منفعت و خبر
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
درک این مساله که آیا هرچیزی که این روزها میخوانیم واقعیت دارد یا ندارد به این سادگیها میسر نیست. ممکن است به خاطر گرایشی سیاسی، دوست داشته باشیم چیزی بخوانیم که انتظارش را داریم. خبری بر پایه پیشداوریهامان. مثلا دوست داریم در باره «دزدی» سردار محصولی چیزی بخوانیم. دوست داریم در باره «پیروزمندی» جنبش بخوانیم و ببینیم که حال احمدینژاد در فلان مراسم گرفته شده و روحانیون، آیتالله خامنهای را تحریم کردهاند. جالبتر این است که از نظر گروهی از مخاطبان، رسانهای خوب است که چنین خبرهایی را بنویسد و البته طرف دیگر ماجرا را هم فراموش کند. باز هم به تعریف بهتر یک عده، رسانه خوب باید متناسب با خواست مخاطبان خبرهایش را تنظیم کند و نتیجهای را بگیرد که آنها میطلبند. آیا شما با این گروه همنظرید؟ فراموش نکنید که روزنامهنگار کاملا بیطرف وجود ندارد، اما همین انسان غیر بیطرف میتواند در روزنامهنگاریاش بیطرفانه عمل کند. اگر شما یک طرف را برحق بدانید و طرف مقابلش را ناحق، حقیقت را از دریچه چشم خود به مخاطب عرضه کردهاید و گاه ناخواسته مبلغ این حقیقت شدهاید.
اما سوال اینجاست که آیا این حقیقت، واقعیت هم دارد؟ سوال بزرگتر این است که این نوع اطلاعرسانی، منافع چه کسانی و چه گروههایی را تامین میکند؟ به عبارتی اگر شما بر اساس منافع فرد یا گروه، واقعیت را متناسب به ایدئولوژی و مانیفستی، تغییر شکل دهید، عملا جعل واقعیت کردهاید. اگر در کار خبریتان اشتباهی مرتکب شوید، میتوانید عذر بخواهید و واقعیتی را که متوجهاش شدهاید را به مخاطب بگویید، اما اینکه بر اساس منافع کوتاه مدت «خود» و «خانواده»، منافع ملی را قربانی کنید و خبری را جعل، و بعد رسانههای «وامدار» را مجبور به انتشار آن خبر جعلی کنید، مسیر آزاد اطلاعرسانی را منحرف و واقعیت را مخدوش کردهاید.
من متوجه نمیشوم آیا دوستان ما در بعضی رسانهها مجبورند ناشر «پروپاگاندا» باشند یا راه دیگری هم برای انتقال دو طرف هر ماجرا به مخاطبان وجود دارد؟ ممکن است خود را محور گیتی فرض کنید و بخواهید مسوولیت خودتان را جنگ روانی پنهان با حکومتی که متخصص جنگ روانی است تعریف کنید. اما استفاده از اخبار غیر واقعی برای این جنگ روانی چقدر میتواند موثر باشد؟ مدتی سرخوش باشید که وضعیت بیت رهبری را به ریختهاید و اطرافیانش را آشفته کردهاید، بعدش چه؟
جالب اینجاست که کسانی که بانی این جنگ روانی هستند، آنقدر مدرک واقعی را در اختیار دارند که میتوانند با همان اسناد دولت را زمینگیر کنند، اما انگار باید مدرک را با جعلیات در آمیخت تا اثر بیشتری بگذارد. باور کنید وقتی دو خبرنگار واشینگتن پست در ۱۹۷۲ به یک اتفاق ساده در ساختمان واترگیت گیر دادند، نیازی به جعل واقعیت نداشتند. تداوم کارشان منتهی به کنارهگیری یکی از مقتدرترین مردان عالم، یعنی نیکسون شد. یکی از مشکلات بزرگ ما این است که اگر حامی مالی رسانهای میشویم، اطلاعرسانی برایمان اهمیتی ندارد و تنها میخواهیم همان خبری را منعکس کند که با منافعمان هماهنگ است، آنهم منافع کوتاه مدتمان برای گرفتن حال رقیب. در حالیکه اگر بیاندیشیم که منافع بلند مدت مردممان ارجحیت دارد، شاید جور دیگری بیاندیشیم. مشاور عاقلی که منافع مشترک با آدم ندارد کمیاب نیست.
بیشک، ترجیح منافع قبیلهای و خانوادگی بر منافع ملی از سوی حامیان بعضی رسانهها، و وابستگی مالی رسانههایی به ایشان، باعث میشود با احتیاط بیشتری خبرها رو بررسی کنیم. گرچه اصل بر برائت است، اما تجربه نشان میدهد که باید دنبال زوایای مختلف انتشار هر خبر را بررسی کرد.
البته اگر این منافع کوتاه مدت با منافع دیگرانی در یک راستا باشد، شما را خواهند ستود و «محور عالم هستی» معرفی میکنند و خواهند گفت که ایران بدون شما از میان خواهد رفت و همه کاره شمایید. اما سوال من اینجاست؛ شما چرا باور میکنید؟
اگر مدرکی دارید که میتواند دولت و حاکمیت را زمین بزند، خب بدون چرباندنش طرحش کنید، نه اینکه مثلا صفرهای سرمایه مجتبی خامنهای را در فلان بانک بیافزایید تا باورپذیرتر شود. حتما اطرافیانتان تحت تاثیر قرار خواهند گرفت، اما آیا مدت زمان این اثرگذاری روی جامعه زیاد خواهد بود؟
از سوی دیگر، وقتی یک بازی رسانهای نتواند رقیب را بزند، آیا نباید فکر دیگری کرد؟ آیا نباید چاره جدیدتری جست؟ آیا رسانه را تبدیل به ابزار تبلیغی یکسویه و تکساحتی کردن چاره کار است؟ گمان نمیکنم. اما از بس بله و چشم شنیدهاید و تعریف از نبوغتان، حرفی متفاوت را نمیتوانید بشنوید. حتما کسی که حرفی متفاوت میزند از سوی شما و یارانتان دشمن است و از جایی تغذیه میشود و بر اساس سیاستی و برنامهای هدایت میشود. یعنی میاندیشید همه روزنامهنگاران مثل کسانی که در رسانههایی که هدایت میکنید رفتار میکنند؟
حمایت از رسانهها ایرادی ندارد، اما رسانه را ابزار کردن برای رقیب کشی، مسیر آزاد اطلاع رسانی را سنگلاخی میکند. مطمئن باشید کسانی که به حرفهای شما گوش میکنند و بدون در نظر گرفتن قواعد رسانهای آنچه میخواهید را منتشر میکنند، دوستان شما نیستند. تا پول قدرت دارید، رفیقند، بعدش چه؟
میتوانیم بدون آنکه دیگری را دشمن بنامیم، با هم حرف بزنیم، اما کسی که منافع مردم برایش مهمتر از منافع شماست، دشمنتان نیست. اگر کسانی که منافعشان با منافع شما گره خورده را درستتر ببینید، حتما دلایل محدودیت تاثیرگذاری کارشان را متوجه خواهید شد. میدانم که سخت است، اما نگذارید خبر بر اساس منافع کوتاه مدت تعریف شود، چون منافع بلند مدت خودتان و جامعهتان را آسیب خواهد زد.
-------------------------
این متن در حقیقت پاسخ من است به یکی از حامیان محترم تعدادی از رسانههایی که در خارج از کشور فعالیت میکنند. دیروز بحثی ناتمام داشتیم که بهتر بود در فضایی آرام دنبال شود.
Subscribe to comments feed نظرات (5 نوشته شد):
وظیفه ی یک روزنامه نگار خوب این است که فکت های زندگی اجتماعی-سیاسی را به مردم منتقل کند اما در جریان همین انتقال لاجرم سیستم ارزشی اش دخیل است. اینکه شما چه فکت هایی را شایسته ی بازتاب دادن بدانید خود یک انتخاب است که از نظام ارزشی تان نشأت می گیرد. حتی انتخاب عکس یا فونت یک خبر هم بازتاب نظام ارزشی شماست. روزنامه نگار صادق هرگز نمی تواند ادعای بیطرفی کند ولی می تواند ادعا کند که فکت ها را تحریف نکرده است. با این تفاصیل کسی که می گوید من کار خبری سیاسی می کنم ولی بیطرف هستم یا نادان است یا شیاد یا هر دو.
امیدوارم منظورم را درست رسانده باشم.
(بخش نظرات خراب بود مجبور شدم اینجا بنویسم):
این حرفها با وجود اینکه احتمالا درست است و ایشان می دانسته اند، اصلا در شرایط فعلی درست نیست و تفرقه انداختن در صف خودی است. حتی اگر ایشان می دانسته و نتوانسته یا نخواسته کاری کند. الان که این همه هزینه داده و در صف مردم است این فشاری که شما روی زخم کهنه می آوری بی انصافی است.ایشان برادری اش را ثابت کرده و کلی لطمه خورده در حالی که خیلی راحت می توانست از وسط کار ، توبه کار شود، به آغوش رهبر پناه ببرد و الان زندگی بی دردسری داشته باشد که می بینیم اینکار را نکرده است و کماکان در حال مبارزه است.
کاریکاتور تاثیرش خیلی زیاد است. نکند یادتان رفته که دوستان رجانیوزی چه ذوقی کرده بودند از آن کاریکاتوری که درباره موسوی کشیدی؟ ... این کارها اصلا در شرایط فعلی سازنده نیست. انتقاد به جای خودش ، اینقدر خودی را نکوبید آقای کوثر. ما به اتحاد نیاز داریم.
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید