تقویم سبز (۲۲)، یکشنبه، ۱۸/۱۱/۱۳۸۸
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
پوشک ضد سوزش به رهبر ضد شورش!
نظر به راستای اینکه پیشگوئیهای دو روز گذشته ما همهاش درست از کار درآمد (کی بود گفت درست درنیامد؟ حرف نباشه ها!) لذا در اینجا متن تعدادی از نامههای فوق محرمانه بین سران نظام با بیت رهبری در روزهای آینده برای اولین بار بعد از خوابیدن شتر پیامبر در مسجد النبی در زیر میآید. در نامههای زیر هرگونه تشابه اسمی الکی بوده ما همینجوری یک چیزی پراندیم حالا هرچی ما میپرانیم همان درست درمیآید دیگر بما چه!
محسن دانه بلند به بیت رهبری: میرحسین موسوی دو روز است که حرف نزده و ما طبق روال فوراً نتیجه گرفتیم که ایشان از کارهای گذشتهاش پشیمان است و همینکه دو روز حرف نزده یک عالمه عقب نشینی کرده ولی رویش نمیشود بگوید. انشالله با توفیقات حضرتعالی ایشان دوباره به زیر دامن اسلام برگردد و سوء تفاهمها بر طرف بشود. ما این کشف را در سایت تابناک که شکر خدا روز به روز همینطور تابناکتر هم میشود درج نمودیم ملت کلی بما خندیدند.
جواب: بابا کریستف کلمب! شما بجای این کشفیات بشین همان اقتصاد را معماری کن ببینیم آخرش به کجا میرسی. سایر کشفیات را بگذار برای حسین شوش. بالاخره کیهان هم سرمقاله میخواهد. ضمناً دیشب یک پیمانه از شما ریختیم توی قابلمه به اندازه یک پادگان پلو داد. ماشالله از وقتی ویاگرا درآمده خوب قد میکشی!
حسین شیش (فرمانده سپاه تهران) به بیت رهبری: دادیم بچهها هرچی ماشین آب پاش چینی بود را برای ۲۲ بهمن با یدک کش از گاراژ کرج آوردند تهران. دیشب پیام شما را توسط حاج منصور ارضی برای بر و بچ قرائت نمودیم دو ساعت گریه کردند. آنجا که فرموده بودی جسم ناقص بیشتر گریه کردند. ضمناً توپولف حضرتعالی برای پنجشنبه جهت پرواز مستقیم به ویلای رفیق ولادیمیر آماده است. پشم ما کلاً فدای یک تار ا.ن. دماغ شما.
جواب: پدرسگ! توپولف چرا؟ ما اگر قرار بود بمیریم خب پنجشنبه همین تهران میماندیم. جعبه سیاه توپولف هر دفعه گم میشود ملت قهرمان پرور فکر میکنند خدای نکرده باز داشتیم بمب میبردیم برای اندوه لبنان. این امریکای جهانخوار همه چیزش بد است جز بوئینگ. فوراً جعبه سیاه یکی از آنها را گم بکنید .ضمناً به این حاج منصور عوضی بگو ما جسممان فقط یک کمی ناقص است. یکجوری سوزناک نوحه میخواند کسی نداند فکر میکند ما خواجهایم انرژی هستهای نداریم. ماشین آب پاشها را هم بده به هو جین تائو بگو اگر راست میگوید بجایش قطعنامه بعدی حقوق بشر را وتو بکند. یک حمام هم برای ایامالله برو بد جور بو میدی!
ریاست جمهوری به بیت رهبری : اللهم عجل لولیک الفرج . برای ایام الله دهه فجر خوشبختانه توانستیم انشعاب فشاری آب جیرفت به قزوین را با حضور تمام اعضاء هیئت دولت و زن و بچه هایشان با موفقیت به مقبره کوروش وصل کنیم . به اوباما سه تا نامه دیگر نوشتیم جواب نداد گفتیم اگر راست میگوئی پس این مروه الشربینی را چرا کشتی ؟ دیشب با وزیر کشاورزشی جلسه داشتیم تصویب کردیم که موسوی دستگیر بشود شر را بکنیم . متن سخنرانی ۲۲ بهمن را هم دادیم این اسی مشائی بنویسد . قرار شد خبر خوش بهرهبرداری از سیصد و هشتاد هزار سانتینی فیوز را به خوشه سه بدهیم . اگر زیاد خالی بندی است بگو کمتر کنیم . گاد الهی شما را برای ما بلس بکند انشالله . (این آخری را کلهر نوشت)
جواب: گاد همین تو را برای ما بلس کرده کافیه. به کلهر بگو بجای اینکه مزه بپراند برود دخترش را وسط اروپا جمع کند. ضمناً الدنگ! کنتور سانترفیوژ را مگر به ... عمهات بستهای همینطوری سیصد هزارتا سیصد هزارتا عدد میاندازد؟ صد دفعه گفتیم جهت خر کردن افکار عمومی تو هی با ما سر مشائی دعوا کن باز میدهی این الدنگ نامههای تو را بنویسد؟ فکر کردی اینجا هم سازمان ملل است؟ به آن سردار الدنگی هم که وزیر کشاورزیات است بگو بجای تصمیم گیری برای موسوی برود به ... مرغها جنتامایسین بمالد بلکه بیشتر تخم بکنند برای خوشه سومیها. حالا اگر این است که میرود تخم مرغها را از بیخ میکند برای خوشه اولیها . برای ۲۲ بهمن تو فعلاً زرت و پرت نکن ببینم چه خاکی باید سرمان بریزم. به مطهری گفتهام خشتکت را در مجلس سرت عمامه بکند نامهاش را هم به موسوی نوشته. ما که همینطوری سکینه خیاری مرجع تقلید شدیم تو هم خشتکت که سرت عمامه شد همینطوری عین ما آخوند میشوی . فکر کردی ما خودمان از اولش چطوری آخوند شدیم؟!
Subscribe to comments feed نظرات (21 نوشته شد):
ضمناً دیشب یک پیمانه از شما ریختیم توی قابلمه به اندازه یک پادگان پلو داد. ماشالله از وقتی ویاگرا درآمده خوب قد میکشی!
حاج منصور عوضی ...(((((:
باور کن این روزهای تلخ چیزی به اندازه ی خواندن مطالب تو روح ام را شاد نمی کند. خوشحال باش که به تاریخ آزادی خواهی ایران پیوستی مرد. این عو عوی سگان ولایت بالاخره می گذرد و نسل های بعد نامت را با امثال عارف قزوینی به یاد خواهند آورد. این رو محض تعارف نمی گم. باور کن رفیق
علیرضا خیلی با حالی ...
دوست دارم بدونم اینهمه تنوع و خلاقیت ریشش کجاس. به یاد ندارم که تاحالا اینقدر خندیده باشم. اگه می دونستی که چه آدم عنق و عبوسی داره این اعتراف رو می کنه، الان توی پوست خودت نمی گنجیدی.
عزت زیاد
و
"فکر کردی ما خودمان از اولش چطوری آخوند شدیم؟"
خدا بود
خودشو سوژه کن که به وحشیانه به جون خونواده(همسر سابقش) افتاده
شبهای اول کودتا بارها تا صبح گریستم.24 خرداد سرم بخیه خورد-18تیر دنده ام شکت.چهلم ندا بینی ام شکست و صدها بار دلم شکست -تو به تمام بچه ها روحیه میدهی ادامه بده
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.


نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید