ورودي اقتصاد چهار برابر، رشد يك چهارم
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
محمود احمدينژاد امروز در صحن غير علني مجلس حضور پيدا كرد و گفت: به تورم اعتقادي ندارم، بگذاريد به مردم ۷۰ هزار تومان در ماه يارانه بدهم. اين جملات را او در دفاع از لايحه هدفمند كردن يارانهها ايراد كرده است. از سوي ديگر، محمد ستاريفر، رييس سازمان مديريت دولت اصلاحات برنامههاي اقتصادي دولت را به چالش كشيده است.
محمد ستاري فر، استاد اقتصاد دانشگاه علامه و رييس پيشين سازمان مديريت و برنامهريزي در گفت و گو با خبرآنلاين ضمن انتقاد از عملي نشدن اهداف برنامه چهارم توسعه گفت: «در طول برنامه چهارم دولت اجازه داشته ۸۲ میلیارد دلار ارز نفتی مصرف کند یعنی معادل سال ۱۶/۴ میلیارد دلار. حالا در سال پایانی برنامه قرار داریم به جای ۸۲ میلیارد دلار معادل ۳۳۰ میلیارد دلار مصرف کرده ایم وبه راحتی معادل کل ۸۲ میلیارد پیش بینی شده برای کل برنامه تنها در یک سال هزینه شده است.»
او ادامه داد: «یعنی ورودی منابع ارزی کشور چهار برابر شده است و بدون آنکه به دنبال مقصر بگردیم باید گفت اتفاق عجیبی که افتاده این است که با چهار برابر شدن ورودی اقتصاد میزان رشد اقتصادی به یک چهارم کاهش پیدا کرده است و این پرسش باید به طور جدی مورد بررسی قرار بگیرد که چرا این اتفاق افتاده است.»
رييس پيشين سازمان مديريت و برنامه ريزي در پاسخ به اين پرسش كه گفته مي شود برنامه چهارم توسعه، آمريكايي است و به آن عمل نميشود. نظر شما ايراد كجاست؟ گفت: «پشت این انتقادها یک انگیزه وجود داشت و آن هم برنامه گریزی و قانون گریزی بوده است و دولت نهم به دنبال آن بود که منابع ارزی را به هر شکلی که خواست خرج کند. به اسناد ۵۰ تا ۶۰ ساله برنامه ریزی در سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور که برمبنای این تجارب و با مشارکت دستگاههای اجرایی، مجلس، شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت نظام چند هزار نفر کارشناس طی چند سال یک برنامه تدوین کردهاند.»
او با اشاره به اين كه يك گوني پول آوردهاند و اسمش را گذاشته اند بودجه گفت: «اصلا اگر من بخواهم در یک محکمه تاریخی این مشکل را حل کنم باید بگویم به عنوان رئیس وقت سازمان مدیریت آمریکایی هستم ولی این برنامه به تمام نهادهای برنامهریزی و نظارتی کشور مانند شورای نگهبان، مجمع تشخیص مصلحت نظام رفته و به امضای آقای حداد عادل رئیس وقت مجلس هفتم رسیده و ابلاغ شده است. وقتی چیزی به توسط مجلس ابلاغ میشود یعنی قانون است و قانون باید اجرا شود و اینکه پشتش کی بوده و این حرفها معنی نمیدهد.»
او در بخش ديگري از اين گفت و گو به عدم تعادل بين درآمد و تورم در ايران اشاره كرد و گفت: «همانطور که در اقتصاد تدریس میشود مردم به دنبال تولید هستند تا چیزی به جبیشان اضافه شود وتورم مسئله ثانویه آنها است. مثلا وقتی سالانه درآمد مردم ۱۶ درصد اضافه شود ولی تورم ۱۰ درصد باشد مردم احساس رضایت می کنند اما اگر این نسبت بر عکس باشد و رشد درآمد ۱۰ درصدی با تورم ۱۶ درصدی همراه شود ایجاد نارضایتی میکند.»
نظرات انتقادي محمد ستاريفر پيش از اين در يك مناظره با پاسخهاي غيرمستند و غيركارشناسي محمد رهبر، كه مدت كوتاهي در دولت نهم رييس سازمان مديريت و برنامهريزي بود، رو به رو شد.
ستاري فر پس از آن كه شيرين عبادي جايزه صلح نوبل را دريافت كرد به استقبال او در فرودگاه رفت. به همين دليل مجبور شد از سمت خود استعفا كند. او همچنين ۱۳ آبان امسال در حالي كه عازم خياطي بود براي چند ساعت بازداشت توسط لباس شخصيها بازداشت شد.
Subscribe to comments feed نظرات (3 نوشته شد):
«پاسخهاي غيرمستند و غيركارشناسي محمد رهبر، كه مدت كوتاهي»
نمیشد به جای مدت کوتاه مینوشتید دقیقا چند ماه. اعتبار حرفها رو بیشتر میکنه.
«عازم خياطي»
اینکه ایشون عازم خیاطی یا هر جای دیگه بوده چه چیزی به داستان اضافه میکنه!
«بازداشت توسط لباس شخصيها بازداشت»
این جمله رو هم تصحیح کنید لطفا.
ضمنا استفاده از «ی» به جای ي شدیدا توصیه میشود.
مثلا شما بوديد چي مي نوشتيد وقتي خود طرف گفته عازم خياطي بودم نه حضور در تظاهرات؟ در مطلبي با عنوان ارتباط ايتاليايي منوچهر پاسخ خوبي به اين نوع انتقادها داده است مي گويد انتظار حداقلي اين است كه خواننده كمي از پيش اطلاعات و پيش زمينه داشته باشد. حالا از شما بايد سوال كرد كه اگر گفته شود 32 ماه پيش مشكلي از شما حل مي كند؟ شما كه به اهل استاندارد هستيد ديگه چرا؟
برطبق خود مقاله، هم آقای ستاری فر و هم آقای رهبر رییس سازمان برنامه و بودجه بوده اند. یکی در دولت اصلاحات (دوره اول یا دوم؟) یکی هم در دولت نهم و قبل از انحلال این سازمان!
جمله ای که نوشته شده به سادگی حرفهای آقای رهبر را در مقابل حرفهای آقای ستاری فر غیر کارشناسی و غیرمستند میخواند! جالب است که به سادگی حرفهای یکی از روسای سازمان برنامه بودجه، دکترای اقتصاد و رییس دانشگاه تهران غیر کارشناسی خوانده میشود، بدون هیچ استدلالی و فقط با ذکر اینکه مدت کمی ریاست سازمان رو بر عهده داشته اند (و بدون اشاره به منحل شدن سازمان در زمان ریاست ایشان و استعفای ایشان به همین دلیل).
مساله مقدار زمان ریاست نیست بلکه کوتاه خواندن این زمان به عنوان شاهدی بر عدم کارشناسی بودن حرفهای ایشان.
من شخصا بدون آشنایی قبلی با آقای رهبر یا آقای ستاری فر شروع به خواند کردم. با خواندن مقاله شما به نظر یکی دکتر و کارشناس میرسید و رییس با سابقه و دیگری فردی که بدون داشتن کارشناسی و تنها به دلایل سیاسی به ریاست رسیده و بدلیل نداشتن تخصص پس از مدتی هم برکنار هم شده! کامنتم به خاطر عدم بیطرفی بود که در نوشته حس کردم. بعد از چک کردن اطلاعات این دو نفر دیدم که متاسفانه حسم از واقعیت دور نیست.
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید