وحدت ملّی و نسبت آن با تهدید نظامی ایران
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
از دید من دو مطالبهی اجرای کامل و بدون تنازل تمام اصول قانون اساسی و آزادی بیقیدوشرط تمام زندانیان سیاسی میتواند به عنوان مطالبات حدّاقلّی جنبش سبز در مذاکرات احتمالی مورد توجّه قرار گیرد و در نهایت اگر حاکمیت با دادن تضمینهای قدرتمند به این دو خواسته گردن نهد، پیروزی ارزشمندی در گام نخست تصیب ما شده است.
یک. جمهوری اسلامی روز گذشته تسلیحاتی را آزمود که نخستین نمونهی داخلی این گونه تسلیحات محسوب میشد و آن هواپیمای بیسرنشینی بود که توانایی پرتاب بمب را نیز دارد. پیش از این هم موشکی با نام «قیام-۱» آزمایش شد که هنوز اطّلاعاتی در مورد مشخصّات فنّی آن منتشر نشده است. تمام اینها در شرایطی رخ میدهد که در آستانهی سوختگذاری نیروگاه هستهای بوشهر تهدیدات لفظی کشورهای خارجی به بیشترین حدّ خود رسید و به نظر میرسد اکنون نوبت جمهوری اسلامی باشد که به شیوههای گوناگون به این تهدیدها پاسخ گوید؛ پاسخهایی که در محدودهی لفظی همهگی حول محور محدودنشدن عرصهی نبرد با ایران به داخل خاک کشور تأکید میکردند و در عمل نیز با آزمایش دو جنگافزار خود را نشان دادند. اینها همهگی بیانگر این موضوع هستند که حتّا با وجود سوختگذاری در تأسیسات بوشهر و تبدیل آن به نیروگاه هستهای هنوز خطر جنگ آنچنان که باید، برطرف نشده است.
دو. بحثهای مربوط به موضوع وحدت و آشتی ملّی از اندکی پس از انتخابات سال گذشته آغاز شد؛ آنجا که در تنها نمازجمعهای که به امامت هاشمی برگزار شد او پیشنهادهایی را برای این کار ارائه کرد، پیشنهادهایی که همان موقع و حتّا پس از آن هم با مخالفت دستگاه حاکم مواجه شد. در این مدّت بارها و عمدتن از سوی چهرههای معتدلتر جناح مخالف نظیر علی مطهّری، محسن رضایی و برخی اعضای جامعهی روحانیت مبارز این پیشنهاد مطرح شد که با میانجیگری یک ریشسفید -مشخّصن محمّدرضا مهدویکنی- نوعی وحدت و آشتی میان حاکمیت و مخالفان صورت گیرد که در تمامی موارد این پیشنهادات با مخالفت دولت و تیم تبلیغاتی آن مواجه شد. نکتهای که در این میان حائز اهمیت است پشتیبانی رهبر جمهوری اسلامی از این واکنشهای تند بود که به شیوههای گوناگون ابراز میشد و اطلاق عبارت «آقای خاتمی دلسوز است ولی در جریان نیست» به سیّدمحمّد خاتمی که با نوشتن نامهای به خامنهای در جهت وحدت و آشتی برآمده بود، انتساب خود به امام نخست شیعیان -علی علیهالسّلام- و مخالفانش به دشمنان ایشان -طلحه و زبیر- و ابداع عبارات «خواص بیبصیرت»، «خارجشدن از کشتی نجات نظام» و «ایستادن در برابر نظام و مخالف با آن» همهگی نمونههایی از این مخالفت با هرگونه آشتی و وحدت با مخالفان بود.
سه. از عاشورای سال گذشته به این سو حضور خیابانی مخالفان کاهش یافته و حاکمیت به نوعی توانسته است با حربههای گوناگون اعتراضات خیابانی را «جمع کند»، با این حال با تکیه بر همان دادههایی که به حکومت ثابت کرده فعلا توانسته اعتراضات علنی در خیابان را کنترل و محدود کند، حکومت به خوبی میداند ریشهی اعتراضات و حیات آن بههیچوجه با تهدیدی روبهرو نشده است. دستگاه حکومت میداند تهدیدات دولتهای خارجی مانند تظاهرات سکوت نیست که با فرستادن نیروی تا دندان مسلّح به خیابان و به خاک و خون کشیدن مخالفان و در بند کشیدن آنان بتواند با آن مقابله کند، از این رو علاوه بر قدرتنمایی نظامی و مقابلهبهمثل لفظی از موضع تند عدم هیچگونه مذاکره و آشتی و وحدت کوتاه آمده و به موضع وحدت رسیده است؛ وحدتی که بنا بر گفتههای دیروز رهبر جمهوری اسلامی بر مبنای «اصول» خواهد بود. حاکمیت میداند در صورت حملهی نظامی، علاوه بر کشاندن جنگ به عرصههای دیگر و جنگیدن در نقاطی که دشمن آسیبپذیر است برای صحنهی داخلی که به دلایلی همچون ضعف طبیعی نیروی سرکوب و دامنهدارتر شدن اعتراضات به دلیل احساس ضعف حکومت در سرکوب و کشیدهشدن احتمالی آن به اعتراضات قومی، مذهبی و صنفی به هم خواهد ریخت باید چارهای بیاندیشد تا از سقوط مفتضحانه و برقآسا در همان روزهای ابتدایی نبرد جلوگیری شود. چارهای که اندیشیده شده و در واقع تنها چارهای ست که برای حکومت وجود دارد وسیعتر کردن دایرهی موافقان -یا دستکم کم کردن تعداد مخالفان به شیوههایی غیر از کشتار و زندان و قوّهی قهریه- بهوسیلهی مذاکره با مخالفان است.
چهار. در این شرایط که احتمالا منظور خامنهای از «وحدت بر مبنای اصول»، عقبنشینی معترضان از تمام مواضعشان برای آغاز مذاکره برای نیل به وحدت و آشتی ملّی ست، وظیفهی رهبران و مذاکرهکنندهگان دو جناح معترضان و حکومت بسیار خطیر است؛ از یک سو هواداران تندروی دو طرف هرگونه مذاکره را منتفی میدانند و مُصِر به محاکمه و مجازات سران طرف مقابل هستند، از سوی دیگر منافع مشترکی نظیر حفظ استقلال و تمامیت ارضی ایران دو طرف را برای خطراتی که کلّ کشور را فارغ از تمایل سیاسی تهدید میکند به مذاکره ترغیب میکند. در این وضعیت آن چه بیش از هر چیز باید برای رهبران جنبش سبز مهم باشد این است که میان دستآوردها، هزینهها و مطالبات جنبش سبز و در کفهی دیگر مطالبات حکومت تعادل برقرار کند تا ضمن جلوگیری از نابودی استقلال و تمامیت ارضی کشور، به مطالبات جنبش سبز دست یافته و مهمتر از آن حکومت را به اجرای این خواستهها متعهّد کند؛ مطالباتی که باید در مورد آن به طور عینی بحث کرد. از دید من دو مطالبهی اجرای کامل و بدون تنازل تمام اصول قانون اساسی و آزادی بیقیدوشرط تمام زندانیان سیاسی میتواند به عنوان مطالبات حدّاقلّی جنبش سبز در مذاکرات احتمالی مورد توجّه قرار گیرد و در نهایت اگر حاکمیت با دادن تضمینهای قدرتمند به این دو خواسته گردن نهد، پیروزی ارزشمندی در گام نخست تصیب ما شده است.
Subscribe to comments feed نظرات (1 نوشته شد):
پرسش نخست جنابلی در مورد سلاحی های که پس از خاتمه جنگ هر سال آزمایش میکنند ،پدیده تازهای نیست ،آقایان پس از جنگ ،که نعمت الهی بود ،همه ساله چنتای از این گونه ترقه ها را بر سر روی دشمن فرضی میریختند ،امسال هم مثل گذشته تکرار کردن ،ولی اینبار مصادف شد ،با دشمنهای اصلی ،اینقدر پافشاری نمودن بر دشمن فرضی ،هم اکنون براستی با دشمنان اصلی مواجه شدن .
پرش دوم .در مورد آشتی ملی ،محسن رضای ،و مهدوی کنی که جزو مخلفین نیستن ،پشتک وار روهای آقا محسن جای برای آشتی نگذاشته است ،و نکته اصلی تصور کن آقای خامنه ای تمامی مشکلات را هم با آقای کروبی و آقای میرحسین حل کند ،جناابلی فکر میکنید ،که مشکل آقا با مردم حل شد است ؟؟
پرسش سوم .عاشورای سال هشتاد هشت ،در ضمیر ایرانی ها فراموش نخواهد شد ،به جرات میگویم عاشورای هزار چهار صد سال پیش در قبال ان استخری میماند در برابر دریا .سربازان آقا کاری نمودن ،که روح معاویه اهورای شد .
اما در مورد بخش آخر نوشته جناابالی ،آقای خامنه ای و مشاورین اش راهی پیموده اند بدون بازگشت ،بیش از نیمی از کابینه احمدی نژاد دستهایشان به خون مردم آلوده میباشد ،تنها راهی که آقا دارد ،چند قربانی برای رضایت مردم .۱.مرتضوی ،۲.حسین تطاب،۳.حیدر مصلحی ،۴.محصولی .۵.احمدی مقدم ،۶.رادان .۷.جفری .۸.فیروزآبادی ،۸.احمد جنتی .۹.احمد خاتمی .۱۰ مصباح یزدی .
من نگفتم رضایی و کسانی که نام بردم مخالف هستن، برعکس اون ها هوادارای حکومت هستن که می خوان از سقوطش جلوگیری کنن و به نظرشون راه آشتی رسیده.
من در مورد عاشورا و این که از یاد مردم نمی ره با شما موافق ام، در مورد جنایت کاری جمهوری اسلامی هم همین طور، با این وجود گفتم ایستادن بر این مطالباتی که عرض کردم به عنوان گام اوّل خوب است؛ اگر مذاکره ای برای آشتی انجام شود.
به نظر می رسد شما از همان افرادی هستید که نام برده ام، تندروهایی که خواهان محاکمه و مجازات سران طرف مقابل هستند. این رفتار ایرادی ندارد، منتها به شرطی که به جایی ختم شود. رفتارهای رادیکال مروّج دیدگاه انقلابی هستند که به شدّت برای حرکت های مدنی مضر هستند.
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید