برادرم عبدالرضا؛ این کارها فقط بخاطر قدرت نظام و ضعف ماست! | طنزستان | صفحه اصلی
نظرات (15)
نسخه چاپی نسخه ساده لینک دایمی

برادرم عبدالرضا؛ این کارها فقط بخاطر قدرت نظام و ضعف ماست!

۰۲ مرداد ۱۳۸۹ عليرضا رضائي
image

عبدالرضا تاجیک در نامه‌ای بدلیل هتک حرمت در زندان خواستار ملاقات فوری با مسئولین قضائی شد. با خودم فکر کردم اگر همین فردا صادق تیوبلس با عبدالرضا ملاقات بکند از آنجا که هیچکدام از حرفهای عبدالرضا قطعاً مثل بقیه تحت هیچ فشاری گفته نمی‌شود و ادب مرد هم به ز هتک حرمت اوست به احتمال زیاد عبدالرضا اینجوری باید حرف بزند:

بنده توسط مأمورین وزارت اطلاعات بازداشت و (...) شدم و بلافاصله به اوین منتقل و همانجا (...) گردیدم . مامورین وزارت اطلاعات خیلی با من مهربانی و (...) کردند و درحالیکه (...) دائم می‌گفتند یا زهرا یا هیچکی! من نمی‌دانم این زهرا کی است که اینها در حال مهربانی با (...) همه‌اش می‌گویند یا زهرا یا زهرا و هیچکس دیگر را هم قبول ندارند. به هرحال ما به انفرادی هدایت و همانجا چند دفعه ارشاد و (...) شدیم و همانطوریکه در نامه‌ام اشاره نمودم آنجا در حضور تمام مسئولین قضائی شلوار ما را جهت آشنائی بیشتر درآوردند و ما برای راحتی بیشتر توی انفرادی بجای بیژامه با شورت می‌گشتیم که راحتتر باشیم و (...) هم بهتر بود.

بنده سردرنمی‌آورم (...) چه کاری است که شما یاد گرفته‌اید از یکسال پیش با آدمهای سیاسی (...) و (...) را در (...) آدم میکنید . بنده گیرم که تمام قوانین (...) الهی شما را گذاشته‌ام زمین جفت پا پریده‌ام روش آیا واقعاً حفظ نظام فقط اینجوری ممکن می‌شود که شما هم (...) بردارید (...) برود توش؟ یعنی واقعاً اگر قرار به اجرای قانون باشد حتماً باید شلوار ما دربیاید و (...) بسختی انجام بشود؟ جداً فکر میکنی اینطوری ما بیرون که آمدیم بجای نویسندگی می‌رویم تعویض روغنی می‌زنیم ؟

 

نکند حتماً باید غیر از کهریزک صد نفر دیگر هم در اوین (...) و شهید بشوند تا بعد که گندش درآمد آقا آدم بفرستد در (...)گاه زندان بعد بگویند ۲۰۹ و ۲۴۰ و ۳۵۰ اوین هم استاندارد نبود ببین آقا چقدر به (...) و مسائل (...) اهمیت می‌دهد دستور داد شلوارمان را بکشیم بالا و (...) را تعطیل کنیم ؟ خ.ره! با تمام این کارها صدایم را وقتی از توی زندان هم که باشم به بیرون می‌رسانم بالاخره که یکروز کلاً بیرون می‌آیم، بترس از آنروز که صدایم را همه بشنوند و روز حساب تو بشود و در دادگاهت شهادت بدهم و شلوارت را دربیاورند بکشند سرت و (...) و (...) و (...) بشوی بدبخت !

ارزیابی این خبر:

2.00

Subscribe to comments feed نظرات (14 نوشته شد):

آرزو در ۰۲ مرداد ۱۳۸۹
اصلا جالب نبود. این موضوعی نبود که بشه باهاش شوخی کرد.
محسن در ۰۳ مرداد ۱۳۸۹
-1
بنده سردرنمی‌آورم (...) چه کاری است که شما یاد گرفته‌اید از یکسال پیش با آدمهای سیاسی (...) و (...) را در (...) آدم میکنید . بنده گیرم که تمام قوانین (...) الهی شما را گذاشته‌ام زمین جفت پا پریده‌ام روش آیا واقعاً حفظ نظام فقط اینجوری ممکن می‌شود که شما هم (...) بردارید (...) برود توش؟
:))
اصلا حرف نداری تو
گل و بلبل در ۰۳ مرداد ۱۳۸۹
آقای رضائی
در حالیکه عبدالرضا تاجیک و خانواده اش از شرح و تفصیل آنچه که بر ایشان در زندان رفته اکراه دارند و از آن به عنوان " هتک حرمت " یاد کرده اند، شما آن را سوژه طنزتان ساختید که فکر نمی کنم لبی به خنده بجنبد مگر برای ابراز تأسف.
چه بسیار گام ها
که نه از ترس تیغ دشمنان
که از بیم طعنه ی دوستان
در راه مانده اند.
حمید مصدق
beh***********@yahoo.com در ۰۳ مرداد ۱۳۸۹
به نظر من این طنز تلخ اثر بیشتری دارد تا یک مقاله منطقی یا سیاسی و از این دست. مثلاً بیان:
بنده سردرنمی‌آورم (...) چه کاری است که شما یاد گرفته‌اید از یکسال پیش با آدمهای سیاسی (...) و (...) را در (...) آدم میکنید . بنده گیرم که تمام قوانین (...) الهی شما را گذاشته‌ام زمین جفت پا پریده‌ام روش آیا واقعاً حفظ نظام فقط اینجوری ممکن می‌شود که شما هم (...) بردارید (...) برود توش؟
فوق العاده اثر گذارتر و تلنگر که نه ضربه شدیدی به ذهن خواننده به ویژه ولایتمداران می زند.
ضمناً آنچه بر بزرگوارانی چون تاجیک رفته از نظر من که به هیچ وجه مایه سرافکندگی آنها نیست بلکه مثل هر نوع شکنجه دیگری مایه افتخار آنهاست و من به شخصه در برابر تحمل آنها از آن مهمتر غیرت و شرافت آنها که باعث شده این اعمال شنیع را برای آگاهی جامعه علنی کنند و از خود بگذرند حقیقتاً سر تعظیم فرود می آورم و اشک در چشمانم حلقه می زند. من به داشتن چنین هموطنان غیور و دلاوری حقیقتاً به خود می بالم گرچه که نصف غیرت و دلاوری آنها را هم نداشته باشم.
مینو در ۰۴ مرداد ۱۳۸۹
کار شما اصلا صحیح نیست. این شوخی شما با این مسئله شرم آوره. براتون متاسفم.
-------------
خانم محترم. با چند اسم کامنت می‌گذارید؟ مینو یا مریم؟
شعله در ۰۴ مرداد ۱۳۸۹
من طنز شما را روزانه دنبال می کنم و مانند طنزهای ابراهیم نبوی دوست دارم. ولی دوست عزیز! فکر نمیکنی با مسائل دردناکی که برای این زندانی و بقیه پیش آمده این شوخی و طنز ، نیشتر به زخمشان می زند؟ بهتر نیست مخصوصا وقتی به شخص خاصی مربوط می شود طنزی دراین مورد که هتک حرمت صورت گرفته نوشته نشود؟ ممنون و موفق باشی
ارژنگ در ۰۴ مرداد ۱۳۸۹
-5
اتفاقا به نظر من اين ظور حساسيت نشان دادن و به قضيه به چشم بي آبروئي نگاه کردن خيلي ضررش بيشتر است تا طنز نوشتن در موردش......اگر درباره شکستن دست تاجيک هم طنز نوشته مي شد همين را مي گفتيد؟!..... براي ما نبايد اين دو تا فرقي داشته باشد. مگر اينکه هنوز اسير ذهنيت هاي سنتي باشيم.
aaaaaaaaaaaaaaaaa در ۰۴ مرداد ۱۳۸۹
طنز سخيفي بود.واقعا نمي دونم چه جوري شما رو به عنوان طنز نويس قبولتون كردن.حتما پارتي داري وگرنه...!
sepide در ۰۶ مرداد ۱۳۸۹
حرف جناب تاجيك عزيز خيلي دردناك بود ... من شخصا از گفته ي ايشون خيلي متاثر شدم.... اين طنز !! خيلي تو ذوق مي زنه... اين طور نيست؟؟
وطن فروش در ۰۷ مرداد ۱۳۸۹
با حیثیت آدمها بازی می کنند. نمی دانم کار درستی است شما هم مساله را بازتر کنید؟ و یا اصلا آیا مجاز است با هر موضوعی با طنز بر خورد کرد؟ شما را ارجاع می دهم به آقای نبوی که گاهی می گوید امروز نمی توان این موضوع را با ظنز نوشت. فکر می کنم می توانید با ابراهیم نبوی هم به به نظرم جزء دوستان شماست مشورتی بکنید.
شاهین در ۰۷ مرداد ۱۳۸۹
دوستان این طنز هست نه جوکی برای خندیدن و مسخره کردن . وقتی زشتی ها رو نمی شه مستقیم بیان کرد. البته قبول دارم فرهنگ ما هنوز به این دید به مسئله نگاه نمی کنه، به همین خاطر از علیرضا میخوام یکم بیشتر مطالبشو بومی سازی کنه.
محمد جواد شکیبا در ۱۷ مرداد ۱۳۸۹
علیرضای عزیز ، متاسفم ، برای خودم ، برای تو و برای تحریریه ی خودنویس . این مطلب بدون جواب نمیمونه - نه به خاطر ناراحتی من - نه به خاطر بغض و کینه ی من نسبت به تو - نه به خاطر اثبات عقیده ی من و نه برای رد عقیده ی تو . توی همین خودنویس هم جوابتو میدم ، با مقاله ، با استدلال ...
رضا در ۲۲ مرداد ۱۳۸۹
-1
جالب بود به عنوان یک طنز تلخ.
هدی در ۳۰ مرداد ۱۳۸۹
من فکر نمی کنم قصد توهین داشتند.من فقط غم رو حس میکنم و تلخی..............
هدیه در ۳۰ مرداد ۱۳۸۹
فکر می کنم خیلی تلخ بود .... برای آزادی تک تکشون دعا می کنم......
مجموعه نتایج: 14 | نمایش: 1 - 14

نظرات

برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید

عضو شوید

مطلب شما!

داستان‌ها‌، خبر‌ها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

به خودنویس بپیوندید »

اخبار

بحثی در باره مرزهای جدید شهروند روزنامه‌نگاری

بحثی در باره مرزهای جدید شهروند روزنامه‌نگاری
در دومین روز کنفرانس «آزادی اینترنت» که در محل «موزه رسانه‌ها» در «واشینگتن دی‌سی» برگزار شد، مدیران برخی رسانه‌های شهروندی در باره تجربه‌های‌شان برای رساندن صدای شهروندانِ علاقه‌مند به حضور در فضای خبری سخن گفتند. «نیک آهنگ کوثر»، سردبیر «خودنویس» هم درباره سایت و امکانات استفاده از «خودتونز» به عنوان ابزاری مشارکتی سخن گفت. ...
علمی-فن‌آوری | خودنویس

مذاکرات بغداد به راند سوم کشیده شد

مذاکرات بغداد به راند سوم کشیده شد
در حالی که ساعاتی پیش رسانه‌ها نوشتند که دور دوم مذاکرات ایران با کشورهای ۱+۵، بدون اعلام نتیجه پایان یافت، این مذاکرات همچنان ادامه دارد و به راند سوم کشیده شده است. کاترین اشتون به همراه سعید جلیلی نیز تا ساعاتی دیگر در نشستی خبری حاضر خواهند شد و در خصوص این مذاکرات اظهار نظر خواهد کرد....
سیاست | سروش جعفری

یک کارگر: جلوی دوربین به ما خانه دادند، چهار روز بعد پس گرفتند!

یک کارگر: جلوی دوربین به ما خانه دادند، چهار روز بعد پس گرفتند!
یکی از دریافت کنندگان مسکن مهر گفته که در جریان سفر محمود احمدی‌نژاد به مشهد جلوی دوربین تلویزیون به او خانه دادند و بعد از چهار روز به او اعلام شد که باید خانه را تخلیه کند....
جامعه | سهند خوانساری

وزارت ارشاد به مکان بازجویی روزنامه‌نگاران تبدیل شده است

وزارت ارشاد به مکان بازجویی روزنامه‌نگاران تبدیل شده است
سازمان گزارشگران بدون مرز با صدور بیانیه‌ای اعلام کرده است که مسؤولان وزارت ارشاد روزنامه‌نگاران را به محل این وزارت‌خانه احضار می‌کنند تا از سوی مأموران امنیتی بازجویی شوند. ...
حقوق بشر | سهند خوانساری

اولین انتخابات مصر پس از حسنی مبارک

اولین انتخابات مصر پس از حسنی مبارک
اولین انتخابات ریاست جمهوری مصر پس از سه دهه حاکمیت حسنی مبارک، از صبح امروز به مدت دو روز در این کشور آغاز شد. این انتخابات با حضور ۱۲ کاندیدا از طیف‌های مختلف برگزار می‌شود....
سیاست | سروش جعفری

ما را دنبال کنید