قدردانی از خانم رهنورد و چند نکته باریک‌تر از مو-۱ | رسانه‌های خودمانی | سیاست | صفحه اصلی
نظرات (36)
نسخه چاپی نسخه ساده لینک دایمی

قدردانی از خانم رهنورد و چند نکته باریک‌تر از مو-۱

۰۴ مهر ۱۳۸۹ نیک آهنگ کوثر

اگر خاطرتان باشد، ماه‌ها پیش در یادداشتی نوشتم که ای زهرا رهنورد می‌تواند رهبر جنبش باشد. هنوز هم معتقدم که نیاز به یک زن پیشرو داریم! زنی که «محذورات» مردهای سیاسی را نداشته و پاسخگو است.

می‌دانم سوال‌هایی که از خانم رهنورد کرده‌ام برای تعدادی از طرفداران سرسخت جنبش قابل تحمل نیست، و کسانی که تحمل من یکی را ندارند از این باب دچار زحمت بیشتری شده‌اند، که برای ایشان هم متاسفم. خانم رهنورد می‌توانست مانند بسیاری دیگر از غیر‌پاسخگوها، از کنار سوال‌های من بگذرد، اما نگذشت. واکنش‌های عصبی بسیاری را دیده‌ام، و استفاده خارج از کانتکست «راحت نشینان» و «خارج‌نشینان» ساکن بلژیک را هم خوانده‌ام که جای تقدیر دارد.

انتقال غیر مستقیم سوال‌ها به این راحتی نبود، و حتی اشتباه تایپی من شاید در سوال آخر خانم رهنورد را اندکی دچار سو تفاهم هم کرده باشد، که امیدوارم مرا ببخشند.

اما نکاتی در پاسخ‌ها وجود داشت که شاید گفتن نظر یا سوالی انتقادی خالی از لطف نباشد.

از آخر شروع کنیم.

- طبیعتا اگر من احساس امنیت می‌کردم، کار و زندگی و کاشانه‌ام را رها نمی‌کردم که بیایم اینجا کارگری کنم. من که مثل دوستان عزیزی نبودم که تا رسیدند پول پناهندگی گرفتند. کار کردم، آسیب دیدم و توی زحمت افتادم، اما شاکر بودم. من آن سال‌های پرتهدید را سپری کردم و خیال می‌کردم هوای مرا دارند، اما وقتی «فرزندان نواب» تهدید کردند، حتی کسی از دوستان دولتی حال مرا نپرسید. اما گمانم این همه سال، آقایان محافظ داشته‌اند...من نداشتم. من هم دوست داشتم ایران بمانم، اما نشد، نمی‌توانستم. خانم رهنورد از من دعوت به بازگشت کرده‌اند...به نحوی...برگردم که مثل حسین درخشان مرا بگیرند و چپقم را چاق کنند؟ حکم کشیدن کاریکاتور خامنه‌ای چیست؟ مساله هم فقط مساله من نیست. بسیاری از کسانی که مجبور به خروج از ایران، از عهد موسوی تا کنون شده‌اند، از قربانیان هسته‌های گزینش را کسانی که ماندن را بر نتابیدند، همه و همه دلیل کافی برای خروج داشته‌اند.

اگر در جای گرم نشستن باعث می‌شود آدم واقعیت را نبیند، می‌توانم ده‌ها نویسنده سایت‌های سبز در خارج از کشور را برای‌تان مثال بزنم که از دیدن واقعیت‌های ۳۰ سال گذشته ناتوانند و البته هری پاتر نمی‌خوانند، چون زبان انگلیسی یا فرانسه را یاد نگرفته‌اند و مجبورند منتظر رسیدن نسخه‌های ترجمه داخلی باشند. یا کسانی که در لندن و پاریس و بروکسل و بوستون می‌نشینند و درد میلیون‌ها نفر از نظام ولایی را حس نمی‌کنند و احتمالا همزمان با نشستن روی صندلی تابدار، در باره نظام ولایی مورد نظرشان «تز» می‌دهند می‌توانند نمونه‌های جذاب‌تری باشند. البته خیلی از این نویسندگان فقط قهوه نمی‌نوشند...

از آن جالب‌تر خانم رهنورد، این است که آدم در ساختمانی با محافظ سال‌ها در داخل زندگی کرده باشد و از جنایت‌های بی خبر مانده باشد. حالا روی صندلی تابدار نشسته باشد یا روی زمین بنشیند و مثلا کتاب‌های شولولخوف یا گورکی را بخواند. گاهی نشستن روی فرش مانع شنیدن فریادهای بسیاری از افراد در اوین و رجایی‌شهر شده. نظر شما چیست؟

 

- خانم رهنورد می‌نویسند: «اما به طوری که بارها گفته شده از این جنایت نه آقای خامنه‌ای و نه آقای موسوی هیچ یک اطلاعی نداشته‌اند و در حوزه وظایف شان هم نبوده است». برای من مایه تعجب است که چگونه آقای موسوی که رونوشت نامه‌های مرحوم منتظری را می‌گرفته‌اند، از این وقایع بی‌خبر بوده است؟ شنیده‌ام افرادی از خانواده یکی از دوستان مهندس موسوی در نوبت اعدام بوده‌اند و ایشان هم مطلع بوده است. چگونه می‌توان انتظار داشت که میرحسین موسوی از نحوه عملکرد وزارت اطلاعاتش بی‌خبر بوده باشد، حتی اگر برفرض این وزارت‌خانه مجری ولایت آیت‌الله خمینی بوده است. آیا همراهی در بالاترین حد با ساختاری که مرتکب جنایت شده، ایجاد مسوولیت اخلاقی نمی‌کند؟ آیا توجیه اعدام‌ها در گفتگو با رسانه اتریشی سوال برانگیز نیست؟

چگونه می‌توان نخست وزیر بود و بولتن وزارت اطلاعات را دریافت نکرد؟ حالا کسی که در اوج قدرتش بی‌خبر بوده، در چه شرایطی در زمان حاضر که به قول خاتمی حداکثر یک تدارکاتچی خواهد بود می‌تواند مجری و نگاهبان قانون اساسی باشد؟ با چه دیدی وارد کارزار شده؟ آیا باز اگر جنایتی رخ دهد با این پاسخ روبرو خواهیم بود که آقای موسوی خبر نداشته‌اند؟

برای من البته سوال دیگری که وجود دارد این است که آقای موسوی بنا به ادعای شما از اعدام‌ها و جنایت‌ها بی‌خبر بوده، ولی دانش‌آموزان و مردم بسیاری که می‌دیدند خواهر یا برادر همکلاسی‌های‌شان اعدام شده یا همسایه‌ای سیاه‌پوش از این جنایت‌ها خبر داشته‌اند. آیا آقای موسوی بعد از پایان یافتن جنایت‌ها و کشتارها به دستور آیت‌الله خمینی، هنوز همان اعتقاد به ایشان را داشتند؟ البته اعتقادات هر کسی محترم است و نمی‌توان علاقه آقای موسوی را از این باب زیر سوال برد، ولی ماندگاری این علاقه بعد از مطلع شدن از جنایتی که می‌فرمایید پاک شدنی نیست چه توضیحی دارد؟ می‌خواهم بهتر بدانم. چه نکته‌ای در آیت‌الله خمینی بعد از دیدن کارهای بزرگ ایشان (تدوام جنگ، از بین بردن بسیاری از پایه‌های کشور، جنایت‌های با نام دین و ....) در آن سال‌ها وجود دارد که هنوز ایشان را برای آقای مهندس موسوی جذاب نگاه می‌دارد؟

 

ادامه دارد

ارزیابی این خبر:

4.08

Subscribe to comments feed نظرات (13 نوشته شد):

viv******@yahoo.com در ۰۴ مهر ۱۳۸۹
-15
نیک اهنگ شما می خواهید با بهانه جویی خودتان را مطرح کنید
در حالی که این راه به ترکستان است، با این شیوه شما هم مانند دیگرانی که به دنبال فرصت طلبی و یک مشت دلار رفتند مطرود و منزوی خواهید شد.
با واقعیت ها کنار بیایید و پشت سر مردم حرکت کنید
ما بیشماریم !
----------------
من این توهم شما را به حساب دنبال کردن دیدگاه‌های دوستان تبلیغاتچی می‌گذارم که جریان‌سازی یک طرفه سبز را جانشین واقعیت می‌خواهند. برای من مهم این است که واقعیت منعکس شود. حد اقل ما چیزی را به نفع خودمان سانسور نمی‌کنیم. چون کم‌شماریم!
عزیز جان این شعار‌های "ما بیشماریم" و "سر اومد زمستون" و "همراه شو عزیز" و... را نگه دار واسه همان رسانه‌‌های سبز خودتان! دیگه واقعا جواد شدند.
jamal در ۰۴ مهر ۱۳۸۹
به همان بیشماری طرفداران آیت الله خمینی در سال ٥٧ و با همان تعصب کورکورانه و ایران برباد ده.
این "مردم" کیا هستند؟ تو و رفقای روزنامه تان؟ بقیه چی‌ هستند؟ احشام؟!
اینقدر پشت "مردم مردم" قایم نشو. شجاعت و جسارت داشته باش از قول خودت حرف بزن.

احمدی‌نژاد هم میگوید همه "مردم" به من رای دادند. من نماینده "مردم" هستم. حرفهای من حرفهای همه "مردم" است... شما با او چه فرقی‌ داری؟
viv******@yahoo.com در ۰۵ مهر ۱۳۸۹
-2
مردم همین هایی هستند که در خیابان ها زیر باتوم و گلوله حق همه مردم از جمله تو را فریاد می زنند و تو توی خانه ی گرمت نشسته ای و فقط غر می زنی!
viv******@yahoo.com در ۰۴ مهر ۱۳۸۹
-6
اگر چشمتان را باز کنید این "مردم" را در خیابان ها زیر باتوم و گلوله در حال مبارزه برای آزادی خواهی می بینید.
در مورد ماهیت "بقیه" اطلاع دقیقی ندارم شاید این طور باشد که شما فرمودید!
-----------
البته گمانم بتوانیم چشمانمان را به همه مردم آسیب دیده از سال ۱۳۵۷ باز کنیم که طبیعتا مردم آسیب دیده در سال ۱۳۸۸ در این مجموعه دیده می‌شوند
امیدوارم اگر می‌توانید، تشریف ببرید به خاوران و از نزدیک خیلی چیزها را ببینید و برای ما گزارش کنید.
ما چشممان را باز کردیم دیدیم مردم بی‌ توجه به هرگونه شعار و شانتاژ سیاسی در خانه‌هایشان نشسته اند و فارسی وان میبینند. از طرف دیگر عده یی خارج نشین در جرس و رسا بوق و کرنا میکنند که تورو خدا مارا ببینید و بخاطر ما بروید کتک بخورید ولی‌ انقدری نروید که کلّ نظام به خطر بیفتد، فقط یکمی بروید که احمدی نژاد برود و ما بیاییم! و مردم همچنان فارسی وان میبینند.
viv******@yahoo.com در ۰۴ مهر ۱۳۸۹
-19
به نظر من خانم رهنورد با مصاحبه کردن با شما مرتکب خطا شدند
و اجازه دادند به این طریق با استفاده از وزن جنبش سبز بتوانید خودتان را مطرح کنید و به دکانتان رونقی بدهید
--------------------
به نظر من این مساله می‌تواند باعث ناراحتی بسیاری از طرفداران کانالیزه کردن سخنان رهبران سبز و ا»هراف افکار عمومی به سمتی هدایت شده باشد که خانم رهنورد به خوبی نشان دادند تن به پروپاگاندای مدل دهه ۶۰ نمی‌دهند که به همین دلیل هم باید از ایشان قدردانی کرد.
ف. در ۰۴ مهر ۱۳۸۹
پس چگونه است که دکان سبز بلژیکی شما با آن همه منابع مالی و ارتباط مستقیم با سبزهای لندنی و کارولینایی و البته بت های عصر طلایی هر روز بیشتر از رونق می افتد؟!
در ۰۴ مهر ۱۳۸۹
12
من به عنوان یک خارج نشین مجاهد کمونیست سلطنت طلب سکولار! که نشسته و آب پرتقال می‌‌خورد و کتاب هری پاتر می‌خواند و جنبش اصلاح طلبی به هیچ جایش هم نیست، به شما می‌گویم: بچه جان برو هروقت رایتو پس گرفتی‌ بیا!
در ۰۴ مهر ۱۳۸۹
-7
ابتدا اينكه بنفش رنگ متضاد سبز است و مجاهدين با بنفش پوشيدن در نيويورك نشان دادند كه با سبزها مخالفند!
جالب است كه خودنويس به محاكمه كسي روي آورده كه اينك چهره اي دوست داشتني براي مردم است! آيا قصد خودنويس خراب كردن اين چهره و تغيير سبزها به بنفشها است؟ آيا مردم مي دانند كه چه كساني در سال 1367 اعدام شدند؟ آيا همه مي دانند كه اعداميان دهه 60 عمدتا از گرئه مجاهدين خلق بوده و به علت انجام ترور عليه مردم در زندان بودند، بطوريكه هنوز هم منفور عام و خاصند؟ آيا بخاطر اعدام تعدادي تروريست بايد پيشقراولان جنبش سبز محاكمه شوند؟ مهندس موسوي در آن زمان نه مسؤول زندان بوده، نه حاكم شرع، نه قاضي و نه دادستان... و به هر طبق دستور خميني، تروريستها را اعدام كردند كه اگر به همان زمان برگرديم، شايد كاري موجه جلوه مي نموده اما الان نمي توان فضاي ملتهب آن زمان كه جنگ بود و عده اي وطن فروش در زندان را با الان مقايسه كرد.
از وطن فروشان اعدامي در دهه 60 قديس نسازيد، مگر اينكه هدفتان موج سواري بنفشها روي تلاشهاي سبزها باشد.... مي دانيد كه بنفش رنگ متضاد سبز است!
kia در ۰۴ مهر ۱۳۸۹
اگر تو سبز هستی میخواهم صد سال سیاه سبز نباشد لعنت به سبزی که نماینده افکار و امثال توست مگر نمیگویی اخوند دیکتاتور است ما سبزها دموکراسی میخواهم احترام به انسانیت میخواهم خب حالا تو به نوشته خودت نگاه کن ببین یویی از انسانیت یا دموکراسی در نوشته تو هست انگار یک حزب اللهی چماق بدست این کامنت را نوشته پس مردم به چی سبزها دل خوش کنند اگر افکار تو نماینده یک سبز باشد شرم نمیکنی واقعن این حرف برای امثال توی درست که میگویند سبزاللهی چماق بدست ولی اطمینان داشته باش امثال تو جایی در بین مردم ازادیخواه و روشنفکر ندارند و خار و رسوا خواهید شد
viv******@yahoo.com در ۰۴ مهر ۱۳۸۹
-1
هر چند با انتقادات شما از شیوه ی مخرب و غیر اصولی خودنویس موافقم
با این حال توجه داشته باشیم که هر کسی حتی اگر وابسته به تشکیلات ... چون فرقه ی رجوی باشد باید از حق محاکمه ی عادلانه بهرمند باشد و اصولا مجازات اعدام،آن هم به صورت دسته جمعی و بدون حساب اساسا امر مردودی است.
و حتما باید روزی به عنوان یک مسئله ی ملی تقصیر افراد در مورد مسائل مربوط به اعدام ها بررسی و مشخص شود.
این نه چیزی از گناه فرقه ی رجوی کم می کند و نه باید ابزاری برای سو استفاده سیاسی و لجن پراکنی نسبت به اصلاح طلبان باشد.
jamal در ۰۴ مهر ۱۳۸۹
10
من ایشان را شایسته ریاست زندان اوین و ادامه دهنده راه شهید لاجوردی میدانم. (امام خمینی-بشهادت هاشمی رفسنجانی)
ماهی سیاه کوچولو در ۰۴ مهر ۱۳۸۹
واقعا که...برات متاسفم
viv******@yahoo.com در ۰۴ مهر ۱۳۸۹
-13
چرا کامنت ها برای نوشته ی نیک اهنگ منتشر نمی شود ؟
دیکتاتوری جمع و جور قشنگی برای خودت درست کرده ای!
------------
من فکر می‌کنم شما از روش اداره خودنویس بی‌اطلاع هستید. کامنت‌ها چند نوبت در روز منتشر می‌شوند. می‌توانید در آینده صبور باشید.
علی در ۰۴ مهر ۱۳۸۹
"چگونه می‌توان نخست وزیر بود و بولتن وزارت اطلاعات را دریافت نکرد؟"

نیکآهنگ عزیز، تو اون زمان مملکت هیاتی مدیریت میشد. هیچ توغعی از اون زمان نباید داشت. تازه استعفانامه موسوی که بنیصدر رو سایتش گذاشت هم بد نیست بخونی. گویا ی خیلی چیزهاست. از جمله حملته تروریستی رژیم اسلامی و...

http://www.cloob.com/club/article/show/clubname/shareiati/articleid/1344337
اتفاقا همان استعفانامه نشان می داد که آقای موسوی بر خلاف ادعای برخی طرفدارانشان، در اعتراض به اعدام‌ها استعفا نداده‌اند و بعدا در گفتگو با تلویزیون اتریش این اعدام‌ها را توجیه کرده‌اند. پس بی اطلاع نبوده‌اند
علی در ۰۵ مهر ۱۳۸۹
-1
"در گفتگو با تلویزیون اتریش این اعدام‌ها را توجیه کرده‌اند"

این رو نمیدونستم. آیا مدرکی از این گفتگو دارد؟ ممنون میشم.
--------------------
روزنامه‌های گاردین و تلگراف بر اساس گزارش قاضی جفری رابرتسن این مساله را عنوان کرده‌اند:
http://www.telegraph.co.uk/news/worldnews/middleeast/iran/7811996/Mir-Hossein-Mousavi-involved-in-massacre-says-report.html
http://www.guardian.co.uk/commentisfree/libertycentral/2010/jun/07/iran-1988-prisoners-murder-international-court

آقای موسوی نیز هیچگاه این مساله را رد و تکذیب نکرده‌اند
viv******@yahoo.com در ۰۴ مهر ۱۳۸۹
-10
آقا چرا شما رفتین تو امریکا که بمب اتم انداخته تو هیروشیما ؟
چرا دولت یونان در مورد تجاوز اسکندر مقدونی به ایران عذرخواهی نمی کنه؟
چرا ...
----------
دولت جمهوری اسلامی هنوز سرجایش است. نیست؟ عاملان آن زنده‌اند، نیستند؟
خیلی جالبه
از بالا به پایین اگر نظرات این رفیقمون رو بخونید سیر نزولی جالبی داره.
از یک انتقاد ساده و یک اتهام به خودنویس شروع میشه میاد میرسه به این اراجیف.

داداش من خوب اینجوری باشه باید بگیم از قتل و عام 88 هم یک سال گذشت دیگه چرا دنبال عاملشیم؟

همونطور که آقای کوثر گفتند اون گروهی که الان در ایران در راس قدرتند همونایی هستند که سی ساله اونجان.
و مشکل ما مردم معترض غیرسبزاللهی هم با شما اینه که نمیخوایین قبول کنید که اصلاح طلب و اصولگرا و چپ و راست هیچ فرقی در داخل این چهارچوب ندارند، هم به استناد شواهد و اسناد و سوابق نه چندان دور، هم از لحاظ نظری و تءوریک.
Amir در ۰۴ مهر ۱۳۸۹
11
كي گفته موسوي و رهنورد رو همه تو ايران دوست دارن؟
مردم وقتي موسوي رو صدا ميكنن إز او دعوت به حضور ميكنن نه اينكه ما خميني رو ميخواهيم و دوران كثافتش!!!
بعدشم .... درسته كه مجاهدين ترور كردن ولي اعدام كردن دستجمعي انها و بسياري ديگر درسته؟
اين حكومت همون حكومت خميني است و اگر برانداز نيستيد خفه شيد بشينيد و با همين حكومت بسازيد.
فكر كرديد موسوي بجائ احمدي بياد فرقي ميكنه؟
من به خاتمي راي دادم!! چي شد تو اون ٨ سال؟
أزادي اومد؟ حجاب اجباري رفت؟
خودنويس كارش درسته و با اين مصاحبه دست اين كلاغو رو كرد ، عين يك آخوند جواب داد اخرشم گفت بيشتر مردم خميني رو دوست دارن كه بزرگترين دروع أمسال بود.
دمت گرم ، به اين راه آدامه بده كه يكي إز ٧٠ مليون بلندگوهاي
سكولار ايران خودت هستي. 

جنبش سبز براندازه و هدفش پايين كشيدن اين نظامه
حالا هي خودتونو جر بدين توله سگهاي عرب پرست.
من متولد ٦٠ هستم بزرگ شده تهران و راحت ميگم تف به خميني و اسلام خميني و هر خري كه طرفدار ولي فقيه و اين نظام مفعوله
بچه جنوب شهر در ۰۵ مهر ۱۳۸۹
-6
تهرانی باش. من هستم.شما ناراحتی سرتو بزن به دیوار. توی نت چشم بستن و دهن و باز کردن خیلی راحته. چیکار کردی واسه جنبش که همرو میشوری میزاری کنار؟ خوبه اول و اخرو همه چیزتو به باد بدم؟ خودتم حامی جنبش سبز میدونی؟ نه تو حامی جنبش نیستی یه راحت طلب هستی که منتظر معجزه ای که اگه تغییری تو نظام پیش بیاد میای و ارث باباتو از مردم میخوای. برو حال نداریم
peerooz در ۰۴ مهر ۱۳۸۹
جناب نیک آهنگ،
با فضولی ، فکر میکنم با همه هیاهویی که در باره " سران جنبش " راه افتاده ، اینها به خصوص میر حسین چیزی بیش ازعلم ای نیستند که مردم فرصت یافته و زیر آن سینه میزنند. کسیکه یک پا در رژیم داشته نمیتواند رهبر تغییر باشد . در بهترین حالت ، امکان بعید دارد که به فرض رییس دولت در یک مرحله بسیار کوتاه و گذران گردد و تمام این سر و صدا یا از همکاران سابق است و یا آنها که فرصت یافته دادی بزنند.
اما اینکه خانم رهنورد میتوانند رهبر جنبش باشند ؟ خیال نمیکنم . طبیعتا هر کس که در اپوزیسیون باشد حرفهای قشنگ میزند هر چند بطوری که شنیده ام در دوران قدرت با جوراب پاره سر کلاسها برود و ترویج حجاب بفرماید. با همه اینها هم کاری ندارم . عرب ها مثال قشنگی دارند که :
شیئان عجیبان هما ابرد من یخ -- شیخٌ یتصبی و صبیٌ یتشیخ
دو چیزاز سرما چندش آورتر است ، ادای جوان توسط پیر و ادای پیر توسط جوان
من هر وقت تصویر پیرزن چادر چاقچوری با چارقد گل منگلی را میبینم چندشم میشود و خیال نمیکنم ایشان با این هیئت کاندید خوبی برای رهبری باشند.
arash در ۰۴ مهر ۱۳۸۹
13
چند نکته به نظر می‌رسد:

۱-ای کاش نیکان گرامی‌ از روشنفکرترین زن عالم میپرسید که چرا بر روی پرچم کشورها که نشان افتخار و استقلال کشور هاست به عنوان توهین راه میرفته است.

۲-اگر استدلال ایشان را در مورد خبر نداشتن موسوی و خامنه‌ای در مورد کشتار دهه شصت را قبول کنیم ، پس با همین استدلال احمدی نژاد نیز از تمام کشتار‌های رژیم در کهریزک، اوین و..... خبر ندارد و بیگناه است!!!!!!

۳-با توجه به اینکه نماینده وزارت اطلاعات یکی‌ از اعضای هیأت کشتار زندانیان بوده است از دو حال خارج نیست یا وزیر اطلاعات گزارش قتل‌ها را در هیأت وزیران به موسوی میداده است که پس موسوی خبر داشته است یا به قول ذوب شدگان موسوی به او خبر نمیداده است که باید گفت که این چه دولت بی‌ در و پیکری است که نخست ووزیر از کارهای وزیر خود خبر ندارد، و اگر دولت ج.ا اینقدر بی‌ صاحب است چرا موسوی آنقدر اصرار داشت که دوباره رئیس جمهور این رژیم به شود و چرا عصر خمینی را که در آن زمان خود او عرضه نداشت که از وزیر خود پرس و جون کند دوران طلایی می‌خواند!!!!

۴-چگونه است که زهرا کاظمی( رهنورد بعد از انقلاب) که دانشجویان آن زمان از طرز رفتار و گفتار و پوشش او خبر داشتند ناگهان بر اثر عشق به حجاب و درک قلبی از حجاب اسلامی به زهرا رهنورد کلاغ سیا مبدل میشود اگر به قول خودش گفتار شریعتی‌ در او تاثیر کرد که با عشق حجاب اجباری را قبول کند چرا در همان سال‌های ۵۲ تا ۵۶ که اوج نفوذ شریعتی‌ بود حجاب عشقی‌ را تا انقلاب رعایت نکرد؟
ف. در ۰۴ مهر ۱۳۸۹
10
با گفته های شما کاملا موافقم.
فقط در مورد نکته چهارم باید بگویم که اصولا عشق و عاشقی سال نفوذ نمیشناسد. مهم سال تغییر جهت وزش باد است که آن هم 57 بوده.
arash در ۰۴ مهر ۱۳۸۹
درود بر شما. درست است وزش با د خمینیسم نیز کاملا موثر بود.
کوروش در ۰۴ مهر ۱۳۸۹
با وجود ارزيابی بسيار منفی خود از خميني، جمهوری اسلامی و کارنامه ی 31 ساله ي تلخ پر از استبداد وحشتناک آن به آقايان موسوی و کروبی و خانم رهنورد از صميم قلب ارادت دارم. با وجود اختلاف نظرهايی که به حتم با آن ها دارم، از آن ها به خاطر شرافت، دليری و نيک نفسيشان سپاسگزارم. آن ها به راحتی می توانستند به مردم خيانت کنند و در آسايش کامل در گوشه ای امن از اين خانه ی استبدادزده ی ما به زندگانی خود ادامه بدهند ولی اين کار را نکردند. من مخالف استبداد چگونه می توانم اين آزادگی را ناديده بگيرم؟
من با وجود اين که اين گفتگو پاسخ هاي صد در صد رضايت بخشی برايم به همراه نياورد از آن قدردانی می کنم. اين که خانم رهنورد پذيرفت با چنين پرسش های سختی روياروی شود گويای بلوغ سياسی عميقی است و ما ، از هر طيف و با هر عقيده، بايد از آن استقبال کنيم. کشور ما با استبدادی بسی خشن و ناکارآمد و با حاکماني نادان و بي کفايت سر و کار دارد و همه ی ما بايد برای ايران در مقابل آن بايستيم. ما بايد بتوانيم با يکديگر گفت وگو کنيم و هم را بپذيريم. تقدپذيری برای جنبشی که خردگرا و متکثر است امری حياتی است. من تا زمانی که آقای موسوی بر تکثرگرا بودن جنبش و حق طبيعی يک ملت برای تعيين سر نوشت خود اصرار داشته باشند، با حفظ کامل نظرات شخصی خود، از همراهي او با جنبش استقبال می کنم. همه ی ما دوستان و آشنايانی داريم که ضربه هايی بسيار دردناک در اين 31 ساله خورده اند. ولی بايد به فکر ايران باشيم و بايد زمينه را برای آشتی ملی در آينده از همين امروز فراهم کرد.
آرش در ۰۴ مهر ۱۳۸۹
11
موسوی و زنش هنوز از... بازی و فریبکاری دست بر نداشته اند و هنوز میخواهند کشتار زندانیان سیاسی دهه60 را ماستمالی کنند. چه کسی باور می کند که خامنه ایی و موسوی در کشتار-تجاوز و شکنجه زندانیان سیاسی دست نداشته اند و یا از آن بیخبر بوده اند. آیازهرا رهنورد و موسوی فکر می کنند مردم احمق هستند؟ این دو خوب گوشهایشان را باز کنند و بدانند که در فردای پیروزی مردم همه عوامل و امران و دست اندرکاران جنایات دهه 60 و بقیه جنایات 31ساله این حکومت از جمله موسوی دستگیر محاکمه و مجازات خواهند شد.
رضا در ۰۴ مهر ۱۳۸۹
-8
نيكان جان
عزيزم
يه چيزي بنويس كه مجاهدا پشتت نماز نخونن
همين
----------------
من وضو ندارم، لطفا به همه‌شان خبر بده!
آرش در ۰۵ مهر ۱۳۸۹
-1
مجاهدین پشت سر کسی نماز نمی خوانند. بیخود برای همدیگر بازار گرمی نکنید.
سامان در ۰۵ مهر ۱۳۸۹
-5
با عذرخواهی از نیکان عزیز.عجب شیر تو [شیری] شده تو کامنت ها، نیکان جان با توهین به افکار مختلف و عدم اتحاد، جنبش راه به جایی نمیبره(منظورم توهین ها در کامنت هاست) لطفا جمع و جورش کنید تا فارس نیوز واسمون لینک نداده!
viv******@yahoo.com در ۰۵ مهر ۱۳۸۹
-11
منهم با شما موافقم
واقعا خودنویس تبدیل به برگی از کیهان و صفحه ای از فارس شده است
شریعتمداری سر نماز نیک اهنگ را خیلی دعا می کند !
آنتي سبزالله در ۰۵ مهر ۱۳۸۹
شما همتون مثل هم هستيد. از همين الان دارين سانسور و اختناق رو ترويج مي كنين.منطق كه واستون تعريف نشده است ادعاتون هم كه گوش فلك رو كر كرده اما تا حرف مخالفي مي شنويد فوراً سعي در سانسور و نابوديش رو دارين.تازه ژست دموكراتيك هم مي گيريند.اگه نيك اهنگ همه نظرات رو منعكس مي كنه به خاطر اينكه به آزادي بيان اعتقاد كامل داره و حتي به مخالفاش هم كه شب و روز در فضاي مجازي مورد عنايتش قرار مي دن اجازه اظهار نطر ميده.نه مثل سايت كلمه يا حسين ميرحسين شما كه هيچ نظر مخالفي رو منتشر نمي كنه. شما هم اگه ناراحتي مي توني به بالاترين، جرس و ساير سايتهاي آقايون آل عطاي لندن نشين مراجعه كنيد و اونجا هرچه قدر دلتون خواست از امام موسوي تعريف و تمجيد كنيد.
شاهد در ۰۵ مهر ۱۳۸۹
-3
با کمال تاسف باز هم شاهد بد فهمی و کج فهمی و ندانم کاری در میان برخی از دوستان هستیم. چرا؟ من اساسا به نامۀ خانم رهنورد کاری ندارم، هر چند همین نفس پاسخ گوئی ایشان قابل تقدیر است. اما موضوعی که تاسف انگیز این است که ما از عدم و یا در بهترین حالت از کمبود بینش سیاسی رنج میبریم. تاریخمان را از جمهوری اسلامی گرفته ایم و به هیچ عنوان قصد چون وچرا در آنچه بما منتقل و یا تلقین شده را نداریم، شاید اصلا متوجه نیستیم. انچه در دهۀ اول انقلاب رخ داد فاجعه بود و ما شناختی وارونه از آن فاجعه داریم. سال 67 سال نسل کشی بود و ما به برکت کتابهای جناب مصداقی تا حدی از چگونگی آن مطلع شدیم، که البته کلیات این نسل کشی در همان زمان وقوع آن برای همگان مشخص شده بود. جناب موسوی هم در آن سالها رئیس دولت آقای خمینی بود، درست، گیرم از نسل کشی 67 هم آگاه بود، که نبود، اکنون سوال ساده این است که با موسوی چه باید کرد؟
آیا با محاکمۀ موسوی مشکل حل خواهد شد؟
ما ابتدا بایستی تکلیفمان را با خودمان وشخص کنیم بعد وارد این قضایا شویم. آیا براندازیم یا رفرمیست؟ چرا که از منظر یک برانداز نه تنها موسوی که مرحوم بازرگان را هم باید که به محاکمه کشید، و امثال یزدی و سحابی و سروش که دیگر جای خود دارند. بحث در همان ابتدا بسته است. محاکمه و لاغیر.
اما اگر بدنبال تغییرات تدریجی هستیم، دیگر نباید بدنبال ان باشیم که چرا موسوی به خمینی ارادت دارد، موسوی را باید در عملکرد امروزینش در برابر سدهای موجود سنجید. ایا موسوی در این مدت با همۀ فشارهائی که همگان از آن آگاهند در مقابل جنایتکاران کوتاه آمده و یا کسی لغزشی از او دیده؟ اینها است که باید مورد توجه قرار گیرد. منافع مردم را باید در نظر داشت و اینکه موسوی و همچنین کروبی در این مقطع تاریخی تنها امکان رسیدن به خط شروع دمکراسی در ایران هستند، و این خارج از اردۀ ماست که با موسوی و کروبی موافق باشیم یا نباشیم.
مجموعه نتایج: 13 | نمایش: 1 - 13

نظرات

برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید

عضو شوید

مطلب شما!

داستان‌ها‌، خبر‌ها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

به خودنویس بپیوندید »

اخبار

مذاکرات بغداد به راند سوم کشیده شد

مذاکرات بغداد به راند سوم کشیده شد
در حالی که ساعاتی پیش رسانه‌ها نوشتند که دور دوم مذاکرات ایران با کشورهای ۱+۵، بدون اعلام نتیجه پایان یافت، این مذاکرات همچنان ادامه دارد و به راند سوم کشیده شده است. کاترین اشتون به همراه سعید جلیلی نیز تا ساعاتی دیگر در نشستی خبری حاضر خواهند شد و در خصوص این مذاکرات اظهار نظر خواهد کرد....
سیاست | سروش جعفری

یک کارگر: جلوی دوربین به ما خانه دادند، چهار روز بعد پس گرفتند!

یک کارگر: جلوی دوربین به ما خانه دادند، چهار روز بعد پس گرفتند!
یکی از دریافت کنندگان مسکن مهر گفته که در جریان سفر محمود احمدی‌نژاد به مشهد جلوی دوربین تلویزیون به او خانه دادند و بعد از چهار روز به او اعلام شد که باید خانه را تخلیه کند....
جامعه | سهند خوانساری

وزارت ارشاد به مکان بازجویی روزنامه‌نگاران تبدیل شده است

وزارت ارشاد به مکان بازجویی روزنامه‌نگاران تبدیل شده است
سازمان گزارشگران بدون مرز با صدور بیانیه‌ای اعلام کرده است که مسؤولان وزارت ارشاد روزنامه‌نگاران را به محل این وزارت‌خانه احضار می‌کنند تا از سوی مأموران امنیتی بازجویی شوند. ...
حقوق بشر | سهند خوانساری

اولین انتخابات مصر پس از حسنی مبارک

اولین انتخابات مصر پس از حسنی مبارک
اولین انتخابات ریاست جمهوری مصر پس از سه دهه حاکمیت حسنی مبارک، از صبح امروز به مدت دو روز در این کشور آغاز شد. این انتخابات با حضور ۱۲ کاندیدا از طیف‌های مختلف برگزار می‌شود....
سیاست | سروش جعفری

خرمشهر را خدا آزاد نکرد

خرمشهر را خدا آزاد نکرد
سی سال پیش و در سوم خرداد سال ۱۳۶۱، ایران توانست با شش هزار کشته و ۲۱ هزار زخمی شهر خرمشهر را از دست نظامیان عراقی آزاد کند. اگرچه آیت‌الله خمینی بلافاصله پس از آزادسازی خرمشهر، این اقدام را به آسمان حواله داد و خداوند را فرمانده اصلی معرفی کرد؛ اما همین آیت‌الله و خلف او هیچگاه از شش هزار انسان کشته شده و بیش از ۲۱ هزار زخمی که برای آزادسازی این شهر به خاک و خون غلطیدند سخنی نگفتند....
سیاست | سروش جعفری

ما را دنبال کنید