نگاهی از زاویه دیگر به سفر مدیرعامل سابق بانک ملی به کانادا (۲)
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
آقای خاوری مدیر بانکی دولتی بوده و از «بیتالمال» حقوق میگرفته و باید پاسخگو باشد...هزینه نحوه حضور آقای خاوری در کانادا و سبک زندگی ایشان حتی در مقایسه با متوسط درآمد در کشور کانادا بسیار بالا است و به هیچ عنوان با مدل هزینهای کارمند دولت کشوری با اقتصاد بسیار متوسط و نرخ تورم بالا همخوانی ندارد.
در یاداشت قبلی سعی شد با ارائه مثالهای عددی، مدل هزینهای چگونگی حضور اشخاصی مانند مدیرعامل سابق بانک ملی در کانادا برای خوانندگان روشن شود. بدیهی است که مثالهای یاد شده با توجه به نرخ ارز در زمانهای متفاوت، تغییر قوانین بانکی، وضعیت اقتصادی و نرخ تورم از دقت صد درصدی برخوردار نیستند لیکن ابزار مناسبی هستند برای بررسی وضعیت مالی فرد یا خانواده در کشورکانادا. به عنوان مثال اینکه خرید خانهای ۳ میلیون دلاری به صورت نقدی انجام بگیرد یا اقساط در واقع فرضیه ۵۰۰ ماه حقوق مورد نیاز برای تامین هزینهها را رد نمیکند بلکه تفاوت در این است که بسته به میزان پیش پرداخت و طول مدت وام : این ۵۰۰ ماه از کی شروع میشود + به چند صد ماه اضافی برای پرداخت هزینه بهره وام چند میلیون دلاری نیاز است! ( یکی از دلایلی که اغلب مدیران دولتی ایرانی اقدام به خرید نقدی املاک در کانادا میکنند، سخت گیری بانکهای کانادایی در مورد اثبات منابع درآمدهای آتی متقاضی پیش از اهدای وام است که این یعنی شفافیت و این بهدلایل مالی و غیرمالی مطلوب ایشان نیست)
هزینه نحوه حضور آقای خاوری در کانادا و سبک زندگی ایشان حتی در مقایسه با متوسط درآمد در کشور کانادا بطورعام و تورنتو به طور خاص بسیار بالاتر است و صد البته به هیچ عنوان با مدل هزینهای کارمند دولت کشوری با اقتصاد بسیار متوسط و نرخ تورم بالا همخوانی ندارد و نکته مهمتر اینکه تمام موارد یادشده در سالهای قبل از اختلاس اخیر صورت گرفته است و ارتباط دادن این دو باهم منطقی نیست.
هیچکدام از موارد یادشده دلیل قطعی برای دزد یا ناپاک بودن آقای خاوری نیست. ایشان ممکن است دارای درآمدهایی حتی هنگفت از منابع دیگر ( املاک ، ارث و میراث و ...) بوده باشند که جوابگوی هزینههای یاد شده باشد.
مشکل در جای دیگریاست
نخست: ایشان مدیرعامل یک بانک خصوصی و منتخب سهامداران آن نیست بلکه منتخب دولت برای مدیریت بزرگترین بانک ایران است و برای اینکار از بیت المال حقوق میگیرد و درواقع کارمند ملت است. تصویری که چه منصوب کنندگان و حتی خود ایشان از مدیرعامل بانکی دولتی ساخته و بر آن تاکید میکنند با مدلی که در کانادا می بینیم مطابقت ندارد. حتی در کشوری مانند کانادا مدیران بانکهای خصوصی حقوق میلیون دلاری دارند و کسی هم از سهامداران معترض نیست ولیکن مدیر دولتی برای شستن ماشیناش در کارواش با هزینه دولت برکنار و رسوا عام و خاص میشود!
دوم: ایشان هنوز متهم نشده و قبل از بازخواست به عنوان مدیر بانکی که بیشترین میزان تنزیل اسناد اعتباری را انجام داده است از کشور خارج و دیگر باز نمیگردد. اگر مدیر بانک صادرات ادعا میکرد که صدور اسناد اعتباری بدون ثبت در دفاتر انجام میشده است و کسی خارج شعبه از آن خبر نداشته است، بانک ملی که اسناد را با هدف سودآوری کم خطر، تنزیل و پول از حسابهایاش خارج میشده که نمیتواند اظهار بی اطلاعی کند. مقدار اعتبار نیز در حدی بوده که اعطای آن در اختیار هیات مدیره بانک بوده است و ایشان به عنوان رییس هیات مدیره بانکی که بابت انجام این وظیفه از بیت المال حقوق میگرفته حداقل باید در انتقال اطلاعات به مجریان جهت حفظ منافع ملت همکاری میکرد. آیا چنین رفتاری زمینه را برای پیش قضاوت عموم آماده نمیکند؟
در واقع کلید این رسوایی و محکوم شدن پیش از محاکمه تنها ریشه در عدم پاسخگویی دارد که آن را در جای جای دولت از کارمند دون پایه تا بالاترین منصب میبینیم و محدود به فرد یا حتی دولت خاصی هم نیست. تا زمانی که کارها بی سر وصدا پیش میرود مدیران در همه جا هستند، حقوق های بالا دریافت میکنند و ژستهای عوام پسند میگیرند ولی اولین سوال جدی تنها با عدم پاسخگویی حتی با قبول ریسک آبروریزی فرار رو به رو میشود.
بارها شنیدهایم مدیران دولتی و بهویژه بانکی به محض پایان خدمت از کشور خارج ودر آنجا اقامت میکنند که بزرگترین دلیل آن دوری از پاسخگویی احتمالی درباره مسائلی است که درزمان مسوولیت ایشان پیش آمده است. کار اجرایی بدون مشکل نیست و تنها کسانی بدون اشکال کار میکنند که در واقع کاری نمیکنند! اشتباه جزیی از کار است ولیکن کسی که مسوولیت دولتی قبول مینماید همراه با تمام مزایای همراه آن، باید طاقت و آمادگی پاسخگویی های بعدی را هم داشته باشد. ضمن آنکه وقتی برای تسخیر دل عوام از خود تصویر مدیر ساده زیست ترسیم مینمایند آمادگی جواب دادن به سوالاتی که در مورد ویلای چند میلیون دلاری برای مردمی که از جیب ایشان حقوق مدیر یادشده پرداخت شده را نیزداشته باشند.
ایشان که کانادا را برای اقامت خود انتخاب کرده است اگر ریگی به کفش نداشت واقعا چه اشکالی داشت وقتی خبرنگار فلان رسانه به در خانه ایشان مراجعه کرد به جای منع اهل خانه، جوابگوی سوالات – اختلاس و بانک ملی به کنار - حداقل درباره وضع خود میشد؟
Subscribe to comments feed نظرات (2 نوشته شد):
خرید خانه ایشان درکانادا به این قضیه جدید مربوط نمیشود سی سال است که به راحتی دربانک های مختلف اختلاص میشود، که معمولا پورسانتی به روسا میرسد.صدالبته که آقای خاوری میتواند منبع بزرگ اطلاعات واسامی باشد. چه غوغای است نفت بالی صددلار....إ
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید