آیا موسوی بعد از ۲۲ سال راز می‌گشاید؟ | رسانه‌های خودمانی | سیاست | صفحه اصلی
نظرات (24)
نسخه چاپی نسخه ساده لینک دایمی

آیا موسوی بعد از ۲۲ سال راز می‌گشاید؟

۰۴ مرداد ۱۳۸۹ خودنویس
image

میر حسین موسوی که در طول هفته‌های اخیر از سوی تعدادی از فرماندهان ارشد جنگ متهم به عدم همکاری با سپاه در هنگام جنگ شده بود، گفت که ناگفته‌های جنگ و دلایل استعفایش در سال ۱۳۶۷ را می‌گوید. موسوی کسانی را خواهان تحریف تاریخ جنگ هستند را بیگانگان، متحدان صدام و گروهی از دولتیان معرفی کرد.

به گزارش سایت کلمه، میرحسین موسوی در دیدار با جمعی از فعالان سیاسی کرج، در باره تحریف‌های آشکار در قبال تاریخ جنگ گفت: «این روزها هم به بهانه سالروز صدور قطعنامه ۵۹۸ که هیچ سالی از آن یاد نمی‌شد تحریف‌های آشکار و برنامه ریزی شده ای درباره تاریخ دفاع مقدس و نقش دولت در آن صورت گرفته است. این روزها عده‌ای مدعی شده‌اند که می‌خواستند بغداد را فتح کنند و دولت آن زمان مانع آن شده بود. بنده هنوز لب به سخن درباره دهه اول انقلاب باز نکرده‌ام و هیچ گاه هم میل نداشته‌ام در این باره صحبت کنم ولی ظاهرا مجبورم در صورت ادامه این تحریف‌ها برای دفاع از رزمندگان سلحشور و مدیران برجسته‌ای که در این میان سهمم عمده داشتند ناگفته‌های خود را بگویم و نیز بگویم که استعفای سال ۶۷ بر سر چه بود.»


این در حالی است که بسیاری از فعالان سیاسی و منتقدان سال‌هاست از میرحسین موسوی و دیگر دست‌اندرکاران دولت که اطلاعات وسیعی از اتفاقات قبل و بعد از امضای قطع‌نامه ۵۹۸ دارند خواسته‌اند که واقعیت‌های تاریخی را بازگویند. از جمله خواسته‌های طرح شده، بیان دلایل اعدام چند هزار زندانی سیاسی در هفته‌های پس از امضای قطع‌نامه و اعلام نقش دقیق دستگاه‌های مختلف درون نظام و میزان اطلاع بخش‌های مختلف مدیریتی از یک طرف و سکوت مدیران ارشد دولت و نیروهای مختلف سیاسی در قبال این واقعه است.


موسوی در بخش دیگری از سخنانش بدون اسم آوردن از محسن رفیق‌دوست، وزیر سپاه در دولت زمان جنگ که اخیرا از موسوی انتقاد کرده است گفت: «من باور نمی کنم که شما فراموش کرده باشید که چهار میلیارد دلار از شش میلیارد دلار در آمد نفتی کشور هزینه جبهه ها و جنگ می شد و آن دو میلیارد مابقی نیز در حقیقت برا ی حفظ کیان کشور بود که آن هم می تواند در خدمت دفاع مقدس تعبیر شود .شما مرا مجبور می کنید بگویم علیرغم نتیجه درخشان دفاع مقدس که به بهای نثار خون های بسیار و جانفشانی رزمندگان جان برکف یک سانتیمتر از خاک کشور تقدیم دشمن نشد و این دومین مورد در طول جنگ های کشورمان از زمان فتحعلی شاه تا انقلاب اسلامی بود، اگر پیوندی قوی تر بین جبهه‌ها و دولت وجود داشت و دولت را به بهانه درز خبرها از ماجرای طرح های جنگی و دفاعی کنار نمی‌گذاشتند نتیجه‌های بهتری از عملیات گرفته می‌شد. فتح بغداد با تحویل دولت به چند فرمانده نظامی امکان پذیر نبود. بلکه برای شکست قطعی دشمن لازم بود از همان اول رابطه دولت با اداره عملی جنگ و طراحی های نظامی قطع نشود که چگونگی قطع این ارتباط داستان دیگری دارد که شاید در فرصتی دیگر به آن بپردازم.»


  موسوی تاکید کرد: «بعد از آنکه به تعبیر این وزیر سابق توپ در میدان دولت انداخته شد و اداره ستاد فرماندهی قوا به دولت سپرده شد تحولات اساسی در همان مدت کم در جبهه ها ایجاد شد. بنده به دلایل گوناگونی فعلا فقط به اشاره می‌گویم که این توپ موقعی به زمین دولت پرتاب شد که به قول مرحوم ظهیر نژاد در کمیته پشتیبانی جنگ “زیپ مرزها در حال باز شدن” بود و فاو و جزایر موجود در هور از دست رفته بودند و ما در موقعیتی قرار داشتیم که در نخستین جلسه ستاد فرماندهی کل قوا که به ریاست اینجانب تشکیل شد هم جناب رحیم صفوی جانشین فرمانده سپاه و هم جناب حسنی سعدی فرمانده نیروی زمینی در گزارش‌های خود به اعضای جلسه گفتند که شما خوزستان را از دست رفته فرض کنید و تلخ آنکه این اتفاق در حالی رخ می‌داد که در آن شرایط نیروهای اصلی رزمنده ما در یک نقطه بی‌اهمیت کردستان در پی گرفتن یک ارتفاع کم اهمیت به نام “شاخ شمران “بودند و فاجعه وقتی بهتر معلوم می‌شود که حداقل تعدادی از فرماندهان اطلاع داشتند که همین نیروها به دلیل خشک کردن سد “دربندی خان “در معرض دور خوردن از سوی دشمن قرار گرفته بودند.»

 

نخست وزیر «امام» در عین حال با اشاره به حضور تعدادی از مدیران دوران جنگ که الان در زندان‌ هستند گفت: «بنده در آن زمان به این شرط مسوولیت ریاست ستاد فرماندهی کل قوا را قبول کردم که با خود تعدادی از مدیران برجسته و مدیران همکار را در ستاد شرکت بدهم. یکی از برجسته ترین و تاثیر گذار ترین آنها آقای بهزاد نبوی بود که می‌دانیم این روزها چه گرفتاری هایی دارد. تصمیمی که ستاد آن روزها در کنار فرماندهان نظامی و این مدیران برجسته گرفت تغییر اساسی در آرایش جبهه ها بود و قرار شد که در کمترین زمان ممکن به کمک همه امکانات کشور، نیروهای موجود در کردستان به خوزستان منتقل شوند و با فعالیت استاندار استان خوزستان که همین برادر عزیز و مبارزمان محسن میردامادی بود و سایر مدیران استانی اقداماتی برای مقابله با تهاجم حتمی دشمن صورت گیرد. پیش بینی ستاد درست بود و در فاصله بسیار کمی یکی از شدیدترین حملات از سوی صدام انجام شد و یکی از حماسی ترین نبردهای تاریخ دفاع مقدس که با شهادت بسیاری از فرزندان کشورمان قرین بود ،اتفاق افتاد و دشمن آن چنان تو دهنی خورد که بعد از آن دیگر نتوانست حمله‌ای را سامان دهد و حداکثر از منافقین حمایت کرد که آن خیانت بزرگ با پشتیبانی نیروهای صدام علیه کشور انجام شد و مردم با مقاومت خود آنها را خرد کردند.»

 

خ.ن.: باید دید آیا سخنان امروز موسوی برای بستن دهان منتقدانش است، یا باز کردن دایره بسته دانسته‌های جنگ. در طول سال‌های اخیر، اصلاح‌طلبان بارها قول داده‌اند که اگر طرف مقابل در طرح ادعاهای «دروغین» از حد بگذرد، دست به افشاگری بزنند، اما به نظر می‌رسد این مساله با هدف اطلاع‌رسانی و شفاف‌کردن نقاط تاریک تاریخی صورت نگرفته باشد.

ارزیابی این خبر:

3.86

Subscribe to comments feed نظرات (11 نوشته شد):

نخودی در ۰۴ مرداد ۱۳۸۹
حالا کی جرات داره به رفیقدوست بگه آقا انتقاد از میر حسین ممنوع؟
انتقاد از طرف خودیهای حکومتی پاسخ دارد، انتقاد از طرف نخودیها را با "نگو و نپرس" پاسخ میدهند!
farideh در ۰۴ مرداد ۱۳۸۹
-3
اینها همش بازی سیاسی این دو جناح که در اساس یک رژیم را تشکیل میدهند بوده و هست و خواهد بود ، با هم دعوای زرگری میکنند ولی در نهایت دست در دست هم دارند و به ادامه حکومت ننگین خود میاندیشند و ترفند میزنند ، هیچگاه نباید این حرف دیکتاتوری موسوی را فراموش کرد ؛ جمهوری اسلامی ، نه یک کلمه بیشتر نه یک کلمه کمتر . موسوی فقط در فکر این است که قهر مردم را با جمهوری اسلامی به مسالمت بکشاند .
df در ۰۴ مرداد ۱۳۸۹
-1
ما هنوز نفهمیدیم حکومت پیشنهادی شما چیست ؟؟ میشه علاوه بر انتقادهایتان کمی هم از شخص یا نظام ایده آلتان بگید . آن ایده عالی که حضورش منجر به این میشود که بدون یک جمله منطقی و آگاهی رساننده، موسوی، بنی صدر، گنجی و غیره و ذلک را به فحش بکشید. اینجا که تخت ولایت خامنه ایی یا دربار شاهنشاه نیست که بخواهیم اظهار نظرمان را با توپ و تشر به خواننده بقبولانیم.
farideh در ۰۵ مرداد ۱۳۸۹
همین ۳ نفری که شما به عنوان نمونه اسم آوردید موسوی ، بنی صدر ، گنجی خط فکری شما رو معلوم میکنه که شما کوچکترین اطلاعی از جریانات سیاسی ندارید، من قول میدهم که شما اگر ایران هستید تظاهرات را از پشت پنجره نگاه کردید ولی برای عقب نماندن اظهار نظر میکنید، آقا یا خانم دف، بحث اول بر سر شکل مبارزه هست، و اصولا برای چه و با چه مخالف هستیم ، میشه شما کمی قبل از حرف زدن فکر کنید و ببینید اصلآ با چی مخالف هستید ؟؟ چه مبارزه ای میکنید یا اصولا با چه چیزی مخالف هستید ؟ هدفتان چی هست ؟؟؟ اگر جواب این سوالها را پیدا کردید و با خودتان صادق بودید شاید متوجه بشید که اصلآ نخواهید این حکومت تعقیر کنه!!!!!! در این صورت ما از بنیان با هم در تضاد هستیم چیزی که من نمیخوام ، شما میخواهید، خوب ما چه صحبتی با هم داریم ؟؟؟؟؟
Fatemeh در ۰۴ مرداد ۱۳۸۹
-3
« ....اما به نظر می‌رسد این مساله با هدف اطلاع‌رسانی و شفاف‌کردن نقاط تاریک تاریخی صورت نگرفته باشد.»
من مرده این رعایت اصول خبرنگاری شماهستم.به حول قوه اللهی تاچندسال دیگرفاکس نیوزخبرنگارانش رامی فرستدپیش شماآموزش دوره خبرنگاری ببیند.
----------------------------------------
مطالبی که در بالای صفحه می‌آیند، می‌توانند با توضیح اضافه نیز همراه شوند. اینجا نوشته شده: «خ.ن.». به عبارتی سوال «خودنویس» در پایان از خبر مجزا شده است.
Fatemeh در ۰۴ مرداد ۱۳۸۹
اتفاقا به دلیل همان خ .ن پایانی که کاملاباوضوح ازاصل خبرجداشده این حرف رازدم.من که انتظار ندارم درسایتی که مدیر آن درکاناداروزنامه گاری خوانده،زبان خبررسانی ازنوع کامران نجف زاده باشد.برای همین نوشتم فاکس نیوز.
آن بندگان خداهم اسمشان بددررفته.دربسیاری ازموارد این «به نظرمی رسد»هاازاصل خبرمهمتراست چون می تواندمقصوداصلی گوینده خبرراازنقل آن برساند.
خلاصه اینکه:عقایدووابستگیهای فکری،احساسی،سیاسی و...درنویسنده دست به دست هم می دهندکه سرآخر،این خبرنزداوچگونه«به نظرمی رسد»
توضیح:من شخصا معتقدم چیزی به نام «بی طرفی »درعالم خبروجودندارد.این یک اصل ایده آل است که مثل خیلی ایده آلهای دیگرفقط می شودبرای آن تلاش کرد.البته من کلاآدم بدبینی هستم.
پ .ن.: نیک آهنگ عزیز....تورابه هاله نورمموتی قسم.... به اشک استادتمساح قسم...به ناله های جانسوز آن «جسم علیل» قسم....یک فکری به حال این اسم رمزکامنتهابکن.بامصیبت بازمی شه.
در ۰۵ مرداد ۱۳۸۹
10
چقدر شبیه فاطی کماندو مشهور می نگاری؟ نکنه خودتون هستید؟!!
farideh در ۰۴ مرداد ۱۳۸۹
شما هم که نشستی اینجا هی‌ بمیری و دوباره زنده بشی‌،تا حالا که مرده کروبی و موسوی بودید، ببینم لندن خوش می‌گذره؟؟؟؟؟
Fatemeh در ۰۴ مرداد ۱۳۸۹
-4
به کوری چشم همه آدمهای عقده ای که «فقط»چون دستشان به گوشت نمی رسدمی فرمایند:بومی ده!
هم لندن خوش می گذرد،هم تورنتو،هم پاریس وهم نیویورک.چون باباجان فعلا٣٠%بیت المال راغارت کرده و٣٠%دیگرراهم فرستاده ترکیه،من یک ماه آینده رادرجزایرقناری می گذرانم.کوسه هاهم سلام می رسانند!
شماهم خودشو ناراحت کن.١٠٠١راه برای رسیدن به خارج وجوددارد.ازتغییردین گرفته تاتظاهربه همجنس گرایی!الان هم که به لطف جنبش سبزکلی مبارزسیاسی یک روزه ویک ساعته داریم!خلاصه بشتابید به سوی رستگاری!
اونی که واسه کروبی می میره،ننجون کروبیه.موسوی هم یک زهراخانم داره که دوتایی برای هم غش کنند.چراواسه آدم حرف درمیارین؟!
در ۰۴ مرداد ۱۳۸۹
اوه ببخشید فاطی خانم..... من شما رو با فاطمه رجوی اشتباه گرفتم ..................
در ۰۴ مرداد ۱۳۸۹
فریده خانم به نظر میرسد که جناابلی نه تنها خواهان حل مساله هستی ،بلکه برای خودت یک معادله چند مجهولی هم درست نمودی .چرا ؟؟
هفته پیش نخست سردار یک شبه سپاه پاسداران پیشین آقای رضای ،که اخیرا دکتری اقتصاد هم به افتخاراتش افزوده ،که تصمیم دارد پس بیست سال قلب اش را سفره نماید ،بگوید که هر چه خود میخواهد ،تا اینکه رییس بازار بار فروشان تهران ،آقای رفیق دوست ،وزیر سابق سپاه ،و دفاع ،هم فرمایشتی فرموده است ،آنچه که قابل توجه میباشد ،که پس از بیست سال اسرار جنگ خانمان سوز از سینها به بیرون نشت میکند ،اینکه برای جناابلی هیچ فرقی نمیکند ،که این اسرار حاوی چه مطالبیست ؟؟مشکل جناابلی میباشد ،ولی برای برخی از جوانان ان دوره ،از جمله خود من ،که نزدیک به دو سال از بهترین دوران زندگی ام را در جبهه جنگ بودم ،بسیار ارزنده است ،که بیشتر بدانم ،که جنگ طلبان به درستی چه کسانی بودند ،اینکه شما با یک جمله میفرماید آقای خمینی ،مادر بزرگ من هم میداند ،ولی ما نیاز آگاهی بیشتر نسبت به این فاجعه ملی داریم .
farideh در ۰۴ مرداد ۱۳۸۹
دوست عزیز اگر شما تا حالا نفهمیدید و منتظر نشستید که یکی از عوامل رژیم با آن یکی بگو مگو کنند تا شاید چیزی به بیرون نشت کند که شما بیشتر آگاه بشید؟؟؟؟؟؟؟ که باید گفت شما ۳۱ سال دیگر وقت لازم دارید که تازه شاید، البته شاید چیزی دستگیرتان بشود و آگاه شوید.... اگر خدا خواهد .
در ضمن توجه شما را به کامنت پایین جلب میکنم از دوست بی نام، که این نتیجه رو میده: اصل قضیه این اسرار نیست، این مهم نیست که کی آن موقع چه گفت و به کی چه رسید و سر کی کلاه رفت ،این که همه با هم کار را تمام کردند اصل است . شما اگر همینقدر بفهمی کافیست که دیگه عوامل رژیم را به رهبری انتخاب نکنی .
df در ۰۴ مرداد ۱۳۸۹
-5
ما هنوز نفهمیدیم حکومت پیشنهادی شما چیست ؟؟ میشه علاوه بر انتقادهایتان کمی هم از شخص یا نظام ایده آلتان بگید . آن ایده عالی که حضورش منجر به این میشود که بدون یک جمله منطقی و آگاهی رساننده، موسوی، بنی صدر، گنجی و غیره و ذلک را به فحش بکشید. اینجا که تخت ولایت خامنه ایی یا دربار شاهنشاه نیست که بخواهیم اظهار نظرمان را با توپ و تشر به خواننده بقبولانیم.
farideh در ۰۵ مرداد ۱۳۸۹
همین ۳ نفری که شما به عنوان نمونه اسم آوردید آنهم در کنار هم ؛موسوی ، بنی صدر ، گنجی خط فکری شما رو معلوم میکنه که شما کوچکترین اطلاعی از جریانات سیاسی ندارید، من قول میدهم که شما اگر ایران هستید تظاهرات را از پشت پنجره نگاه کردید ولی برای عقب نماندن اظهار نظر میکنید، آقا یا خانم دف، بحث اول بر سر شکل مبارزه هست، و اصولا برای چه و با چه مخالف هستیم ، میشه شما کمی قبل از حرف زدن فکر کنید و ببینید اصلآ با چی مخالف هستید ؟؟ چه مبارزه ای میکنید یا اصولا با چه چیزی مخالف هستید ؟ هدفتان چی هست ؟؟؟ اگر جواب این سوالها را پیدا کردید و با خودتان صادق بودید شاید متوجه بشید که اصلآ نخواهید این حکومت تعقیر کنه!!!!!! در این صورت ما از بنیان با هم در تضاد هستیم چیزی که من نمیخوام ، شما میخواهید، خوب ما چه صحبتی با هم داریم ؟؟؟؟؟
در ۰۵ مرداد ۱۳۸۹
میشه بفرمایید که چه ربطی داره نوع حکومت پیشنهادی ایشان با عنوان کردن قلابی بودن ماهیت اصلاح طلبانه امثال موسوی و اظهار این مطلب که این افشا گری های قطره چکانی، که به عنوان تهدید جناح حریف مورد استفاده در دعواهای جناحی قرار میگیرند، اتفاقا نشاندهنده توخالی بودن ادعاهای مردمسالاری امثال موسوی و اولویت داشتن منافع جناحی بر منافع و حقوق ملی ایرانیان است، برای آقای موسوی و همپالکی هایش .
در ۰۴ مرداد ۱۳۸۹
اینها فقط به قول معروف دهان به دهن هم میگذارند ،نه سندی نه مدارکی ،یاد دعواهای کودکانه خودمون میوفتم با همبازیهام در کوچه بازی میکردیم ،و هی گروگان کشی ..تو اگر بستنی ات را نادی من هم به مامانت میگم دیروز خوردی زمین !!! برو آقا ،تو اگر وجدان داشتی ،حداقل خاطرات را مینوشتی تو این یک سال مینوشتی تا مردم از این طریق بفهمند چه گذشته ،حالا گرو کشی میگنی ؟؟؟ که چی ؟ بیشتر از این خودتون را خراب نکنید ،مردم خیلی چیزها را میدونند !! اگر خیانتی در کار بوده که حتما بوده ،شما هم مجرم هستید که زودتر افشا نکردید ،ساکت شدید تا مردم به روز سیاه بیفتند ،حالا با هم چب افتادید ولی باز هم گشت هم را بخورد ،استخون هم را نگاه میدارد ،حالا که بیرون از دایره قدرت هستید ،وی به روزی که قدرت دستتون باشه ،" بگم بگم ،میگم میگم " آقا میر حسین هم آغاز شد ،همه سر و ته یک کرباسی !! اگر میدونستی عده ای داران بد عمل میکنند زمان جنگ و بچه های مردم را به کشتن میدهند چرا تا روز آخر دسته دسته از مدرسها آدم میچپوندید تو اتوبوس به سمت قتلگاه ،تو هم نشسته بدی چرتکه میانداختی ؟ ان وزیر آموزش و پرورش ات چی که مغز جوونها را شستشو میداد برد جنگ !! اجازه پدر و مادرها را غیر ضروری میدانست برای ا عزم !! خوب درست است جنگ به تو مربوط نبود ،ولی خیانت را که میدیدی و سکوت کردی ،روزنامه ها را خفه کرده بدی انتقادی از جنگ نکنند !! برو آقا ،زیادی شلوغ نکن.
در ۰۵ مرداد ۱۳۸۹
با تمام نکاتی که ذکر کردید موافقم. در مورد مسولیت آقای موسوی در قبال جنگ هم، باید بگویم که ایشان در مقام عضو شورایعالی امنیت مسئول جنگ هم بودند، علاوه بر تامین اعتبار برای مخارج جنگی که انهم دست دولت ایشان بود. اگر هم ایشان تا این حد ناتوان از انجام مسئولیتشان بودند، خوب چرا استعفا ندادند و بعد دلایل استعفای خود را به افکار عمومی ایرانیان گزارش دهند. ایشان پس از بیست سال دوری از قدرت و حمام آفتاب گرفتن، هنوز که هنوز است، نه خاطرات خود را از دوران زمامداری چاپ کرده و نه تا به امروز کلامی به مردم ایران توضیحی داده اند و آنچه هم گفته اند فقط برای گرو کشی از حریف بوده است، در چهار چوب، ول کن تا ول کنم.
بل بلی گوش در ۰۴ مرداد ۱۳۸۹
نخست وزیر "عصر طلایی امام" جناب یاحسین میرحسین میفرمایند:
" بنده هنوز لب به سخن درباره دهه اول انقلاب باز نکرده‌ام و هیچ گاه هم میل نداشته‌ام در این باره صحبت کنم ولی ظاهرا مجبورم در صورت ادامه این تحریف‌ها برای دفاع از رزمندگان سلحشور و مدیران برجسته‌ای که در این میان سهمم عمده داشتند ناگفته‌های خود را بگویم و نیز بگویم که استعفای سال ۶۷ بر سر چه بود."

کی قرار است مردم که "رزمندگان سلحشور " از میان آنان بودند جزء خودیها قرارگیرند و لازم نباشد آقایان "در صورت ادامه تحریف ها"، پس از بیست و چند سال " لب به سخن در باره دهه انقلاب " باز کنند؟
کی قرار است جناب یاحسین میرحسین ته مانده جام زهر باقیمانده از " عصر طلایی امام " را سر کشیده و رازهای سر به مهر منجمله در باره قتل عام ایرانیان در دوران ریاست الوزرایی خودشان را به مردم همیشه در صحنه بگویند؟
کی؟
df در ۰۵ مرداد ۱۳۸۹
-4
یعنی به نظر شما ۶۰ میلیون ایرانی که شامل من و شما هم میشود و زبانمان را بستیم و اجازه دادیم هر کار می خواهند با آینده ما بکنند، یا هموطنانمان را بکشند ""خائن ""نیستیم؟ نیاز به روزنامه ها داشتید که آگاه شوید ؟؟ به حمد الله بی بی سی ، رادیو آمریکا و اسرائیل را خواجه حافظ شیراز هم میتوانست بشنود . یک مثال ساده . مگر حجاب یک شبه اجباری شد ؟؟ نه , نشد. مگر چاقو گذاشتند بیخ گردن زنها که چادر بپوشند یا مقنعه . نه نگذاشتند.
حتما میدانید که چطور حجاب اجباری شد. ۱۰ درصد از زنها از بی روسری تبدیل شدند به با روسری،۷۰ درصد (دقیقا ۷۰ درصد ) فقط و فقط به خاطر اینکه از امتیازات عقب نمانند و در محل کار و درس، خود شیرینی کنند، به راحتی شدند با روسری، آنوقت بیست درصد مابقی هم با زور توسری شدند با روسری، چرا؟ چون هشتاد به راحتی و بدو ن فکر و اعتراض به اینکه چرا باید حجاب اجباری باشد، وا داده بودند. هیچ شخص یا گروهی نمیتواند مردم را بیچاره کند یا دیکتاتور بزاید مگربا حمایت مردم. پس همه ما یک جوری هایی خائن هستیم ،
در ۰۵ مرداد ۱۳۸۹
۱-تمام ما مردم ایران البته به سهم خود در برپایی این نظام و این فاشیسم نفس گیر نقش داشتیم، اما سهم ها یکی نبوده است. قدر مسلم نخست وزیر سهم بیشتر و در نتیجه مسولیت بیشتری در نقض حقوق بشر در جمهوری اسلامی دارد، نسبت به بقیه مردم وگر نه که با لیست کردن مجموعه کارهایی که میتوانستیم بکنیم و نکردیم که نقش ما مردم و امثال موسوی یکی نمیشود.
۲- حتی اگر نقش و سهم ما ایرانیان هم همگی برابر با آقای موسوی باشد، اینکه ما چه مسولیتی داشتیم اصلا در اینجا اهمیتی ندارد. یادتان باشد که این ما نیستیم که میخواهیم پست ریاست جمهوری را بدست بگیریم. باید دید آنکسی که میخواهد این پست را بدست بگیرد آیا از پس وظایفی که دارد بر میاید یا خیر. پاسخگویی به مردم یکی از ان وظایف است. مدیریت هم یکی دیگر از وظایف رییس جمهور است. طبعا عملکرد گذشته ایشان هم بخوبی عملکرد آینده ایشان را نشان میدهد. گذشته ایشان که بهیچ عنوان قابل قبول نیست. اگر ادعای تغییر میکنند، بهتر است این ادعا را با انتقاد از گذشته خود نشان دهند و راه حل خود را برای اطمینان از عدم وقوع چنان نتایجی مطرح کرده و به معرض دید و نظر افکار عمومی تمامی ایرانیان برسانند.
۳- در تمام دنیای آزاد، احزاب و سازمانهای مستقل، امر دفاع از حقوق و آزادیهای مردم را به عهده میگیرند. این سازمانها به متشکل کردن مردم، دولت را در صورت وقوع کوچکترین مورد خلاف قانون یا نقض حقوق بشر، به چالش میکشند. آقای موسوی در چماقداری بر علیه این سازمانها و گروه ها نقش فعالی داشت . تمام کشتارها هم در زمان ایشان یعنی "دوران طلایی امام خمینی" انجام شد. در صورتی شما میتوانید نقش بیشتری برای مردم و نقش کمتری برای نخشت وزیر قائل شوید که ایشان به وظیفه خود در صیانت از ازدیها و مال و جان ایرانیان اهتمام میکردند. در غیر اینصورت این قیاس وظایف نخست وزیر با وظایف مردم، قیاسی بی معنا و مع الفارق است. وظیفه نخست وزیر یا رییس جمهور حتی در کشورهای دموکراتیک بیش از وظایف مردم است. این مسولیت در کشورهای دیکتاتوری، به لحاظ کمتر بودن باز هم بیشتر اختیارات مردم، بمراتب از مسولیت مردم بیشتر است.
۴- اگر شما به سکوت و بی عملی مردم در آنزمان انتقاد میکنید و عقیده دارید که ان سکوت درست نبود و مسولیت قربانی را به خاطر سکوتش با مسولیت متجاوز یکی میدانید (البته با کمال بی انصافی)، که در اینصورت چرا به هموطنانی که بر روی این سایت، خواهان پاسخگویی موسوی شده اند، اعتراض کرده اید. مگر نه اینکه بقول شما همین سکوت، متجاوز را جری تر کرده و همزمان، ما شهروندان را مسئول فجایعی کرده که در این ۳۰ سال تحمل کردیم.پس چرا حالا که عده ای میخواهند مهر سکوت از لب بردارند و کاری را بکنند که بقول شما این ۳۰ سال باید میکردند، باید با مخالفت شما روبرو شوند؟ شما این تناقض را چطور توجیه میکنید؟
جنبش شکست نخوردگان در ۰۵ مرداد ۱۳۸۹
باندهای مافیایی یک توافق ننوشته دارند و ان این است که هیچوقت علیرغم هر اختلافی داشته باشند رازهای همدیگر را فاش نکنند. باندهای مافیایی رژیم نیز در طی این چند ساله حتی یک جمله نگفته اند که یکذره بر اطلاعات مردم در باره جنایات رژیم در دهه ۶۰ بیفزاید. از
گنجی گرفته تا موسوی همگی فقط دهان باز می کنند تا حرفی نزنند. فقط طرف مقابل را تهدید کنند ولی وقتی پای جمهوری اسلامی در کار باشد حاضر به هیچ افشاگری نیستند. همینطوری نیز موسوی موفق شده است در طی این یک سال نیش جنبش انقلابی مردم را تا می تواند بکشد و بیخود نیست که همیشه بعنوان سوپاپ اطمینان رژیم عمل کرده است و رژیم نیز می داند و بهمین دلیل در مقابل قتل عام مردم ، با محافظان سپاهی از موسوی و کروبی محافظت می کند. در سایه هر جنبشی اینها تنها کسانی هستند که بمدد یک عده بادمجان دور قاب چین می توانند رژیم را از سقوط نجات بدهند. پبشرفت جنبش انقلابی مردم در صورتی میسر است که رهبری خود را از میان نیروهای رادیکال که امتحان خود را در ۳۰ سال گذشته نشان دهند انتخاب نمایند. با کثافت نمی توان کثافت را پاک کرد.
در ۰۵ مرداد ۱۳۸۹
آقای موسوی بعد از ۲۲۰ سال هم هرگز جهت ادای توضیح به افکار عمومی ایرانیان، دهان باز نمیکند. اگر هم دهان باز کرد برای تهدید رقیب است که .....ول کن تا ول کنم.....یا نگو تا نگم....... اینهمه مردم چه از ایشان و چه از مرادشان آقای خمینی خواستند که راجع به حکمت ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر و قبول آتش بس در چنان موقعیت ضعیفی جواب پس دهند، هیچیک کمترین محلی به خواست مردم نگذاشتند. اینها فقط در یک دادگاه صالحه که در فردای آزادی ایران از چنگ ملایان برپا شد، باید به دادگاه و افکار عمومی مردم توضیح دهند.
در ۰۵ مرداد ۱۳۸۹
-5
جنبش شکست نخورده تو بگو ،که بیشتر میدانی !! بیخیال دیگران
در ۰۵ مرداد ۱۳۸۹
سوالات من به عنوان یک ایرانی از آقای موسوی،
۱- چرا زمانیکه جنابعالی نخست وزیر بودید، یعنی بقول خودتان در "دوران طلایی [!!!؟؟؟] امام خمینی"، جلوی رانت خواری این جماعتی را که ذکر کردید، نگرفتید تا با چاپیدن مردم ثروتهای هنگفت به جیب بزنند؟
۲- چرا با ۶ سال استمرار جنگ ضد ملی بر خلاف منافع ملت ایران، کمترین مخالفتی نکردید؟ مگر این استمرار جنگ ضد ملی نبود که امکان ثروت اندوزی این جماعت را فراهم نمود.
۳- چرا در مورد قتلها، شکنجه ها و فجایع دوران زمامداری خود هرگز موضع گیری نکرده و آنها را افشا نکردید؟ چرا در دوران زمامداری، شکنجه گران را به دست عدالت نسپردید؟
۴-چرا این اطلاع رسانی را بصورت قطره چکانی انجام میدهید، انهم، نه در پاسخ به مردم و افکار عمومی ایرانیان که در چهار چوب جنگ جناحی و جهت تهدید و تصفیه حساب با رقیب.
مجموعه نتایج: 11 | نمایش: 1 - 11

نظرات

برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید

عضو شوید

مطلب شما!

داستان‌ها‌، خبر‌ها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

به خودنویس بپیوندید »

اخبار

مذاکرات بغداد به راند سوم کشیده شد

مذاکرات بغداد به راند سوم کشیده شد
در حالی که ساعاتی پیش رسانه‌ها نوشتند که دور دوم مذاکرات ایران با کشورهای ۱+۵، بدون اعلام نتیجه پایان یافت، این مذاکرات همچنان ادامه دارد و به راند سوم کشیده شده است. کاترین اشتون به همراه سعید جلیلی نیز تا ساعاتی دیگر در نشستی خبری حاضر خواهند شد و در خصوص این مذاکرات اظهار نظر خواهد کرد....
سیاست | سروش جعفری

یک کارگر: جلوی دوربین به ما خانه دادند، چهار روز بعد پس گرفتند!

یک کارگر: جلوی دوربین به ما خانه دادند، چهار روز بعد پس گرفتند!
یکی از دریافت کنندگان مسکن مهر گفته که در جریان سفر محمود احمدی‌نژاد به مشهد جلوی دوربین تلویزیون به او خانه دادند و بعد از چهار روز به او اعلام شد که باید خانه را تخلیه کند....
جامعه | سهند خوانساری

وزارت ارشاد به مکان بازجویی روزنامه‌نگاران تبدیل شده است

وزارت ارشاد به مکان بازجویی روزنامه‌نگاران تبدیل شده است
سازمان گزارشگران بدون مرز با صدور بیانیه‌ای اعلام کرده است که مسؤولان وزارت ارشاد روزنامه‌نگاران را به محل این وزارت‌خانه احضار می‌کنند تا از سوی مأموران امنیتی بازجویی شوند. ...
حقوق بشر | سهند خوانساری

اولین انتخابات مصر پس از حسنی مبارک

اولین انتخابات مصر پس از حسنی مبارک
اولین انتخابات ریاست جمهوری مصر پس از سه دهه حاکمیت حسنی مبارک، از صبح امروز به مدت دو روز در این کشور آغاز شد. این انتخابات با حضور ۱۲ کاندیدا از طیف‌های مختلف برگزار می‌شود....
سیاست | سروش جعفری

خرمشهر را خدا آزاد نکرد

خرمشهر را خدا آزاد نکرد
سی سال پیش و در سوم خرداد سال ۱۳۶۱، ایران توانست با شش هزار کشته و ۲۱ هزار زخمی شهر خرمشهر را از دست نظامیان عراقی آزاد کند. اگرچه آیت‌الله خمینی بلافاصله پس از آزادسازی خرمشهر، این اقدام را به آسمان حواله داد و خداوند را فرمانده اصلی معرفی کرد؛ اما همین آیت‌الله و خلف او هیچگاه از شش هزار انسان کشته شده و بیش از ۲۱ هزار زخمی که برای آزادسازی این شهر به خاک و خون غلطیدند سخنی نگفتند....
سیاست | سروش جعفری

ما را دنبال کنید