ببخشید من این ماکت رو قبلاً تو یه فیلمی ندیده بودم؟!
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
شکر خدا باری دیگر بدستان توانمند ارتش ظفرمند اسلام افتخار دیگری آفریده شد و یک فروند ابابیل رادار گریز دشمن که اول گفتند صحیح و سالم ولی بعداً که بهشان گفتند آخه الاغ! هواپیما که صحیح و سالم سرنگون نمیشه و لذا اعلام شد که یک کمیاش قـُر شد ولی ما فوری درستش کردیم به غنیمت ارتش اسلام درآمد و طی یک برنامهی وسیع تلویزیونی در معرض دید جهانیان قرار گرفت. در این برنامه که معلوم شد این هواپیما با همکاری مشترک نیروی هوائی سپاه و نیروی هوائی ارتش (در جمهوری اسلامی ما از هر نیرویی دوتا داریم که یکیش هر وقت لازم شد برای زدن اون یکی هم هست) انجام گردیده ولی در این همکاری سپاه خیلی بیشتر همکاری کرده و لذا گوینده ناچار بود ده دفعه قبل از بردن اسم ارتش «ضمناً» هم بگوید، هواپیمای سرنگون شده بطور کاملاً شیک و تمیز، رنگ فابریک، فنی و بدنه سالم، روکش، دزدگیر، ضبط، باند، کلاً تو بگیر دست یه خانوم دکتری بوده میرفته جاسوسی برمیگشته، کاملاً نمایش داده شد که ما با دیدن آن بلافاصله یاد یک فیلمی افتادیم که از اینها توش داشت ولی هرچی فکر کردیم اسم فیلم یادمان نیامد.
بدلیل همکاری بیشتر سپاه در به غنیمت گرفتن این هواپیما، جسم مزبور هماکنون مانند سایر اجسام دستگیر شده در اغتشاشات پس از انتخابات، در اختیار سپاه قرار داشته و به همین مناسبت تلاشها جهت دریافت اعتراف از نامبرده به همکاری با سلطنت طلبهای بهائی فرقه منافقین و صدام لحظاتی پس از سقوط و دستگیری طبق روال در محل نامعلومی آغاز شد. به همین مناسبت فرمانده نیروی هوائی سپاه مستضعفین در پاسخ به این سوال که «این هواپیمای غیر قابل رهگیری را چطوری شناسائی کردید؟» گفت والا اگر خودمم بدونم لیکن بلافاصله یک چیزهائی در مورد قدرت اسلام و مسلمین و مقام معظم رهبری گفت که شاخ درآوردیم.
هنوز دقیقاً مشخص نیست که این هواپیمای بدون سرنشین که بازم ما را یاد آن فیلمه میاندازد سرنگون شده یا سقوط کرده یا خودش فرود آمده یا به زور بهش گفتن فرود بیا اومده ولی در حال حاضر مهم این است که هماکنون هواپیما کاملاً سالم و سلامت در اختیار ارتش اسلام قرار دارد. گفته میشود که تعدادی از دانشمندان روسی و چینی فوراً به کشور آمدهاند تا به محققان توانمند سپاه حالی بکنند از هواپیمای بدون سرنشین با بطری نمیشود اطلاعات بدست آورد. از آنجا که اینگونه هواپیماها به محض خارج شدن از کنترل اصلی، به هر دلیلی و تحت هر شرایطی، فوراً اقدام به نابود کردن تمام سیستمهای خود میکنند لذا ما ضمن اینکه بیشتر یاد همان فیلمه میافتیم برای ارتش اسلام در راه پاسداری از زیر و روی خودمان آرزوی موفقیت داشته و ضمناً اعلام میداریم که حالا اگر این یارو را خودتان ساخته باشید بخواهید بیندازید گردن امریکا هم حرفی نیست ها ! والا؛ خوشحال میشویم سپاه غیر از کتک زدن دانشجوها با چماق توانسته باشد هواپیمای جاسوسی بدون سرنشین هم بسازد لنگهی همانی که ما تو اون فیلمه دیدیم !
Subscribe to comments feed نظرات (6 نوشته شد):
من هم تصورم این بود که این هواپیما شاید مجهز به سامانه خود تخریب است اما ظاهرا اینگونه نیست، خبری از مردمک را در زیر خواندم و شکم بیشتر و بیشتر. اما چون شک قبل نیت بوده و بین مقاله اول و دوم، مقاله شما صحیح است.
http://www.mardomak.org/story/spy_drone_us_technology
محب علی
سالهای حدودا" 74 برای اجاره یک خانه(برای اسکان جوشکارها) به یکی از دهات های اطراف بندر خمیر رفته بودم ، بنده مثلا در تهران زندگی میکردم وپایتخت نشین محسوب میشدم. در بین کوچه های ده میدم جوان های خیلی کم سن وسال از وسیله ای استفاده میکنند مثل بیسیم ، ودائم در حال حرف زدن هستند. پرسیدم این چه نوع بیسیمی است گفتند این موبایل است وبا آن تماس تلفنی برقرار میکنند.
الحق من پایتخت نشین همچین چیزی ندیده بودم.بعدها در تهران کم کم دست این وآن دیدم. درحال حاضر در پستو ترین دهات های ایران از تمامی فن آوری نوین استفاده میکنند که هیچ ، حتی در همون دهات ها کسانی هستند که برنامه مینویسند وجماعتی را از شر فیلترینگ حکومت اسلامی خلاص میکنند.
بعضی از ماها زود جو گیر میشویم وتا یه مقدار تغییر لحجه دادیم خود را شهری ویا اروپائی میخوانیم.
یعنی بیطرفیت منو کشته!
آخه سرسپردگی تا کجا دادا؟
پ.ن. مرجع تقلید بعضیها خواهش فرمودن که ایران هواپیمای جاسوسی شون رو پس بده
وقتی که یک فرد در خانهاش محبوس میشود، این به خودی خود مفهوم نیست! باید کتابی خواند که اولاً ما را «مدرن» جلوه دهد، ثانیاً یک «مرجع تقلید» برایمان مهیا کند. و چنین است که مارکز «قرائت» میکنیم.
مدرن بودن یعنی داشتن تفکر مستقل و متکی به نفس و فردیت فرد و حقوق شهروندی. آنها که دنبال مرجع تقلید هستند نمی توانند واپسگرایی خود را با مارکز خواندن پنهان کنند. آیا توجه کردهاید که چه اصراری دارند که حتماً در هر مقاله یا سخنرانی نام چند متفکر و نویسندهٔ غربی را حتماً ردیف کنند؟! از چپ ارتجاعی گرفته تا اسلام ارتجاعی، هرکسی تا از «امامان مقدس» نامی، نقل قولی و اشارهای نداشته باشد داشتن سواد خواندن و نوشتن خود را -که روشنفکری نامیده - به ثبوت نرسانده است!
بله، دکمهٔ آسانسور را شناختن و فشار دادن مستلزم این است که آدم در عمرش آسانسور دیده باشد. کسی که دکمهٔ آسانسور را بشناسد مدرن نیست و کسی که آن را نشناسد مرتجع نیست. اما تشخیص ندادن شکل از محتوا مسلماً ارتجاعی تر از نشناختن مظاهر تجدد است.
عرض کردم، داستان قدیمی است. به همه چیز میچسبد! حالا مقاله دیگر را به من نشان دهید تا آنجا هم بگذارم!
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید