دکتر فریدون خاوند: ریختن ارز به بازار یعنی تصمیم به خودکشی بانک مرکزی
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
جمهوری اسلامی مدعی است که بحرانی وجود ندارد اما هر روز صحبت از بگیر و ببند است. دشمن فرضی به اقتصاد حمله کرده است. دستهای پنهانی که هیچ گاه مصلحت اجازه افشاء و برخورد با آنها را نمیدهد. دولت حتی برای کنترل بازار ارز تهدید به اعدام میکند. به گفته دکتر فریدون خاوند مردم «بازنده» اصلی این اوضاع هستند با شناخت این دست پنهان تصمیم درست تری برای حفظ پس انداز خود بگیرند.
فریدون خاوند معتقد است که « کسی نمیداند واقعا چطور این نرخ ۱۲۲۶ تومان محاسبه شده است»، «اصلا چرا ۱۲۲۶ تومان ؟چرا ۱۲۳۰ تومان نه؟ اصلا ممیز هم به آن اضافه کنند!». وی میگوید که « اقتصاد دروغ نمیگوید» و توطئه ای در کار نیست بلکه دلیل افزایش تقاضای ارز، مردم «عادی» هستند که به دلیل عدم اطمینان از آینده سعی دارند پس انداز خود را نجات دهند. این اقتصاددان مقیم پاریس معتقد است که همیشه در چنین شرایطی کسانی هستند که به دنبال سودجوییاند، اما آنها عامل وضعیت موجود نیستند که معلول آن هستند. خاوند میگوید که «بگیر و ببند» این علامت را به مردم میدهد که اوضاع خوب نیست و در نتیجه «ارز به کالای ناب تر و نادرتری تبدیل میشود». خاوند میگوید که «در نهایت تب بالاست» و شکستن «میزان الحراه» بیفایده! وی معتقد است که ریختن ارز به بازار توسط بانک مرکزی یعنی تصمیم به «خودکشی». از سخنان این اقتصاددان میتوان چنین برداشت کرد که سیاست های غلط اقتصادی و سیاسی حکومت ایران، وضع را به اینجا رسانده و این همان دست پنهان است! وی در این شرایط چاره ای نمیبیند جز اینکه «مردم به هرشکل ممکن سعی کنند که ارز یا طلا گیر بیاورند و یا به سمت بازار مسکن بروند». در ادامه گفتگوی بخش اقتصادی خودنویس را با دکتر فریدون خاوند میخوانید:
چرتکه: فلسفه تک نرخی کردن نرخ ارز چیست و اصولا این نرخ ۱۲۲۶ تومان چطور محاسبه شده است؟
فریدون خاوند: بعد از تاسیس صندوق بین المللی پول، تصمیم گرفته شد که یک نرخ برابری تعیین شود بین هر پولی و دلار و خود دلار با طلا. اما از سال ۱۹۷۶ هر کشوری مجاز شد که نرخ برابریش رو نسبت به پول های دیگر خودش تعیین کند و طلا از سیستم بین المللی پول حذف شد. از آن زمان به بعد، پول ها به تدریج تابع بازار شدند. اما در مورد بعضی از کشورها بانک مرکزی بود که برای پول، نرخ تعیین میکرد مانند ایران.
نظام ارزی ایران بعد از انقلاب تا مدتی نظام چند نرخی بود که همین سیستم باعث بروز یک فساد گسترده در ایران شد. به این معنی که کسانی بودند که به دلیل موقعیت سیاسی و اعمال نفوذشان در اواخر جنگ، دلار هفت تومانی در اختیار داشتند و آن را در بازار آزاد به صدو چهل تومان میفروختند و به ثروت های افسانه ای هم دست پیدا کردند.
بعد از جنگ، تصمیم و تلاش برای تک نرخی کردن نرخ ارز عملی نشد تا سال ۱۳۸۱ و زمان نوربخش که موفق به تک نرخی کردن نرخ دلار شدند. اما قرار شد بر اساس فاصله نرخ تورم ایران با نرخ تورم در دنیا و منطقه دلار، نرخ دلار را تغییر دهند. یعنی سیستم ارز شناور مدیریت شده.اما افزایش تدریجی نرخ ارز، به خصوص برای جلوگیری از افزایش قیمت واردات، بر این اساس انجام نشد. بنابراین با تزریق انبوه دلارهای نفتی به بازار تلاش شد که نرخ دلار در ایران ثابت بماند و به دلیل وضعیت مساعد بازار نفت حدودا هم موفق شدند.
امروز ذخیره ارزی ایران حدود صدمیلیارد دلار هست، یعنی معادل یک سال واردات ایران، اما دولت با توجه به تحریم ها دیگر نمیتواند دلار به بازار بریزد. بنابراین ابتدا دوباره سیستم چند نرخی ارز را شاهد بودیم و بعد بانک مرکزی تصمیم گرفت که دوباره به سیستم تک نرخی برگردد. و درست زمانی که نرخ دلار در بازار آزاد به بالای ۲۱۰۰ تومان رسیده بود، نرخ ۱۲۲۶ تومان را اعلام کردند . ضمن اینکه کسی نمیداند واقعا چطور این نرخ ۱۲۲۶ تومان محاسبه شده است.
چرتکه: در زمینه اجرای این سیاست، آیا گفتن این که نرخ ارز از این به بعد ۱۲۲۶ تومان است کافی است و دیگر ارز به قیمت بالاتر مبادله نخواهد شد؟
فریدون خاوند: به هیچ وجه کافی نیست! زیرا که در عرصه اقتصاد، فرمان دادن، کار را به جایی نمیرساند. اقتصاد دروغ نمیگوید زیرا که مبتنی است بر فعل و انفعالات واقعی. آنچه که تقاضا برای ارز را این روزها بسیار بالا برده است پس انداز کننده ها هستند یعنی آدم های عادی. آدم های عادی که پس اندازشان میلیاردی نیست بلکه ۲۰ یا ۳۰ یا ۱۰۰ میلیون پول دارند. اینها با توجه به تورم و وضعیتی که برای آینده متصور هستند، سعی میکنند که این پس انداز را در برابر این آفت ها حفظ کنند. با این پول که نمیتوانند در بازار مسکن وارد شوند و سرنوشت مسکن هم که مشخص نیست. بازار بورس هم که در ایران قابل اطمینان نیست. پس به بازار ارز و سکه مراجعه میکنند. مقدار ارزی که اینها میخواهند مقدار کمی است اما تعدادشان بسیار زیاد است در نتیجه حجم تقاضا بسیار بالا رفته. در کنار اینها دولت یک بازار موازی ایجاد کرده، بازار نرخ بهره. نرخ سود بانکی حدود ۱۴ تا ۱۵ درصد بود. برای تشویق مردم به وارد شدن به این بازار این نرخ را افزایش دادند. اما پس انداز کننده های ایرانی که در این نوسانات تقریبا نصف پس اندازشان را از دست دادهاند آیا حاضر هستند که در این نااطمینانی ها پس اندازشان را به بانک ها بسپارند. بنابراین اصرار بر اینکه نرخ دلار روی ۱۲۲۶ تومان بماند، اصرار مسخره ای است. اصلا چرا ۱۲۲۶ تومان؟ چرا ۱۲۳۰ تومان نه؟ اصلا ممیز هم به آن اضافه کنند! تنها یک راه وجود دارد برای حفظ این قیمت و آن هم اینکه بانک مرکزی تصمیم به خودکشی گرفته باشد و بدون توجه به آینده در بازار ارز بریزد.
چرتکه: به نظر میرسد که دولت واقف هست که اجرای این سیاست به کنترل زیادی نیاز دارد تا جایی که حتی حرف از اعدام هم میزند. اما منظور دولت از این دست پنهانی که میگوید چیست؟
فریدون خاوند: طبعا بسیاری از صاحبان سرمایه های بزرگ از این شرایط در حال سود بردن هستند و این همیشه هست. وقتی نرخ ارز در بازار آزاد حدود ۱۸۰۰ تومان است و نرخ بانک مرکزی ۱۲۲۶، طبعا کسانی هستند که از این اختلاف، میلیاردی سود میبرند. این در هر کشوری که سرنوشت بازار ارزش روشن نیست بروز میکند. اما این عامل نیست که معلول وضعیت آشفته بازار ارز است. بسیاری هم هستند از دست اندرکاران همین نظام که به دلیل ترس از آینده سعی میکنند که به ارز دسترسی پیدا کنند و سرمایه خود را خارج کنند. خبرهای پراکنده میرسد که خرید مسکن ایرانی ها در دوبی دوباره افزایش یافته است. کسی که در دوبی مسکن میخرد، یک پس انداز کننده عادی نیست. مطلب دیگر اینکه، پول صادرات غیر نفتی ایران در این شرایط به ایران برنخواهد گشت. زیرا که صادرکنندگان در این شرایط حاضر نیستند که ارزشان را به بانک مرکزی به قیمت ۱۲۲۶ تومان بفروشند بلکه ترجیح میدهند پولشان را بیرون نگه دارند و این هم عاملی میشود برای کمبود عرضه در ایران. بنابراین توطئه ای درکار نیست.
چرتکه: در خبرها آمده بود که مدیریت سایت مثقال دستگیر شده است. آیا سانسور اطلاعات به کاهش تقاضا کمک خواهد کرد؟
فریدون خاوند: این مثل کسی است که میزان الحراره را میگذارد ببینید که چقدر تب دارد و وقتی دید که تبش بالا است، میزان الحراره را میشکند! اما در نهایت تب بالاست! دستگیری مدیریت سایت مثقال هم دقیقا عین شکستن میزان الحراره است. در کوبا به طور مثال، هر وقت که بگیرو ببند در بازار ارز زیاد میشود، ارز به کالای ناب تر و نادرتری تبدیل میشود. زیرا که مردم میگویند اگر شرایط عادی بود، بگیرو ببندی هم نبود. وقتی در ایران ده سال آزگار با تکیه به درآمد نفتی قیمت ارز را پایین نگه داشتند باعث شد که کالاهای وارداتی ارزان وارد بازار ایران شوند. یعنی دولت ایران به مدت ده سال به کالاهی چینی، ترکیه ای و... یارانه پرداخت میکرد و این کالاهای یارانه ای در بازار ایران کمر تولید را شکستند. اما خارج از این هزینه هایی که به اقتصاد لطمه زد، چون مردم احساس میکردند که بانک مرکزی توانایی عرضه نامحدود ارز را دارد به دنبال ارز نمیرفتند و به عنوان ایزاری برای کسب درآمد مورد توجه نبود. الان اما چون همه فهمیدند که بانک مرکزی دیگر دامنه مانور قبلی را ندارد این وضعیت به وجود آمده، حالا شما همه سپاه و بسیج را هم به بازار بریزید، این تصور در مردم از بین نمیرود. تا وقتی بانک میگوید که با قیمت ۱۲۲۶ تومان پاسخگوی عرضه هست اما ارز به بازار نمیریزد، همین آش است و همین کاسه و بسیج و سپاه و موشک کاری از پیش نمیبرد.
چرتکه: رئیس بانک مرکزی دیروز گفت که باید هزینه را برای دلال ها بالا برد، این درحالی هست که بعضی خود دولت رو متهم به دلالی و استفاده از وضعیت آشفته بازار ارز و طلا کردهاند . نظر شما در این مورد چیست؟
فریدون خاوند: من با این دیدگاه موافق نیستم. اگر دولت قیمت را تا ۱۰۰ تومان یا ۲۰۰ تومان بالا میبرد شاید این ادعا قابل قبول بود اما این اتفاقاتی که در بازار ارز افتاد از نظر سیاسی برای ایران هزینه بسیار سنگینی دارد زیرا که به غرب این علامت را میدهد که تحریم ها اثر داشتهاند . بنابراین نمیخواهند که این وضعیت ادامه داشته باشد و بنابراین چنین ادعایی غلط است. اینها میتوانند هزینه را برای صرافی ها بالا ببرند و اصلا همه صرافی ها را ببندند، وقتی ارز ۱۲۲۶ تومان به صرافی نمیدهند، صرافی چطور ارز را به این قیمت یا کمی بالاتر بفروشد؟ تنها راه این هست که یا قیمت بازار را به رسمیت بشناسند یا وضعیت سیاسی ایران طوری تغییر کند که ایران دوباره به راحتی بتواند دلارهای نفتی را به داخل منتقل کند. ایران میتواند که مثلا روپیه از هند بگیرد یا از بازار هند خرید کند اما چیزی که به دولت ایران اجازه تنفس میدهد داشتن ارزهای سنگین بین المللی مثل دلار، پند انگلیس و... است.بانک مرکزی حتی اگر الان به مقدار کافی این ارز را داشته باشد نمیتواند آن را به بازار بریزد و به همین دلیل ارز به یک مسئله امنیتی تبدیل شده است. با ریختن این ارز به بازار، جمهوری اسلامی خودش را در وضعیت شکننده ای قرار میدهد. بنابراین دولت جمهوری اسلامی هیچ نفعی از وضعیت موجود نمیبرد.
چرتکه: در این وضعیت مردم چه باید بکنند برای حفظ پس اندازشان؟
فریدون خاوند: متاسفانه وقتی وضعیت اقتصادی یک کشور تا این حد شکننده شود، قربانی اصلی مردم هستند و پس انداز کننده های ایرانی که نتوانند ارز یا طلا بخرند متحمل ضررخواهند شد. احتمالا به دلیل فشارهایی که بر بازار ارز و سکه هست، این نقدینگی مثلا به بازار مسکن سرازیر شود. من در شرایط فعلی چاره ای نمیبینم جز اینکه مردم به هرشکل ممکن سعی کند که ارز یا طلا گیر بیاورند و یا به سمت بازار مسکن بروند.راه دیگری برای حفظ پس انداز نیست.متاسفانه در این شرایط، مردم همیشه خیلی خیلی بازنده میشوند.
Subscribe to comments feed نظرات (0 نوشته شد):
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید