آیا موسوی بعد از ۲۲ سال راز میگشاید؟
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
میر حسین موسوی که در طول هفتههای اخیر از سوی تعدادی از فرماندهان ارشد جنگ متهم به عدم همکاری با سپاه در هنگام جنگ شده بود، گفت که ناگفتههای جنگ و دلایل استعفایش در سال ۱۳۶۷ را میگوید. موسوی کسانی را خواهان تحریف تاریخ جنگ هستند را بیگانگان، متحدان صدام و گروهی از دولتیان معرفی کرد.
به گزارش سایت کلمه، میرحسین موسوی در دیدار با جمعی از فعالان سیاسی کرج، در باره تحریفهای آشکار در قبال تاریخ جنگ گفت: «این روزها هم به بهانه سالروز صدور قطعنامه ۵۹۸ که هیچ سالی از آن یاد نمیشد تحریفهای آشکار و برنامه ریزی شده ای درباره تاریخ دفاع مقدس و نقش دولت در آن صورت گرفته است. این روزها عدهای مدعی شدهاند که میخواستند بغداد را فتح کنند و دولت آن زمان مانع آن شده بود. بنده هنوز لب به سخن درباره دهه اول انقلاب باز نکردهام و هیچ گاه هم میل نداشتهام در این باره صحبت کنم ولی ظاهرا مجبورم در صورت ادامه این تحریفها برای دفاع از رزمندگان سلحشور و مدیران برجستهای که در این میان سهمم عمده داشتند ناگفتههای خود را بگویم و نیز بگویم که استعفای سال ۶۷ بر سر چه بود.»
این در حالی است که بسیاری از فعالان سیاسی و منتقدان سالهاست از میرحسین موسوی و دیگر دستاندرکاران دولت که اطلاعات وسیعی از اتفاقات قبل و بعد از امضای قطعنامه ۵۹۸ دارند خواستهاند که واقعیتهای تاریخی را بازگویند. از جمله خواستههای طرح شده، بیان دلایل اعدام چند هزار زندانی سیاسی در هفتههای پس از امضای قطعنامه و اعلام نقش دقیق دستگاههای مختلف درون نظام و میزان اطلاع بخشهای مختلف مدیریتی از یک طرف و سکوت مدیران ارشد دولت و نیروهای مختلف سیاسی در قبال این واقعه است.
موسوی در بخش دیگری از سخنانش بدون اسم آوردن از محسن رفیقدوست، وزیر سپاه در دولت زمان جنگ که اخیرا از موسوی انتقاد کرده است گفت: «من باور نمی کنم که شما فراموش کرده باشید که چهار میلیارد دلار از شش میلیارد دلار در آمد نفتی کشور هزینه جبهه ها و جنگ می شد و آن دو میلیارد مابقی نیز در حقیقت برا ی حفظ کیان کشور بود که آن هم می تواند در خدمت دفاع مقدس تعبیر شود .شما مرا مجبور می کنید بگویم علیرغم نتیجه درخشان دفاع مقدس که به بهای نثار خون های بسیار و جانفشانی رزمندگان جان برکف یک سانتیمتر از خاک کشور تقدیم دشمن نشد و این دومین مورد در طول جنگ های کشورمان از زمان فتحعلی شاه تا انقلاب اسلامی بود، اگر پیوندی قوی تر بین جبههها و دولت وجود داشت و دولت را به بهانه درز خبرها از ماجرای طرح های جنگی و دفاعی کنار نمیگذاشتند نتیجههای بهتری از عملیات گرفته میشد. فتح بغداد با تحویل دولت به چند فرمانده نظامی امکان پذیر نبود. بلکه برای شکست قطعی دشمن لازم بود از همان اول رابطه دولت با اداره عملی جنگ و طراحی های نظامی قطع نشود که چگونگی قطع این ارتباط داستان دیگری دارد که شاید در فرصتی دیگر به آن بپردازم.»
موسوی تاکید کرد: «بعد از آنکه به تعبیر این وزیر سابق توپ در میدان دولت انداخته شد و اداره ستاد فرماندهی قوا به دولت سپرده شد تحولات اساسی در همان مدت کم در جبهه ها ایجاد شد. بنده به دلایل گوناگونی فعلا فقط به اشاره میگویم که این توپ موقعی به زمین دولت پرتاب شد که به قول مرحوم ظهیر نژاد در کمیته پشتیبانی جنگ “زیپ مرزها در حال باز شدن” بود و فاو و جزایر موجود در هور از دست رفته بودند و ما در موقعیتی قرار داشتیم که در نخستین جلسه ستاد فرماندهی کل قوا که به ریاست اینجانب تشکیل شد هم جناب رحیم صفوی جانشین فرمانده سپاه و هم جناب حسنی سعدی فرمانده نیروی زمینی در گزارشهای خود به اعضای جلسه گفتند که شما خوزستان را از دست رفته فرض کنید و تلخ آنکه این اتفاق در حالی رخ میداد که در آن شرایط نیروهای اصلی رزمنده ما در یک نقطه بیاهمیت کردستان در پی گرفتن یک ارتفاع کم اهمیت به نام “شاخ شمران “بودند و فاجعه وقتی بهتر معلوم میشود که حداقل تعدادی از فرماندهان اطلاع داشتند که همین نیروها به دلیل خشک کردن سد “دربندی خان “در معرض دور خوردن از سوی دشمن قرار گرفته بودند.»
نخست وزیر «امام» در عین حال با اشاره به حضور تعدادی از مدیران دوران جنگ که الان در زندان هستند گفت: «بنده در آن زمان به این شرط مسوولیت ریاست ستاد فرماندهی کل قوا را قبول کردم که با خود تعدادی از مدیران برجسته و مدیران همکار را در ستاد شرکت بدهم. یکی از برجسته ترین و تاثیر گذار ترین آنها آقای بهزاد نبوی بود که میدانیم این روزها چه گرفتاری هایی دارد. تصمیمی که ستاد آن روزها در کنار فرماندهان نظامی و این مدیران برجسته گرفت تغییر اساسی در آرایش جبهه ها بود و قرار شد که در کمترین زمان ممکن به کمک همه امکانات کشور، نیروهای موجود در کردستان به خوزستان منتقل شوند و با فعالیت استاندار استان خوزستان که همین برادر عزیز و مبارزمان محسن میردامادی بود و سایر مدیران استانی اقداماتی برای مقابله با تهاجم حتمی دشمن صورت گیرد. پیش بینی ستاد درست بود و در فاصله بسیار کمی یکی از شدیدترین حملات از سوی صدام انجام شد و یکی از حماسی ترین نبردهای تاریخ دفاع مقدس که با شهادت بسیاری از فرزندان کشورمان قرین بود ،اتفاق افتاد و دشمن آن چنان تو دهنی خورد که بعد از آن دیگر نتوانست حملهای را سامان دهد و حداکثر از منافقین حمایت کرد که آن خیانت بزرگ با پشتیبانی نیروهای صدام علیه کشور انجام شد و مردم با مقاومت خود آنها را خرد کردند.»
خ.ن.: باید دید آیا سخنان امروز موسوی برای بستن دهان منتقدانش است، یا باز کردن دایره بسته دانستههای جنگ. در طول سالهای اخیر، اصلاحطلبان بارها قول دادهاند که اگر طرف مقابل در طرح ادعاهای «دروغین» از حد بگذرد، دست به افشاگری بزنند، اما به نظر میرسد این مساله با هدف اطلاعرسانی و شفافکردن نقاط تاریک تاریخی صورت نگرفته باشد.
Subscribe to comments feed نظرات (11 نوشته شد):
انتقاد از طرف خودیهای حکومتی پاسخ دارد، انتقاد از طرف نخودیها را با "نگو و نپرس" پاسخ میدهند!
من مرده این رعایت اصول خبرنگاری شماهستم.به حول قوه اللهی تاچندسال دیگرفاکس نیوزخبرنگارانش رامی فرستدپیش شماآموزش دوره خبرنگاری ببیند.
----------------------------------------
مطالبی که در بالای صفحه میآیند، میتوانند با توضیح اضافه نیز همراه شوند. اینجا نوشته شده: «خ.ن.». به عبارتی سوال «خودنویس» در پایان از خبر مجزا شده است.
آن بندگان خداهم اسمشان بددررفته.دربسیاری ازموارد این «به نظرمی رسد»هاازاصل خبرمهمتراست چون می تواندمقصوداصلی گوینده خبرراازنقل آن برساند.
خلاصه اینکه:عقایدووابستگیهای فکری،احساسی،سیاسی و...درنویسنده دست به دست هم می دهندکه سرآخر،این خبرنزداوچگونه«به نظرمی رسد»
توضیح:من شخصا معتقدم چیزی به نام «بی طرفی »درعالم خبروجودندارد.این یک اصل ایده آل است که مثل خیلی ایده آلهای دیگرفقط می شودبرای آن تلاش کرد.البته من کلاآدم بدبینی هستم.
پ .ن.: نیک آهنگ عزیز....تورابه هاله نورمموتی قسم.... به اشک استادتمساح قسم...به ناله های جانسوز آن «جسم علیل» قسم....یک فکری به حال این اسم رمزکامنتهابکن.بامصیبت بازمی شه.
هم لندن خوش می گذرد،هم تورنتو،هم پاریس وهم نیویورک.چون باباجان فعلا٣٠%بیت المال راغارت کرده و٣٠%دیگرراهم فرستاده ترکیه،من یک ماه آینده رادرجزایرقناری می گذرانم.کوسه هاهم سلام می رسانند!
شماهم خودشو ناراحت کن.١٠٠١راه برای رسیدن به خارج وجوددارد.ازتغییردین گرفته تاتظاهربه همجنس گرایی!الان هم که به لطف جنبش سبزکلی مبارزسیاسی یک روزه ویک ساعته داریم!خلاصه بشتابید به سوی رستگاری!
اونی که واسه کروبی می میره،ننجون کروبیه.موسوی هم یک زهراخانم داره که دوتایی برای هم غش کنند.چراواسه آدم حرف درمیارین؟!
هفته پیش نخست سردار یک شبه سپاه پاسداران پیشین آقای رضای ،که اخیرا دکتری اقتصاد هم به افتخاراتش افزوده ،که تصمیم دارد پس بیست سال قلب اش را سفره نماید ،بگوید که هر چه خود میخواهد ،تا اینکه رییس بازار بار فروشان تهران ،آقای رفیق دوست ،وزیر سابق سپاه ،و دفاع ،هم فرمایشتی فرموده است ،آنچه که قابل توجه میباشد ،که پس از بیست سال اسرار جنگ خانمان سوز از سینها به بیرون نشت میکند ،اینکه برای جناابلی هیچ فرقی نمیکند ،که این اسرار حاوی چه مطالبیست ؟؟مشکل جناابلی میباشد ،ولی برای برخی از جوانان ان دوره ،از جمله خود من ،که نزدیک به دو سال از بهترین دوران زندگی ام را در جبهه جنگ بودم ،بسیار ارزنده است ،که بیشتر بدانم ،که جنگ طلبان به درستی چه کسانی بودند ،اینکه شما با یک جمله میفرماید آقای خمینی ،مادر بزرگ من هم میداند ،ولی ما نیاز آگاهی بیشتر نسبت به این فاجعه ملی داریم .
در ضمن توجه شما را به کامنت پایین جلب میکنم از دوست بی نام، که این نتیجه رو میده: اصل قضیه این اسرار نیست، این مهم نیست که کی آن موقع چه گفت و به کی چه رسید و سر کی کلاه رفت ،این که همه با هم کار را تمام کردند اصل است . شما اگر همینقدر بفهمی کافیست که دیگه عوامل رژیم را به رهبری انتخاب نکنی .
" بنده هنوز لب به سخن درباره دهه اول انقلاب باز نکردهام و هیچ گاه هم میل نداشتهام در این باره صحبت کنم ولی ظاهرا مجبورم در صورت ادامه این تحریفها برای دفاع از رزمندگان سلحشور و مدیران برجستهای که در این میان سهمم عمده داشتند ناگفتههای خود را بگویم و نیز بگویم که استعفای سال ۶۷ بر سر چه بود."
کی قرار است مردم که "رزمندگان سلحشور " از میان آنان بودند جزء خودیها قرارگیرند و لازم نباشد آقایان "در صورت ادامه تحریف ها"، پس از بیست و چند سال " لب به سخن در باره دهه انقلاب " باز کنند؟
کی قرار است جناب یاحسین میرحسین ته مانده جام زهر باقیمانده از " عصر طلایی امام " را سر کشیده و رازهای سر به مهر منجمله در باره قتل عام ایرانیان در دوران ریاست الوزرایی خودشان را به مردم همیشه در صحنه بگویند؟
کی؟
حتما میدانید که چطور حجاب اجباری شد. ۱۰ درصد از زنها از بی روسری تبدیل شدند به با روسری،۷۰ درصد (دقیقا ۷۰ درصد ) فقط و فقط به خاطر اینکه از امتیازات عقب نمانند و در محل کار و درس، خود شیرینی کنند، به راحتی شدند با روسری، آنوقت بیست درصد مابقی هم با زور توسری شدند با روسری، چرا؟ چون هشتاد به راحتی و بدو ن فکر و اعتراض به اینکه چرا باید حجاب اجباری باشد، وا داده بودند. هیچ شخص یا گروهی نمیتواند مردم را بیچاره کند یا دیکتاتور بزاید مگربا حمایت مردم. پس همه ما یک جوری هایی خائن هستیم ،
۲- حتی اگر نقش و سهم ما ایرانیان هم همگی برابر با آقای موسوی باشد، اینکه ما چه مسولیتی داشتیم اصلا در اینجا اهمیتی ندارد. یادتان باشد که این ما نیستیم که میخواهیم پست ریاست جمهوری را بدست بگیریم. باید دید آنکسی که میخواهد این پست را بدست بگیرد آیا از پس وظایفی که دارد بر میاید یا خیر. پاسخگویی به مردم یکی از ان وظایف است. مدیریت هم یکی دیگر از وظایف رییس جمهور است. طبعا عملکرد گذشته ایشان هم بخوبی عملکرد آینده ایشان را نشان میدهد. گذشته ایشان که بهیچ عنوان قابل قبول نیست. اگر ادعای تغییر میکنند، بهتر است این ادعا را با انتقاد از گذشته خود نشان دهند و راه حل خود را برای اطمینان از عدم وقوع چنان نتایجی مطرح کرده و به معرض دید و نظر افکار عمومی تمامی ایرانیان برسانند.
۳- در تمام دنیای آزاد، احزاب و سازمانهای مستقل، امر دفاع از حقوق و آزادیهای مردم را به عهده میگیرند. این سازمانها به متشکل کردن مردم، دولت را در صورت وقوع کوچکترین مورد خلاف قانون یا نقض حقوق بشر، به چالش میکشند. آقای موسوی در چماقداری بر علیه این سازمانها و گروه ها نقش فعالی داشت . تمام کشتارها هم در زمان ایشان یعنی "دوران طلایی امام خمینی" انجام شد. در صورتی شما میتوانید نقش بیشتری برای مردم و نقش کمتری برای نخشت وزیر قائل شوید که ایشان به وظیفه خود در صیانت از ازدیها و مال و جان ایرانیان اهتمام میکردند. در غیر اینصورت این قیاس وظایف نخست وزیر با وظایف مردم، قیاسی بی معنا و مع الفارق است. وظیفه نخست وزیر یا رییس جمهور حتی در کشورهای دموکراتیک بیش از وظایف مردم است. این مسولیت در کشورهای دیکتاتوری، به لحاظ کمتر بودن باز هم بیشتر اختیارات مردم، بمراتب از مسولیت مردم بیشتر است.
۴- اگر شما به سکوت و بی عملی مردم در آنزمان انتقاد میکنید و عقیده دارید که ان سکوت درست نبود و مسولیت قربانی را به خاطر سکوتش با مسولیت متجاوز یکی میدانید (البته با کمال بی انصافی)، که در اینصورت چرا به هموطنانی که بر روی این سایت، خواهان پاسخگویی موسوی شده اند، اعتراض کرده اید. مگر نه اینکه بقول شما همین سکوت، متجاوز را جری تر کرده و همزمان، ما شهروندان را مسئول فجایعی کرده که در این ۳۰ سال تحمل کردیم.پس چرا حالا که عده ای میخواهند مهر سکوت از لب بردارند و کاری را بکنند که بقول شما این ۳۰ سال باید میکردند، باید با مخالفت شما روبرو شوند؟ شما این تناقض را چطور توجیه میکنید؟
گنجی گرفته تا موسوی همگی فقط دهان باز می کنند تا حرفی نزنند. فقط طرف مقابل را تهدید کنند ولی وقتی پای جمهوری اسلامی در کار باشد حاضر به هیچ افشاگری نیستند. همینطوری نیز موسوی موفق شده است در طی این یک سال نیش جنبش انقلابی مردم را تا می تواند بکشد و بیخود نیست که همیشه بعنوان سوپاپ اطمینان رژیم عمل کرده است و رژیم نیز می داند و بهمین دلیل در مقابل قتل عام مردم ، با محافظان سپاهی از موسوی و کروبی محافظت می کند. در سایه هر جنبشی اینها تنها کسانی هستند که بمدد یک عده بادمجان دور قاب چین می توانند رژیم را از سقوط نجات بدهند. پبشرفت جنبش انقلابی مردم در صورتی میسر است که رهبری خود را از میان نیروهای رادیکال که امتحان خود را در ۳۰ سال گذشته نشان دهند انتخاب نمایند. با کثافت نمی توان کثافت را پاک کرد.
۱- چرا زمانیکه جنابعالی نخست وزیر بودید، یعنی بقول خودتان در "دوران طلایی [!!!؟؟؟] امام خمینی"، جلوی رانت خواری این جماعتی را که ذکر کردید، نگرفتید تا با چاپیدن مردم ثروتهای هنگفت به جیب بزنند؟
۲- چرا با ۶ سال استمرار جنگ ضد ملی بر خلاف منافع ملت ایران، کمترین مخالفتی نکردید؟ مگر این استمرار جنگ ضد ملی نبود که امکان ثروت اندوزی این جماعت را فراهم نمود.
۳- چرا در مورد قتلها، شکنجه ها و فجایع دوران زمامداری خود هرگز موضع گیری نکرده و آنها را افشا نکردید؟ چرا در دوران زمامداری، شکنجه گران را به دست عدالت نسپردید؟
۴-چرا این اطلاع رسانی را بصورت قطره چکانی انجام میدهید، انهم، نه در پاسخ به مردم و افکار عمومی ایرانیان که در چهار چوب جنگ جناحی و جهت تهدید و تصفیه حساب با رقیب.
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید