حاشیهی آلت تناسلی معاویه!
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
جل الخالق!! از آدم مذهبی دوپا هر آنچه بگویید بر میآید! تا پیش از این همه متصور بودند که حسینیه و تکایا، جای مقدسی است که برای اتفاق ۱۴۰۰ سال پیش باید در آنجا گریست. اما الان معلوم می شود که احتمالا میتوان طبقاتی نیز در بالای تکیه زد و به شرکت های کامپیوتری و پزشکان آن را فروخت و یا اجاره داد. خدا را چه دیدید شاید تا آن زمان هم ازدواج موقت رسمی هم شد و نیاز به دفتر «آخوند ۶۹» و متناظر با پلیس ۱۱۰ هم شد.
چند سالی است که در تمام مراسمی که با نام «سیدالشهدا» و به کام دوستان مداح و آخوند تمام میشود، گاهی عکسهای بزرگی از آنچه که «حسین» و یا «اباالفضل» مینامند، جلوی برخی خانهها و تکایا هست. از اینکه این عکسها بیشتر به «برد پیت» و «جورج کلونی» و یا نهایتا «عمر شریف» میمانند و خالق این آثار آنچه که در خواب برای خود میبینند را ترسیم میکنند، قرار نیست صحبت کنم. میخواهم گریزی به پشت این عکسها بزنم.
سالهاست که بسیاری از خانههای تهران و شهرستان ها، در طی ده روز، کون فیکون میشوند و یکی دو طبقه به آنها در ده شب منتهی به عاشورای «حسینی» اضافه میشود! تاکتیک جالبی است! روزها کارگران پشت این عکسهای بزرگ مشغول کارند و دیده هم نمیشوند و چون تمثال مبارک هم در مقابلشان هست، کسی هم از جمله شهرداری به آنها تعدی نمیکند.
یکی دو سالی است که نصب این عکسها غیرقانونی تلقی میشود، اما مانند هر چیر دیگر غیرقانونی در کشور، این هم به مورد اجرا گذاشته میشود. تعداد روزهای نذری در این حالت به میزان سرعت ساخت و ساز غیرقانونی باز میگردد! گاهی صاحب عزای «حسینی» آنچنان «دل سوخته» است که نه تنها ده روز اول، بلکه مراسم سوم و هفتم و گاهی تا چهلم نیز هر شب یا هر از چندگاهی، پدر و مادر خود را از عذابی که به همسایهها میدهد، از نفرین بی نصیب نمیگذارند. تماس تلفنی با پلیس ۱۱۰، کلانتری محل، سازمان تبلیغات اسلامی، شهرداری و حتی یکی دو دفتر وزارت کشور نیز مشکل این مزاحمت نیست، چراکه من خود همگی آنها را امتحان کردهام. روزی هم که این تمثال پایین آورده میشود، اتفاق جالبی میافتد و آن افراشته شدن یک بنای جدید در همسایگی شماست که قطعا در اثر زمین لرزه هم، کوچکترین خمی به ابروی متبرک آن وارد نمیشود.
بگذریم... امروز صبح که مشغول خواندن و دیدن نوشتهی نیش عقرب به آلت تناسلی معاویه و بسته شدن نطفه ی یزید شدم، کمی هم به اطراف ماجرا نگاه کردم و نکتهای را دیدم که تقریبا خوابش را هم نمیدیدم. این نکتهی باریک تر از مو «مشارکت در خرید زمین حسینیه و تکایا» بود که در زیر مصاحبهی فوق علمی آخوند شریفاتی تبلیغ میشد. جل الخالق!! از آدم مذهبی دوپا هر آنچه بگویید بر میآید! تا پیش از این همه متصور بودند که حسینیه و تکایا، جای مقدسی است که برای اتفاق ۱۴۰۰ سال پیش باید در آنجا گریست. اما الان معلوم میشود که احتمالا میتوان طبقاتی نیز در بالای تکیه زد و به شرکتهای کامپیوتری و پزشکان آن را فروخت و یا اجاره داد. خدا را چه دیدید شاید تا آن زمان هم ازدواج موقت رسمی هم شد و نیاز به دفتر «آخوند ۶۹» هم شد. میتوان یکی دو واحد آن را هم به شهردار و یا نایب محله رشوه داد، تا هم اجر شما با «حسین» و «اباالفضل» وفادار شود و هم دوستان اجر معنوی و دنیوی ببینند.
به هر حال، دوستان معمم کم کم به خانهسازی هم انشاءالله «دخول» میکنند و پیش از امضای مهندس ناظر ساختمان، آخوندی نیز باید در طبقه ی زیرین آن نماز شکر و نماز ضدزلزله بخواند (خدا را هم چه دیدید، شاید هم ...) تا تایید نهایی صورت گیرد.
چشمان ولی فقیه روشن باد... مبارک است انشاءالله تعالی
------------
مطالب بلاگستان و کلیه مطالب رسیده از اعضا، معرف دیدگاه شخصی نویسندگان است نه سایت خودنویس.
Subscribe to comments feed نظرات (3 نوشته شد):
سلامت باشید
اما یک سئوال کوچک ولی البته مهم:
نویسنده ی یک مقاله مهم است یا نوشته ی او؟ اگر جواب را یافتید، پیش خودتان نگه دارید. نود درصد مشکلات جامعه ی ما، پاسخ شماست.
پاینده باشید دوست من
ایشان امریکا را با جنابِ عقربِ اشتباه میگرفتند.
رزمجو از طایفهِ ( محترمِ ) کفار
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید