk در ۲۳ دی ۱۳۹۰
جناب ف. م. سخن
اولا كه اين اولين باري هست كه بنده در مورد اين مصاحبه نظري ميدهم چه اينجا چه هر جاي ديگر

اگر من به شما سانديس تعارف كنم پس حتما صد در صد سلطنت طلب عشق پهلوي پدر مادر ساواكي هستم هان

خودت نوشته خودتو يبار بخون ببين قسمت اول با قسمت دوم چقدر متفاوتي، تو قسمت اول چند تا سوال طرح كردي كه جواب انتخابي خودت يا زنگي زنگ و يا رومي روم هست و هيچ حد وسطي ندارد ولي در قسمت دوم به بقيه توصيه به اعتدال ميكني

خانم علينژاد اگر مصاحبه هاي قبلي آقاي رضا پهلوي رو يه بار ميخوند متوجه ميشد كه تمام سوالاتش تكراري بود ( يالا اقرار كن بابات ديكتاتور بوده، يالا از طرف بابات از مصدق معذرت خواهي كن، چون بقيه بهت ميگن شاهزاده پس تو ميخواي شاه باشي يا دست آخر از همه وقيحانه تر اينكه : نسل من شما رو نميخواد) . اونوقت آخر مصاحبه وايميسته تو حياط با رضا پهلوي عكس يادگاري ميندازد
مصاحبه خانم علينژاد با جناب رضا پهلوي از اين جهت تيتر روز شد كه فوق العاده ابتدايي و بي هدف بوددر حاليكه ميتونست مثل مصاحبه ٣١ دسامبر آقايان محمودي- پهلوي بسيار حرفه اي و در سطح بالا باشد
mar**********@gmail.com در ۲۴ دی ۱۳۹۰
خودنویس از بابت داشتن چنین نویسندگانی خواندنی شده، ممنون از مطلب شما. بعضی‌ وقتا دلمون خیلی‌ از خاله خرسه‌های هموطن میگیره.
شمس علی میرزا در ۲۴ دی ۱۳۹۰
آقای ف. م. سخن،
اگر لطف کنید که به نوشته ای در جایی اشاره میکنید، پیوند آن را هم بگذارید تا آدم بتواند به آن رجوع کند.
اتفاقا محتوای مصاحبه برای من خیلی مهم بود، اما:
- اگر در تمام این سال ها کسانی که در خارج هستند یا به تازگی به خارج آمده اند و خود را سیاسی یا خبرنگار یا روزنامه نگار مینامند، مجموعه مصاحبه ها، مقالات، کتابهای رضا پهلوی را میخواندند، احتیاجی به سؤال های تکراری همیشگی نداشتیم. مجبورم نمیشدیم اسم یک مصاحبه با محتوای تکراری را بگذاریم "چالشی". اگر ویدئوی گردهمایی ایرانیان در لس آنجلس را در آخر دهه ۸۰ میلادی نگاه کنید، رضا پهلوی در قسمتی از سخنان خود میگوید "ما مصدق ها داشته ایم"... یا درمورد لقب دادن و پیشوند و پسوند، از همان زمان تکلیف خود را با هوادارانش مشخص کرد. ولی اگر کسی به ایشان احترام میگذارد (به اندازه کافی هم دلیل برای این احترام وجود دارد و ربطی به نام خانوادگی ایشان ندارد!) همان عرف است که شما نوشته اید.
و اما در مورد خانم علینژاد و شرکا:
- این خانم خودشان بارها گفته اند و نوشته اند که "بنده حلقه به گوش" کروبی و موسوی و خاتمی هستند. ایشان با افتخار عکس شبِ خداحافظی با خاتمی را در حالی كه به گفته خودشان شبى پيش تر باتوم های مقابل دانشگاه تهران ایشان را نوازش داده بودند را در اینترنت میگذارند.ایشان در برنامه پرسش و پاسخی که من هم آنجا بودم، گفتند که هر فحش و ناسزایی را با جون و دل میخرند، ولی باز هم حامی موسوی و کروبی و خاتمی هستند (اشاره: کسانی که در بدبختی مردم و مملکت در ۳۲ سال اخیر سهم به سزا داشته اند!) و به قول خودشان اگر ایشان را از در بیرون کنند، از پنجره وارد میشوند. از دید من این خانم برای من فردی هستند دیکتاتور پرور!!!!! چون سینه سپر کردن برای این جماعت که مردم و مملکت را به اینجا رساندند، افتخار نیست! کسی که هوادار سر سخت اصلاح رژیمی اصلاح ناپذیر است، بهتر است از اول از خود شروع کند و بعد دیگران را بخاطر نقشی که درش هیچ سهمی نداشته اند، به میخ بکشد!!
- ایشان وقتی در یک مصاحبه از "هم نسلان من" صحبت میکنند، آدرس غلط میدهند! ایشان میتوانند نظر خودشان را بگویند یا به یک نظر سنجی رسمی که فعلا امکانش نیست رجوع کنند و یا نظر طیف خودشان را بگویند. پس از طرف هم نسلان شان صحبت کردن، دروغ گفتن در روز روشن است. من هم، هم نسل ایشان هستم ولی هیچ نقطه مشترکی با این خانم ندارم!
- ایشان چنان میپرسند که توقع رضا پهلوی از آمریکا چیست، در حالی که اسناد ویکی لیکس ارتباط سخنگوی شورای هماهنگی راه سبز امید و مشاور میر حسین موسوی، امیر ارجمند را با مقامات آمریکایی بر ملا کرده. این آقا گویا بیشتر دغدغه گرین کارت و پاس امریکایی را داشتن تا حل مشکلات مملکت. خانم کلینتون هم که در رسانه ای که ایشان مهمان دائمی اش هستند، گفتند که رهبران سبز خواهان عدم پشتیبانی بوده اند. در حالی که در جریان اعتراضات خیابانی سال ۸۸ خون بسیاری از جوانان ما ریخته شد، به هموطنان ما در کهریزک و اوین تجاوز شد، دارو دسته اصلاح طلبی این خانم بهای خون هموطنان ما را یا با شرکت در انتخابات نمایشی مجلس میپردازند یا با اتکا به این نکته که اصلاح طلبان به نظام اعتقاد دارند. حالا این خانم اول یک سوزن به خودشان بزنند، بعد یک جوالدوز به رضا پهلوی.
به هر حال فکر نمیکنم که خانم علینژاد در حال حاضر در جایگاهی قرار داشته باشند که صلاحیت اظهار نظر درباره سیستم گذشته را داشته باشند، چون خودشان هنوز در راه اصلاح یک نظام فاشیستی و رژیم سرکوب تمام عیار و به مراتب بد تر از گذشته تلاش میکنند!!! من (و خیلی های دیگر هم شاید مثل من) سؤال هایی از این خانم دارند که مطرح کردن آن از افرادی که مثل خانم مسیح علینژاد خودشان را در مرکزیت افکار عمومی قرار میدهند، امری طبیعی است. ولی این خانم از پاسخگویی آن طفره رفته اند و در مقایسه خود با بزرگان دنیای خبر، آن قسمتی که به نفع شان هست را میبینند.
اگر هم قرار است نقطه عطفی در تاریخ ایران باشد، باید همه با کارنامه نه چندان درخشان خودشون برخوردی شبیه نگاه انتقادی رضا پهلوی داشته باشند; حتا بسیاری از روزنامه نگاران و خبرنگاران ما!!! آن موقع میتوانیم به یک آشتی ملی برسیم. ولی تا وقتی چشمانمان را بر روی جنایت های فعلی میبندیم، موسوی را از نقش داشتن در کشتار ۶۷ و نقش زیر بنایی آن دولت را در شکل گرفتن بسیجی سرکوب گر در سال ۸۸ تبرئه میکنیم، بخور بخور کروبی را در سمت رییس بنیاد شهید نادیده میگریم، عوامفریبی خاتمی را توجیه می کنیم و فحش و حرفهای رکیک خودمون را روی سایت و تخته سیاه دیگران نادیده میگیریم و فقط هر حرفی انتقادی از این مصاحبه را توهین و ناسزا و بی ادبی تلقی کنیم، سرنوشتمون همینی است که هست. نه از دل آینده پادشاهی آن چیز به درد بخوری بیرون میاد نه از دل جمهوری مورد دلخواه شما چیزی بهتر از جمهوری فعلی بیرون میاد.
مجموعه نتایج: 4 | نمایش: 1 - 4

نظرات

برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید

عضو شوید

مطلب شما!

داستان‌ها‌، خبر‌ها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

به خودنویس بپیوندید »

اخبار

شهروند روزنامه‌نگاران؛ تعیین کننده آینده رسانه‌ها

شهروند روزنامه‌نگاران؛ تعیین کننده آینده رسانه‌ها
در دومین روز کنفرانس «آزادی اینترنت» که در محل «موزه رسانه‌ها» در «واشینگتن دی‌سی» برگزار شد، مدیران برخی رسانه‌های شهروندی در باره تجربه‌های‌شان برای رساندن صدای شهروندانِ علاقه‌مند به حضور در فضای خبری سخن گفتند. «نیک آهنگ کوثر»، سردبیر «خودنویس» هم درباره سایت و امکانات استفاده از «خودتونز» به عنوان ابزاری مشارکتی سخن گفت. ...
علمی-فن‌آوری | خودنویس

دور بعدی مذاکرات؛ سه هفته‌ی دیگر در مسکو

دور بعدی مذاکرات؛ سه هفته‌ی دیگر در مسکو
پس از پایان دور سوم مذاکرات بغداد میان ایران و گروه ۱+۵، کاترین اشتون، در کنفرانس خبری حاضر شد و اعلام کرد دور بعدی مذاکرات در مسکو برگزار خواهد شد. سعید جلیلی هم گفت گفتگوها مفصل و طولانی بود اما ناتمام ماند....
سیاست | سروش جعفری

یک رهبر شاعر و هزاران شعر بر دهان دوخته‌شده

یک رهبر شاعر و هزاران شعر بر دهان دوخته‌شده
رییس‌دفتر رهبر جمهوری اسلامی گفته است که «رشد شعر در کشور به علت حمایت‌های آیت‌الله خامنه‌ای است»، اگر چنین باشد، سرکوب شاعران در ایران و اجازه ندادن به چاپ آثار آنان را باید به حساب چه کسی گذاشت؟...
هنرستان | مصطفی خلجی

ارشاد از شکایت طفره رفت: مردم خود درباره گوگل اقدام کنند!

ارشاد از شکایت طفره رفت: مردم خود درباره گوگل اقدام کنند!
پس از این که اعلام شده بود ایران از گوگل به خاطر حذف نام خلیج‌فارس از نقشه‌های سرویس «گوگل مپز» شکایت می‌کند، حالا وزیر ارشاد اسلامی گفته: «خواسته ما این است که مردم منتظر تصمیم ادارات دولتی نمانند و در ارتباط با این موضوع چه ایرانیان داخل و چه ایرانیان خارج از کشور از خود واکنش نشان دهند.»...
علمی-فن‌آوری | نسترن فرمانیان

یک کارگر: جلوی دوربین به ما خانه دادند، چهار روز بعد پس گرفتند!

یک کارگر: جلوی دوربین به ما خانه دادند، چهار روز بعد پس گرفتند!
یکی از دریافت کنندگان مسکن مهر گفته که در جریان سفر محمود احمدی‌نژاد به مشهد جلوی دوربین تلویزیون به او خانه دادند و بعد از چهار روز به او اعلام شد که باید خانه را تخلیه کند....
جامعه | سهند خوانساری

ما را دنبال کنید