وقتي مشايي هم ابوعطا مي‌خواند! | رسانه‌های خودمانی | سیاست | صفحه اصلی
نظرات (17)
نسخه چاپی نسخه ساده لینک دایمی

وقتي مشايي هم ابوعطا مي‌خواند!

۲۶ مرداد ۱۳۸۹ سارا زرتشت
image هزار نكته ي باريك تر از مو اينجاست ... نه هر كه سر بتراشد قلندي داند

اسفنديار، شايد، از دو نكته غافل است. اول اينكه اين بازي دير شده است و ديگر آن كه اين تقابل هم خطرناك‌تر از آن است كه «حلقه ي اروميه» بتواند آن را پيش ببرد. بگذريم كه اساساً ظرفيت وجود اين تقابل در چهره و شخصيت و توان فرهنگي و علمي اسفنديار نيست. اگر قيافه‌ي احمدي‌نژاد به درد نوكري مردم مي‌خورد، «ته چهره»ي اسفنديار نه نشاني از عرفان دارد و نه اخلاق عرفاني. راز نهفته در شخصيت مبهم اسفنديار ،اگر چه استعداد آن را دارد كه به ابهام عرفان بيالايد اما، اين ابهام، استعداد ديگري را هم در خود به همراه دارد. « استعدادي كه داود احمدي نژاد هم بتواند آن را كشف كند»

پيروزي احمدي نژاد در انتخابات ۸۴، محصول يك تقابل سياسي بود. احمدي‌نژاد هويت سياسي خود را با نفي گفتمان‌هاي سياسي و الگوهاي اقتصادي هاشمي رفسنجاني تعريف كرد و به كمك اين هويت مبهم، توانست در انتخابات ۸۴، بر هاشمي رفسنجاني فائق آيد. مقايسه‌ي آراء احمدي‌نژاد با آراء او در انتخابات مجلس ششم  اين ادعا را تقويت مي‌كند. مدلي كه احمدي نژاد از آن بهره برد، همان مدلي بود كه اصلاح‌طلبان را در انتخابات دوم خرداد ۷۶ به پيروز رساند، با اين تفاوت كه مدل احمدي‌نژاد  صريح‌تر، واضح‌تر و البته بسيار مبتذل‌تر از مدلي بود كه در دوم خرداد بر قدرت غالب شد؛ اگرچه نمي‌توان به رفتار سياسي احمدي‌نژاد در آن دوره و حتي به غير اخلاقي بودن آن ايراد گرفت كه غيبت اخلاق در سياست ايراني يك غيبت سيتماتيك و نهادينه است و اغلب سياست‌مداران پيشين هم، كم و بيش از اين آئين سياسي برخوردار بوده‌اند و كمتر مي‌توان نمونه‌هاي پاك و سره‌اي چون مهدي بازرگان را در آن يافت.

 

 اين بار، اسفنديار رحيم مشايي  - هم -  به دنبال يك تقابل است تا به كمك آن، خواسته‌هاي خود را پيش ببرد. اسفنديار معتقد است كه اغلب شركت‌کنندگان در انتخابات، براي نه گفتن به  پاي صندوق راي مي‌آيند و اين نه گفتن مستلزم ايجاد يك تقابل است. اما؛ تعريف يك تقابل سياسي و حتي اقتصادي براي اسفنديار ممكن نيست كه خود جزئي از سياست فعلي است. اما، ايجاد يك تقابل مذهبي و يا مكتبي براي تقابل با نهاد روحانيت و گفتمان مذهبي حاكميت، ممكن مي‌نمايد.

 

اسفنديار به يك تقابل مذهبي - مكتبي مي‌انديشد. مدلي از تقابل دين فقيهانه و دين عارفانه. نمونه‌اي از تقابل دين فقه انديش و دين تجربت انديش. الگويي از تقابل ايران و اسلام يا  فارس و عرب و به عبارت دقيق تر مدلي فانتزي از قرائت اصلاح طلبان در خصوص دين.( مدلي فانتزي تر از آنچه رضا راد منش به  آن اميدوار است)

 

اسفنديار - لابد - سري به بازار نشر مي‌زند و حجم كتاب‌هاي فانتزي و كتابچه‌هاي عرفاني را كه اغلب به عرفان دئيستي پرداخته‌اند مي‌بيند و با ديدن تيراژ و چاپ چندم آنها دل خوش مي‌كند كه جامعه‌ي هدف را خوب انتخاب كرده است. ديدار با هنرپيشه‌ها و هنرمنداني كه به اين آئين‌ها تعلق خاطر دارند و ايرانيان خارج‌نشيني كه با نوستالژي وطن گذران مي‌كنند  آغاز پروژه‌ي اسفنديار است. آغازي براي تقابل مكتب فقه گريز و ايراني اسفنديار و مكتب فقه پرور و اسلامي روحانيت. 

 

اسفنديار، خود را به آب و آتش مي‌زند تا هويت خود را بيابد و آن را فرياد بزند. دشمنان مذهبي و روحاني براي آن لازمند و اين دشمنان هويت او را تقويت مي‌کنند و چه دشمني بهتر از مصباح و سليمي نمين و شريعتمداري و مكارم شيرازي!

 

اسفنديار ابايي ندارد كه خود را حلاج  بخواند، تا جامعه‌ي هدف، او را  بر سر دار ببينند و او همان قهرمان مظلومي باشد كه جامعه ي ايراني تشنه‌ی آن است. قهرماني كه نقد آن روا نيست و افتاده‌اي  كه ديگر  زدن ندارد.

 

اسفنديار، شايد، از دو نكته غافل است. اول اينكه اين بازي  دير شده است و ديگر آن كه اين  تقابل هم خطرناك‌تر از آن است كه «حلقه‌ي اروميه» بتواند آن را پيش ببرد. بگذريم كه اساساً ظرفيت وجود اين تقابل در چهره و شخصيت و توان فرهنگي و علمي اسفنديار نيست. اگر قيافه‌ي احمدي نژاد به درد نوكري مردم مي‌خورد، «ته چهره‌»ي اسفنديار نه نشاني از عرفان دارد و نه اخلاق عرفاني. راز نهفته در شخصيت مبهم اسفنديار، اگر چه  استعداد آن را دارد كه به ابهام عرفان بيالايد اما، اين ابهام، استعداد ديگري را هم در خود به همراه دارد. «استعدادي كه داود احمدي‌نژاد هم بتواند آن را كشف كند»

 

اسفنديارخان اشتباه هم دارد. چند اشتباه بنيادي! به همان اندازه كه تقابل سياسي زود جواب مي‌دهد و مي‌تواند بر موج افكار عمومي و هيجانات انتخاباتي سوار شود، تقابل مكتبي و مذهبي دير ياب و دير كوش است. غفلت اصلي اسفنديار، اگر اساسا غفلت باشد، غفلت از جامعه‌ي مذهبي و ديني ايران است. به همان اندازه كه سياستمداران ايراني در سياست ورزي خود ناتوان و كم تجربه و جوان رفتارند، روحانيان و انديشمندان ديني، توانمند و پرتجربه و پيركردارند. از سنت حوزوي گرفته كه به نام بزرگاني چون جوادي آملي و علامه طباطبايي و مرتضي مطهري آراسته است تا سنت روشنفكري ديني كه بر شانه‌ي غول‌هايي چون عبدالكريم سروش و اقبال لاهوري ايستاده است.

 

سخن كوتاه، اگرچه قطار خالي سياست، بليط ورود كساني چون محمود را هم دارد اما  قطار سنگين فقه، مجال عرض اندام به قرائت فانتزي و كمدي اسفنديار را نخواهد داد. اگرچه جوي  آب سياست بد جوري در ايران سر بالا مي‌رود و مجال خواندن براي محمود و اسفنديار هم فراهم شده است؛ اما  درياي سنتِ ديني  تنها به نهنگاني چون مولوي و غزالي مجال شنا مي‌دهد .به قول حافظ:

 

 نه هر كه چهره برافروخت دلبري داند  ... نه هر كه آينه سازد سكندي داند
 نه هر كه طرف كج نهاد و راست نشست ... كلاهداري و آئين سروري داند 
هزار نكته ي باريك تر از مو اينجاست  .... نه هر كه سر بتراشد قلندي داند 

ارزیابی این خبر:

2.00

Subscribe to comments feed نظرات (7 نوشته شد):

نماینده ی مشائی در ۲۶ مرداد ۱۳۸۹
قطار سنگین فقه شما بیش از سی‌ ساله که با سرعت به قعر دره در حال سقوطه.

اسفندیار ما اصلا کاری با این قطار گردن کلفت بی‌ مصرف نداره. جامعه ی هدف اسفندیار نه بر مبنای تیراژ کتابهای فانتزی شما، که بر اساس هم دلی‌ یار و دوست قدیمی‌ اش آقا محمود استواره.

اسفندیار به هیچ نوع تقابلی نمی‌‌اندیشه و مکتب ایران او بیش از گوش های داخلی‌ برای گوش های متحدین آینده ی آن طرفی‌ است که از اسلام ایران به ضرر اسلام اعراب بیمناکند.

سخن کوتاه، باز این طبقه ی متوسط فانتزی مامانی اندیش، چشم و ابرو نازک کرد و اسفندیار ما رو با همون اه اه و پیف معروفی که باهاش احمدی نژاد رو پس می‌‌زد، پس زد و یک آب هم روش! و لابد کلی‌ هم خوشحال که بفرما این هم از اسفندیار! (لابد مثل همون وقتی‌ که پوزه ی احمدی نژاد رو به خاک مالید!)
گيرم زورت به من رسيد ، به شريعتمداري هم مي رسه :)
نماینده ی مشائی در ۲۷ مرداد ۱۳۸۹
شريعتمداري رو كه خيلي وقته زمين زديم. مگه نديدي بعد از جريان معاونت اولي چه جوري نوكش رو چيديم. ديگه هر وقت مي خواد از ما انتقاد كنه اول صبر مي كنه ببينه همه دارند داد مي زنند، بعد اونوقت مودبانه و در لفافه و با جدا كردن حساب مشايي از حساب محمود بزرگ يك انتقاد كوچولو مي كنه.. فاعتبرو يا اولي الابصار
سلام خانم زرتشت و تشکر از نوشته درخورتان

گرايش به مکتب ايراني دو دليل دارد اول پررنگ کردن مواضع با اصولگرايان(همان تقابل سياسي از طرق اختلاف مکتبي ) و دوم طبق آنچه خود مشايي گفته اغلب آرا احمدي نژاد مخالف نظام هستند پس به دست آوردن دل آنها...فکر کنم تا اينجا طبق مقاله شما هر دو موافق باشيم اما

شما مي گوييد دير شده.چرا؟چون راي يکي از طرف ها را در نظر مي گيريد شما حربه اسفنديار را طبق گرايش هاي سبزها دير مي دانيد آيا طبق گرايش توده ها و آرايي که به نام محمود شمرده شده دير است...تحليل شما از گرايش هاي سبزها صحيح است اما از گرايش آنسوي ميدان چطور؟

اگر چه قرائت مشايي فانتزي است اما تيراژ کتاب در ايران آنقدر پايين هست که جماعت دل به دل اين هم مکتب خود بدهند....

موفق و شاد باشيد و سپاس از اين نثر شيرين
رضا جان . ممنون
دير شده . هم بخاطر اوضاع جهاني . جنگ . جنبش سبز و البته بيشتر از همه « دير شدن اين گونه مكتب سازي و مذهب بازي ها مد نظرم است »
اينجا در خودنويس همه فكر مي كنند من يك بچه آخوند اصلاح طلب فقه خونده ام . شما چرا :)
جدي نگيرين . به در زدم كه ديوار بشنوه
امید سهراب در ۲۶ مرداد ۱۳۸۹
وقتی اصلاح طلبان ابوعطا می خوانند چرا او نخواند؟این قدرت گفتمان است که ممکن است مشائی را انتخاب کند نه مشائی گفتمان را.آیا همانطور که موسوی را انتخاب وقربانی کرد مشائی را هم انتخاب وقربانی می کند؟بستگی به قدرت تطبیق او دارد که میدانیم چقدر از این قدرت برخوردار است. در ثانی این گفتمان پبش از هر چبز گفتمان سبز را قربانی می کند. شاید قطار سنگین فقه و روحانیتی که محمود راهی ته دره کرده است برای خلاص شدن از شر جنیش سبز به آن تن بدهد و به دام مشائی بیفتد.خدا را چه دیدی؟حماقت روحانیت حد و حساب ندارد. آنها می توانستند از موسوی بیشتر از اینها حمایت کنند و نکردند زیرا تمام شده اند و درآینده دیگر نه "شرع" بلکه "قانون" حاکم می شود حتی نوع رضاخانی اش.هرچه باشد قانون در این مملکت مترادف با رضاخان است نه خیالبافانی دموکراسی خواهانی مثل من و شما. مشائی این را خوب می داند و به همین دل بسته است.حتی ممکن است جنگ مزاحم اش نشود و بلکه یک جنگ ضعیف برایش مایه "برکت"شود. در هر حال این گفتمان پیروز میدان است حالا با مشائی یا بدون مشائی.این را باید اصلاح طلبان "مدنی" متوجه شوند. و هرگز متوجه نخواهند شد.
با كليات نظرتون موافقم . خودتون هم ميدانيد يه چيز بيشتر نگفتيم . فقط وسطش اين اصلاح طلبا كار دست من و شما مي دن :)

البته موسوي ظرفيت و پايگاهش را داشت ، مشايي هيچي نداره . حتي آوازيم كه مي خونه ابوعطا نيست ، خارج مي خونه ...
----------------
اين كد امنيتي ما رو به ياد فضاي امنيتي ايران ميندازه .
نيكان جان محض رضاي هر چه آدمه نيكه يه كاريش بكن
امید سهراب در ۲۶ مرداد ۱۳۸۹
درست می فرمائید ولی موسوی می تونه نقش تاریخی ایفا کنه ولی ظاهرا جرات کافی نداره.نمی دونم چه کارش باید کنیم
نماینده ی مشائی در ۲۷ مرداد ۱۳۸۹
بابا جون دست برداريد از اين گور بي جسد اصلاح طلب ها! من همين الان به جنبش سبز هم اعلام خطر مي كنم! تا همين الان هم دير شده است! ايمان بياوريد به مكتب ايران محمود و نايب برحقش اسفنديار، شايد كه نجات بيابيد. (از خامنه اي ياد بگيريد كه چطوري ساكت و آروم داره مكتب ايران رو تورق مي كنه). وگرنه كه بايد بريد ور دست علي مطهري و توكلي و جنتي و مصباح و شريعتمداري و بقيه اصولگراهاي ورشكسته بوق بزنيد...
علیرضا در ۲۶ مرداد ۱۳۸۹
رحیم مشایی آدم بزرگی‌ نیست. اما از هیچکدام از کسانی‌ که در حکومت هستند (چه در جناح حاکم چه در جناح اصلاح طلب شکست خورده) کوچکتر نیست. نهایتش آن دیگران پروندهٔ چند فقره آدمکشی، گروگانگیری، شکنجه در زندان، سو استفاده مالی‌ و... دارند که مشایی تا امروز سعادت بدست آوردن این‌ها را نداشته است.

در این حکومت کوتوله گان، او هم مثل بقیه. اگر قرار است همه سهمی ببرند چرا او نبرد؟
وسط را راه ديرش شده ، حالا توي آسياب شلوغش كرده ف عليرضا جان
سروش در ۲۷ مرداد ۱۳۸۹
نه اتفاقا، هم قدش خوبه و هم خوش تیپه و خواجه هم گفته:
به قد و چهره هر آن کس که شاه خوبان شد
جهـــان بگیــــرد اگر دادگستـــــــــــــــری داند
سارا زرتشت در ۲۷ مرداد ۱۳۸۹
چه بي سليقه :)
در ۲۷ مرداد ۱۳۸۹
کار اسفندیار شبیه شاه اسماعیل صفوی دوم است که می خواست آخوندهای لبنانی را اخراج کند و به جبل عامل برگرداند اما موفق نشد و از توی آن اینهمه امامزاده در سراسر ایران بیرون آمد اما شاید مشائی موفق شود و اینها را به جنوب لبنان برگرداند
سروش در ۲۷ مرداد ۱۳۸۹
حاج خانم
وفا و عهد نکو باشد ار بیاموزی
وگرنه هر که تو بینی ستمگری داند
مدار نقطه بینش ز خال توست مرا
که قدر گوهر یک دانه جوهری داند
ز شعر دلکش حافظ کسی بود آگاه
که لطف طبع و سخن گفتن دری داند

لااقل ابیات خواجه ی ما را قلب نفرمائید.
سکندی، قلندی!!!!
سارا زرتشت در ۲۷ مرداد ۱۳۸۹
سروش جان . حظ بردم .
از اينكه امكان تصحيح متن را ندارم عذر مي خوام . اگر چه نميدونم تا چه حد در اين باره من مقصرم و تا چه حد ناشر :)

سه تاي ديگه م داره ، « كله » افتاده و از هم نيست و تازه راست نشست هم تند نشست در نسخه ي قزويني و ...
خلاصه با تبصره ميشم : ۱۵ :)
aa در ۲۷ مرداد ۱۳۸۹
سارا جان .
این چشم اسفندیار ،نباید تنها باشد ،حتمن در درون سپاه چند راس از قدرت طلبان باید پشت این آقا باشند .
و به خوبی هم اطللاعات مبنی بر نفرت مردم ،نسبت به روحانیون دارند ،حتمن به یاد دارید ،که احمدی نژاد پیش از انتخابات ،چه گونه عسکر اولادی را تحقیر نموده بود ،اینکه اشاره نمودی ،اسفندیار کارش تمام هست ،من شک دارم ،ممکن است ،سرش را بزنند ،ولی اسفندیار تی مدت چند سال ریشه زده ،در بدنه سپاه ،ارزال و اوباش سپاه دیگر نیازی به روحانیت ندارند ،قشر بازاری آنها هم به فلاکت افتاده است ، به باور من بخش اسفندیاری مشکل اصلی ان هم اکنون با بازندگان اصلی سیستم میباشد ،مکارم ،جنتی ،مصباح ،خامنه ای .و توان این را هم دارد ،طرف را ضربه فنی کند ،بیدلیل نبوده ،که فیروزآبادی خودش را جر داده .پس باید بیشتر منتظر بمانیم .
مجموعه نتایج: 7 | نمایش: 1 - 7

نظرات

برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید

عضو شوید

مطلب شما!

داستان‌ها‌، خبر‌ها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

به خودنویس بپیوندید »

اخبار

جمهوری اسلامی می‌خواهد شیرین عبادی و سروش را ترور کند

جمهوری اسلامی می‌خواهد شیرین عبادی و سروش را ترور کند
براساس گزارش وب‌سایت جرس عوامل جمهوری اسلامی برای ترور شیرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبل ۲۰۰۳ و دکتر عبدالکریم سروش برنامه‌ریزی کرده‌اند....
سیاست | سروش جعفری

از آزادی‌های به دست آمده در مصر: اذان گفتن در صحن علنی مجلس!

از آزادی‌های به دست آمده در مصر: اذان گفتن در صحن علنی مجلس!
اذان گفتن یک نماینده سلفی (از فرقه‌های تندروی اسلامی) در جلسه علنی مجلس مصر، وقتی نمایندگان مشغول بحث و بررسی درباره بی‌ثباتی و ناامنی‌های این کشور بودند، همکارانش را غافلگیر کرد و اعتراض رییس مجلس مصر را برانگیخت....
سیاست | سهند خوانساری

مجتبی واحدی: شرکت در راهپیمایی ۲۵ بهمن، اجابت درخواست خانواده‌های کروبی و موسوی است

مجتبی واحدی: شرکت در راهپیمایی ۲۵ بهمن، اجابت درخواست خانواده‌های کروبی و موسوی است
درست یک سال بعد از درخواست میرحسین موسوی و مهدی کروبی برای شرکت مردم در راهپیمایی ۲۵ بهمن، خانواده‌های موسوی و کروبی امروز در نامه‌ای از مردم ایران خواسته‌اند صدای‌شان را به گوش جهانیان برسانند. مجتبی واحدی، مشاور مهدی کروبی می‌گوید: «شرکت در راهپیمایی ۲۵ بهمن، اجابت درخواست خانواده‌های کروبی و موسوی است»....
سیاست | نیک آهنگ کوثر

ناگفته‌های دستیار عالی خامنه‌ای از ۱۸ تیر؛ بین و من وزیر کشور برخورد پیش آمد

ناگفته‌های دستیار عالی خامنه‌ای از ۱۸ تیر؛ بین و من وزیر کشور برخورد پیش آمد
یحیی رحیم صفوی با بیان اینکه در ماجراهای مربوط به ۱۸ تیر سال ۷۸ نیروی انتظامی درمانده شده بود و می‌گفت «کار دیگری نمی‌توانیم بکنیم» گفت آن حوادث هنگامی حل شد که سپاه و بسیج وارد عمل شدند....
سیاست | سروش جعفری

حدادعادل سخنان منسوب به خودش را تکذیب کرد

حدادعادل سخنان منسوب به خودش را تکذیب کرد
در حالی که روز گذشته اکثر رسانه‌های خارج از کشور، اظهاراتی کم‌سابقه و حملات منسوب به غلامعلی حدادعادل به هاشمی رفسنجانی را منتشر کردند که در آن آقای حداد، خمینی را به‌دلیل «پیر و زود باور بودن» دارای یاران آلوده‌ای معرفی می‌کرد؛ وی سخنان نقل شده را تکذیب کرد....
سیاست | سروش جعفری

ما را دنبال کنید