تلویزیون سبز و منتقدان اتو کشیده
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
راه اندازی رسانهای تصویری برای جنبش سبز کلید خوردن پروسهای است که میتواند جنبش را در امر آگاهی رسانی که سلاح اصلی مردم است همراهی کند .
اما متاسفانه هنوز این رسانه آغاز به کار نکرده با انتقاد دوستانی مواجه میشود که دوست دارند همیشه منتقد باشند و از زمین و زمان ایراد بگیرند، فکر میکنم در نظر گرفتن چند نکته در خصوص راهاندازی این رسانه بتواند ابهاماتی را بر طرف کند، البته در همین جا تاکید میکنم که من شخصا نه مسئولیتی در این رسانه دارم و نه نفع شخصی از راه اندازی این رسانه، من هم همانند میلیونها ایرانی دیگر تنها مخاطب این رسانه خواهم بود، این نکته را گفتم تا به دوستان یاد آوری کنم صرف اینکه در پروژهای همکاری نمیکنیم دلیل نقد پروژه نیست.
رسانهای که با هدف همراهی یک جنبش سیاسی به راه میافتد مشخصا متفاوت است با یک رسانه حرفهای که تنها رسالتش تهیه خبر و سرگرم کردن بینندگانش است، این تلویزیون صدا و سیما نیست که طبق اساس نامه آن ملی باشد و متعلق به تمام ملت ایران، بلکه مشخصا این رسانه متعلق به جنبش سبز است و در پیش برد اهداف جنبش سبز قدم بر میدارد، فکر نمیکنم کسی از میان دوستان معتقد باشد که جنبش سبز جنبش تمامی ملت ایران است و این ادعا را داشته باشد؟! به نظر من اکثریت ملت ایران با جنبش سبز همراه هستند و نه همه ملت ، پس این رسانه رسالتش همراهی با اکثریتیاست که آینده ایران بیش تر از حل مشکلات شخصی و بغض های قدیمی برایشان ارزش دارد.
نیک آهنگ کوثر در متن انتقادی خود خواستار عملکرد بی طرفانه این رسانه شده است و بازگو کردن اتفاقات دهه ۶۰ را نشانه بیطرفی یک رسانه دانسته است، شاید باید یادآوری کرد که این تلویزیون راه اندازی میشود تا اهداف جنبش سبز را به پیش ببرد و کالبد شکافی تاریخ وظیفه این رسانه نیست گویی که درپیش برد هدف هم این نوع کالبد شکافی ها گمان نکنم کارگر افتد، البته ناگفته نماند کسی مخالف کالبد شکافی نیست و دوستان میتوانند برای ارضاء بغضهای قدیمی خود هر چه قدر که میخواهند کالبد شکافی کنند اما این امر در حیطه کاری تلویزیونی که برای پیش برد اهداف یک جنبش راه اندازی میشود گمان نمیکنم باشد.
پیشنهاد میکنم دوستانی که همیشه لباس های نقادیشان اتو کشیده بر تنشان است ابتدا کمی به اساس راهاندازی این رسانه فکر کنند و بعد دست به قلم ببرند تا خدایی نکرده کسی از انتقادهای آنان برداشت سو نکند!!!
چیزی که من به شخصه از این رسانه انتظار دارم نمایش هر آنچه شعار میدهیم است، اینکه به مخاطبان نشان دهیم که شعار و عمل تفاوتی ندارد و نمونه یک رسانه ملی باشد برای مخاطبانش...
رسانههای ظاهرا بی طرف داشتهایم در این سالها مثل صدای امریکا که هیچ گاه نمیشود به آن اطمینان کرد چون نمیشود به منابع مالی آن اطمینان کرد ،بی بی سی که اگر چه حرفه ای عمل میکند اما تنها یک رسانه است و عملکردش قابل تقدیر در یک سال گذشته چون نسبت به رسانه های دیگر کمی بیطرفانه تر کار کرده است، از این دو رسانه موفق و پر مخاطب که بگذریم میرسیم به تلویزیون های لس آنجلسی که به قول نیک آهنگ عزیز نه در کالبد شکافی دهه ۶۰ کم گذاشتند و نه در رعایت حقوق اقلیتهای دینی اما میزان استقبال مردم از این رسانهها میتواند عیار خوبی برای عملکرد آنها باشد، نمیدانم شاید سوپر مارکتهای تصویری خطوط قرمز نداشته باشند و مجریهای محترمشان در ادب هم خط قرمز نداشته باشند اما بازخورد برنامههای آنها در جامعه نشان گر موفقیت رسانه هاییست که به قول نیک آهنگ عزیز خط قرمز ندارند!!!
بگذاریم این بار رسانهای متولد شود که به آینده نگاه میکند نه به عقب ، بگذاریم رسانهای باشد که خطوط قرمز جامعه ایرانی را بشناسد و به آنها احترام بگذارد.
امیدوارم این رسانه که بیشک نقشی تاریخی در ادامه روند توسعه سیاسی ایران بازی خواهد کرد از آغاز پر انرژِی و با صلابت کار خود را آغاز کند و در آیندهای نه چندان دور تبدیل به تک صدای مردمی باشد که در این سی سال از ورق زدن تاریخ خسته شدهاند.
Subscribe to comments feed نظرات (12 نوشته شد):
خوب است اگر : که رسانا یا ابر رسانا باشد .
بد است اگر : نیمه رسانا باشد
زشت است اگر : کج رسانا یا نارسانا(عایق ) باشد .
در بسیاری از این رسانهها افراد دانشمند و مفاخر فرهنگی ایران (مثل دکتر ناصر انقطاع و خیلیهای دیگر) حضور دارند و این رسانهها نقش زیادی در بالا بردن آگاهی سیاسی مردم در این چند سال داشته اند (چیزی که اصلاح طلبان را زیاد خوش نمیاید).و اتفاقا بسیار باعث افتخار است که در این سالها این ایرانیها در خارج از کشور با تمام مشکلات مالی و غیره تلویزیونهای مستقل را سر پا نگاه داشتند و زبان و فرهنگ ایرانی را در خارج زنده نگاه داشتند، موسیقی پاپ ایرانی را زنده نگاه داشتند
(در دوران طلایی امام که یک نوار کاست به شلاق منجر میشد).
بر خلاف تبلیغات منفی نویسنده مطلب خیلیهایشان درصد بالایی مخاطب در داخل ایران دارند. بنابر این بهترین راه این است که آنها را ترور شخصیت کنند و یک عنوان "لوس آنجلسی آنور آبی ساز و ضربی هخایی" به همهشان بزنند. احتمالا اینطوری صدای "سبزلله تی وی" بهتر شنیده میشود!
هر فردی با مینیممی از فهم و ادراک این را درک میکند که یک رسانه مثل تلویزیون صلواتی اداره نمیشود و نیاز به منبع مالی دارد. یا باید این منبع مالی از جایی فاند شود یا از طریق تبلیغات گرفتن تامین شود. تصور نمیکنم تبلیغ گرفتن و مارکتینگ تلویسیونی در ساعتی که برنامه ندارند برای تامین هزینههای یک رسانه اینقدر کار کثیف و شرم آوری باشد که هرکس آن را نجام دهد دیگر نتواند سرش را بلند کند!
البته همه بی صبرانه منتظریم ببینیم هزینههای "سبزلله تی وی" از کجا تامین میشود.
امیدواریم که شخصی مثل لبخند فقط به جرم اینکه نسبتی با امیر جوادی فر نداشت سانسور نشود!
امیدواریم حق انتقاد داشته باشیم!
امیدواریم حق این را داشته باشیم که حداقل بگوییم مقدار قابل توجه ای از اعضای جنبش سبز هیچ علاقه ای به تکرار یک جمهوری اسلامی ندارند و طرفدار جدایی دین از سیاست هستند به طور کامل!مشکل ولی فقیه یا ...نداریم از ریشه مشکل داریم!
امیدواریم حق این را داشته باشیم قداست مراجع را کنار بزاریم و اجازه بدهند که جای تمجید از سکوت و ...نقدشان کنیم!
....
..
..
دهه ۶۰ رو بی خیال همین ها رو بدن فعلاً راضی هستیم!
در ضمن مقایسه کردن خط قرمز در ادب و عفت کلام با خط قرمز سرپوش نهادن بر کشتار جمعی مقایسه ای کاملا بی ربط است!
در آخر اینکه دروغ بزرگ آخوند کدیور و افاضات اخیر داماد ایشان به خوبی نشان داد که "اتفاقا" باید پیش از آغاز کار این رسانه شروع به انتقاد کرد.
دوست گرامی،
در ابتداء ؛ شما برخلاف اظهارات مکرر مهندس موسوی و تاکید مصرانه ایشان مبنی بر عنصر "تکثر" به عنوان وجه بارز این جنبش، برای چندمین بار جنبش سبز را در اصلاح طلبان و در همین راستا در خارج از کشور، در کادر "جرس" خلاصه میکنید(با همه احترامی که برای آقایان قائل هستم)! گویا تکرار دائمی این ادعا، آنرا به عنوان یک اصل جا می اندازد و جالب تر اینکه این تمامیت خواهی، بیشتر و به شکل بارزتری در میان دوستان خارج از کشور به چشم میخورد تا عزیزان داخل کشور!
ثانیا؛ عجیب است که توجه به تاریخ معاصر و بالاخص دهه سیاه ۶۰ را اینقدر بی اهمیت جلوه میدهید در جایی که هزاران هزار خانواده ایرانی همچنان و همچنان از سرنوشت عزیزان خود بی خبر هستند، بررسی صادقانه همین ابهامات و روشنگری عقلانی و تاریخی آنها، همچنین ریشه یابی بی طرفانه خطا ها، نقش بسیار تعیین کننده ای در ایجاد اعتماد عمومی و جلوگیری از تکرار آنها در ساختمان آینده سیاسی کشورمان خواهد داشت، مگر اینکه خدای نا کرده هدف دیگری به غیر از شفافیتی که ملت ما ده ها سال تشنه آن است را در سر داشته باشیم!
البته شرط اصلی در این باب، رعایت صداقت و همچنین نداشتن بیم در انتقاد از خود نیز هست.(متاسفانه باید اذعان کنم که به عنوان یک فرد از همان میلیون ها مخاطب، چندان خوش بین نیستم)
و ضمنا شما در جایی ابتدای مطلب نوشتید:
"...این تلویزیون صدا و سیما نیست که طبق اساس نامه آن ملی باشد و متعلق به تمام ملت ایران، بلکه مشخصا این رسانه متعلق به جنبش سبز است و در پیش برد اهداف جنبش سبز قدم بر میدارد، فکر نمیکنم کسی از میان دوستان معتقد باشد که جنبش سبز جنبش تمامی ملت ایران است و این ادعا را داشته باشد؟!.."
و چند خط پایین تر:
"... اینکه به مخاطبان نشان دهیم که شعار و عمل تفاوتی ندارد و نمونه یک رسانه ملی باشد برای مخاطبانش..."
آیا شما خود تضادی در این گفتار مشاهده نمیکنید؟ همان تناقضی که به شکلی "نه غزه، نه لبنان،..." را به "هم غزه، هم لبنان،..." تغییر میدهد؟
پیروز باشید!
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید