حمله موسوی به روشهای استالینی حاکمیت
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
میرحسین موسوی در دیداری با گروهی از استادان انجمن اسلامی مدرسین، حمله به علوم انسانی را ویژهگی حکومتهای «توتالیتر» همچون حکومت شوروی دوران استالین خواند. سخنان موسوی اشارهای است به گفتههای رهبری نظام و مقامهای ارشد کشور که منتهی به ایجاد محدودیتهای زیادی برای علوم انسانی شده است. این کاندیدای انتخابات ۱۳۸۸ یکی از دلایل سقوط نظامهای توتالیتر را نبود دانشمندان و نظریه پردازان خبره در علوم انسانی دانست.
به گزارش سایت کلمه، متعقل به میرحسین موسوی، این کاندیدای معترض به نتیجه انتخابات ۱۳۸۸ در دیدار با گروهی از اساتید انجمن اسلامہی مدرسین، حملات رهبری و مقامهای نظام به تدریس علوم انسانی را به باد انتقاد گرفت. موسوی با نشان دادن مشابهتهای میان حاکمیت فعلی و حکومت توتالیتر شوروی در زمان استالین، انتقاد از رهبری و مدیران نظام را وارد فازی جدید کرد.
موسوی به حمله سازمان یافته به علوم انسانی در دانشگاههای کشور اشاره کرد و گفت :«من با دیدن این حملات یاد تجربه بسیار تلخ و هشداردهنده حکومت شوروی سابق و دیگر حکومت های توتالیتراروپای شرقی میافتم .آنها از زمان استالین به بعد علوم اجتماعی را علومی بر آمده از جوامع سرمایه داری و بورژوازی میدانستند و به همین دلیل تدریس آن را جز در مواردی اندک ممنوع کرده بودند. تحریم و محدودیت این رشته ها چشم آنها را روی روند تغییرات سریع جهان و جامعه خودشان بست و انعطاف پذیری نظامشان را در مقابل تحولات اجتماعی کشورهای خود و چهان از بین برد و باید یکی از دلایل سقوط این نظامها را نبود دانشمندان و نظریه پردازان خبره در علوم انسانی دانست.»
میرحسین موسوی با ابراز تاسف از رواج دروغ و دشنام و اتهامهای بیسابقه در جامعه گفت: «ویژه نامه مفصلی حاوی دروغ و دستکاری تاریخ در آستانه بیست و دوم خرداد توسط روزنامههای دولتی و با پول ملت چاپ شد و در کنار آن بخشی از برنامههای صدا و سیما هم به این دروغ پراکنیها اختصاص یافت.به نظر میرسد سرنوشت اقتدارگرایان در سراسر جهان شبیه هم است و روشهای آنها مشابه یکدیگر است.»
موسوی روشهای حذفی استالین و توجیه آنها را در سخنان خود آورد: «از زمان استالین کتابهایی برای تاریخ حکومت کمونیستی تدوین شد که مهمترین و رسمیترین آن تاریخ حزب کمونیست شوروی بود. در این کتابها با توجیه تصفیه های رژیم استالینیستی در هر دوره تغییراتی بوجود میآمد .مثلا اگر در چاپ اول این کتاب عکس تروتسکی در کنار سایر سران شوروی دیده میشد، در چاپهای بعدی این عکسها با شگردهای روتوش حذف میشد. در باره مطالب هم وضع همین جور بود. البته آن موقع هنوز امکاناتی که امروز برای این طور حذف و اضافهها توسط برنامههای رایانه ای بوجود آمده ،نبود.»
این رهبر جنبش سبز سپس روشهای استالینی با روشهای حاکمیت مقایسه کرد: «متاسفانه امروز در ایران نیز همان روشهای اقتدارگرایانه دیروز در جعل و دستکاری تاریخ و واقعیتها دیده میشود .این مساله امروز فقط به تاریخ انقلاب اختصاص ندارد. شما امروز به سخنان دولتیان گوش کنید. به نظر میرسد که کشورما کمترین نرخ تورم را دارد و یا رشد بیکاری به حداقل خود رسیده و یا آنکه کشور ما بیشترین سرمایههای اقتصادی جهان را جذب میکند و گویی سرمایه گذاران پشت دروازه کشور صف کشیدهاند تا اجازه شرکت در سرمایه گذاری ها را بگیرند. دروغگویی تا آنجا پیش رفته که میگویند مردم ما آزادترین کشور دنیا هستند. به نظر من باید تامل کنیم. آنها میدانند دروغ میگویند و یا حافظه شان دچار اختلال شده است. همین عکسی را که اخیرا از سحرخیز چاپ شده، ببینید و یا خبر محکومیت آن خانم محترمی که جرمش فقط این بوده که شاهد زیر گرفتن یک شهروند توسط اتومبیل بوده، کافی است که بفهمیم حکومت به کجا رسیده است. جالب است که خواهر ایشان نیز فقط به خاطر تسلیت گفتن به خانواده یکی از شهدای عاشورا، محکوم به شش سال زندان شده است. آنگاه با وجود این موارد و صدها مورد مشابه باز هم میگویند که ما ازادترین ملت جهان شمرده میشویم.»
Subscribe to comments feed نظرات (9 نوشته شد):
بجز محدود کردن آموزش و آموختن علوم انسانی استالین و نظام اسلامی در سر به نیست کردن مخالفان خصوصاً در زنداها دارای تشابه میباشند.
آقای یاحسین میرحسین باید درمورد این تشابه که از زمان صدارت ایشان جاری بوده توضیح بدهند تا حرفهای اکنونشان به دل بنشیند و انشاء تلقی نشود.
read above link about montazeri 's picture which was forbbiden to hang in public area during the time of mousavi prime ministery !!!
با نام آزادی، آگاهی و برابری
۶ ماه پيش زمانی که بار ديگر هيزم به تنور انتخابات رياست جمهوری می ريختند تا آن را گرم کنند، در مقاله ای با عنوان "خيمه شب بازی تکراری" (۱) نوشته بودم:
"آيا ۳۰ سال برای فراگيری يک تجربه کافی نيست ؟ درست است که می گويند ايرانی ها حافظه تاريخی ضعيفی دارند، اما ملتی که با تاريخ و در تاريخ ۳۰ ساله رژيم ولايی زيسته و با گوشت و پوست آنرا لمس کرده و میکند آيا باز هم فريب خواهد خورد و آيا دگربار عروسک اين خيمه شب بازی که هرازگاهی تکرار می گردد، خواهد شد ؟ باور ندارم. اکثريت مردم ايران آگاه و هشيارند و انتخاب های اخير انجام شده ، شاهد اين مدعاست . چرا حاکميت مجبور می شود انتخابات را با انواع فريبکاريها و تقلب برگزار کند ، تا آنجا که برای کشاندن مردم به پای صندوقها، فتوا بر وجوب شرکت آنها صادر کند و با ايجاد ترس و وحشت جمعی را وادار به اينکار نمايد ؟"
در آن يادداشت نوشتم با گرم شدن تنور انتخابات، بار ديگر موجودات زمستان خواب با احساس گرما از خواب زمستانی بيدار ميشوند و به اميد در دست گرفتن مجدد قدرت و پوشيدن لباس وزارت و وکالت و سفارت و... به وول وول می افتند؛ بی آنکه به روی خود بياورند در تمام اين ۳۰ سال آنها صاحبان قدرت و اداره کنندگان مملکت بودند.
گفته بودم که در نظام ولائی انتخابات يک خيمه شب بازی است . حال برای آگاهی بيشتر نسل جوان که زياد با اين نمايش آشنا نيست، لازم است توضيح دهم که در اين بازی، خيمه شب باز در پشت صحنه خود را پنهان ميکند و تعدادی عروسک را با نخی که به انگشتهای خود بسته است آنگونه که ميخواهد به حرکت درمی آورد. با صدای خود حرفهائی را در دهان عروسک ها ميگذارد تا هرچه او ميخواهد آنها بگويند و با اراده ی کسی که پشت صحنه است بالا و پائيين بپرند و برقصند. البته که اين بازی بيشتر ميتواند "بچه ها" را سرگرم کند.
هموطنان؛
در اين دوره انتخابات نمايشنامه ای بسيار خنده دار تر و سرگرم کننده تر به روی صحنه آمده است. گاهی حرفها و شعارهائی به گوش ميرسد که بيننده و شنونده چنين ميپندارند که همه چيز عوض شده و بازی کنندگان ، بازيگرانی دگرند و برای نخستين بار به روی صحنه آمده اند. فکر ميکنم بسياری از خوانندگان اين نبشته، کروبی (۲) واحمدی نژاد را تا حدی ميشناسند اما سبز علی( محسن) رضائی و ميرحسين موسوی را کمتر. مطمئن باشيد اينها همه سر و ته يک کرباسند و همه بنياد گرايانی هستند دست پرورده ی بنيادگرای بزرگ. چون عروسک های خيمه شب بازی نقش و لباس عوض ميکنند تا تماشاچی را فريب دهند.
اينها همان طور که خود اذعان دارند، يک هدف را تعقيب ميکنند و آنهم حفظ نظام ولايی و به صحنه نمايش کشاندن تماشاچيان بيشتر تا فردا بگويند نمايش ما بسيار جالب بود و توانست مشتری های زياد جذب کند.
پيش از اين در مورد سردسته اصلاحاتی ها، "خاتمی"، مطالبی نوشته ام. حال ميخواهم از دو چهره ای بگويم که اين بار وارد بازی شده اند؛ از موسوی (۳) و رضايی . اينان چنان با قيافه ای حق به جانب به صحنه آمده اند که تو گويی در آن همه کشتار، چه در جبهه های جنگ، چه در زندان ها و چه در جای جای ايران و جهان نقشی نداشته اند و در اين همه فقر و فحشا و دزدی و رشوه خواری که جامعه را به اين روز انداخته است نه کوچکترين دخالتی داشته اند و نه در اين ۳۰ سال مسئوليتی تقبل کرده اند.
بايد از آقای موسوی پرسيد مگر شما از ۵۷ تا ۶۰ عضو مرکزی حزب جمهوری اسلامی که تمام امور مملکت را در دست گرفت و با همکاری سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی هر کاری خواستند کردند، نبوديد؟ مگر شما سالها سردبيری روزنامه ارگان حزب ( روزنامه جمهوری اسلامی) را بر عهده نداشتيد؟ مگر همين روزنامه بزرگترين مشوق چماقداری و قلع و قمع دگر انديشان و تشويق حزب اللهی ها برای حمله به اجتماعات مردم و منتقدين نبود؟ مگر روزنامه ای که شما سردبير آن بوديد زمانی که اعدام ها در زندانها شروع شد برای ايجاد رعب و وحشت هر روز نام تعدادی از آنها را منتشر نميکرد؟ (۴)
مگر در کابينهی آقای مهدوی کنی (۱۱/۶/۶۰) شما وزارت امور خارجه را به عهده نداشتيد؟ مگر از روز ۷ آبان سال ۶۰ تا بازنگری قانون اساسی و حذف سمت نخست وزيری در مقام رئيس قوه مجريه کشور نبوديد؟ شنيدم در يکی از دانشگاه ها در جواب دانشجويی که نظرتان را در مورد جنايات دهه شصت و کشتار هزاران نفر و از جمله دانشجويان در زندان ها پرسيده بود گفته ايد:" من در امور مربوط به قوه قضائيه دخالت نميکردم."
مگر جنابعالی وظايف نخست وزير را در قانون اساسی نخوانده بوديد؟ از جمله ماده يکصد و سی و چهارم را که ميگويد :
"رياست هيئت وزيران با نخست وزير است که بر کار وزيران نظارت دارد و با اتخاذ تدابير لازم به هماهنگ ساختن تصميم های دولت ميپردازد و با همکاری وزيران برنامه و خطی مشی دولت را تعيين و قوانين را اجرا ميکند. نخست وزير در برابر مجلس مسئول اقدامات هيات وزيران است."
مگر وزير اطلاعات (۵) يکی از وزرای دولت شما نبود که بايد در کار او دخالت ميکرديد؟ (۶) مگر تمام کارهای امنيتی کشور زير نظر شورای عالی دفاع ملی که نخست وزير يکی از ۷ عضو آن است صورت نميگرفت؟ چطور ميشود شما از آنهمه جنايت ها بی خبر باشيد؟
نه آقای موسوی. مپنداريد که در شهر کور و کرها و بيخردان زندگی ميکنيد. شما با همه آن جنايتها و کشتارها و شکنجهها موافق بوديد، آنها را تاييد ميکرديد و هيچ عذاب وجدانی هم نميگرفتيد. حال و آينده هم در برابر چنين اعمالی نخواهيد ايستاد .
بيهوده خود را زرنگ و مردم را بی شعور مپنداريد. شما و ديگر همدستانتان که امروز لاف اصلاحطلبی می زنيد، در جنايات دهه شصت بارها گفته ايد ما اطاعت از مرادمان ميکرديم و اين کارها اقتضای آن زمان بود و ما هيچکاره بوديم. چه تضمينی وجود دارد که چند سال ديگر همانگونه که خاتمی گفت، نگوييد من يک تدارکاتچی بودم؟ (۷) شما نه در آن ده سال و نه در آن بيست سالی که در خواب زمستانی بوديد، هرگز به جناياتی که در دهه اول انقلاب در زمان رهبری آقای خمينی و نخست وزيری شما روی داد اشاره نکرديد.
ميگويند شما نقاشی ميکرديد، مگر نه اين است که يک هنرمند، يک نقاش، يک موسيقی دان، يک شاعر در کار هنری انديشه های درونی خود را منعکس ميکند؟ آيا شما که شاهد بسياری از وقايع جنگ ۸ ساله، شکنجه ها و کشتارهای دهه شصت از جمله جنايت بی نظير کشتار هزاران زندانی در سال ۶۷ بوده ايد، يک تابلو کشيده ايد که کبوتری سپيد با بالهای خونين افتاده بر کف قفس نشان دهد؟ آيا يک تابلو از اعدام های دسته جمعی در زمان صدارت خود کشيده ايد؟ آيا يک تابلو که وضع زندگی ميليون ها آواره جنگ باشد را قلمی کرده ايد؟ آيا يک بار اعلام کرده ايد به چه دليل پس از فتح خرمشهر و عقب نشينی عراق سالها جنگ را ادامه داديد که موجب مرگ و معلول شدن صدها هزار نفر و صدها ميليارد دلار خسارت مالی گرديد؟
جنابعالی به عنوان نخست وزير و آقای رضايی به نام فرمانده کل سپاه بايد جوابگوی ملت ، خانواده شهدا، هزاران معلول جنگی، موجی و شيميايی شده ها باشيد. (۸) مگر می شود با يک جمله " ما دستورات آقای خمينی را اجرا کرده ايم" از زير بار مسئوليت شانه خالی کرد؟ ۲۰ سال است که از پيروزی در جنگ سخن ميگوييد ولی يکبار نگفتيد اگر پيروز شديد پس آقای خمينی چرا جام زهر را سر کشيد؟ مگر برای پيروزی زهر ميخورند؟
آقای رضايی که خود را کانديدای رياست جمهوری کرده بايد به مردم توضيح دهد که چرا و به دستور چه کسی وارد خاک عراق شدند تا جنگ ادامه يابد و آنهمه خسارت بر مردم ايران تحميل گردد و هزاران سوال بی جواب ديگر.
آقايان کروبی ، موسوی، رضايی و احمدی نژاد بايد نقش خود را در نابسامانی های فعلی روشن کنند و توضيح دهند اگر آنها و همکاران اصلاحاتی و اصولگرايشان ( که آبشخور هر دو جناح بنياد گرايی است) موجب وضع فعلی جامعه نيستند، پس چه کسی مسئول است؟ ولی فقيه؟ حکومت دينی؟ قانون اساسی؟ قدرت مافوق قانون سپاه ؟ بسيج؟ اول بگوييد چه عاملی باعث اين وضع شده، بعد از مردم تقاضای رای کنيد.
من با توجه به شناختی که نسبت به يک يک کانديداها دارم اعلام ميکنم کارکرد شما در آينده اگر بدتر از گذشته نباشد، بهتر نيز نخواهد بود چرا که نظام ولايی همه ی حرفها و وعده هايش پيش از انتخابات جز شعار های توخالی چيز ديگری نيست. مردم بايد انتخابات را تبديل به يک نظرخواهی در مورد آينده نظام کنند.
به نام يک ايرانی پس از ۶۰ سال مبارزه برای آزادی و برابری اعلام ميکنم من رای ميدهم، اما نه برای نشاندن کسی بر روی صندلی رياست جمهوری. من رای ميدهم تا يک يک شما و همدستانتان را که وطنم را به اين روز انداخته ايد روی صندلی دادگاه رسيدگی به جنايت عليه بشريت بنشانند تا جوابگوی مردم ايران و جهان باشيد.
گمان مبر که به پايان رسيد کار مغان
هزار باده ناخورده در رگ تاک است
والسلام
دکتر محمد ملکی
ارديبهشت ۸۸
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ - "خيمه شب بازی تکراری"، پنجشنبه، ۱۴ آذر ۱۳۸۷
۲ - گوشه ای از نامه ۲۹ بهمن ۶۷ کروبی به آيت الله منتظری:
"شما هميشه در برخورد با مسئولان و مقامات قضايی از عفو زندانيان گروهکی سخن میگوييد و آزادی آنان را میخواهيد . با وجود آن که بارها برای شما ثابت شده است که بسياری از آنان به سبب اصرار و پافشاری شما مورد عفو قرار گرفتند و آزاد شدند و با شناسايی بيشتر از پاسداران و بسيجيان دست به آدمکشی و ترور زده و خون عزيزان ما را ريختند. ليکن هرگز اين گونه رويدادها در موضع شما در پشتييبانی از زندانيانگروهکی تغييری پديد نياورده است". خاطرات آيتالله منتظری، پيوست شماره ۱۶۷، ج۲،ص۱۲۵۲
۳ - همو بود که در واکنش به طرح مهندس بازرگان برای آزادی انتخابات گفت: "اين شعارها باعث تضعيف جبههها و رزمندگان میدانم ،بنده از اين همه پررويی متعجبم."(در تکاپوی آزادی ، جلد ۲ ، صفحه ۴۶۶)
۴ - همگام با روزنامه جمهوری اسلامی، روزنامه های رسمی کشور چون اطلاعات و کيهان به بازتاب احکام اعدام زندانيان سياسی ميپرداختند. به عنوان نمونه:"به حکم دادگاه انقلاب اسلامی مرکز ، ديشب در محوطه زندان اوين ۸۱ نفر به جرم فعاليت های ضد اسلامی تير باران شدند."( کيهان ، ۲۹ شهريور ۶۰ )"سحرگاه امروز در زندان اوين ۶۱ نفر از اعضا و هواداران سازمان منافقين اعدام شدند."( کيهان ، ۱۳ مهر ۶۰ ) "به حکم دادگاه انقلاب اسلامی مرکز ، سحرگاه ديروز در اوين ۳۶ تن از اعضا و هواداران گروهکها تيرباران شدند . "( کيهان ، ۵ آذر ۶۰ )
۵ - وزير اطلاعات ميرحسين موسوی در طول ۸ سال نخست وزيری محمد محمدی ری شهری بود.
۶ - آيت الله منتظری در بخشی از خاطرات خود خطاب به آقای خمينی وزارت اطلاعات زمان آقای موسوی را اينگونه به تصوير ميکشد: " شنيده شد فرموده ايد فلانی مرا شاه و اطلاعات مرا ساواک شاه فرض کرده است. البته حضرتعالی را شاه فرض نمی کنم ولی جنايات اطلاعات شما و زندانهای شما روی شاه و ساواک را سفيد کرده است. من اين جمله را با اطلاع دقيق می گويم."خاطرات آيت الله منتظری،بخش پيوست ها، پيوست ۱۵۰، ج۲، ص ۱۲۱۳
۷ - روزنامه ايران، ۲۴ آذر ۸۳
۸ - ميرحسين موسوی در مقام نخست وزيری در واکنش به قطعنامه ۵۱۴ سازمان ملل درباره آتش بس، ۲ روز بعد از آغاز تجاوز ايران به خاک عراق: اگر شورای امنيت ۱۰ قطع نامه ديگر هم صادر کند، ما نمی توانيم از حقوق حقه خود دست برداريم . ( کيهان، ۲۳ / ۴ / ۶۱ )
Copyright: gooya.com 2010
حالا یکباره
شد دشمن موسوی
چرا موسوی گفته بالای سبیل استالین ابرو !!!
حالا موسوی مقصر همه ان حواد ث شد یک شبه
این ایرج رشتی که هر از گاهی در اخبار روز توده ای برای اشمالی به نفع مارکسیست های روسی در اخبار روز سر و کله اش پیدا میشود و سخن از ارتباط گودرزی با شقایقی میزند هم تلاش قابل تقدیری دارد
و همینطور پیمان خان و آزاد و ان توده ایهای مفلوک دیگر که اشکشان برای استالین در آمده
سر و کله همین توده ایها را در نظر نظر دهندگان رادیو زمانه میبینید
در پیک نت که همیشه با آب و تاب نظرات موسوی را منتشر میکرد و اندر خردمندانه بودن آنها حواشی ها مینوشت ، مثل اخبار روز ابتدا منتشر نکرد . بعد ان را فورا کوچک کرد و یک طرح موزا ییکی کردن ایران را که هر وقت میخواهد چیزی را از صدر اخبار دور کند ان را از صندوق خانه ک گ ب می کشد بیرون بیرون کشید و درشت و قرمز کرد .
اخبار روز هم مدتها بعد از اینکه همه وب سایت ها ان را گذاشتند ان را گذشت و نظر دهندگان حرفه ایش را فرستا د زیر رادیو فردا و رادیو زمانه موش انداختن .
رادیو فردا که لانه چپ روسی شده و مقالات و نظراتش انگار از ریا نووستی و ک گ ب می آیند هم در ان را گذشت و حالا نظرات چپ های روسی را علیه موسوی و به نفع استالین پخش میکند . ممکن است بگویید خوب آزاد است !
چرا این نظر را پخش نمیکند ؟
چرا بارها در مورد انتقاد به موسوی بنده مطلب نوشتم بعضی وب سایت های چپ روسی هم ان را منتشر کردند اما رادیو فردا نه ؟
بفرمائید امتحان کنید . یک مطلب انتقادی نسبت به عملکرد چپ روسی بنویسید در مورد ان چه آنها با مصدق کردند و با بازرگان و ان چه آنها با موسوی میکنند و جنبش طبقه متوسط مردم اصلا منتشر نمیشود
همین چند روز پیش بود که این رسانه یک کشور سرمایه داری نظرات کاملا کمونیستی مجید محمدی علیه بازار و اعتصاب ان را نوشت ! حتا از نظر تاکتیک سیاسی صلاح نبود با بازار و حرکت ان به نفع رژیم از منظر کمونیستی ان گونه حد برخورد شود !
سایت روز که بسیار مسخره با چاپ یک کاریکاتور زیبا از نیک آهنگ ( اگر ان را بر ندارد ) سر و ته قضیه را هم آورده و هنوز نظر موسوی را منتشر نکرده . این کاریکاتور هم در عین درستی و زیبایی یک ضربه به موسوی می تواند به حساب بیاید . چون به و میگوید تازه فهمیدی ؟
دوستان گرامی خطر طاعون مارکسیسم روسی تمام بنیاد فرهنگی و سیاسی و اقتصادی و اجتمایی ایران را تهدید میکند
اینها فراماسونری بزرگتر از انگلیس و قوی تر دارند در ایران
اینها ده ها نویسنده و شاعر و فعال سیاسی و روز نامه نگار و روشنفکر در همه جا رسوخ داده اند با پول شوروی سابق و روسیه .
اینها هر کس و هر نظری را که با مارکسیسم روسی و یا خانواده مافیایی آنها مخالف باشد با حملات گارد فاشیستی آشکار و یا نقابدار خود بی رحمانه میکوبند . بایکوت میکنند .
اما هر نادان ابلهی را که خزعبلات آنها را تکرار کند با استفاده از وسائل ارتباط جمعی خود تا مرز خدایی بالا میبرند
مصدق نخستین قربانی اینها بود . بعد ها با مکی و انور خا مه ای و دکتر رضا و جلال ال احمد و یپرم اسحاق و ..... همان کردند
بختیار و بازرگان و بنی صدر و امیر انتظام و .... را به همان ترتیب کوبیدند
با داریوش همایون و بهنود و سروش و گنجی و مهاجرانی و کدیور و باقی و .... همان کردند
اما نوچه های خودشان مثل زر افشان و ریس دانا و خویی و دولت آبادی و عمویی و درویشیان آزادند به مردم و دانشجویان و شعار نه غزه و نه لبنان و جمهوری ایرانی و مرگ بر روسیه حمله کنند به نفع حاکمیت و هیچ کس نگوید بالای چشمشان ابرو !
اینها سالها روضه دوست بودن و ناز بودن و متحد و حامی بودن روس ها (شوروی ها ) را برای ما میخواندند . شوروی را بهشت برین میدانستند . هنوز دلشان برای کوبا غش میرود . چه گوا را که قاتل ۵۰۰ نفر بود مثل خلخالی بدون دادگاه و وکیل قهرمان میدانند .
خدا میداند اگر روسیه دلال و منفعت پرست ایران را ول نکرده بود هنوز اینها از اندازه های خایه های پوتین برای ما گفتنی ها داشتند !
نظرات موسوی هم تا کنون تایید همین مطلب بود و آمریکایی ها را به این اشتباه انداخته که مردم ایران مثل برزیل تمایلات چپی دارند !
در حالیکه این جنبش طبقه متوسط ایران اساسا ضد روسی و ضد کمونیسم است و به امریکا و غرب بسیار نزدیکتر است تا حتا سوسیال لیبرال اروپایی .
نسل جدید نسل ماهواره و اینترنت است . هیچ حکومت کمونیستی مثل کوبا و کره شمالی که اجازه نفس کشیدن حتا در فضای مجازی را به مردم نمیدهند سل فون و اینترنت و کامپیوتر و دا شتن ماشین های جدید و بهره گیری از تمدن غرب در آنها حرام و ممنوع است ( حتا حرامتر از ج ا ) شانسی در ایران ندارد .
کمونیست ها اقلیت ناچیز ولی با امکانات بسیار و سر و صدا هستند چون روسیه و شوروی سابق آنها را تامین میکرد و میکند .
انها نظرات کمونیستی روسی شان را در لفافه سکولاریسم و ملی گرایی و هواداری از موسوی می پیچند تا هم مردم را گول بزنند هم آمریکایی ها را .
وظیفه روشنفکران مستقل و روزنامه نگاران و فعالین سیاسی ملی و لیبرال و مشروطه خواه است که بدون ترس از لاشخورها و داشناک ها و گارد های فاشیستی فراماسونری روسی به صحنه بیایند و این خفاشان را به مردم نشان دهند
موسوی نباید از حمله اینها بترسد . جنبش سبز او وقتی با آزادی خواهی و قانون گرایی و فضای سیاسی پلورالیستی که خواست جنبش طبقه متوسط است همراه میشود که از متحد سنتی خود مارکسیسم روسی جدا شده و رنگ و بوی مردمی به خود بگیرد .
موسوی باید صریحا و بدون مهلت دادن به این خفاشان با چند ضربه دیگر کار دیکتاتوری و خلافت روسی و قزاق سالاری و ک گ ب مداری در ایران را که اینک رنگ و لعاب مذهبی به خود گرفته یک سره کند
۱) صریحا نسبت به لزوم بر قراری رابطه عادی با امریکا و مذاکره همزمان از سوی حاکمیت و از جانب مردم ( جنبش سبز ) به منظور جلوگیری از یک جنگ خانمان سوز یا یک کودتای نظامی اقدام کند
۲) صریحا اعلام کند که مسله اعراب و اسرائیل باید در چارچوب دو حاکمیتی و قطعنامه های سازمان ملل حل شود و ایران را از کانون نبرد نیروهای رادیکال دو طرف خارج کند
۳)تعهد خودش را به ایجاد یک حکومت ملی بر اساس منافع ملی و ضامن آزادی فعالیت سیاسی همه گروه ها و احزاب غیر مسلح از لیبرال تا چپ و از مشروطه خواه تا جمهوری خواه اعلام کند .
این تنها راه پیروزی جنبش طبقه متوسط است و مردم در شعارها و راه پیمایی ها همین ها را خواستند . و جنبش سبز هر چه بیشتر از این موارد به توصیه چپ روسی فاصله گرفت بیشتر فرو کشید .
آمریکایی ها هم وقتی دیدند شعار های رهبران جنبش با حاکمیت تفاوت چندانی ندارد از جنبش نا امید شدند و دنبال راه های دیگر رفتند .
ایران باید مثل اردوغان و لولا در سیاست خارجی عمل کند . در غیر این صورت اگر فاجعه ای رخ دهد مسوولش امریکا و اسرائیل نیست .
-- ghazanfaran ، Jul 22, 2010
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید