گنجی با حمله به بنیصدر تنها عرض خود میبرد
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
خودنویس: مطلب زیر در پاسخ به نوشتههای اکبر گنجی در سایت میهن نوشته شده است.
دکتر محمود دلخواسته با انتشار مجموعه مقالاتی در مورد کودتای خرداد شصت، سعی در واکاوی حوادث سالهای اول انقلاب دارد که منجر به بر قراری استبداد دینی در کشور شد. او معتقد است که برکناری ابوالحسن بنی صدر از ریاست جمهوری یک کودتا است. این واقعیت تاریخی توسط بیشتر نیروهای سیاسی تا امروز مسکوت مانده است. نوشته حاضر پاسخی است به مقاله اخیر اکبر گنجی، نویسنده و روزنامه نگار اصلاح طلب.
آقای گنجی را واداشته که بعد از سالها همکاری فعال در مورد اولین رئیس جمهور، در اینمورد سخن بگویند.
. ولی از آنجا که هنوز قدرت و نه آزادی برایشان اصل است و بنا بر این هدف، برایشان وسیله را توجیه میکند، از طریق سعی در ترور شخصیت او سعی کردهاند که نوع دیگری از سانسور شدن را بر ایشان تحمیل کنند.
به نظر میرسد که انتشار تحقیق اینجانب، در مورد کودتای خرداد شصت، در کنار دیگر مسائل، آقای گنجی را واداشته که بعد از سالها همکاری فعال در مورد سانسور اولین رئیس جمهور، در اینمورد سخن بگویند.
ولی از آنجا که هنوز قدرت و نه آزادی برایشان اصل است و بنا بر این هدف، برایشان وسیله را توجیه میکند، از طریق سعی در ترور شخصیت او سعی کردهاند که نوع دیگری از سانسور شدن را بر ایشان تحمیل کنند. توضیح اینکه ترور را در فرم تحقیقی ناشیانه ولی هدفدار ادامه دادهاند:
(+)
نمیشود گفت که ایشان تنها از روشهای تحقیق است که اطلاع ندارند و فکر میکنند که اگر این نقل قول را بغل آن یکی بگذارند و فلان نتیجه را بگیرند، از ایشان پژوهشگر استخراج میشود.
اینهم درست است که ایشان برای مثال، در نقد شریعتی (همانگونه که قبلا در تحقیق خود نشان دادهام):
به روش جعل دست زده بودند تا نتیجه دلخواه خود را بگیرند. ولی در نقد بنی صدر، ایشان روش جعل را با روش دیگری دنبال کردهاند و آن اینکه در نقاط کلیدی، راست را گفتهاند ولی تنها نیمهای از آن که بکار ایشان میآید و نیم دیگر را سانسور کردهاند تا دوباره نتیجه دلخواه خود را بگیرند.
برای مثال، ایشان بدرستی از آقای مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق، نقل قول میکنند، که گفتهاند که که اکثرهم لایعقلون. ولی نمیگویند که بنیصدر در پاسخ به آقای رجوی گفته که شما اصلا معنای آیه را نفهمیدهاید و این آیه در مورد کفاری آمده است که به جنگ با محمد بر خواسته بودند و خداوند در مقام بخشش به محمد میگوید که آنها نمیفهمند و اصلا حکمی کلی نبوده و نیست.
بعد ایشان میگویند که بنیصدر با وجود این باور بدنبال رجوی رفت و با خط درشت از بنیصدر به درستی نقل قول میکنند که: «اگر چه شما به سراغ من آمدید ولی اگر نمیآمدید، من سراغ شما میآمدم». البته ایشان اصلا لازم نمیبینند که به خواننده بگویند که به چه علت بنیصدر این سخن را به آقای رجوی گفته است ( وقتی که هدف قدرت شد، البته فریب دادن مردم از طریق تزریق اطلاعات ناقص، واجب میشود). نمیگویند که بنیصدر به رجوی گفت که من به خمینی صد در صد اعتماد داشتم و اینگونه از آب در آمد، ولی به شما صد در صد بیاعتمادم. ولی شما را به ابتلا دعوت میکنم، یا تغییر میکنید و به خدمت کشورتان در میآیید، یا از ابتلا شکست خورده بیرون میآیید، و مردم از دست شما خلاص خواهند شد.
خواننده میتواند ببیند که ایشان سانسور را دقیقا در جایی انجام داده، تا نتیجهای که ایشان میخواهند بگیرند از اعتبار ساقط نشود و با عرضه کردن کانتکست سخن، انتقاد ایشان بیجا نشود.
یا اینکه اصرار دارند این را به بنی صدر بچسبانند که بنی صدر میدانسته که انفجار محل حزب جمهوری اسلامی، کار مجاهدین است و نظر بنی صدر را که میگوید که انفجار حزب، کار سپاه بوده و در نتیجه خود رژیم، «مقدمات کاذبی» از بنی صدر میداند و هیچ لازم نمیبیند که توضیح دهد که دلایل ایشان که بنی صدر کذب گفته چیست. آیا ایشان واقعا نمیدانند که آقای رفسنجانی از دلایل اعدام مهدی هاشمی را دست داشتن ایشان در انفجار حزب جمهوری دانستهاند؟ آیا ایشان و تحقیق گرانشان واقعا نمیدانند که حزب توده هم یکی از اتهاماتش همین بود؟ ایشان و بچههایی که برای ایشان تحقیق انجام میدهند نمیتوانند از اینها بی اطلاع باشند. با وجود این، با دروغ گفتن خود بنیصدر را به دروغگو بودن متهم میکند.
و بسیار دیگر نقل قولها و نتیجه گیریها نیز به همین روش انجام شده که حرف درستی را نقل کرده ولی فقظ نیمی از آن را، که البته بدترین نوع دروغها میباشد. این روش نقل و «تحقیق» من را به یاد روحانیون ضد شریعتی میاندازد که از او نقل کرده بودند که: «حکومت ابوبکر و عمر عادلانهترین حکومتهای تاریخ بودند» و نتیجه گرفته بودند که شریعتی سنی میباشد ( انگار که سنی بودن گناه کبیرهای میباشد!). البته نقل قول صحیح بود و شریعتی چنین حرفی را زده بود، ولی مانند روش تحقیق آقای گنجی، نقل قول را دقیقا از حذفی شروع کرده بودند که به عبارت شریعتی معنی میداد و آن اینکه شریعتی گفته بود: «اگر حکومت علی نبود...»
متاسفانه آقای گنجی با اندیشه راهنمای قدرتمدار خود، بیاخلاقی بر بی اخلاقی میافزایند. البته باید گفت که همین که ایشان مجبور شدهاند سانسور را بشکنند، اتفاق مبارکی میباشد و این از آنجا میباشد در کنار این اطلاعات دروغ، مجبور شدهاند که حقیقتهایی را که بیش از سی سال در مورد اولین رئیس جمهور، به همراه دیگران سانسور کرده بودند، بیان کنند. از جمله اینکه بنیصدر هیچ حقی بخود نمیداده است که در مورد پوشش و یا باور همسر و دخترانش تصمیم بگیرد. آزادی آنها را در نوع پوشش و باور ارج مینهاد و حتی تحت عنوان مصلحت سیاسی، روا ندید که از آنها بخواهد پوششی را در بر کنند که به آن باور ندارند.
البته علت اینکه آقای گنجی لازم میبیند که اینگونه به ترور شخصیت دست بزنند و بطور همزمان مجاهدین خلق، بنیصدر را متهم میکنند که دست در دست رژیم دارد و با آنها ساخت و پاخت و اصولگرایان که به گونهای سیستماتیک به بنیصدر میتازند، نشان از آن دارند که اینها همه، فهمیدهاند که جو در حال تغییر است. و این واقعیت که کم کم جنبش، از درون رژیم خارج میشود و به طرفی حرکت میکند که در آن جهت، سخنگوی طبیعی خود، که بیانگر وجدان تاریخی ایرانیان میباشد، را بیابد. البته این خود نکته ای مبارک میباشد. البته آقای گنجی و رجا نیوز و مجاهدین و شریعتمداری و...و میتوانند که این روش را تا میتوانند ادامه دهند، ولی علائم روز افزون موجود به اهل فن میگوید که با این کارها تنها عرض خود میبرند و زحمت ما میدارند.
محمود دلخواسته
Subscribe to comments feed نظرات (4 نوشته شد):
نوشته ای را از شما دیدم که درآن نوشته بودید گروهی سیاسی ( البته شما نام آن گروه را آورده اید اما من دراین جا پرهیز می کنم) درایران پشت سر آقای گنجی است و او از آنجا ترزیق می شود. عرض می کنم که شما اشتباه می فرمائید.
قرنها ما ایرانیان با توهمات و فرآورده های ذهنی خود زندگی می کنیم و به آن عادت کرده ایم. دلیل دیدن آقای خمینی در ماه، همین سادگی و دل بستن به توهمات ذهنی خودمان است. یکی از نتایج این عادت فراموشی است.
فراموش کرده ایم که آقای گنجی در زندان مخوف جمهوری اسلامی تا دم مرگ رفت اما نمرد. سری ازاو مانده بود که برتنش سنگینی می کرد. دلیل نمردنش، مراقبت های دائمی پزشکی بود تا زنده بماند و چندی بعداز آزادی !!! از زندان، با پاسپورت از کشور خارج شود. او مقدمات ماموریت خودش را تا اینجا به خوبی انجام داده است. اکنون ماموریت اصلی او آغاز گردیده است. این ماموریت چیزی جز پخش ضد اطلاعات نیست. یکی از آن ضداطلاعات که درلابلای نوشته هایش آورده و شما به آن اشاره کرده اید، ماجرای سید مهدی هاشمی و انفجار حزب جمهوری اسلامی می باشد.
قضیه ازاین قرار است که درپی اطلاعاتی که ری شهری در مورد بهشتی به آقای خمینی داد، قرار بر حذف او شد. ری شهری مامور این کار می شود. او به سید مهدی هاشمی که هم سابقه ترور داشت و هم درسپاه بود (تازه با افرادش بیرون آمده بود با خارج کردن مقدار زیادی مواد منفجره و اسلحه) مراجعه می کند تا کار بهشتی را تمام کند. او از فرصت استفاده می کند و آن انفجار مهیب را سامان می دهد. چندی بعد، همان مهدی هاشمی توسط همان ری شهری محاکمه و به جرم قتل های قبل از انقلاب به هراه همدستانش اعدام می شوند تا خیال آقای خمینی از لو رفتن ماجرا راحت شود.
متوجه منظورتان نشدم. آیا می گویید که آقای گنجی مامور جمهوری اسلامی است تا ضد اطلاعات را منتشر کند و یا مبارزه با ضد اطلاعات رژیم را شروع کرده؟
آقای گنجی که مسئول بمب گذاری را مجاهدین می داند و بنی صدر را که این نظر را به چالش کشیده، متهم به انتشار " اکاذیب" کرده است. البته مهدی هاشمی، یک کار درست در زندگی سیاسی اش انجام داد و آن افشای سفر مک فارلین به ایران بود و علت واقعی اعدام شدن او همین بود، نه جنایتهایی را که قبلا مرتکب شده بود.
در مورد گذشته آقای گنجی، هم نقاط روشن و قابل تقدیر، ( کارهایی مانند عالیجناب سرخپوش و...و) وجود دارد و هم نقاط تاریک و پر از ابهام ( که ایشان آنرا محدود به این کرده اند که در سپاه بوده اند ولی اسلحه دست نگرفته اند! و در بخش تبلیغات سفارت ایران در ترکیه، که حتما محدود نمی شده به زدن پوستر آقای خمینی بر دیوارهای استانبول و بیشتر بیشتر پوششی بوده بر کارهای اطلاعاتی – که آقای متکی سفیر همان سفارت بودند و ترورهایی نیز بر ضد ایرانیها انجام دادند و البته آقای گنجی هیچ اطلاع و نظری در اینموارد نداشتند.) دارد.
در مورد اعتصاب غذای ایشان، که خود منهم چند شب از ناراحتی بیخواب شدم، امر واقع اینست که ایشان، مجبور شدند که بدون اینکه به تقاضاهایشان برسند، اعتصاب را بشکنند. تهدید به بابی سندز دیگری دیگر کرده بودند، ولی نتوانستند که تهدید را به مرحله اجرا در بیاورند. در عین حال که باید قدر بشمریم ، با چنین اعتصابی، به چالش کشیدن زندانبان هایشان را ، ولی نباید فراموش کنیم که در آخر کار این آنها بودند که پیروز شدند.
دیگر اینکه، ما هیچوقت نباید از یاد ببریم که از اصلی ترین حقوق مردم، حق دانستن است در مورد همه افراد است. بنا بر این وظیفه هر کس این می باشد که هر چه را که می داند در مورد دیگران، در اختیار مردم بگذارد و قضاوت را به مردم وا گذار کند. برای نمونه، من اینکار را در مور آقای گنجی، چند سال پیش انجام دادم و در دو مقاله با رجوع به مستندات نشان دادم که ایشان برای اینکه باور خود را در مورد انقلاب ۵۷ و شریعتی، از امور واقع بدانند، به جعل و سفسطه دست یازیده اند.
امید داشتم که آن نقد ایشان را به فکر وادارد تا در آینده مسئولانه عمل کنند. ولی متاسفانه دیدم که فراتر رفته اند، و همانگونه که استاد احمد افرادی نشان داده اند، ایشان بسیاری از قسمتهای کتاب مشروطه ایرانی، به قلم دکتر آجودانی، را باسم خود انتشار کرده و به دزدی فرهنگی و ادبی دست زده بودند. باز متاسفانه اینهم کافی نبود، قسمتهای دیگر از این کتاب را با کمک اقای عباس میلانی به انگلیسی ترجمه و دو باره با توسل به تقلب، به اسم خود منتشر کردند ( اگر آقای آجودانی تصمیم بگیرند که از ایشان به دادگاه شکایت کنند، هم از ایشان سلب حیثیت کامل می شود و هم خسارت مالی هنگفتی را باید پرداخت کنند. پیشنهاد می کنم که آقای آجودانی اینکار را انجام دهند و باینوسیله هم برای حق خود مبارزه کنند و هم حق مردم ایران – و در اینمورد جهان، زیرا که کتاب به انگلیسی ترجمه شده و جهان انگلیسی زبان نیز حق دارد که حقیقت را بداند-.)
اینها کافی نبود، در چهارده مقاله به "نقد" بنی صدر پرداختند، و در جعل و دروغگویی، حد نگه نداشتند. حال وظیفه ما می باشد که تمامی این اطلاعات را با ظرافت و دقت علمی در اختیار مردم بگذاریم، تا یکبار برای همیشه هموطنانمان متوجه شوند که ایشان از نظر اندیشه راهنما همان حزب اللهی – به معنای سیاسی آن- و قدرتمدار می باشند که در سی سال پیش در کودتا بر علیه آزادیها شرکت کردند، منتها با زبانی متفاوت.
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
به خودنویس بپیوندید »
اخبار
از آزادیهای به دست آمده در مصر: اذان گفتن در صحن علنی مجلس!
اذان گفتن یک نماینده سلفی (از فرقههای تندروی اسلامی) در جلسه علنی مجلس مصر، وقتی نمایندگان مشغول بحث و بررسی درباره بیثباتی و ناامنیهای این کشور بودند، همکارانش را غافلگیر کرد و اعتراض رییس مجلس مصر را برانگیخت....مجتبی واحدی: شرکت در راهپیمایی ۲۵ بهمن، اجابت درخواست خانوادههای کروبی و موسوی است
درست یک سال بعد از درخواست میرحسین موسوی و مهدی کروبی برای شرکت مردم در راهپیمایی ۲۵ بهمن، خانوادههای موسوی و کروبی امروز در نامهای از مردم ایران خواستهاند صدایشان را به گوش جهانیان برسانند. مجتبی واحدی، مشاور مهدی کروبی میگوید: «شرکت در راهپیمایی ۲۵ بهمن، اجابت درخواست خانوادههای کروبی و موسوی است»....ناگفتههای دستیار عالی خامنهای از ۱۸ تیر؛ بین و من وزیر کشور برخورد پیش آمد
یحیی رحیم صفوی با بیان اینکه در ماجراهای مربوط به ۱۸ تیر سال ۷۸ نیروی انتظامی درمانده شده بود و میگفت «کار دیگری نمیتوانیم بکنیم» گفت آن حوادث هنگامی حل شد که سپاه و بسیج وارد عمل شدند....حدادعادل سخنان منسوب به خودش را تکذیب کرد
در حالی که روز گذشته اکثر رسانههای خارج از کشور، اظهاراتی کمسابقه و حملات منسوب به غلامعلی حدادعادل به هاشمی رفسنجانی را منتشر کردند که در آن آقای حداد، خمینی را بهدلیل «پیر و زود باور بودن» دارای یاران آلودهای معرفی میکرد؛ وی سخنان نقل شده را تکذیب کرد....رییس دفتر رهبری: همه از هوش و توانایی خامنهای متحیر هستند
محمد محمدی گلپایگانی، رییس دفتر رهبر جمهوری اسلامی در سخنانی گفت هرگاه فردی با خامنهای دیدار میکند، از هوش و تواناییهای وی متحیر میشود....دیگر مطالب سیاست
- ماهنامه «آیین گفت و گو»ی سیدمحمد خاتمی لغو امتیاز شد
- از آزادیهای به دست آمده در مصر: اذان گفتن در صحن علنی مجلس!
- مجتبی واحدی: شرکت در راهپیمایی ۲۵ بهمن، اجابت درخواست خانوادههای کروبی و موسوی است
- ناگفتههای دستیار عالی خامنهای از ۱۸ تیر؛ بین و من وزیر کشور برخورد پیش آمد
- حدادعادل سخنان منسوب به خودش را تکذیب کرد

نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید