پاسخ احمد صدری به منتقدین
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
۱.احمد صدری به نامهی نوشته شده توسط دو زندانی(اصلانی و مصداقی) دهه شصت پاسخ داد.
۲. او در اول این نامه گفته است که انتظار چنین پاسخی همراه با اتهامات دروغ و ترور شخصيت نداشته است .
۳.در بند سوم این نامه آقای صدری دچار یک اشتباه شده است که سریعا مورد توجه دنیای مجازی قرار گرفت. او در این قسمت میگوید«که ديگر اينکه آقای گنجی در نامهای به دوستدار يادآور ميشوند که هابرماس ساکت نبوده و در واقع نامهای را عليه حوادث پانزده خرداد و سرکوبی آن قيام مردمی امضا کرده است». او به جای ۲۵ خرداد تاریخ ۱۵خرداد را نشانه میرود .
۴.در بند پنج به گفتهی خود به مهمترین بخش نامه میرسد که به دیدار او با مصباح یزدی میباشد و اینکه آن دو تن(اصلانی و مصداقی) گفتهاند: «...بر ما دانسته نيست زمانی که دکتر احمد صدری در جلسه معارفه، و ديد و بوس با استاد مصباح يزدی زمانی که با ايشان دست ميداد کمی، فقط کمی به اين فکر نکرد که همين دستان فرمان قتل دو جامعه شناس با شرافت را که ميتوانستند همکاران دانشگاهی و علمی دکتر احمد صدری باشند را صادر کرد؟ لمس کردن دستان آلوده و تبه کارانه ای که فرمان قتل محمد جعفر پوينده و مجيد شريف دو جامعه شناس سرشناس کشورمان داد چه حسی به آدمی ميدهد. اگر بتوان پس از ديد و بوس با مصباح يزدی سر به آسايش بالين نهاد ما از چنين آدمی بيزاری ميجوئيم. و هان! ای شرم سرخیات پيدا نيست.»او این دیدار را مربوط به هجده سال پیش میداند (سال۱۳۷۱)و میگوید مربوط به زمانی میشود که «که مادرم را به قم برای زيارت برده بودم و يک سخنرانی هم برای سازمان "حوزه و دانشگاه" که بسياری از اساتيد دانشگاه در آن شرکت ميکردند داشتم، دعوت آقای مصباح را برای ديدار از موسسه جديد التاسيس او (باقر العلوم)قبول کردم.» و اضافه میکند که: «در آنجا از من خواستند سخنرانی کنم ولی من آمادگی نداشتم و قرار بر اين شد که يک مناظره ای با آقای مصباح و دانشجويان مرکز داشته باشيم. بعدها متوجه شدم که متن اين گفتگو پياده شده بدون تصحيح در نشريه مرکز چاپ شده است. البته در آن اشتباهات فراوانی هست (بطوری که در بعضی جاها اصلا معلوم نيست موضوع چيست) ولی از همين مقدار هم بر آنان که متن را بخوانند مشخص است که آنجا بحث از چه بوده است.»
در قسمتی از نامه میگوید که: «واقعاً ايندو بزرگوار با چه روئی يک مناظره عمومی با آقای مصباح يزدی را که هجده سال پيش ( يعنی در ۱۴ آبان ۱۳۷۱) اتفاق افتاده به دو ماه قبل يعنی به ۱۱ شهريور ۱۳۸۹ منتقل کردهاند؟» مشکل ایندو بزرگوار این بود که برای پیدا کردن مدرک علیه احمد صدری تنها به یک منبع رسیدند و آن هم شرکت در جلسهای با مصباح یزدی بود و به استناد ماهنامه معرفت . اما نکته را که ندیدهاند و یا اینکه مورد توجه قرار نداده اند این است که برای تاریخ ۱۱شهریور۱۳۸۹نوشته شده است تاریخ نشر* یعنی تاریخ چاپ در ماهنامه یا تاریخ چاپ خود ماهنامه.
*نگارنده در مطلبی با عنوان « به جرس: فعل بد برای همه بد است » به موضوع دیدار احمد صدری با مصباح یزدی پرداخنه بود و از مسئولین جرس میخواست که پاسخی قانع کننده به این اتهام بدهند. البته من در شماره دو آن مطلب نوشته بودم «در این سایت تاریخ نشر ماهنامه را۳/۶/۱۳۸۹ نوشتهاند. دوباره تکرار میکنم تاریخ نشر مربوط به ۳/۶/۱۳۸۹ میباشد» ویا اینکه «و یا این که تاریخ این دیدار صحیح نمیباشد؟» و به علت درج کردن تاریخ نشر در آن مقاله، بر روی تاریخ نشر تاکید داشتم.
Subscribe to comments feed نظرات (3 نوشته شد):
از آنجایی که توضیحات کاملم به آقای همنشین بهار را قبل از انتشار کامنتشان به خود ایشان دادهام نیازی به تکرار دوبارهی آن در اینجا نمیبینم. اما پاسخ ادعاهای ایشان در مورد آلوده نبودن دستان مصباح یزدی به خون متفکرین ایرانی قبل از قتلهای زنجیرهای را در مقالهای که در این رابطه در دست تهیه داریم به اتفاق مهدی اصلانی خواهیم داد. این که «مدعی حق دارد بگوید من از کجا میدانستم سالها بعد چنین و چنان میشود؟ » را نیز در همان مقاله روشن خواهیم کرد تا نگرانی آقای همنشین بهار رفع شود.
ایشان حق دارند نسبت به جملهی «استخوانِ هزاران جانِ جوان در خاکپشتههای اسلامی شیار شد» حساسیت نشان دهند چرا که خود را مدافع نوعی از اسلام میدانند. اما هرچند این عبارت از من نیست، اما از جایی که خود را مدافع هیچ نوعی از اسلام نمیدانم حساسیتی هم نسبت به کاربرد آن ندارم. تردیدی هم ندارم که رفقایم را به نام «اسلام» و به اتهام محاربه با خدا و رسول خدا ذبح کردند.
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید