برادر، اشتباه گرفته‌اید | رسانه‌های خودمانی | سیاست | صفحه اصلی
نظرات (12)
نسخه چاپی نسخه ساده لینک دایمی

برادر، اشتباه گرفته‌اید

۲۱ تیر ۱۳۸۹ نیک آهنگ کوثر

داریوش سعدین عزیز که به تازه‌گی به خودنویس پیوسته، سوال‌هایی را طرح کرده است. اما خطایی مرتکب شده که متوجه نشده «خودنویس» یک بنا یا سازمان دارای عقیده، مانیفست و یا مرام حزبی نیست. هر کسی مثل خودش می‌تواند بیاید و در آن بنویسد و نظر دهد. من هم می‌توانم شما را «خودنویسی» خطاب کنم چون در خودنویس می‌نویسید، آیا چون از میرحسین موسوی دفاع می‌کنید و انتقاد و پرسش از او را بر نمی‌تابید، می‌توانم «خودنویس» را تابع جنبش سبز بنامم؟

گردانندگان خودنویس افتخار می‌کنند که نظرهای گوناگون را منتشر می‌کنند. چون سایت‌های «سبز» دیدگاه‌های انتقادی از موسوی و کروبی و خاتمی و راه و کار جنبش را منتشر نمی‌کنند و ما در اینجا چنین محدودیتی نداریم، بعضی از دوستان خیال می‌کنند که خودنویس سایت رسمی  مخالفین سکولار جنبش است. نه! چنین نیست. چند مطلب در طرفداری از موسوی رسیده که ما منتشرش نکرده‌ایم؟

اما مساله دیگر، اینکه آقای سعدین گمان می‌کنند چون نظری دارند، پس حتما درست است و چون حکم می‌کنند، ما(نویسندگان مختلف) باید چنین کنیم و چنان، پس باید بپذیریم و تابع منطق ایشان باشیم. گمان می‌کنم ایشان سخنان خود را با علائم راهنمایی و رانندگی اشتباه گرفته‌اند. حرف‌های ایشان می‌تواند در حد پیشنهادهایی از طرف یک طرفدار جنبش و میرحسین موسوی باشد. همین و بس. حرف‌هایشان برای من محترم است، اما احترام به معنای پذیرش نیست.

خلط مبحثی هم که گویا دوستان مرتکب می‌شوند این است که مدعی‌اند میرحسین موسوی رهبر نیست، چون خودش را «همراه کوچک جنبش» نامیده. اولا، از نظر من (بقیه هر کدام نظر خودشان را دارند)، شاید آقای موسوی به این نتیجه رسیده‌اند که صلاحیت رهبری یک جنبش را ندارند.  این باز به خودشان مربوط است، اما از سوی حکومت و بخش عمده حامیان و «سبز»ها رهبر این جنبش شناخته می‌شوند و وقتی محدوده جنبش را ترسیم می‌کنند و برایش منشور می‌نویسند،  طبعیتا باید بدانند که یک همراه کوچک جنبش معمولا در حدی نیست که چنین کاری بکند.

اینکه سرکار خانم رهنورد قانون اساسی را رهبر جنبش می‌خواند، به نظر من یک بازی است. هزار و یک بازی می‌توان با همین برداشت کرد.

اگر تمام حرف این است که جنبش فاقد رهبری است، حرف دیگری است. طبیعتا می‌توان نگران آینده یک جنبش بدون سر بود.

اما در باب اینکه نقد، نق، اعتراض یا گیر سه پیچ جایش الان نیست و وقتی دیگر است و نباید انتظارها را بالا برد و ...با شما موافق نیستم. شما نظر خودتان را بنویسید، هر کسی هم می‌تواند موافق باشد، مخالف باشد، یا حتی بی‌توجه از کنار حرف شما بگذرد. اینکه همه را مجبور کنیم یک جور فکر کنند که باز هم دیکتاتوری را توجیه کرده‌ایم، اما مثلا یک دیکتاتوری «خوب». مگر دیکتاتوری بد و خوب هم دارد؟

اینکه می‌فرمایید: «عده‌ای با ادبیات ایده آل حاکمیتی نیکو را سعی دارند به عرصه مبارزه تحمیل کنند»، می‌شود بگویید با نظر دادن در یک سایت چگونه می‌توان چیزی را تحمیل کرد؟ کسی شما را مجبور کرده چیزی را بپذیرید؟ این حرف‌ها هم در حد پیشنهاد است. نه کمتر نه بیشتر!

یک بار به نوشته‌تان نگاه کنید. چه تفاوت عمده‌ای میان نگاه شما و مهاجرانی است؟ گویی می خواهید نگاه‌های متفاوت را رد صلاحیت کنید.

برادر من! اشتباه گرفته‌اید. هر کسی مختار است نظرش را اینجا بنویسد. محدود کردن و دشمن یابی و خودی و غیر خودی کردن را می‌توان در جاهای دیگر دنبال کرد. خودنویس سازمان، نهاد، حزب و یا انجمن نیست. محلی است که هم شما آزادید بنویسید و نظر دهید، هم من و هر کسی که ایده‌ای دارد و می‌خواهد نظرش خوانده شود و صدایش شنیده شود. اگر هم می‌خواهید ما بشنویم، می‌توانید پادکست هم بسازید!

 

ادامه بحث بنده و آقای سعدین را می‌توانید در لینک‌های پایین دنبال کنید.

پاسخ آقای سعدین به این مطلب من

توقع ما زیاد بود، نیک آهنگ کوثر خودش صریحا اعلام می‌کند که عضو جنبش سبز نیست!

پاسخ بعدی من به مطلب آقای سعدین

بی‌رنگی، سبزترین رنگ است

ارزیابی این خبر:

3.75

Subscribe to comments feed نظرات (4 نوشته شد):

فردید جهانی در ۲۱ تیر ۱۳۸۹
-7
می دانی نیک آهنگ عزیز ، حرفهایت اگرچه در نگاه اول درست به نظر می رسد ، اما مثل این است که یک سرباز بگوید من توی سنگر نمی روم. انسانم و حق دارم هر موقعی که خواستم حمله کنم یا بیرون بیایم و یا داخل بروم. این حق اولیه ی هر انسانی است.
اگر خود را جزئی از جنبش سبز می دانیم ، باید قبول کنیم که "یک مبارز سیاسی یا اجتماعی" هستیم. و مبارزه قواعد خودش را دارد. چه ما خوشمان بیاید و چه نیاید. چه ظاهرش دیکتاتوری به نظر بیاید و چه نه. ما باید بدانیم چه می گوییم و کی و کجا می گوییم. قواعد مبارزه و فعالیت این را به ما تحمیل می کند.
ولی اگر صرفا می خواهیم حرفی بزنیم و برویم پی زندگیمان که خب این بحث دیگری است. یک دغدغه ی شخصی است و "فعالیت" و "جنبش" و "آزادیخواهی" نام ندارد.

-------------------------------
فردیدجان، من روزنامه‌نگارم نه دستور پذیر از این و آن. من عضو جنبش نیستم که هر چه هر کسی خواست انجام دهم. کسانی هم که در حوزه خبری‌ کار می‌کنند نباید تحت قیمومیت کسی باشند.
جمال در ۲۲ تیر ۱۳۸۹
مثال سرباز بیشتر برای اطاعت کورکورانه بکار میرود. حرکت دمکراسی خواهانه با اطاعت کورکورانه منافات دارد مگر اینکه هدف برداشتن یک دیکتاتور و جایگزینی ان با یک دیکتاتور جدید ولی از خودیها باشد.
آقای فردید جهانی عزیز
از اینکه لا اقل شما مطلب را متوجه شدید ستایشتان می کنم.
مطلب مفصلی در پاسخ آقای کوثر نوشته ام که از شما دعوت می کنم حتما ببینید
البته اگر صلاح را در انتشارش ببینند!
آقای سعدین. من با کمال خوشحالی مطلب شما را منتشر کرده‌ام. ممنونم که هستید و بحث می‌کنید و مخالفت!
S M Ameri در ۲۱ تیر ۱۳۸۹
آقای جهانی‌،

مثال بسیار بدی زدید.

سربازی یا یک انتخاب است ( که در اینصورت تمامی لوازم یا تبعات خودش را نیز دارد) و یا یک "تحمیل".

در هر دو حالت سرباز نمیتواند هر لحظه اراده کرد بجنگد و یا از جنگ بگریزد. با به قولی‌ از مرحوم مصدق: ملتی یک عمر به یک سرباز پول میدهد و زندگیش را تامین می‌کند تا تنها در یک لحظه بکار کشور آید. مثال دیگر محافظین شخصی‌ یا بادی گارد‌ها هستند. به یک محافظ یک عمر پول میدهند (و پول خوبی‌ هم میدهند) تا فقط در یک لحظه -که ممکن است هرگز هم پیش نیاید- برای نجات جان "سوژه" بکوشد، که تازه هیچ شرطی هم برای موفق یا ناموفق بودن ‌اش نگذشته اند.در هیچ کدام از این حالات بحث آزادی انتخاب بعد از انتخاب نیز مطرح نیست چرا که انتخاب اولیه همانطور که عرض کردم همان طور که با خود امتیازاتی را به همراه میاورد، مستلزم محدودیتهایی نیز هست.

ارأیه یک "مثال" درست را به عنوان "مشق شب" به خودتان واگذار می‌کنم تا کمی‌ بیشتر فکر کنید و بعد دست به قلم ببرید.

موفق باشید
فردید جهانی در ۲۲ تیر ۱۳۸۹
-3
بله چشم آقای معلم!
منظورم سرباز مبارز بود. یک چریک که آگاهانه مبارزه را برگزیده است. نه یک مزد بگیر.
کورش در ۲۱ تیر ۱۳۸۹
صاحبان اصلی این جنبش مردم هستند و تا آنجایی که من می دانم برای مبارزه در این جنبش برای نیل به هدف عضوگیری مانند گروهها و احزاب نداشته که دارای مرامنامه و اساسنامه باشد که طبعا اعضا مکلف به رعایت مفاد آن باشند. به بیان دیگر در این جنبش خط قرمزی غیر از پرهیز از خشونت که باز توسط خود مردم به اجرا در آمد وجود ندارد . بنابر این شمولیت و تحمیل خط قرمزهای سی و اندی ساله ی رژیم و قواعد مبارزه ی اصلاح طلبان به جنبش سبز ،بی راه است .
دختر همسایه در ۲۱ تیر ۱۳۸۹
جالب اینجاست که از یك طرف نقد از موسوی و شرکا محکوم میشود چون میگویند باعث خوش‌خوشان کیهان میشود و از طرف دیگر با منطق کیهانی هر آن کس را که موسوی و شرکا را نقد میکنند متهم به همکاری با دشمنان میکنند.
بد نیست این دوستان سرشان را از قوطی منطق حکومتی بیرون آورده و بیرون از آن فکر کنند.
"حالا وقتش نیست" را ۳۰ سال است تکرار کردید، به کجا رسیدیم؟
بیچاره! در ۲۱ تیر ۱۳۸۹
کفر این "بچه های خوب" در اومده از اینکه خودنویس دستور بابا را اجرا نمی کنه!
فردید جهانی در ۲۲ تیر ۱۳۸۹
برادر کوچولوی بد من ، می گویم نظرت چیست بزنیم بابای بداخلاق را بکشیم برود پی کارش؟ اما بعدش سروکله زدن با ناپدری ( شوهر ننه) را به خودت واگذار می کنم!
دیدبان در ۲۲ تیر ۱۳۸۹
نظرات و مقالات متناقض منتشره در خودنویس هم بابای بد اخلاق را فرستاده به بیمارستان و هم جز به جگر ناپدری زده و هم داداش بزرگه را مغموم کرده. من جای شما بودم تارنمای "آقابالاسرسبزترین" را ثبت میکردم و دست بکار میشدم. موفق باشید.
Ameri در ۲۲ تیر ۱۳۸۹
ابله ! مثال بدی زدی

کم سواد! چریک که توی سنگر نمی‌رود!

چرا اینقدر برای شما آدم های پر مدعا سخت است که اندکی‌ فکر کنید: شاید شما هم همه حق پیش شما نیست.

درست مثل اطرافیان موسوی ( و البته خود موسوی هم) از فرشاد مؤمنی گرفته تا آیت‌الله عظما محسن ابن منوچهر کدیور جملگی عمری است در این توهم بزرگ غوطه ور اید که "حق" فقط نزد شما است.

بمانید در این جهالت بزرگ که وای بر ملتی‌ که بزرگانش امثال شما باشند...
مجموعه نتایج: 4 | نمایش: 1 - 4

نظرات

برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید

عضو شوید

مطلب شما!

داستان‌ها‌، خبر‌ها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

به خودنویس بپیوندید »

اخبار

مذاکرات بغداد به راند سوم کشیده شد

مذاکرات بغداد به راند سوم کشیده شد
در حالی که ساعاتی پیش رسانه‌ها نوشتند که دور دوم مذاکرات ایران با کشورهای ۱+۵، بدون اعلام نتیجه پایان یافت، این مذاکرات همچنان ادامه دارد و به راند سوم کشیده شده است. کاترین اشتون به همراه سعید جلیلی نیز تا ساعاتی دیگر در نشستی خبری حاضر خواهند شد و در خصوص این مذاکرات اظهار نظر خواهد کرد....
سیاست | سروش جعفری

یک کارگر: جلوی دوربین به ما خانه دادند، چهار روز بعد پس گرفتند!

یک کارگر: جلوی دوربین به ما خانه دادند، چهار روز بعد پس گرفتند!
یکی از دریافت کنندگان مسکن مهر گفته که در جریان سفر محمود احمدی‌نژاد به مشهد جلوی دوربین تلویزیون به او خانه دادند و بعد از چهار روز به او اعلام شد که باید خانه را تخلیه کند....
جامعه | سهند خوانساری

وزارت ارشاد به مکان بازجویی روزنامه‌نگاران تبدیل شده است

وزارت ارشاد به مکان بازجویی روزنامه‌نگاران تبدیل شده است
سازمان گزارشگران بدون مرز با صدور بیانیه‌ای اعلام کرده است که مسؤولان وزارت ارشاد روزنامه‌نگاران را به محل این وزارت‌خانه احضار می‌کنند تا از سوی مأموران امنیتی بازجویی شوند. ...
حقوق بشر | سهند خوانساری

اولین انتخابات مصر پس از حسنی مبارک

اولین انتخابات مصر پس از حسنی مبارک
اولین انتخابات ریاست جمهوری مصر پس از سه دهه حاکمیت حسنی مبارک، از صبح امروز به مدت دو روز در این کشور آغاز شد. این انتخابات با حضور ۱۲ کاندیدا از طیف‌های مختلف برگزار می‌شود....
سیاست | سروش جعفری

خرمشهر را خدا آزاد نکرد

خرمشهر را خدا آزاد نکرد
سی سال پیش و در سوم خرداد سال ۱۳۶۱، ایران توانست با شش هزار کشته و ۲۱ هزار زخمی شهر خرمشهر را از دست نظامیان عراقی آزاد کند. اگرچه آیت‌الله خمینی بلافاصله پس از آزادسازی خرمشهر، این اقدام را به آسمان حواله داد و خداوند را فرمانده اصلی معرفی کرد؛ اما همین آیت‌الله و خلف او هیچگاه از شش هزار انسان کشته شده و بیش از ۲۱ هزار زخمی که برای آزادسازی این شهر به خاک و خون غلطیدند سخنی نگفتند....
سیاست | سروش جعفری

ما را دنبال کنید