شاهزاده و شهریزک؟
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
آقای قرائتی میگفت (لطفا با لهجه قرائتی بخونید):
آقا! ما حدیث داریم! حدیث داریم از فلان؟ بگن: پیغمبر که میگفت:؟!
هان! بگن! چی میگفت؟!
ازا جاز نصرالله و الفتخ
یعنی نصرالله جاز زد باد فتخ گرفت!
بعد میگن فلانی چی میگفت؟
خب همینو میگفت ما گوش نکردیم!
برا همینم حدیث داریم!
برا اون حدیث م باز حدیث داریم و الخ.
راستش پشممون ریخت! لابد میپرسین از چی؟
جونم براتون بگه فکر کنم آقا رفتنی شده! این نه اینکه حرف من باشه والا من یه آدم یه لا قبای بیکار آخه از کجا میتونم بفهمم؟!
ماجرا از اونجا شروع شد که داشتم در مورد خاورمیانه مینوشتم. متنش اگه اشتباه نکنم اینگونه بود:
«برای نویسنده جای تعجب است که مردمان تونس و مصر و لیبی بعد از سقوط دادن و سقط کردن دیکتاتورها به دنبال تجربه جمهوری اسلامیاند؟! مگر نه اینکه روزگار ما در این سی ساله تجربه حکومت خداوند....در پایان خاطر نشان میگردد که اکنون که حکومتهای منطقه یکی بعد از دیگری از نیمه لیبرالی غربی به اسلامگرایی دموکراتی رسیدهاند، نیاز به تغییر حکومت اسلامی ایران به لیبرالی پاداسلامی برای غربیها که همواره به دنبال چالش در منطقهاند، بیش از پیش احساس میشود. آیا همواره باید این موازنه منفی خاور میانه به سود غرب و اسلحه فروشان سوئدی و نروژی و آمریکایی و بریتانیایی برقرار باشد؟!»
جای شما خالی یهو دیدم آب از زیر رایانهام راه افتاد.
ابتدا خیال کردم دستم حین نوشتن به فنجان چای خورده! اما فنجان چای بغل دستم سرد بود و مایع سرازیر شده زردرنگ و بویی تند و گرم داشت! خیال کردم که رادیاتورهای خنک کننده CPU رایانه دچار نشتی شده، اما دمای CPU نیز بالا نبود. بعد از اندکی تجسس تازه فهمیدم که ای دل غافل این رایانه بنده است که به شرایط خاور میانه «شاشیده» است.
حق با رایانهام بود، روزگار خاور میانه قمر در عقرب است و این دور و تسلسل خاور میانه ادامه خواهد داشت. به قول قرائتی ان باشت سلاح در خاور میانه از اهم واجبات است، که لابد بره همینم حدیث داریم!
البته این دلیل ریختن پشم بنده نبود که در بالا توضیح آن آمد! پشم بنده آنجا ریخت که دیدم نایب بر حق شاه فقید، آقای رضا پهلوی باگرفتن یک وکیل …(ممل مصطفایی) از دست رهبر جمهوری اسلامی شکایت کردهاند؟!
لابد میگین: هان! هان! اینجاش دیگه دم خروس جمهوری اسلامی ش زد بیرون! کجاش بده که از دست رهبر شکایت کنیم؟ تازه آقای نوریزاد هم از دست رهبر شکایت کرده! اصلا همه از دست ایشون شاکیاند؟!
اینکار دو اشکال اساسی به نظر بنده دارد:
۱- […]
۲- روم به دیوار شرمنده شرمنده، باز هم پوزش، با این خاله خرسهای دور آقای پهلوی ما پشممون ریخت!کافیه دو خط بر پاد این آقا نوشته شود! یا زبانی لال گفته شود! بیا و ببین که چه قشقرقی بر پا میکنند! فحش و بد بیراهی است که نصیب طرف مقابل میشود. البته بنده تا کنون هیچ مطلبی بر پاد ایشان ننوشتهام و نخواهم نوشت (چون فکر کنم ایشون بازیشون خیلی خوبه و یحتمل از نیمکت دستور رسیده که ایشون گرم کنند که میخواهند جای کاپیتان به بازی بروند مگر بنده دیوانهام دشمن درست کنم برا خودم!) اما رفتار طرفداران ایشان با جماعت مخالف را دیدهام. فیالواقع فقط جای ساندیس با پپسی عوض شده است! و احتمالا پپسی خورهایی که دیگر با شیشه پپسی و کولا تو شهریزکشان از ان کارهای بد نمیکنند! اه اه اه!
برا همین بعدها مخالفین ایشون کاریکاتور فرو کردن ساندیس رو میکشن؟! نمیدونم والا.
یک پیشنهاد ملی دارم که از کنگره و وحدت و از این چرت و پرتهای بی نتیجه خیلی مهمتره. پیشنهاد من خلع سلاح دیکتاتورهاست. دوستان و هموطنان همین امروز برای خلع سلاح دیکتاتورها حمله کنیم کارخونه پپسی و کولا و ساندیس و ما الشعیر و کلا هر ابزاری که استفاده و کاربرد دو گانه داره رو تعطیل کنیم!
چه اشکالی داره؟! مگر نه اینکه عرق سگی تو پلاستیک فریزر میخریم؟ مگر نمیشود نوشابه رو تو پلاستیک فریزر ریخت و فروخت؟
آشکار است که حکومتی که ریگی به ته کفشش نباشد از این پیشنهاد عالمانه استقبال میکند.
به نظر نویسنده این یگانه راه حل مشکل شکنجه و تعزیر در زمان حال و حکومت های بعدی است.
تصور کنید شاهزادگان قاجار ادعای حکومت و تخت و تاج کنند آنگاه تکنیک چپاندن فنجان قهوه در ماتحت مخالفان در قهریزک شان را با شکاندن فنجان های قهوه و نوشیدن قهوه با نی و الخ خنثی میکنیم.
با تشکر از آقای قرائتی برای شرکت در این برنامه.
Subscribe to comments feed نظرات (0 نوشته شد):
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید