پاسخی کوتاه به چند انتقاد در باره «نامه گروهی از روزنامه‌نگاران تبعیدی» به احمدی‌نژاد | رسانه‌های خودمانی | سیاست | صفحه اصلی
نظرات (9)
نسخه چاپی نسخه ساده لینک دایمی

پاسخی کوتاه به چند انتقاد در باره «نامه گروهی از روزنامه‌نگاران تبعیدی» به احمدی‌نژاد

۰۳ مهر ۱۳۸۹ نیک آهنگ کوثر

دوستان محترمی به تعدادی از امضا‌های پایه نامه به رئیس دولت دهم انتقادهایی داشته‌اند. آقای عبدالطیف عبادی نیز مطلبی که در سایت خودشان به این مساله پرداخته‌اند که عینش را به خودنویس هم فرستاده بودند که چون تکراری بود، منتشرش نکردیم. همانطوری‌که می‌دانید، یک از شروط انتشار مطلبی در خودنویس در حوزه نظر و نقد، عدم انتشارش در جایی دیگر است. اما تصور اشتباه گروهی از دوستان این است که خودنویس بانی جمع کردن امضا بوده است. به هیچ عنوان. من نیز جزو آخرین کسانی بودم که این متن را امضا کرده است. اما سوال مهم در باب کسانی است که به عنوان روزنامه‌نگار پای این نامه را امضا کرده‌اند. هر کدام از دوستانی که توسط آقای عبادی «شیاد» خوانده شده‌اند می‌توانند به ایشان اعتراض کنند، البته لطفا اعتراض‌هایی که جای دیگر منتشر کرد‌ه‌اند را مجددا به خودنویس نفرستند!

نکته مهم این است که مرجع معینی برای تایید هویت روزنامه‌نگاری عملا وجود ندارد. تعداد زیادی از افرادی که زیر علامت سوال هستند، از سوی سازمان گزارش‌گران بدون مرز به عنوان روزنامه‌نگار تایید شده‌اند. از طرفی بسیاری از کسانی که در ماه‌های اخیر از کشور خارج شده‌اند و در باره‌شان سوالی وجود دارد،

در حال حاضر که گروهی در حال تشکیل انجمنی برای روزنامه‌نگاران ایرانی در خارج از کشور است و با مراجع جهانی روزنامه‌نگاری مرتبط، باید به انتظار نشست و دید بر اساس آیین‌نامه‌هایی که در آینده به تصویب روزنامه‌نگاران ایرانی می‌رسد، چه کسی می‌تواند خود را روزنامه‌نگار بخواند؟

طبیعتا، کسی روزنامه‌نگار خواهد بود که هویتش روزنامه‌نگاری باشد. بر این اساس، بخشی از اعضای انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران، روزنامه‌نگار محسوب نمی‌شوند. به عبارت حداکثر می‌توانند اعضای «وابسته» و غیر«پیوسته» باشند. در سال‌هایی که بازرس انجمن بودم، کمیته‌ای برای بررسی درخواست کنندگان عضویت تشکیل دادیم. معیار ما هم چیزی نبود جز اساس‌نامه انجمن. گرچه معتقدم آن اساس‌نامه ایراد‌های زیادی داشت، اما به هر شکل معیار بود.

برای انجمن جدید خارج از کشور، طبیعتا معیار باید اساس‌نامه جدید و قواعد بین‌المللی روزنامه‌نگاری باشد. اما هنوز چیزی در دست نداریم که مانند شورای نگهبان عمل کنیم و از روی علاقه کسی را که روزنامه‌نگار نیست، روزنامه‌نگار بخوانیم و به هر دلیلی، روزنامه‌نگاری «آزاد» را «شیاد» بنامیم.

چون دسترسی به تعدادی از افرادی که جناب آقای عبادی «شیاد» خوانده‌اند برای ما غیر ممکن بود، از خانم آیدا سعادت سوال کردم که آیا روزنامه‌نگار بوده است یا نه؟ بنا به اطلاع خودم، ایشان روزنامه‌نگار «آزاد» بوده‌اند، و کارهای‌شان در رسانه‌های مختلفی منتشر شده بود و بابت انتشار مطالب‌شان «پول» دریافت کرده بودند. همچنین بر اساس مدارک ارائه شده به مراجع مختلف، با نشریات «حدیث قزوین»، «چشم‌انداز ایران»، «اعتماد» و تعدادی دیگر از رسانه‌های ایران همکاری کرده‌اند.

هیچ‌کدام از مطالب پیشین آقای عبادی در باره خانم سعادت برای من معیار نیست و طبیعتا کاری به حملات گذشته از سوی ایشان ندارم، اما در باب سابقه رسانه‌ای سوال کرده‌اند و طبیعتا برای من روزنامه‌نگار «آزاد» بودن خانم سعادت اهمیت دارد. هر روزنامه‌نگار «آزاد»ی که بابت کار خود حق‌الزحمه دریافت کرده می‌تواند خود پاسخش را به نویسنده محترم وبلاگ «روزنامه‌نگار آزاد» بدهد.

من طبیعتا به متن نامه انتقادهایی دارم، اما در جمع آنرا مفید می‌دانم. مسوول امضاها هم نیستم و فقط خبری را منتشر کرده‌ام. اگر در این باب سوالی وجود دارد، جواب می‌دهم، وگرنه ادامه بحث را مفید نمی‌دانم.

ارزیابی این خبر:

2.71

Subscribe to comments feed نظرات (8 نوشته شد):

اولا" که چرا نیک آهنگ کوثر از بین همهء ان جماعتی که روزنامه نگار نبوده اند و نیستند به صرافت رفع و رجوع کردن سوابق خانم آیدا سعادت افتاده است؟ اگر نیک آهنگ کوثر مسئول جمع کردن این امضاها نبوده و صرفآ" منتشر کنندهء خبرش بوده است و خودش را در این زمینه پاسخگو نمی داند ، چرا در مقام توجیه عمل اشخاصی برآمده است که بنده آنها را جمعی شیاد و روزنامه نگار جعلی می دانم و مهمتر اینکه، چرا مشخصا" خانم آیدا سعادت را مستحق نجات از این وضعیت دانسته است؟ و اگر نیک آهنگ کوثر مسئول جمع کردن این امضاها نبوده است و خودش را پاسخگو نمی داند ، چرا برای توجیه کار آن اشخاص - و مشخصا" خانم آیدا سعادت - وارد عمل شده است؟ دیگر اینکه ، چرا آقای نیک آهنگ کوثر سعی کرده است همهء ماجرا را در مبهم بودن و در واقع ناشناخته بودن سوابق روزنامه نگاری خانم آیدا سعادت خلاصه کند و با تایید بی سند و مدرکش ، قال قضیه را بکند؟ گیریم موضوع روزنامه نگار بودن این خانم حل شد ، پس بقیهء کسانی که زیر آن نامه را امضا کرده اند چه؟ جناب نیک آهنگ کوثر شخصا" و با استفاده از علم و فقاهت روزنامه نگاری شان اجتهاد خانم آیدا سعادت در حرفهء روزنامه نگاری را به سبک پارتی بازی های شورای نگهبان- که می گفتند فلانی مورد تایید حضرت امام است! - تایید کردند . اما روزنامه نگار بودن دیگر امضا کنندگانی که مثل آیدا سعادت هستند و گذشته ای کاملا" ناشناخته و غیر روزنامه نگاری داشته اند را چه کسی باید به تایید ملوکانه برساند؟ اصلا" این چه روزنامه نگاری هست که برای اثبات روزنامه نگاری اش - بجای لینک کردن مطالبی که در طول عمر روزنامه نگاری اش نوشته است - به تماس و تایید شخصی نیک آهنگ کوثر متوسل میشود؟ مگر نمی گویید که خانم آیدا سعادت با روزنامهء اعتماد و و مجلهء چشم انداز کار می کرده است؟ بقول قدیمی ها " دزد حاضر ، بز هم حاضر! ". هم روزنامهء اعتماد وبسایت دارد و هم مجلهء چشم انداز . خانم آیدا سعادت یا وکیل تسخیری ایشان - جناب آقای نیک آهنگ کوثر - چرا لطف نمی کنند و لینک لااقل ده مقاله و گزارش و مطلبی را که خانم آیدا سعادت در طول همکاری اش با این دو مجله نوشته اند و منتشر کرده اند را برایمان فهرست بگذارند؟ یا لااقل اینکهتیتر و عنوان و زمان تقریبی انتشارشان را برایمان بنویسند تا خودمان برویم و پیدایشان کنیم . بنده تا آنجاییکه بنده اطلاع دقیق دارم ، خانم آیدا سعادت در طول عمر مبارکشان یک مطلبی دربارهء طلاق گرفتن شخص خودش از شوهرش نوشت ، یک مطلب دربارهء گدایی کودکان و یک مطلب هم دربارهء رحم های اجاره ای زنان . هر سه مطلب را هم توسط دوست صمیمی اش - خانم محبوبه حسین زاده - که در آن سالها - چهار سال پیش - در بخش اجتماعی روزنامهء اعتماد کار می کرد ، منتشر نمود و بابتش هم نه پولی گرفت و نه عنوانی . یکبار هم مصاحبه ای با دختر مهندس سحابی کرده بود که به مجلهء چشم انداز داد و ظاهرا" منتشر هم نشد . این همهء سوابق روزنامه نگاری خانم آیدا سعادت هست . دربارهء نشریهء حدیث قزوین هم همین بس که از اگر اشتباه نکنم شش سال پیش خانم آیدا سعادت یکبار برای این نشریه نامه ای را فرستاده بود که در بخش دیدگاههای خوانندگان آن به جاپ رسیده بود . من با دیدن این جوابیهء نیک آهنگ کوثر به مطلبم بسیار متاسف واز خیلی مسائل نا امید شدم . تصور می کنم اگر نیک آهنگ کوثر به این شکل وارد ماجرا نمی شد بیشتر آبروداری کرده بود

------------
آقای عبادی. من به همه دسترسی ندارم، و اگر هم داشتم، مثل جنابعالی وقت لازم را ندارم. شما مرا جمع آوری کننده امضاها جلوه داده‌اید.
آیدا سعادت را توانستم پیدا کنم، بابک داد هم عضو انجمن صنفی روزنامه‌نگاران بود. از سال‌های ابتدایی دهه ۷۰ هم روزنامه سلام همکاری می‌کرد و به تور پراکنده هم برای جاهای مختلف مطلب می‌نوشت. در باره بقیه را هم باید «بقیه» بنویسند.

شما سعی کرده‌اید مرا جمع کننده امضاها جلوه دهید.آیا در وبلاگ «روزنامه‌نگار آزاد» این مساله را اصلاح کردید؟ یعنی بعد از توضیح و پاسخ من باز هم می‌خواهید بر ادعای خودتان پایدار بمانید؟ آیا می‌دانید من نامه را در ساعات پایانی دریافت کردم؟ شما انگاری دکمه‌ای یافته‌اید و بعد برایش می‌خواهید کت و شلوار بدوزید. این که نمی‌شود!
ما که با هم دشمنی نداریم، یک بحث بسیار منطقی است که عده‌ای پای این مطلب را امضا کرده‌اند و از نظر من هم ادعای کلی طرح شده از سوی شما غلط نیست. باید روزی روزگار تفکیک کامل میان روزنامه‌نگاران و مدعیان روزنامه‌نگاری انجام گیرد.
اما برای اثبات یک ادعا، لازم نیست ادبیاتی ناشایست استفاده کنیم. اگر مطلبی هجو یا هزل بود، یک چیزی.

در ضمن، شیاد خواندن افراد، یک اهانت هم محسوب می‌شود که می‌تواند برای سایت جنابعالی مفید و قابل قبول باشد، ولی اینجا محلی از اعراب ندارد.
در مورد بقیه هم باید بگویم که آنها خودشان می‌توانند جوابگو باشند و خوشحال می‌شویم جواب‌شان را منتشر کنیم، به شرط آنکه مودبانه و غیر تکراری باشد.
در ۰۳ مهر ۱۳۸۹
-2
دلتون خوشه به خدا! بیکاری هم بد دردیه. خوب آقا بگردید یه کار آبرو مند پیدا کنید انقدر به این مسائل پیش پاافتاده نپردازید. ملت دارند تماشاتون می کنند. مگه تو ممالک مترقیه هم بیکاری شایعه که اینجوری وقت دارید؟!
aa در ۰۳ مهر ۱۳۸۹
جناب آقای عبدل لطیف ،
بنده نمیدانم ،که جناابالی هم با ان روح لطیف و سفت لطیفی که بر خودف نهادید ،چه گونه به خود اجازه میدهید ،اینچنین برخی از دوستان،بی نام نشان ،و با نام نشانم ،را شیاد بخوانید ،جای بسیار تاسف است . بنده پس از بیست سال روزنامه خوانی ،نخستین بار است ،که با نام لطیف شما آشنا شده ام ،مشکل کجاست ؟؟؟؟
peerooz در ۰۳ مهر ۱۳۸۹
جناب نیک آهنگ ،
دفاع امضا کننده باید از متن بیانیه باشد نه از امضا کنندگان . و شاید این تجربه ای باشد برای آیندگان که تا با مفاد کامل اعلامیه موافق نباشند آنرا امضا نکنند. و در این صورت ما شاهد بیانیه هایی نباشیم که هر روز چپ و راست در سایت های مجازی منتشر میشوند و کسی هم توجهی نمیکند.
به نیک آهنگ کوثر عزیز
مقدمتا" از شما خواهش می کنم با بنده به سبک پیرزنهای شیرازی با گوشه و کنایه و متلک صحبت نفرمایید چون در این زمینه تخصص لازم را ندارم و نمی توانم متقابلا" به شیوهء خودتان و به شکل "متلکی" جوابتان را بدهم . در نتیجه بهتر است گفتگو را " مردانه" ادامه بدهیم . به همان میزان که شما برای تبلیغ جماعتی شیاد وقت دارید ، بنده هم به همان میزان برای روشن کردن سوابق تیره و تار آنها وقت و فرصت و انرژی دارم . اگر کار و زندگی شما آن است ، کار و زندگی من هم این این است . این از این .

شما ظاهرا" علاقه دارید از اصل موضوعی که پرسیده ام بپرید و به موضوعاتی بپردازید . با این روال گفتگوی ما تکراری ، سطحی ، بسیار مبتذل و نیز ملال آور میشود . این چیزی است که نه مایل به آن هستم و نه تصور می کنم شما علاقه ای به آن داشته باشید . تا آنجاییکه می بینم شما هم اولین کسی بودید که این نامه را - پیش از تحویل دادن به مخاطبش! - منتشر کردید و هم اینکه اولین - و احتمالا" تنها - کسی بوده اید که برای رفع و رجوع کردن موضوع وارد عمل شده اید . در نتیجه قاعدتا" نه تنها بنده بلکه هر عقل سلیم دیگری اصل را بر این می گذارد که شما این امضاها را گردآوری کرده باشید . الان که می فرمایید نقشی در این ماجرا ندارید ، بنده می پذیرم اما سعی تان برای توجیه کردن عملی که انجام گرفته است کماکان سرجایش هست . شما با این جملاتی که در مطلب فوقتان نوشته اید - خواسته یا ناخواسته - موضوع را در حد " روزنامه نگار بودن یا نبودن یک خانم گمنام " حقیر و محتصر کرده اید . بنده البته به هیچ عنوان بیشتر از این به آن فرد نگون بخت نمی پردازم و موضوع را از اینکه شما کرده اید لوث تر نمی کنم و تصور می کنم آنچه را که باید دربارهء وی بگویم در کامنت قبلی ام به قدر کفایت گفته ام. مسئله ای که همچنان بی پاسخ مانده است " روزنامه نگار نبودن " قریب به سی نفر دیگر از اشخاصی است که نامشان پیش و بعد از آن خانم و زیر نامهء مذکور نوشته شده است .

در خصوص شایسته بودن ادبیات و بایسته بودن مطلب بنده نیز بهتر است قضاوت را به وجدانهای بیدار و آزاد واگذار کنیم . تصور می کنم بهتر است که بجای پرداختن به مطالب ریز و بی نتیجه یک مقدار بحث را بازتر کنیم و به این مسئله بپردازیم که در عصر اینترنت و ظهور رسانه های دیجیتال و صوتی و تصویری ، تعریف جدید روزنامه نگار و روزنامه نگاری چیست؟ به همین منظور بنده مطلبی را فردا یا پس فردا می نویسم و برایت می فرستم تا در همین خودنویس منتشر کنی . در آن به حاشیه های نامهء 67 نفرهء شما هم اشاره خواهم کرد و این نکته را هم قطعا" تذکر می دهم که شما هیچ نقشی در جمع کردن این اکضا ها نداشته اید . در یکی از کامنتهای سایتم - که ظاهرا" شما آن را یک وبلاگ می بینید - گفته بودم " تصور می کنم " شما این کار را کرده اید ، ولی با این توضیحاتی که داده ای آن را هم همین الان اصلاح خواهم کرد . من در نوشته ام با اشاره به شما گفته بودم که " البته نام قریب به بیست روزنامه نگار ، خبرنگار و کاریکاتوریست شریف و بزرگوار " هم زیر این نامه هست و ناگفته پیداست که اشاره ام به آن کاریکاتوریست شریف و بزرگوار خودت بودی . منتشر نکردن مطلبم و حقیر کردن منظور نوشته ام و جلوه دادن آن به " دعوایی شخصی بین عبداللطیف عبادی و نامزد سابقش " هم چیزی از ارزش و اعتبار شما در ذهن بنده کم نمی کند . زنده باشی . پایان گفتگوی بنده در این خصوص با نیک آهنگ کوثر .
-----------

آقای عبادی، اگر با این منطق سخن می‌گویید، طبیعتا با جنابعالی به هیچ عنوان بحثی ندارم. اگر روش بهتری انتخاب می‌کنید، استقبال می‌کنم. من خیلی راحت‌تر از شما می‌توانم نحوه بیان را تغییر دهم، لا اقل در حوزه‌های طنز و هجو اندکی سابقه دارم، اما اینجا پرهیز می‌کنم. از شما هم انتظار دارم ادب بحث را رعایت کنید. اگر توانش نیست، من سکوت می‌کنم.
hochiha hojoum avardeh and در ۰۳ مهر ۱۳۸۹
آقای نیک آهنگ :
چند بار قبلا به شما عرض کردم باز هم عرض میکنم ، وقتت را تلف جواب دادن به این جماعت نکن . همینقدر که مجبورت کنند به این خزعبلات جواب دهی (که از شهریور ۱۳۲۰ تا کنون در تمام مراحل تاریخی برای منحرف کردن جنبش ها و یا کوبیدن شخصیت ها و نظرات دگر اندیشان به کار برده اند و متا سفانه موفق هم بوده اند ) آنها به مقصودشان رسیده اند .
هواست پرت نشود به نقاب آنها . آنها در نقاب های ملی ، سکولار ، سلطنت طلب ، خط امام ، سوسیال دموکرات ، بختیاریست و ... ظاهر میشوند از حقوق روزنامه نگار و خلق کرد و حقوق زنان و زبان ترکی و ..... سو استفاده میکنند تا اصل حرکت آزادی خواهی و حقوق بشر طلبی و دموکراسی خواهی را به کوبند .
اینها مصدق را با همین حرفها سا قط کردند
اینها لیبرال ها ( بازرگان و بنی صدر ) را با همین کارها از قدرت بیرون انداختند
اینها ۶۰ تا ۶۸ یک دیکتاتوری مخوف به ظاهر خلقی ضد آمریکایی ولی در اصل کشتارگر و خفه کننده آزادی خواهان و زمینه ساز غارت روس ها و عربها را در سرزمین به جا مانده از یک شاه مدرن غرب گرا بنیاد نهادند .
اینها خاتمی را و حرکت اصلاحی او را اخته کردند ( با بالا بردن مصنوعی سطح مطالبات مردم ) اما حالا که همان موسوی شان باز گشته از پایین کشیدن سطح مطالبات و فراموش کردن گذشته او و ماستمالی حقایق صحبت میکنند . اما به گنجی و سروش که میرسند فریاد گذشته اصل است سر میدهند .
اینها اوباما و طرح آشتی او را در ایران عقیم کردند با اتحاد با ارتجا ع سیاه . اینها از نزدیک شدن احمدی به امریکا جلوگیری کردند .
اینها استالینیست هستند . مطمانا استالین را میشناسی .
از نظر اینها یا باید مارکسیست روسی باشی یا به مارکسیست های روسی باج بدهی یا دخلت را می آورند . گارد فاشیستی رسانه ای اینها بسیار نیرومند است . باید دنده ات را پهن کنی . نسل امروز اما با اینها هم جنس نیست . زبانشان را نمیفهمد ، فیدل و چه و کیم حالش نیست .
نسل ماهواره و اینترنت است . شکیرا و برد پیت میشناسد . حتا بچه های اینها هزار نیستند بروند کوبا زندگی کنند در فقر .
بنابر این نترس . همین راهی که میروی ضامن پذیرش توست . موفق میشوی . نظراتشان را چاپ کن . اینها عرض خود میبرند و زحمت امثال شما می دارند . روزی باید نگران شوی که تسلیم اینها شوی . روزی که مثل ده ها وب سایت بدون بازدید کننده و بی رونق دیگر شبیه پیک نت و اخبار روز شوی .
نیما در ۰۵ مهر ۱۳۸۹
همه این کارها رو عبادی تنها انجام داده.
یکبار هم که تو این دوره و زمانه دو نفر با عقاید مختلف میخوان رودررو حرف بزنن میگین حرف نزنن. هرکی تو سایت خودش به بقیه بپره شما راضی میشی.
خوب شد فهمیدیم خانم مهرانگیز کار چون روزنامه ش بسته شده مجبور شده بیاد خارج کشور!!! آقا درسته که هر کیه هر کیه ولی آخه مردم همه که گیج و گول نیستند.
peerooz در ۰۳ مهر ۱۳۸۹
جناب عبادی ،
خوب شد که گفتگو را در این خصوص پایان دادید. جناب نیک آهنگ هم که فرمودند " من طبیعتا به متن نامه انتقادهایی دارم، اما در جمع آنرا مفید می‌دانم. مسوول امضاها هم نیستم و فقط خبری را منتشر کرده‌ام. اگر در این باب سوالی وجود دارد، جواب می‌دهم " و با صداقت نه تنها آنچه را که میدانستند گفتند بلکه بیهوده به گفتگو در باره امضا کنندگان پرداختند.
این ۶۷ نفر همه ظاهرا خارج نشین اند و لابد مشغول استراحت تعطیلی آخر هفته و یا گرفتاری های دیگر زندگی اند. اگر تا چند روز دیگر کسی از خود دفاع کرد که موضوع روشن میشود و گر نه شاید آنچه تا کنون گفته شد حقیقت باشد .
مجموعه نتایج: 8 | نمایش: 1 - 8

نظرات

برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید

عضو شوید

مطلب شما!

داستان‌ها‌، خبر‌ها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

به خودنویس بپیوندید »

اخبار

مذاکرات بغداد به راند سوم کشیده شد

مذاکرات بغداد به راند سوم کشیده شد
در حالی که ساعاتی پیش رسانه‌ها نوشتند که دور دوم مذاکرات ایران با کشورهای ۱+۵، بدون اعلام نتیجه پایان یافت، این مذاکرات همچنان ادامه دارد و به راند سوم کشیده شده است. کاترین اشتون به همراه سعید جلیلی نیز تا ساعاتی دیگر در نشستی خبری حاضر خواهند شد و در خصوص این مذاکرات اظهار نظر خواهد کرد....
سیاست | سروش جعفری

یک کارگر: جلوی دوربین به ما خانه دادند، چهار روز بعد پس گرفتند!

یک کارگر: جلوی دوربین به ما خانه دادند، چهار روز بعد پس گرفتند!
یکی از دریافت کنندگان مسکن مهر گفته که در جریان سفر محمود احمدی‌نژاد به مشهد جلوی دوربین تلویزیون به او خانه دادند و بعد از چهار روز به او اعلام شد که باید خانه را تخلیه کند....
جامعه | سهند خوانساری

وزارت ارشاد به مکان بازجویی روزنامه‌نگاران تبدیل شده است

وزارت ارشاد به مکان بازجویی روزنامه‌نگاران تبدیل شده است
سازمان گزارشگران بدون مرز با صدور بیانیه‌ای اعلام کرده است که مسؤولان وزارت ارشاد روزنامه‌نگاران را به محل این وزارت‌خانه احضار می‌کنند تا از سوی مأموران امنیتی بازجویی شوند. ...
حقوق بشر | سهند خوانساری

اولین انتخابات مصر پس از حسنی مبارک

اولین انتخابات مصر پس از حسنی مبارک
اولین انتخابات ریاست جمهوری مصر پس از سه دهه حاکمیت حسنی مبارک، از صبح امروز به مدت دو روز در این کشور آغاز شد. این انتخابات با حضور ۱۲ کاندیدا از طیف‌های مختلف برگزار می‌شود....
سیاست | سروش جعفری

خرمشهر را خدا آزاد نکرد

خرمشهر را خدا آزاد نکرد
سی سال پیش و در سوم خرداد سال ۱۳۶۱، ایران توانست با شش هزار کشته و ۲۱ هزار زخمی شهر خرمشهر را از دست نظامیان عراقی آزاد کند. اگرچه آیت‌الله خمینی بلافاصله پس از آزادسازی خرمشهر، این اقدام را به آسمان حواله داد و خداوند را فرمانده اصلی معرفی کرد؛ اما همین آیت‌الله و خلف او هیچگاه از شش هزار انسان کشته شده و بیش از ۲۱ هزار زخمی که برای آزادسازی این شهر به خاک و خون غلطیدند سخنی نگفتند....
سیاست | سروش جعفری

ما را دنبال کنید