گزارشی غیر رسمی از دولت بریتانیا
۱۶ آذر ۱۳۹۰
محمد محب علی
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
در خبرها آمده بود که دولت عظمای بریتانیا درخواست غرامت میلیونی از حکومت ایران کردهاند.
با توجه به اینکه شرایط بازار مالی در انگلستان خراب است این رقم مبلغ قبل توجهی از کل بودجه وزارت خارجه بریتانیا میباشد.
در زیر گفتگویی با آلن کک مک سخنگوی شورای روابط بین المللی وزارت پارلمان بریتانیا داریم، با تشکر از همکارانم نعنا و پونه که مرا در تهیه این گزارش یاری کردند.
سوال: آقای آلن با تشکر از حضورتون در ..
پاسخ: ممنون، مردم ایران با دولت ایران فرق دارند ما اینو میدونیم.
سوال: سفارتتون در تهران آیا دوباره بازگشایی میشه؟
پاسخ: ولله زود است به این سوال حالا جواب بدیم و باید منتظر پاسخ تهران و روند مذاکرات بین المللی باشیم.
سوال: مساله غرامت از ایران چی؟ با توجه به حمله اخیر نیروهای..
پاسخ: در واقع غرامت مهمترین بخش این قضیه است ما خواهان آنیم که یک درس خوب به دولت ایران ..
سوال: اما این مبلغ درخواستی شما خیلی زیاده؟ مگه نیروهای بسیجی به خزانه داری بریتانیا حمله کردهاند؟
پاسخ: نه! نه! تمامی کارمندان ما ترسیدن، خانواده هاشون و ...کی باید پاسخ گوی اینهمه بربریت باشه؟! اما دولت ایران میتونه درخواست کنه ما تخفیف میدیم، بالاخره بار اولشون نیست و مشتری ما هستن(ها ها )
سوال: بله! فرمایش شما درسته، اما کارمندان سفارت شما در ایران میدونستند که برای ماموریت به سوییس نمیروند؟!
پاسخ: از مساله اتمی کوتاه بیاییم، از غرامت کوتاه نمیآییم!
سوال: اما آقای آلن این پولو مردم ایران باید باید بدهند و شما خودتون میگین که این حکومت ایران بوده که ..؟
پاسخ: ما موازین بینالمللی را داریم که میگه دولتها مسوول..
سوال: آیا درسته که بسیاری از فرزندان حاکمین ایران و لا اقل بخش مهمی از مدیران رده دوم و سوم حکومت ایران و فرزندان ایران در انگلستان زندگی میکنند؟
پاسخ: اینو باید از وزارت کشور و Home Office پرسید!
سوال: اتفاقا من به عنوان یک خبرنگار پیگیری کردم و بله درسته.
پاسخ : بله درسته لابد!
سوال: چرا از خونوادهها و از کسانی که خودشون دستور دهنده این کار بودند نمیگیرین این غرامت ها رو؟
پاسخ: ببینید. اونها افراد عادیاند و ربطی به این قضیه ندارند.
سوال: بله درک میکنم. اما من دانشجوی دکترا هستم و چند سال هم میشه که اینجا هستم. با تقاضای ویزای سیاحتی برای مدت محدود حتی دو هفته ای مردم عادی از ایران هم موافقت نمیشه، اونوقت چطور این همه خونوادههای سران کشورهای متخاصم شما اینجا زندگی میکنند!
پاسخ: سوال بعدی!
سوال: نه، لطفا جواب بدین. موقع اقامت دادن و ویزا دادن به اینها آیا سرویس اطلاعتی بریتانیا نمیدونه که اینها بچهها و خونواده کسانی هستند که منافع بریتانیا در ایران را به خطر میاندازند؟ چرا پول این غرامت را از اونها نمیگیرین؟
پاسخ: همین الان به من اطلاع دادند با تقاضای ویزا مادر شما موافقت شده، سوال بعدی لطفا!
سوال: مادر من پارسال تو صف ویزای سفارت شما فوت شدند.
پاسخ: خدا رحمت کنه!
سوال: سوال منو پاسخ بدین؟
پاسخ: بذار ببینم دوباره پیامک اومده برام، متاسفم ولی ویزا تحصیلی شما از درجه اعتبار ساقطه! من نمیتونم جواب بدم به کسی که غیر قانونی در بریتانیا زندگی میکنه.
سوال: اما...
پاسخ: من وظیفه دارم زنگ بزنم به پلیس.
ممنون از مصاحبه تون
Subscribe to comments feed نظرات (4 نوشته شد):
همه اینها که نوشتی هیچ ربطی ندارد به اینکه یک مشت وحشی ریختند و سفارت یک کشور دیگر را غارت کردند . اینجور مغلطه هم تنها کاری که می کند این است که ملت ایران را یک مشت آدم طلبکار از همه و همه چیز در چشم جهانیان نشان می دهد . یک بار غایر خان حاکم شهر اترار این کار را به سفرای چنگیز کرد و بعضی هنوز از ان کار درس نگرفته اند .
اصلان اینگلیس خود شیطان رژیم ، به او بگو کاسه کوزه ات را جمع کن و برو ولی وقتی مهمان تو است باید مثل آدم با او رفتار کنی .
اصلان اینگلیس خود شیطان رژیم ، به او بگو کاسه کوزه ات را جمع کن و برو ولی وقتی مهمان تو است باید مثل آدم با او رفتار کنی .
اسم قشنگی داری.
محمد محب علی
محمد محب علی
البته به نظر من و دانته از قشنگی به نام شما نمی رسد و پیشاپیش از اینکه چیزی بگویی من در برار دانته هیچ ام .
احترام زیادی برای آقا/خانم زد قائل هستم.
زد گرامی من مشق خوبی از دموکراسی کرده ام، فکر کنم بر آشفته شدن از اظهار نظری نشانه ترس و یا در کمترین مورد آن شک بر مو ضع خویش است.
ارادت
محب علی
زد گرامی من مشق خوبی از دموکراسی کرده ام، فکر کنم بر آشفته شدن از اظهار نظری نشانه ترس و یا در کمترین مورد آن شک بر مو ضع خویش است.
ارادت
محب علی
زد جان
قربان این استدلالهای بند تنبانی ات شوم، هلاکو تا بغداد و شامات رفت، آنها چی لابد آنها هم سفیر مغولها را کشته بودند؟ اصلا مغولها به چه دلیلی به چین حمله کردند؟!
عزیزم قدرت گرفته بودند و حمله کردند، مثل الان حمله نزدیکه بهانه اش یا اتومه، یا حقوق بشر یا ..
مخالفت با تهاجم بیگانه دفاع از استبداد نیست، امید به اندیشه فراوان تر هنگام کیبورد فرسایی.
محب علی
قربان این استدلالهای بند تنبانی ات شوم، هلاکو تا بغداد و شامات رفت، آنها چی لابد آنها هم سفیر مغولها را کشته بودند؟ اصلا مغولها به چه دلیلی به چین حمله کردند؟!
عزیزم قدرت گرفته بودند و حمله کردند، مثل الان حمله نزدیکه بهانه اش یا اتومه، یا حقوق بشر یا ..
مخالفت با تهاجم بیگانه دفاع از استبداد نیست، امید به اندیشه فراوان تر هنگام کیبورد فرسایی.
محب علی
البته که مغول به ایران هم حمله می کرد ولی این عمل آنرا بسیار جلو انداخت و در ضمن الان بیگانه در ایران حکومت می کند و اگر بیگانه هم نباشد از هر بیگانه ای با مردم خودش بد تر می کند .
تاریخچه اکثر جنگ های تاریخ را که نگاه کنید حماقت، اشتباه و نادانی یک طرف باعث پیدایش آنها گشته است، نمونه آنکه درایت سران ایران در دهه ۷۰ از بروز جنگ بین ایران و عراق جلوگیری کرد و حماقت مسئولین رژیم اسلامی در صدور انقلاب اسلامی به عراق و هدف خمینی ( راه قدس از بغداد میگذرد) باعث جنگ خانمان سوز ۸ ساله در دهه ۸۰
گردید ، مختصری در مورد جنگ هایی که در بالا اشاره شد.
1- اتفاقا هلاکو خان اصلا نمیخواست به بغداد حمله کند تاریخ نویسان نوشته اند، هلاکو مردی بسیار خرافاتی بود و به او گفته بودند که خلیفه عباسی ،نماینده خدا در روی زمین است و مقدس است و نمیتوان خون او را ریخت. وزیر ایرانی او خواجه نصیر توسی که کینه خلفای عباسی را مانند سایر ایرانیان آزادیخواه به دلیل حمله اعراب به ایران در دل داشت، آنقدر در گوش هلاکو خان خواند و از زر و سیم دربار خلافت گفت تا او را وادار به حمله به بغداد کرد. باز نوشته اند؛ در سفری که خواجه نصیر به بغداد داشت و به نزد خلیفه عباسی رفت او با تحقیر از او پرسید تو از طایفه خران پارسی هستی یا گاوان؟ خواجه جواب داد: از گاوان، خلیفه پرسید؛ پس شاخت کو ، خواجه پاسخ داد: آنرا جا گذشتم در سفر بعد با خود خواهم آورد، وقتی بغداد سقوط کرد ، خواجه به خلیفه گفت: حال شاخم را با خود آورده ام، باز نوشته اند که هلاکو نمیخواست خلیفه را بکشد چون آخوندهای آن زمان به او گفته بودند که اگر خون او را بریزی آسمان به زمین خواهد آمد اینجا باز خواجه ایرانی به کمک آمد و گفت او را در نمدی به پیچید و با چوب بزنید اگر در ضربات اول گوشهای از آسمان به زمین آمد دیگر نزنید، هلاکو دستور داد چنین کردند و خلیفه با استخوان خرد شده به جهنم فرستادند.در حقیقت این وزیر دانشمند ایرانی بود که با درایت خود و به دست هلاکو طومار خلافات اعراب را در هم نوردید.
2-نظر ضد گرامی کاملا درست است ،نوشته اند تموچین ( چنگیز خان) به هیچ وجه قصد حمله به ایران را نداشت چون از قدرت ایران که آن موقع نیز مانند امروز پوشالی شده بود میترسید و فقط میخواست با ایران تجارت کند که حماقت محض قایر خان در کشتن تجار مغولی او را در وضعیتی قرار داد که اگر عکس العمل نشان نمیداد در نزد مغولان خوار و خفیف میشد با این وجود پیغام داد که اگر غایر خان مسببین قتلها را به مجازات برساند و به او خسارت اموال غارت شده را به دهد او از این مساله میگذرد که غایر خان قبول نکرد و تموچین به ناچار به اترار حمله کرد.که باز شدن دروازه بر اثر خیانت و نرسیدن قوای کمکی بر اثر حماقت سلطان محمد ( که مغولان را دست کم گرفت) اترار سقوط کرد و مغولان را برای حمله به سایر نوقت ایران جری تر کرد.
گردید ، مختصری در مورد جنگ هایی که در بالا اشاره شد.
1- اتفاقا هلاکو خان اصلا نمیخواست به بغداد حمله کند تاریخ نویسان نوشته اند، هلاکو مردی بسیار خرافاتی بود و به او گفته بودند که خلیفه عباسی ،نماینده خدا در روی زمین است و مقدس است و نمیتوان خون او را ریخت. وزیر ایرانی او خواجه نصیر توسی که کینه خلفای عباسی را مانند سایر ایرانیان آزادیخواه به دلیل حمله اعراب به ایران در دل داشت، آنقدر در گوش هلاکو خان خواند و از زر و سیم دربار خلافت گفت تا او را وادار به حمله به بغداد کرد. باز نوشته اند؛ در سفری که خواجه نصیر به بغداد داشت و به نزد خلیفه عباسی رفت او با تحقیر از او پرسید تو از طایفه خران پارسی هستی یا گاوان؟ خواجه جواب داد: از گاوان، خلیفه پرسید؛ پس شاخت کو ، خواجه پاسخ داد: آنرا جا گذشتم در سفر بعد با خود خواهم آورد، وقتی بغداد سقوط کرد ، خواجه به خلیفه گفت: حال شاخم را با خود آورده ام، باز نوشته اند که هلاکو نمیخواست خلیفه را بکشد چون آخوندهای آن زمان به او گفته بودند که اگر خون او را بریزی آسمان به زمین خواهد آمد اینجا باز خواجه ایرانی به کمک آمد و گفت او را در نمدی به پیچید و با چوب بزنید اگر در ضربات اول گوشهای از آسمان به زمین آمد دیگر نزنید، هلاکو دستور داد چنین کردند و خلیفه با استخوان خرد شده به جهنم فرستادند.در حقیقت این وزیر دانشمند ایرانی بود که با درایت خود و به دست هلاکو طومار خلافات اعراب را در هم نوردید.
2-نظر ضد گرامی کاملا درست است ،نوشته اند تموچین ( چنگیز خان) به هیچ وجه قصد حمله به ایران را نداشت چون از قدرت ایران که آن موقع نیز مانند امروز پوشالی شده بود میترسید و فقط میخواست با ایران تجارت کند که حماقت محض قایر خان در کشتن تجار مغولی او را در وضعیتی قرار داد که اگر عکس العمل نشان نمیداد در نزد مغولان خوار و خفیف میشد با این وجود پیغام داد که اگر غایر خان مسببین قتلها را به مجازات برساند و به او خسارت اموال غارت شده را به دهد او از این مساله میگذرد که غایر خان قبول نکرد و تموچین به ناچار به اترار حمله کرد.که باز شدن دروازه بر اثر خیانت و نرسیدن قوای کمکی بر اثر حماقت سلطان محمد ( که مغولان را دست کم گرفت) اترار سقوط کرد و مغولان را برای حمله به سایر نوقت ایران جری تر کرد.
آرش گرامی ، من این مورد پتو را شنیده بودم ولی شاخ را نه و بسیار جالب بود . با یک تاریخ دان چینی که صحبت می کردم می گفت در ان مساله اترار جاسوسان چین هم دست داشته اند که چنگیز را به ایران بکشند . این بخت بد ایرانیان خوش بختی اروپا بود چون وقتی مغولان به لهستان رسیدند خبر مرگ خان به آنها رسید و به سرزمین خود باز گشتند .لهستانیها هر ساله با کارناوالی این( پیروزی) را جشن می گیرند .
البته تاریخ را با اما و اگر نمی نویسند ولی اگر اول از راه استپ ها به اروپا می رفتند ما از گزند آنها در امان می ماندیم .
البته تاریخ را با اما و اگر نمی نویسند ولی اگر اول از راه استپ ها به اروپا می رفتند ما از گزند آنها در امان می ماندیم .
آقای آرش خان پارسی
اینها که نوشتی شوخی است یا جدی؟
دوست گرامی (اگه افتخار داشته باشم به دوستی ) این حرفها چیه میزنید؟ عباسی ها را کی به خلافت رسوند؟ جدا کردن اسلام از تاریخ ایران همانقدر احمقانه است که راندن ان در آینده ایران!
محب علی
اینها که نوشتی شوخی است یا جدی؟
دوست گرامی (اگه افتخار داشته باشم به دوستی ) این حرفها چیه میزنید؟ عباسی ها را کی به خلافت رسوند؟ جدا کردن اسلام از تاریخ ایران همانقدر احمقانه است که راندن ان در آینده ایران!
محب علی
آقای پارس و پارسی گرام
تاریخ را سراسر فاتحین نوشته اند و ایشان همیشه راستگو نیستند، اگر اسما عیلیان برنده نزاع الموت بودند، آنهنگام همین خواجه اهل ریاضی و مثلثات اهریمن میشد. بسیاری از تحسینهای پیرامون او از شیعه مسلکی خواجه نصیرالدین
نشات میگیرد.
محب علی
تاریخ را سراسر فاتحین نوشته اند و ایشان همیشه راستگو نیستند، اگر اسما عیلیان برنده نزاع الموت بودند، آنهنگام همین خواجه اهل ریاضی و مثلثات اهریمن میشد. بسیاری از تحسینهای پیرامون او از شیعه مسلکی خواجه نصیرالدین
نشات میگیرد.
محب علی
محب علی ، نظام الملک را با نصیر الدین طوسی اشتباه گرفتی ؟
زد گرامی ام
من با همه احترام بهت میگم قبل از نوشتن بخون و مهمتر فکر کن عزیز. دنبالک زیر شما را به هدف رهنمون میگردد.
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%AC%D9%87_%D9%86%D8%B5%DB%8C%D8%B1_%D8%B7%D9%88%D8%B3%DB%8C
من با همه احترام بهت میگم قبل از نوشتن بخون و مهمتر فکر کن عزیز. دنبالک زیر شما را به هدف رهنمون میگردد.
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%AC%D9%87_%D9%86%D8%B5%DB%8C%D8%B1_%D8%B7%D9%88%D8%B3%DB%8C
اسماعیلیه خود شیعه هستند و ان نظام الملک بود که بسیار ضد شیعه بود در زمان نصیر الدین که که دیگر چیزی از قدرت الموت نمانده بود .
خواجه نصیر نیز دربند ایشان بود و اسیر ایشان سالیان دراز، باهاشون دشمنی داشته که حبس کرده اند این خواجه را؟ بیشتر بخون زد عزیز
محب علی
محب علی
مطلب طولانیست شاید در نوشتهای جدا به خودنویس (اگر دچار تیغ سانسور نشود) بفرستم حال به طور خلاصه:
تاریخ را با ویکی پدیا( گرد آورده توسط من و شما ) به تنهائی نمیتوان یاد گرفت به مطالعه کتابهای و منابع تاریخی بیشتری نیاز است.
۱- اکثریت ایرانیان همواره در مخالفت با حمله اعراب به ایران در ۱۴۰۰ سال پیش بودند و هیچگاه آن هارا به عنوان یک خودی در بین خود نپذیرفتند اگر قدرت نداشتند در خفا و در زمان قدرت آشکار تر،( اگر غیر از این بود فردوسی وجود نداشت که بگوید : بسی رنج بردم،در این سال سی، عجم زنده کردم بدین پارسی) در غیر اینصورت الان ما هم مانند مصر، لبنان، سودان، لیبی و،،،،،عربی صحبت میکردیم، و جز امّت ۷۰۰ میلیونی عرب بودیم، این مبارزه با قدرتهای سلطه گر ( مثل اعراب،عثمانیان و....) که پیشینه فرهنگی ملت هارا نشانه میگیرند در طول این ۱۴۰۰ سال وجود داشته است که نمونههای آن مخالفتهای عبدالناصر و قذافی با حکومت ایران ( قبل از آخوند ها) و بحث پوچ اعراب ( بدلیل ضعف رژیم) بر سر نام همیشگی خلیج فارس و اروند رود و جزایر ایرانی خلیج فارس که تا به کنون کشیده شده است.
۲-علت مسلمان شدن آن عده از ایرانیان که در ایران ماندند و از زیر تیغ اعراب نجات یافتند، بحثی جداست که در چند خط نمیگنجد، خیلی از ایرانیان نیز برای مسلمان نشدن از مقابل اعراب فرار کردند و به هندوستان رفتند که به پارسیان هند معروفند ولی همان ایرانیان باقیمانده هم همواره در حال شورش بودند، نمونه آن ونداد هرمز، سنباد خراسانی، روزبه، پیروز پارسی، مازیار پسر قارن، بابک خرمدین، یعقوب لیث ( که برای گرفتن بغداد و سرنگونی خلیفه تا جندی شاپور رفت که آنجا بیماری قولنج به او امان نداد و در گذشت و اگر نه بساط خلافت ۴۰۰ سال پیش از هلاکو توسط او برچیده شده بود) و........دهها دلاور دیگر..... یکی از این قیامها علیه اعراب را در هیچیک از متصرفات آنها در طول تاریخ نمیبینید.
۳-ابومسلم خراسانی گول خدعه منصور عباسی ( مثل دروغهای خمینی زیر درخت سیب که وقتی خرش از پل گذشت گفت که دروغ گفته و خدعه کرد) را خورد که به او وعده حکومت مستقل بعد از شکست امویان را داده بود. اگر غیر از این بود و ابومسلم میخواست زیر یوغ عباسیان بماند که نیازی نبود او را با نیرنگ به عنوان مذاکره به خوابگاه خود بکشد و ناجوانمردانه بکشد. اکثر قیامهای ایرانیان نیز به خونخواهی ابو مسلم و نیرنگ عباسیان بود.
۴--بین نظام الملک و خواجه نصیر ۲۰۰ سال فاصله است و ایندو بهم ربط ندارند، ،نظام الملک وزیر ملکشا سلجوقی به هیچ وجه اسمأعیلیه را شکست نداد حتا به روایتی خود توسط یکی از فدأییان اسمأعلیهٔ در شهر صحنه در کرمانشاه کشته شد اسمأعلیهٔ با قدرت تا ۲۰۰ سال در قلعه های خود زندگی میکردند که حتا چنگیز نیز نتوانست آن قلعه ها را بگیرد.,حتا به کمک جلال الدین خوارزم شاه برای مقابله با مغولان رفتند
۵- خواجه نصیر واسمأعیلیه نه تنها مخالف هم نبودند بلکه خواجه در کنار اسمأعیلیه در قلعه قهستان زندگی میکرد که بدلیل اختلاف با حاکم قلعه به الموت رفت و از طرف رکن الدین خورشاه نوه حسن صباح به گرمی پذیرفته شد و هم او بود که هنگام حمله هلاکو به مذاکره با او پرداخت و بدون جنگ تسلیم شد و جان دانشمندانی نظیر موفق الدوله و عطا ملک جوینی و..... را نجات داد و کتابخانه بزرگ الموت را نیز حفظ کرد، هلاکو بر خلاف اعراب که کتابخانه بزرگ اسکندریه و جندی شاهپور را به آتش کشیدند و همه را از دم تیغ گذراندند، دانشمندان ایرانی را ارج نهاد و کتاب خانههای قلعه های اسمأعیلیه را به آتش نکشید.
۶-اسمأعیلیه شیعه ۷ امامی هستند که هنوز هم وجود دارند و امام آنها ( امیدوارم خمینی در جهنم و خامنهای رهبر مسلمانان جهان نشنوند) کریم آقا خان است که هم اکنون در ژنو زندگی میکند.
بحث را به همین جا خاتمه میدهم و امیدوارم جوانان بزرگ شده در رژیم آخوندی به نوشتههای تمام جعل کتابهای چاپ شده این ۳۳ ساله اخیر اکتفا نکنند و خود جوینده حقیقت باشند .که اینچنین بود که ایران با کمک فردوسیهای زمان تا به کنون از تاریخ عبور کرده و از این رژیم هم عبور خواهد کرد.
تاریخ را با ویکی پدیا( گرد آورده توسط من و شما ) به تنهائی نمیتوان یاد گرفت به مطالعه کتابهای و منابع تاریخی بیشتری نیاز است.
۱- اکثریت ایرانیان همواره در مخالفت با حمله اعراب به ایران در ۱۴۰۰ سال پیش بودند و هیچگاه آن هارا به عنوان یک خودی در بین خود نپذیرفتند اگر قدرت نداشتند در خفا و در زمان قدرت آشکار تر،( اگر غیر از این بود فردوسی وجود نداشت که بگوید : بسی رنج بردم،در این سال سی، عجم زنده کردم بدین پارسی) در غیر اینصورت الان ما هم مانند مصر، لبنان، سودان، لیبی و،،،،،عربی صحبت میکردیم، و جز امّت ۷۰۰ میلیونی عرب بودیم، این مبارزه با قدرتهای سلطه گر ( مثل اعراب،عثمانیان و....) که پیشینه فرهنگی ملت هارا نشانه میگیرند در طول این ۱۴۰۰ سال وجود داشته است که نمونههای آن مخالفتهای عبدالناصر و قذافی با حکومت ایران ( قبل از آخوند ها) و بحث پوچ اعراب ( بدلیل ضعف رژیم) بر سر نام همیشگی خلیج فارس و اروند رود و جزایر ایرانی خلیج فارس که تا به کنون کشیده شده است.
۲-علت مسلمان شدن آن عده از ایرانیان که در ایران ماندند و از زیر تیغ اعراب نجات یافتند، بحثی جداست که در چند خط نمیگنجد، خیلی از ایرانیان نیز برای مسلمان نشدن از مقابل اعراب فرار کردند و به هندوستان رفتند که به پارسیان هند معروفند ولی همان ایرانیان باقیمانده هم همواره در حال شورش بودند، نمونه آن ونداد هرمز، سنباد خراسانی، روزبه، پیروز پارسی، مازیار پسر قارن، بابک خرمدین، یعقوب لیث ( که برای گرفتن بغداد و سرنگونی خلیفه تا جندی شاپور رفت که آنجا بیماری قولنج به او امان نداد و در گذشت و اگر نه بساط خلافت ۴۰۰ سال پیش از هلاکو توسط او برچیده شده بود) و........دهها دلاور دیگر..... یکی از این قیامها علیه اعراب را در هیچیک از متصرفات آنها در طول تاریخ نمیبینید.
۳-ابومسلم خراسانی گول خدعه منصور عباسی ( مثل دروغهای خمینی زیر درخت سیب که وقتی خرش از پل گذشت گفت که دروغ گفته و خدعه کرد) را خورد که به او وعده حکومت مستقل بعد از شکست امویان را داده بود. اگر غیر از این بود و ابومسلم میخواست زیر یوغ عباسیان بماند که نیازی نبود او را با نیرنگ به عنوان مذاکره به خوابگاه خود بکشد و ناجوانمردانه بکشد. اکثر قیامهای ایرانیان نیز به خونخواهی ابو مسلم و نیرنگ عباسیان بود.
۴--بین نظام الملک و خواجه نصیر ۲۰۰ سال فاصله است و ایندو بهم ربط ندارند، ،نظام الملک وزیر ملکشا سلجوقی به هیچ وجه اسمأعیلیه را شکست نداد حتا به روایتی خود توسط یکی از فدأییان اسمأعلیهٔ در شهر صحنه در کرمانشاه کشته شد اسمأعلیهٔ با قدرت تا ۲۰۰ سال در قلعه های خود زندگی میکردند که حتا چنگیز نیز نتوانست آن قلعه ها را بگیرد.,حتا به کمک جلال الدین خوارزم شاه برای مقابله با مغولان رفتند
۵- خواجه نصیر واسمأعیلیه نه تنها مخالف هم نبودند بلکه خواجه در کنار اسمأعیلیه در قلعه قهستان زندگی میکرد که بدلیل اختلاف با حاکم قلعه به الموت رفت و از طرف رکن الدین خورشاه نوه حسن صباح به گرمی پذیرفته شد و هم او بود که هنگام حمله هلاکو به مذاکره با او پرداخت و بدون جنگ تسلیم شد و جان دانشمندانی نظیر موفق الدوله و عطا ملک جوینی و..... را نجات داد و کتابخانه بزرگ الموت را نیز حفظ کرد، هلاکو بر خلاف اعراب که کتابخانه بزرگ اسکندریه و جندی شاهپور را به آتش کشیدند و همه را از دم تیغ گذراندند، دانشمندان ایرانی را ارج نهاد و کتاب خانههای قلعه های اسمأعیلیه را به آتش نکشید.
۶-اسمأعیلیه شیعه ۷ امامی هستند که هنوز هم وجود دارند و امام آنها ( امیدوارم خمینی در جهنم و خامنهای رهبر مسلمانان جهان نشنوند) کریم آقا خان است که هم اکنون در ژنو زندگی میکند.
بحث را به همین جا خاتمه میدهم و امیدوارم جوانان بزرگ شده در رژیم آخوندی به نوشتههای تمام جعل کتابهای چاپ شده این ۳۳ ساله اخیر اکتفا نکنند و خود جوینده حقیقت باشند .که اینچنین بود که ایران با کمک فردوسیهای زمان تا به کنون از تاریخ عبور کرده و از این رژیم هم عبور خواهد کرد.
شادروان خواجه نصیر طرفدار اسماعیلیه نبود، یا بود و نظرش عوض شد،اسمعیلیان تروریست بوده اند من صرف نظر از درستی یا نادرستی ان میگویم. ایالات متحده و همپیمانان او هم تروریست اند و همچنین ملایان! این سیاست حرام زاده بی اصل و نسبی است که انسانها را درنده میکند.
نوشته مخلوطی از ویکیپدیا بود و خداوند الموت، برای من نکته جدیدی نداشت اما سپاس از نوشتار آقای پارسی. من مانند شما پاد عرب و اینقدر هم سنتی منتال نیستم. نظر شما محترم است برای من اما نقش اعراب در تاریخ ما غیر قابل انکار و از ان مهمتر سهم ما از تمدن اسلامی تا پشت قصر الحمرا غیر قابل انکار. تاریخ را باید ریاضی گونه خواند و با استدلال، چون تاریخی که مینویسند ان نیست که واقع شده نمونه ان تاریخ نوشته توسط جمهوری ملایان است. ما مردمانی زیرکیم که چگونگی زنده ماندن در شرایط سخت را یاد گرفته ایم. اگر نبود اینگونه مانند سکاها، خزر ها و ایلامی ها تاکنون محو میشدیم. ایالات متحده و غرب نیز با همه فن آوری توانا به پاک کردن ما از نقشه جهان نیستند.
سپاس از شما آقای پارسی
محب علی
سپاس از شما آقای پارسی
محب علی
مجموعه نتایج:
4
| نمایش:
1 - 4
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
به خودنویس بپیوندید »
ورود » قبلاْ ثبت نام کرده ام؟
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید