نظرات (1)
نسخه چاپی نسخه ساده لینک دایمی

گوسفند نباشیم

۱۲ مرداد ۱۳۸۹ کرگدن تنها

آن چه بیش از همه توی ذوق می‌زند «تنهایی» این زندانیان و خانواده‌هایِ‌شان در این شرایط است. یادم هست پیش از این که خانواده‌های زندانیان سیاسی در برابر دادسرای عمومی و انقلاب تهران تجمّع اعتراضی برگزار کرده بودند گزارش-یادداشتی نوشته بودم و آن موقع دستِ کم از واکنش‌های لحظه‌ای مردم در آن اطراف خوش‌حال شده بودم؛ هرچند توقّع حمایت بیش‌تری از سوی مردم را داشتم.

چند روز پیش وقتی سوار تاکسی شدم راننده بی مقدّمه گفت: «آقا امروز طرف بازار بودم، خیلی سوت و کور بود. مسافر برای دربستی نبود اصلاً!» و ناراحت بود چرا اوضاع این شکلی شده است و «پارسال تا پنج ِ عصر کار می‌کردم و روزی ۵۰ [هزار] تومن درمی‌آوردم، حالا تا هفت و هشت کار می‌کنم و ۳۰ [هزار] تومن هم به زور درمی‌آد». می‌گفت «بعد از اغتشاشات این جوری شده». وقتی در مورد دلایل سوت و کور بودن بازار -به گفته‌ی خودش- صحبت می‌کردیم او از تعطیلی بازار توسّط خودِ بازاریان می‌گفت و دلیل اصلی را همین موضوع می‌دانست. من می‌گفتم به احتمال زیاد دلیل اصلی احساس خطر جنگ است و شواهدی هم -نظیر تحریم‌ها و موارد دیگر- آوردم. از این می‌گذرم که وقتی داشتم صحبت می‌کردم وحشت در صورتش بیش‌تر می‌شد، نکته‌ی مهم این بود که -تقریباً- از هیچ کدام از اخباری که نقل می‌کردم اطّلاعی نداشت و حتّی وقتی گفتم مهندس موسوی هم به این موضوع اشاره کرده، گفت «مگه موسوی هنوز بیرونه؟»، منظورش آزادی مهندس موسوی بود.

 

***

 

از دوشنبه دوّم اَمُرداد ماه تلفن‌های بند ۳۵۰ اوین قطع شده است و خانواده‌های زندانیان سیاسی محبوس در این بند در نامه‌ای نوشته‌اند احتمالاً دلیل این قطعی انتقال تعدادی از زندانیان سیاسی بندهای ۲۰۹ و ۲۴۰ به سلول‌های انفرادی و متعاقب آن اعتصاب غذای فعّالان سیاسی‌ای است که به انفرادی منتقل شده‌اند. آنان در همین نامه اعلام کرده‌اند دلیل اعتصاب غذا، برخورد ناشایست زندان‌بانان در روز دوشنبه و وضعیت نامناسب بند ۳۵۰ -و مشخّصاً تهدید زندان‌بانان در مورد تبدیل اوین به کهریزکی دیگر- بوده است؛ سخنی که با توجّه به «هتک حرمت» عبدالرّضا تاجیک آن چنان دور از ذهن به نظر نمی‌رسد. این خانواده‌ها هم‌چنین در این نامه یادآور شده‌اند اگر این وضع خاتمه نیابد به اعتصاب غذای عزیزانِ‌شان خواهند پیوست. شرایط اعلام شده برای شکستن اعتصاب غذا آن چنان ساده و ابتدایی است که شخصاً بیش از هر چیز به حُجب و حیای زندانیان سیاسی غبطه می‌خورم و به این فکر می‌کنم تا چه حد شرایط وخیم است که آن‌ها به این حد راضی شده‌اند.

 

دیروز و پس از گذشت هشت روز از اعتصاب غذای ۱۷ نفر از زندانیان بند ۳۵۰ زندان اوین، تجمّع خانواده‌های این زندانیان در مقابل زندان اوین آغاز شد و ایشان هم با اعتصاب غذا و تحصّن ِ سکوت به عزیزان دربندِشان پیوستند. در این شرایط واکنش مسئولان زندان در نوع خود جالب است که تهدید کرده‌اند اگر زندانیان به اعتصاب غذایِ‌شان پایان ندهند آنان را به زندان رجایی شهر منتقل خواهند کرد. برای درک وخامت اوضاع، همین نکته کافی است که بهمن احمدی اَمویی که به گفته‌ی همسرش با اعتصاب غذا مخالف بوده است نیز به این اعتصاب غذا پیوسته است.

 

پدر حامد روحانی‌نژاد (یکی از زندانیان اوین که البته در میان اعتصاب غذا کنندگان حضور ندارد) در گفت‌وگویی با تلویزیون صدای آمریکا گفته پسرش که زندانی است اِم.اِس دارد و مشکلاتی آن چنان دردناک در زندان برایش ایجاد شده است که پدر حاضر است امضا کند که پسرش را اعدام کنند ولی این شرایط خاتمه پیدا کند.

 

***

 

در این شرایط آن چه بیش از همه توی ذوق می‌زند «تنهایی» این زندانیان و خانواده‌هایِ‌شان در این شرایط است. یادم هست پیش از این که خانواده‌های زندانیان سیاسی در برابر دادسرای عمومی و انقلاب تهران تجمّع اعتراضی برگزار کرده بودند گزارش-یادداشتی نوشته بودم و آن موقع دستِ کم از واکنش‌های لحظه‌ای مردم در آن اطراف خوش‌حال شده بودم؛ هرچند توقّع حمایت بیش‌تری از سوی مردم را داشتم.

 

این یکی امّا دیگر نوبر است، شرایط به این وخامت است و ما دست روی دست گذاشته‌ایم. می‌دانم به دلایل گوناگون امکان برگزاری تظاهرات وجود ندارد، می‌دانم با کمک زور توانسته‌اند اعتراضات را به قول اطّلاعاتی‌ها «جمع کنند» و بر جریان مسلّط شوند و می‌دانم جنبش وارد فاز تازه‌ای شده است که دلیل آن غیر از تمام مسائل، احساسی بودن اعتراضات در ایران و به قولی «سیاست زدگی» ما ست ولی تمام این‌ها دلیل نمی‌شود فراموش کنیم آن‌ها که اعتصاب غذا کرده‌اند قهرمانان ما هستند؛ از مجید توکّلی تا کوه‌یار گودرزی و عبدالله مؤمنی. چه طور ممکن است سال گذشته همین وقت‌ها که بی‌دادگاه‌ها برگزار شد این حجم واکنش دستِ کم در فضای مجازی به این ستم آشکار ایجاد شد و حتّی آهنگی با نام «من اعتراف می‌‌کنم» ساخته شد و وبلاگ ایمان مِرآتی -گزارش‌گری که با ابطحی و عطریان‌فر گفت‌وگو کرده بود- از فرط کامنت‌های اعتراضی از کار افتاد، امّا این بار نوشته‌های اعتراضی به این موضوع این قدر کم و واکنش‌ها این قدر ضعیف و بی‌مایه است؟ شرایط به گونه‌ای شده که خبر فرکانس جدید فارسی‌وان بیش‌تر از خبرهای مربوط به جنبش سبز -و به ویژه این خبر- هواخواه دارد! ما را چه شده که این چنین بی‌غیرت شده‌ایم؟ به فرزند ملّت در زندان «هتک حرمت» می‌کنند و ما این چنین خاموش ایم، وای بر ما!

 

***

 

راننده‌ی ابتدای نوشتار تقصیری ندارد که حتّی بعد از همه‌ی این اتّفاقات به اعتراضات می‌گوید اغتشاشات، او «کار می‌کند تا به کفتربازی‌اش برسد» (خودش این را گفت). امّا ما چه؟ مایی که ادّعای آگاهی و مبارزه و اعتراض داریم! چه پاسخی داریم به زندانیان و خانواده‌هایِ‌شان بدهیم؟ در این مدّت غیر از نشر اخبار چه کار تازه‌ای کرده‌ایم که به واسطه‌ی آن بتوانیم قدرت چانه‌زنی ِمان را افزایش دهیم؟ با چه رویی می‌توانیم خبرهای آن‌ها را دنبال کنیم و کاری نکنیم؟

 

علاوه بر آن، من از رهبران جنبش سبز گله دارم، چه طور آقای موسوی می‌تواند در پاسخ به حرف‌های محسن رفیق‌دوست سخن‌رانی کند و تهدید به افشاگری کند، آقای کرّوبی می‌تواند به اتّهام بی‌پایه و احمقانه‌ی احمد جنّتی پاسخ بدهد، ولی در مورد زندانیان سیاسی -که به حق نمادهای ایستادگی‌اند- به گفتن این که «خبرهای ناگوار از اوضاع زندانیان می‌شنویم که مایه‌ی تأسّف و اندوه است» یا این که ریشه‌ی رفتارها در زندان‌ها کجا ست بسنده می‌کنند؟ آقایان چه‌گونه وقتی مسئله شخصی است این چنین پرزور وارد می‌شوید و -مثلاً- در مورد ادّعای جنّتی هم سخن‌رانی می‌کنید و هم جبهه‌ی مشارکت بیانیه می‌دهد ولی در مورد مظلومیت بی‌پایان زندانیان و خانواده‌هایِ‌شان اقدام عملی -یا دستِ کم موضع‌گیری قوی‌تری- از شما نمی‌بینیم؟ نکند مسئله‌ی پاسخ به اتّهام جنّتی مهم‌تر از زندانیان سیاسی است؟

 

***

 

- اگر می‌توانیم می‌شود در تجمّع آن‌ها حاضر شویم و حتّی اگر نمی‌شود در اعتصاب غذایِ‌شان شرکت کرد با حضور ِ هرچند کوتاه‌مدّتِ‌مان به آن‌ها این احساس را بدهیم که تنها نیستند. تهیّه‌ی گزارش و عکس و فیلم از این شرکت ضروری است. قدرت رسانه را فراموش نکنید.

 

- می‌توان نامه‌ی خانواده‌ی زندانیان سیاسی -یا فهرست درخواست‌های زندانیان- را همین جوری که در لینک هست (یعنی حتّی نیاز به تایپ نیست) پرینت گرفت و در خانه‌ها انداخت. باور کنید این کار هیچ خطر یا محدودیتی ندارد و کم‌ترین فایده‌اش آگاهی مردم از ستم مضاعف حکومت و مظلومیت این زندانیان و خانواده‌های‌ِشان است.

 

- با مردم صحبت کنید، شما که ادّعای مبارزه دارید باید بتوانید در عرصه‌ی اجتماع هم این ادّعا را به اثبات برسانید. باور کنید با گفت‌وگو با مردم بازداشت نمی‌شوید. با غر زدن کاری پیش نمی‌رود، ما باید خیلی فوری به دادِ «تنهایی» زندانیان و خانواده‌هایِ‌شان برسیم. راننده‌ای که با او صحبت می‌کردم وقتی داشتم پیاده می‌شدم فرکانس بی‌بی‌سی فارسی را از من گرفت.

 

- حرکت‌های مسالمت‌آمیز دیگری هم وجود دارد، چرا دیگر الله‌اکبر نمی‌گوییم؟ بزرگی خدا کم شده یا اثرگذاری‌اش یا خدای نکرده امیدِمان از دست رفته؟

 

- در نهایت؛ از رهبران جنبش می‌خواهم خودی نشان دهند، یک بیانیه‌ی اعتراضی ِ محکم -و نه لزوماً تند- می‌تواند خیلی تأثیرگذار باشد. در سخن‌رانی جدیدِتان به این موضوع جدّی‌تر اشاره کنید و نومیدیِ‌تان را از دست‌گاه قضایی بیان نکنید، همه می‌دانیم امیدی به این دست‌گاه قضایی نیست و با بیان این مسئله چیزی عوض نمی‌شود.

 

***

 

برای کاهش فشارها بر زندانیان باید کاری کرد، ما به آن‌ها مدیونیم.

ارزیابی این خبر:

4.33

Subscribe to comments feed نظرات (1 نوشته شد):

یک گوسفند در ۱۲ مرداد ۱۳۸۹
تو هر مملکتی قلیلی کرگدن هستند و کثیری گوسفند، این که دیگه ناله نداره.. تازه اون هم تو مملکتی مثل ایران که صاحاب داره و صاحبش حضرت امام خامنه‌ای می‌‌باشد... حالا پارسال ما یک غلط‌هایی‌ کردیم الان که ساکتیم و داریم آروم علف مون رو می‌خوریم، شما دیگه اینقدر شرمنده مون نکنید ترا به خدا! به امید روزی که بهای علف، جان گوسفند نباشد, در ایران!
مجموعه نتایج: 1 | نمایش: 1 - 1

نظرات

برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید

عضو شوید

مطلب شما!

داستان‌ها‌، خبر‌ها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

به خودنویس بپیوندید »

اخبار

مذاکرات بغداد به راند سوم کشیده شد

مذاکرات بغداد به راند سوم کشیده شد
در حالی که ساعاتی پیش رسانه‌ها نوشتند که دور دوم مذاکرات ایران با کشورهای ۱+۵، بدون اعلام نتیجه پایان یافت، این مذاکرات همچنان ادامه دارد و به راند سوم کشیده شده است. کاترین اشتون به همراه سعید جلیلی نیز تا ساعاتی دیگر در نشستی خبری حاضر خواهند شد و در خصوص این مذاکرات اظهار نظر خواهد کرد....
سیاست | سروش جعفری

یک کارگر: جلوی دوربین به ما خانه دادند، چهار روز بعد پس گرفتند!

یک کارگر: جلوی دوربین به ما خانه دادند، چهار روز بعد پس گرفتند!
یکی از دریافت کنندگان مسکن مهر گفته که در جریان سفر محمود احمدی‌نژاد به مشهد جلوی دوربین تلویزیون به او خانه دادند و بعد از چهار روز به او اعلام شد که باید خانه را تخلیه کند....
جامعه | سهند خوانساری

وزارت ارشاد به مکان بازجویی روزنامه‌نگاران تبدیل شده است

وزارت ارشاد به مکان بازجویی روزنامه‌نگاران تبدیل شده است
سازمان گزارشگران بدون مرز با صدور بیانیه‌ای اعلام کرده است که مسؤولان وزارت ارشاد روزنامه‌نگاران را به محل این وزارت‌خانه احضار می‌کنند تا از سوی مأموران امنیتی بازجویی شوند. ...
حقوق بشر | سهند خوانساری

اولین انتخابات مصر پس از حسنی مبارک

اولین انتخابات مصر پس از حسنی مبارک
اولین انتخابات ریاست جمهوری مصر پس از سه دهه حاکمیت حسنی مبارک، از صبح امروز به مدت دو روز در این کشور آغاز شد. این انتخابات با حضور ۱۲ کاندیدا از طیف‌های مختلف برگزار می‌شود....
سیاست | سروش جعفری

خرمشهر را خدا آزاد نکرد

خرمشهر را خدا آزاد نکرد
سی سال پیش و در سوم خرداد سال ۱۳۶۱، ایران توانست با شش هزار کشته و ۲۱ هزار زخمی شهر خرمشهر را از دست نظامیان عراقی آزاد کند. اگرچه آیت‌الله خمینی بلافاصله پس از آزادسازی خرمشهر، این اقدام را به آسمان حواله داد و خداوند را فرمانده اصلی معرفی کرد؛ اما همین آیت‌الله و خلف او هیچگاه از شش هزار انسان کشته شده و بیش از ۲۱ هزار زخمی که برای آزادسازی این شهر به خاک و خون غلطیدند سخنی نگفتند....
سیاست | سروش جعفری

ما را دنبال کنید