غمهای روزنامهنگاران اصلاحطلب
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
پس از انتشار حرفهای سید محمد خاتمی که در محیطی دربسته گفته بود که شرکت در انتخابات از سال ۸۴ بیهوده بود و اگر شروط سه گانه برای برگزاری انتخابات فراهم نشود «حتما» نباید در انتخابات شرکت کرد، با اندکی سردرگمی تعدادی از دوستان روزنامهنگار اصلاحطلب روبرو بودهام. از نظر این دوستان، «اصلاحطلبی» با وجود «اصلاحطلبان» با «خاستگاه» حکومتی و رهبری سید محمد خاتمی تعریف میشود. البته در باب «لو» رفتن حرفهای خاتمی، حرفهای زیادی زده میشود، یکی اینکه قرار نبوده آن سخنان عمومی شود، و انتشار سخنان رئیس دولت اصلاحات پیش از انتشار از سوی سایت «باران» خارج از توافق اولیه بوده است. از بعد اخلاق رسانهای، این مساله قابل بررسی است. اما فارغ از همه اینها، بسیاری از دوستان که عادت کرده بودند این سالها ساعتهایشان را با زمان خاتمی کوک و تنظیم کنند، این دو روز گذشته دچار مشکلی بزرگ شدهاند. اگر سکوت ویژه یکی دو رسانه را در مقابل این خبر ببینید برایتان حتما این سوال پیش میآید که چگونه مهمترین گفتههای خاتمی در طول سالهای بعد از ریاست جمهوریاش را ندیدهاند؟ برخی ممکن است فکر کنند که دلیل، عدم اعتماد به منبع بوده است. اما برخی که «اینکاره» هستند میدانند که الان در میان دوستان اصلاحطلب، فضا اندکی بحرانی است و تلاش برای «انکار» نوعی واکنش روانی در جهت کاهش ضربه وارده است. اما سوال بزرگ این است که در فضای رسانهای، آیا روزنامهنگار هویتاش را از یک تفکر و جریان سیاسی و رهبر آن جریان میگیرد یا از کارش؟ ممکن است به عنوان کسی که عادت به سبک و سیاق رسانههای ایرانی دارید، بگویید که روزنامهنگار موظف است هواداران دیدگاههای مختلف را راضی نگاه دارد. اما آیا روزنامهنگاری فقط برای راضی نگاه داشتن طرفداران یک حزب و یا یک جریان و یا یک گروه است؟
اتفاق بزرگ روزهای اخیر، انتشار سخنان خاتمی به شکلی «ادیت» نشده است. دوستان میگویند خاتمی در جمعهای غیر عمومی، حرفهایی میزند که برای شنونده اندکی جدید است (خودم تجربهاش را دارم!)، اما انتشار خارج از قاعده حرفهای اخیرش شوکی را به طرفداران وارد کرده که اکنون ماندهاند در قبال انتخابات و نظام چه کنند؟
وقتی روزنامهنگاری خودش را در چارچوب یک مجموعه حزبی قرار میدهد، «مصلحت» حزبی تعیین میکند چه بگوید و چه نگوید.
وقتی به خاطر رسیدن یک گروه به قدرت تلاش کنید، مجبورید تمامی نقاط ضعف این گروه را نادیده بگیرید.
وقتی جانبدار باشید، نقاط تاریک و تیره را «ماله کشی» میکنید و نقاط مثبت را در بوق.
این کجایاش اسمش روزنامهنگاری است؟
طرف مدعی است که روزنامهنگار باید واقعیت را در نظر داشته باشد. لطفا مجموعه مقالات و کتابهایاش را بخوانید و ببینید چقدر از واقعیت را به نفع یک طرف نادیده گرفته است.
...
بر اساس آنچه از سخنان خاتمی خواندهام، چند سوال بزرگ برایام بهوجود آمده است:
- اگر خاتمی گفته است که شرکت در انتخابات از سال ۱۳۸۴ اشتباه بوده، آیا خودش به این نتیجه رسیده یا دیگرانی هم همین نظر را دارند؟
- از چه زمانی به این نظر رسیده است؟ آیا سال ۱۳۸۷ که با هدف کاندیدا شدن وارد میدان شد این نظر را داشت؟
- اگر بر اساس منطق برخی، اصلاحطلبی با رای دادن تحت هر شرایطی تعریف میشود، گفتههای رهبر جنبش اصلاحات با این ایده چگونه قابل جمع است؟
- این همه به منتقدان شرکت در انتخابات بدون گرفتن امتیاز از حاکمیت و بدون گرفتن تضمین سلامت انتخابات در طول سالیان گذشته از سوی گروهی از روزنامهنگاران اصلاحطلب حمله شده، بسیاری رسما ترور شخصیت شدهاند و ...حالا تکلیف چیست؟ آیا روزنامهنگاران اصلاحطلبی که نقش خط حمله را بازی کردهاند باید به خاطر تفسیر متفاوتشان با آنچه رهبرشان گفته عذرخواهی کنند؟
- در طول این سالها، بسیاری از روزنامهنگاران طرفدار خاتمی، تمایل بسیاری به پنهان نگاه داشتن عدم پاسخگویی او و همراهانش در قبال این مسائل داشتهاند. آیا کماکان به این روش ادامه خواهند داد؟
- آیا به روش جانبدارانه خود و تلاش برای محور قرار دادن خاتمی و اصلاحطلبی با خاستگاه حکومتی ادامه خواهند داد؟
- ...
این بحث را ادامه میدهم، چون فکر میکنم باید تغییر کنیم.
Subscribe to comments feed نظرات (7 نوشته شد):
۱.جناب آقای بهزاد نبوی ،دبیر کل سازمان انقلاب اسلامی ،در زندان مقام مزم رهبری است .
۲.جناب آقای محسن میردامادی ،دبیر کل حزب مشارکت ایران اسلامی در بند ولایت است .
۳.جناب آقای تاجزاده ،هم مشارکت اسلامی ،هم مجاهدین انقلاب اسلامی ،به همچنین .
۴.سرو کویری ادوار تحکیم وحدت ،جناب آقای زیدآبادی ،به همچنین .
۵.جناب آقای مومنی ،و دیگر دست اندرکاران جنبش دانشجوی به هم چنین .
۶.شاه کله نیروهای ملی مذهبی ،و چند تنی که هنوز بدستور ولی فقیه سلاخی نشده اند ،هم گرفتار ،به اضافه جناب آقای مهندس سمیعی ،از تلاش گران ملی ،و برخی از وکلای خوشنام .
۷.چغندر ،و برگ چغندر ،سران فتنه ،از جمله آقای موسوی ،و کروبی هم که اسیرند !!
خوب !!! به عبآرتی دیگر، از حساب و حسابرسی جبهه اسللااهت هم میگذریم .ممکن است که این دوستان روزنامه نگار به اصتلاح سیاسی اصلاحات توضیه دهند ،چه گونه میخواهند ،ابوی و والده ،و همسیهره را با مختصات هندسی ،به انتخابات دعوت نمایند ؟؟؟؟؟؟
بحث بسیار خوبیه که باید در کنار بحث سانسور و بایکوت و سنگ اندازی در مسیر چرخش اطلاعات از جانب این سایتهای وابسته ادامه پیدا کنه!
بنظر من تک تک ما وظیفه داریم که جلوی این فرهنگ رو بگیریم و نقطه پایانی بر روی اون بگذاریم!
از دید من تمام بدبختی ما از همین کتمان کاری ها ناشی میشه که این آقایان اجازه پیدا میکنن که در پشت در های بسته هر چه خواستند بکنن و به کسی هم حساب پس ندن
نه به سانسور و بایکوت خبری از جانب این رسانه ها و آری به مجبور کردن سیاستیون به شفافیت و رفتار کردن مطابق با زمان
درود مجدد
شهرام فریدونی
موضوع را به درستی باز شکافته اید و با دقت و ظرافت انگشت "سوال" روی "نکات" بسیار مهم و قابل توجهی گذاشته اید اما به گمان من یک سوال "تعیین کننده" و "حیاتی" را فرو گذارده اید و آن چرائی پخش "خارج از قاعده" و نامانوس این سخنان - بقول دوستان- "ادیت نشده" آقای خاتمی آنهم از سوی یکی از وابستگان به جریان موسوم به " اصلاح طلبی" است.
اینکه کسی ادعا کند داستان سخنرانی آقای خاتمی در جمع اصلاح طلبان شمال کشور را تنها به این دلیل در وب سایت "میهن" منتشر میکند چون روی سینهاش مانده بود فقط بدرد قانع کردن ملا نصرالدین و البته به خنده انداختن مرغ پخته میخورد!
مهره کاملا سوخته نظام جایی در بین مردم ندارد. نخبگان و نویسندگان در زمان تصدی همین آقای سوپاپ به قتل رسیدند.
بابک داد حرفی زد که باید با طلا آنرا نوشت: بین نظام و مخالفین خطی است از خون نداها و سهراب ها ... رفتن به سمت نظام یعنی پایمال کردن آن خون ها.
نیک آهنگ، قلمت (کیبوردت) را برگردان!، درباره این خائن ننویس و انرژی ات را صرف این مهملات نکن. برادر!
ان مرد بی ریش میاید ،ان مرد سوخته ،که پیش از این به رهبر نزدیک نبود ،تصمیم به آمدن دارد ،آری اکبر با مقام ولایت دست به یکی کردن ،تا شاید از این مخمصه بدر آیند .
این بحث را ادامه دهیم، چون باید تغییر کنیم.
من آخرش را از اول میگم.
اصلاح طلبان چه از نوع سیاست مدارش، خبرنگارش ، هوادارانش اکثر ان همان جنایات کاران سابق هستند و در جنایات دست داشته اند و این قابل انکار نیست .موسوی تبریزی، خوئینیها ،خاتمی، موسوی،تاجزاده ، نبوی، اردبیلی ،صانعی....اگر از این اصلاح طلبان و فسیل های ۵۷ مثل کشتگر، نگهدار ..عبور نکنیم هرگز به مقصد نخواهیم رسید .
حزب توده مرده درود بر اصلاح طلبان و اکثریت که هنوز راهه آنها را ادامه میدهند.
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید