توفان سروده نامم...
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
توفان سروده نامم...
از خویشتن بنالم یا از غم زمانه ؟!
از تار و پود این دل، آتش کشد زبانه
تومار هستی من، شبنامه ای غم آلود
سوغات با تو بودن، اندوه بیکرانه.
پوسید ریشه هایم در آبهای راکد،
خشکید آرزوها در بطن هر جوانه.
آغاز رود بودم، رفتن مرام من بود
پیوستم عاقبت بر مُرداب جاودانه
من آن سوارٍ بی اسب، اقبال اسب تندر
او میگریزد از من، من در پیاش روانه.
آن قایقم که غرقاب بر من نشانه رفته
توفان سروده نامم در هیبت شبانه
ای کاش مرگ شیرین در خواب میربودم
بیدار می شدم باز از خواب کودکانه.
کج بود خشت اول، کآنرا بنا نهادیم
اکنون که رفته بر باد بنیاد آشیانه
Subscribe to comments feed نظرات (0 نوشته شد):
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید