آیا سید حسن خمینی، وزير کشور را به بیمارستان فرستاد؟
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
بر اساس شنیدهها و به نقل از منابع مختلف از جمله پایگاه اطلاع رسانی جوان، سید حسن خمینی در مراسم ۱۴ خرداد و با همراهی محمد علي انصاري، با مشت به جان وزیر کشور، مصطفي محمد نجار افتادهاند و او را راهی بیمارستان کردهاند. این خبر هنوز در هالهای از ابهام قرار دارد و بعضی از نزدیکان سید حسن این خبر را تکذیب کردهاند.
به گزارش جوانآنلاین، مصطفي محمد نجار وزير کشور که روز۱۴ خرداد ازجانب سيد حسن خمینی و محمد علي انصاري مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود و در بيمارستان چمران بستري شده است.
به گزارش جوان آنلاين وزير کشور پيش از ۱۴ خرداد تحت عمل جراحي سينوس قرار گرفته بود و به توصيه پزشکان معالج بايستي تحت نظر پزشکان قرار مي گرفت وليکن در روز ۱۴ خرداد در حالي که از وضعيت جسماني مناسبي برخوردار نبود در«حرم امام» حاضر شد که پس از سخنراني سيد حسن خمینی مورد ضرب و شتم او محمدعلي انصاري قرار گرفت به طوري که بخيههاي صورت وي پاره گرديد و دچار خونريزي شد. نجار بعد از حمله اين دو مجددا دربيمارستان چمران بستري گرديده است.
این در حالی است که بنا به گفته سید حسن خمینی، او این دعوا را تکذیب کرده است. گفته میشود ریشه این دعوا، «مصطفوي» خوانده شدن نام خانوادگی سید حسن از سوی نجار در موقعیتی دیگر بوده است. بنا به اعتقاد تحلیلگران، تلاش دولت دهم در هفتههای منتهی به سالگرد «ارتحال» کاستن از موقعیت و اعتبار خانواده آیتالله خمینی بوده است.
همچنین، حملات گسترده و و احتمالا هماهنگ لفظی به سید حسن خمینی در زمان سخنرانیاش، فضا را به سمت ایجاد درگیری پیش برده است. با این همه، ممکن است در صورت واقعی بودن این اتفاق، رسانههای جناح راست از فرصت برای حمله به سید حسن خمینی استفاده کنند و ماجرای نیروهای لباس شخصی که با شعارهای خود مانع ادامه سخنرانی او شدهاند را تحتالشعاع قرار دهند.
از سوی دیگر، از سوی طولانی شدن سخنرانی محمود احمدینژاد همراه با سخنانی که تحریک آمیز ارزیابی میشود، میتوانسته در فضاسازی علیه سید حسن خمینی اثرگذار بوده باشد.
سایت کلمه نیز به نقل جملهای از سید حسن خمینی از وقایع روز جمعه ۱۴ خرداد پرداخته است: « آنچه که مرا بیش از هر چیز رنج میدهد این است که این مسأله بر متن و اصل مراسم امام و فلسفه وجودی آن ـ که بزرگداشت یاد و نام امام و به رخ کشیدن عظمت نظام جمهوری اسلامی بود ـ غلبه کرده است».
درحال حاضر، فضای بسیاری از رسانههای نزدیک به دولت و حاکمیت به ضرر سید حسن خمینی است و معلوم نیست تا کی ادامه داشته باشد.
Subscribe to comments feed نظرات (6 نوشته شد):
واقعا قباحت داره.
این بی شرمی های احمدی نژاد و دار و دسته اش و این فضاحت تا به کجا؟
واقعا تعجب می کنم از این همه دروغ گویی و عوام فریبی.
برای رسیدن به قدرت دست به هر کار پلیدی می زنند و هر شایعه زشتی رو برای تخریب دیگران منتشر می کنند.
متاسفانه و دردمندانه شاهد این هستیم که گروه هایی هم که منافعشان در راستای جنبش سبز نیست از سنگ اندازی و خرده گیری و بازگشت به دهه ۶۰ و انتقام گیری و شایعه پراکنی دریغ نمی کنند و با حمله به مواضع روشن آقایان خاتمی و موسوی تمام تلاششان را برای تخریب جنبش اخلاقی سبز می کنند و واقعا گویی در سال های دهه ۶۰ زندگی می کنند.
نمی فهمند وقتی دختر آیت الله خمینی می گوید افکار خمینی دهه ۶۰ قابل انتقال به دهه ۸۰ نیست یعنی چی.
نفرت و انتقام جویی کسانی که هنوز در دهه ۶۰ سیر می کنند و عقده ها را بر سر موسوی و خاتمی خالی می کنند چشم هایشان را کور کرده.
چه آن ها که زیر چادر پنهان شده اند و خود را خط امامی جا می زنند و اینطور شایعه ها را با اهداف خاص می سازند و رفتارهای زشت را در نماز جمعه انجام می دهند و چه آن ها که لخت و عریان در ساحل دریا قدم می زنند و نمی دانند که ارزش های اخلاقی انسانی به عریان بودن و برهنه بودن نیست.
جنبش مردمی سبز از هر دوی این گروه ها جدا است و دردآوره که آماج حملات هر دو این گروه ها قرار گرفته.
روزهای سختی است.
اخلاق یعنی صادق بودن، دروغ نگفتن، کلک نزدن، تظاهر نکردن، کمک کردن، همکاری،همنوع پروری. این ارزشهای اخلاقی در قالب هر فرهنگ اصلی بوده و هست . در هر کشور پیشرفته وقتی برای شغلی کاندید میشوید، علاوه بر داشتن تخصص و علم کافی در آن زمینه، فقط و فقط این ارزشهای اخلاقی هستند که ملاک و معیار انتخاب شماست و هیچ کس کاری ندارد که شما کنار دریا لخت راه رفتید، یا دوست پسر یا دخترتان کیست، یا دیشب در خانه چه نوشیدید.
دوست من لخت و عریان قدم زدن در ساحل دریا موضوعی شخصی است بسیار خب قبول.
اما بدانید که لخت و عریان قدم زدن در ساحل دریا آن هم در جامعه ای مثل ایران که مردهایش برای یک زن محجبه کنار خیابان هم ترمز می زند چه مفهومی دارد.
شما میخواهی که در چنین جامعه ای با چنین فرهنگی به خواهر و مادر شما اجازه داده بشه تا کنار ساحل دریا لخت و عریان قدم بزنند؟
آیا فکر نمی کنی دموکراسی مورد نظر شما که خواهان لخت قدم زدن خواهرانت در ساحل دریا است قابل پیاده شدن در جامعه ایران و خاورمیانه نیست؟
من با شما موافقم که هر کسی می تونه تصمیم بگیره چطور زندگی کنه اما بپذیرید که بعضی خواسته های هم اندیشان زیادی آزادی بی حد و مرز طلب شما بسیار غیرواقعی و رویایی است.
فکر نمی کنید هر دموکراسی باید متناسب با فرهنگ آن جامعه بومی سازی بشه؟
این دموکراسی متناسب با فرهنگ ایران همان "مردم سالاری دینی" مورد نظر آقای خاتمی و روشنفکران جامعه است که حالا اینطور از همه طرف مورد تهاجم قرار گرفته.هم افرادی از نوع تفکر شما و هم افرادی چون آقای رامین که ارادت ویژه ای به ساندیس داره و ساندیس خوری چشم هایش رو کور کرده.
آیا واقعا فکر می کنی آزادی یعنی لخت قدم زدن کنار دریا و افتتاح دیسکوهای مخصوص همجنسگرایان در جامعه ای مثل ایران؟
شما واقعا جامعه و فرهنگ ایران رو نشناختی و میخواهی همان فرهنگ که مال ایران و خاورمیانه نیست رو در ایران اجرا کنی.
یکی از دلایل انقلاب ۵۷ همین بود که توده مردم ناراضی بودند از اینکه شاه پهلوی به اسم و به ظاهر نوگرایی جامعه رو به سمتی برده بود که فیلم و سینماش شده بود لخت قدم زدن خانم هنرپیشه در ساحل دریا عاری از هیچ گونه محتوای هنری و فرهنگی.
فیلم و هنر نشان دهنده و آینه رویکرد سیاسی آن جامعه در یک دوره مشخص هست.
پیشنهاد می کنم فیلم های سیاه سفیدی که از تلویزیون های ماهواره خصوصی خارج از کشور و مربوط به دوره پهلوی رو مشاهده بفرمائید و در مورد فرهنگی که قصد داشت در ایران رواج داده بشه قضاوت کنید و بدانید که این موضوع نارضایتی فرهنگی سهم خیلی زیادی در شکل گیری انقلاب ۵۷ داشت.
حالا هم نخواهید که خانم ها لخت و عریان کنار ساحل قدم بزنند تا بگید حالا به آزادی رسیدیم.
حتی اگر چنین ایده آلی مد نظر شماست سال ها طول خواهد کشید تا فرهنگ سازی بشه.
جامعه اسلامی ترکیه میتونه مثال خوبی باشه برای ایران ایده آل.
حتی سیاستمدارانی که فرهنگ خاورمیانه رو به درستی شناخته اند خواهان این نیستند که فرهنگ عریان نمایی در چنین جوامعی برای رسیدن به آزادی و حق مردم برای انتخاب سرنوشت شان به عنوان ابزار مورد استفاده قرار بگیره.
نوشتید در رژیم کودتای کنونی ایران "زدن عینک آفتابی" در حیات (که البته منظور شما حیاط بوده) ضد ارزش اخلاقی است.
برادر من خودتون نوشتید که کودتای کنونی.
شما چه وقت در دوره آقای خاتمی و وزارت ارشادی آقای مهاجرانی شاهد این حجم عظیم تحجر بوده اید؟
کجا آقای خاتمی و وزارت فرهنگ ایشان خواستار ضدارزش اخلاقی تعریف شدن عینک آفتابی بوده اند؟
چرا میخواهید مشکلات و منفی های سیستم فعلی که با کودتا روی کار آمده و غیرقانونی است رو به آقای خاتمی و سبزاندیش ها نسبت دهید؟
آقای خاتمی کجا گفته بود با عینک آفتابی در حیاط دانشگاه قدم زدن یعنی ضدارزش اخلاقی.
آقای خاتمی به لخت و عریان قدم زدن خانم ها در جامعه ایران انتقاد داشتند و خواهان آن نبودند و من هم به عنوان یک حامی سبز در تلاش هایم برای انتقاد و مبارزه با تحجری که روز به روز در حال بیشتر شدن هست و شما هم اشاره کردید از دیدگاه های ایشان حمایت می کنم.
خواهان این نیستم که خواهر و مادر لخت و عریان در ساحل دریا قدم بزند و در عین حال اگر زمانی شخص شما تصمیم داشت اینطور فرهنگی غالب بشه هیچ گاه از روش های فاطی کماندوئی و گشت ارشادی و زور و تهدید و باتوم استفاده نخواهم کرد.
اگر چنین طرح هایی در زمان آقای خاتمی اجرا شد به این معنی نیست که این طرح از طرف آقای خاتمی اجرا شده یا ایشان با شدت و نوع اینطور برخوردها و استفاده از زور و باتوم موافق بوده اند.
برادر من...شما انتقاد دارید به اینکه ارزش های اخلاقی ساخته شده یا حد و مرز برایش قائل شده.
پس آیا معتقد به این هستید که اخلاق هیچ حد و مرزی ندارد؟
هیچ چیز نباید جلودار کسانی باشد که خواهان بازگشائی دیسکوهای مخصوص همجنسگرایان در جامعه فرهنگی خاورمیانه باشد؟
همجنسگرایی و بی حد و مرزی از دیدگاه شما یعنی ارزش های اخلاقی؟ من به هیچ وجه به همجنسگرایان انتقاد ندارم و خواهان مرگ و نیستی و نابودی این دسته از مخلوقات خداوند نیستم و راهکار رو تلاش برای بازگشت به اخلاقیات و پرهیز از بی بندو باری می دانم.
حداقل بپذیرید که تعریف های مشخص شده ای از اصول اخلاقی در همه جای دنیا وجود داره و من و شما در این خصوص با هم هم عقیده هستیم و اصول اخلاقی از دیدگاه من همان اصولی است که شما می پندارید.
من و جنبش سبز و آقای خاتمی و موسوی در مقابل همین صادق نبودن ها و دروغ نگفتن ها و تظاهر نکردن ها و همکاری نکردن ها و بی کار بودن جوانان و پول بنزینی که باید صرف ایران شود به جیب دیگران ریختن یا به جیب سپاه گذاشتن و بی بندو باری های جنسی و فرستاده شدن دخترهای ایرانی با کشتی نیروی دریایی سپاه به شیخ نشینان عرب و خلیج عرب گفتن عرب ها و هیچ بانگ بر نیاوردن و سکوت در مقابل هتاکی به یک شخصیت روحانی مورد احترام که هیچ نقشی در اتفاق های دهه ۶۰ نداشته و بی تقصیر است انتقاد داریم.
اصول اخلاقی آقای موسوی و جنبش سبز اصول اخلاقی نه فقط شخص آقای موسوی و خاتمی بلکه اصول اخلاقی تعریف شده واقعا اکثریت جامعه ایران هست.
خواهش می کنم با واقعیت ها کنار بیائید.
از دهه ۶۰ به قصد انتقام جویی از بازماندگان آقای خمینی بیرون بیائید.
افکار دهه ۶۰ ایشان به مقتضای فشارهای وارد شده از طرف عده ای خاص برای کسب قدرت و سیاه نمایی بوده است و همانطور که نوه ایشان و جنبش سبز معتقد است آن افکار قابل انتقال به دهه ۸۰ نیست.
چقدر خوب بود اگر موضع شما مشخص تر بود.
اگر متمایل به جبهه مجاهدین خلق هستی و به جنبش سبز آقای خاتمی انتقاد داری عملا چشم هایت را بستی و در صدد انتقام جویی و کینه جویی و سیر در سال های تارریک دهه ۶۰ هستی.
اگر متمایل به بازگشت سلطنت هستی و همان روش های احمقانه و عجولانه به اسم نوسازی فرهنگی در ایران و اجرای حق کاپیتولاسیون و برتری یک شهروند غیرایرانی به یک ایرانی هستی بدانید که راه را اشتباه می روید.
انتقام کنار گذاشته شدن از قدرت افرادی که مورد نظر شما هستند از جنبش سبز کار درست ، منطقی و انسانی نیست.
و این موضع گیری شما هرچه باشد غیر از این دو گروه عمده مخالفان بدانید که قابل پیاده شدن در جامعه ایران و فرهنگ ایران نیست.
نخواهید که مردم ایران و همین ها که با پوشش حجاب با میل خودشان به رنگ سبز و سفید و چادر در خیابان ها حضور داشتند افکار حزب توده ای پوسیده زیرگروه های مارکسیستی و کمونیستی رو بپذیرند یا خواهان لختی گری و عریان نمایی خواهران و دختران در ساحل دریا باشید.
این فرهنگ در ایران عمق دارد و ریشه گرفته.
متاسفانه همانطور که گفتید این روزها تبدیل به تحجر و تعصب شده و آن چیزی است که آقای خاتمی و جنبش سبز به آن انتقاد دارد.
دوری از تعصب ها و عصبیت ها و افکار پوسیده ای که به اسم اسلام وارد شده و آن را منحرف می کند و باعث دوری خیلی از ماها از اصول اخلاقی شده.
برای فرار از این تحجر راه حل این نیست که به عنوان قهر، تمام اصول اخلاقی رو نفی کنید و به فرهنگ عریان نمایی و ترویج همجنسگرایی در جامعه خاورمیانه پناه ببرید.
اگر شما چنین چیزی می خواهید واقعا برای من جالبه که چطور با دیدگاه های مورد تائید جنبش سبز آشنا نیستید و بخواهید خود را یک سبز نشان دهید.
به طور واضح و روشن می بینم کسانی که خارج از مرزهای ایران هستند و در پشت افکارشان کسب یکی از کرسی های نمایندگی است و رسیدن به قدرت این جنبش سبز که به اسم آقای خاتمی و موسوی در ایران دوباره جان گرفت را به نام خود مصادره کنند.
اگر اینطور است و شما به هیچ ارزش اخلاقی پایبند نیستی و میخواهی که رفتار های غلط به بهانه آزادی در ایران وجود داشته باشه موضع شما رو روشن می کنم.
گروه "ما هستیم" جدا است از گروه "ما بی شماریم"
ما سبز هستیم و بی شماریم و در انتخابات سال 88 به پایبندی به اصول اخلاقی رای دادیم و رای ما با تحجر بی شرمانه ای با زور و باتوم دزدیده شد.
این خیلی روشن و واضح است.
خوب است که بدانید از شعارهای تبلیغاتی آقای موسوی این بود که گشت های ارشاد و تجسس در زندگی خصوصی افراد به همان بهانه اسلام جمع آوری خواهد شد و هیچ گاه هم نگفتند که خانم ها لخت و عریان در ساحل دریا قدم بزنند.
از نظر شخصی خودم خیلی متاسف خواهم شد برای کسانی که آزادی را مساوی با عریان نمایی تلقی می کنند.
من به عنوان یک دانشجوی سبز با عریان نمایی، با قتل های زنجیره ای، با سیر در گذشته ها و زندگی در دهه ۶۰ تا ابد، با دروغگویی، عوام فریبی، تخریب و ترورهای شخصیتی، بی احترامی ها، گرفتن چاه های نفت از مهدی هاشمی و تخریب همه جانبه او و انتقال مخفیانه و یواشکی نفت آن چاه ها به جیب سپاه ، واگذاری سهام مخابرات و یکی از دهمین ثروت های عظیم ملی متعلق به ایران به یک گروه خاص متعلق به سپاه و سپاهی سازی به اسم خصوصی سازی و قطع بنزین مملکت نفت خیز به بهانه سهمیه بندی و سهام عدالتی که هیچ خبری هم از آن نشد یا خوشه بندی نصف بیشتر جامعه و محروم کردن آنها از ثروت ملی و سپردن سود آن به حساب سپاه و ..... همه این ها انتقاد دارم.
واقعا فکر می کنی این شایعه ها و دروغ هایی که سایت رجانیوز منتشر می کنه و در آن سید حسن آقا رو متهم به سیلی زدن کرده باور می کنید؟
این ها همش دروغ گویی است و عوام فریبی و شانتاژ خبری برای تخریب هر چه بیشتر سید حسن خمینی.
وقتی در مقابل این همه فحش و الفاظ رکیک و حرکات زشت کوته فکران با وقار و متانت سید حسن خمینی و آقای خاتمی مواجه شدند درست سعی کردند طوری نشان دهند و طوری وانمود کنند که سید حسن خیمی خشونت طلب هست و فحاشی می کند و الفاظ زشت و حرکات کودکانه انجام داده است و متوسل به خشونت شده.
حساب شما که مشخصه.
این نام کاربری شما و مواضع تان برای ما کاملا مشخصه و هیچ حرفی با شما نداریم.
فقط بدانید و متوجه باشید که این رفتارهای زشت شما نشان از حرص و انتقام جویی و عقده های درونی هم اندیشان شماست.
همان ها که این شایعات رو منتشر می کنند و شما هم با به به و چه چه بدون هیچ تفکری از آن حمایت می کنید.
من بحثی با شما ندارم همانطور که آقای موسوی در مناظره سال قبل به همه ما نشان داد که احمدی نژاد و دار و دسته اش قابل به صحبت کردن و گفتمان نیست.
ادب مرد به از دولت اوست.
بروید و به فخاشی تان برای تخریب چهره جنبش سبز و آقایان خاتمی و سید حسن خمینی و موسوی برسید.
مرده شور جنبشی را ببرند که سردمدارانش این جنایتکاران و خأنینی که نام بردی باشند. اینها که سابقهشان مشخص است. اگر اینها بخواهند دوباره به قدرت برساند، خوب همین احمدی نژاد مگر چه چیزش کمتر از اینهاست؟ (هرچند همینها هم هیچگاه پیاده نشدند، هم اکنون هم از مواهب نظام بهره مندند!)
از پاسخی که به کامنت قبلی دادی (به تکلیف الهی عمل کردی) مشخص است که چه تصوری از جامعه ایران داری (امّت خدا جو و چادر چاقچوری که هر پنج شنبه هم به زیارت قبر "امام" میروند و فقط مشکلشان این ۳،۴ سال "احمدی نژاد" است. نه خیر حاج آقا! پس آنهائی که مراتب هر هفته از سر ناچاری به دوبی و ترکیه میروند و این کشورهای همسایه را پولدار میکنند که اندکی از فضای باز استفاده کند و کسی مثل شما مزاحم آزادیهای شخصیشان نشود کیستند؟ بر فرض هم که قشری از جامعه هنوز تفکر سنتی تری داشته باشد، باید جامعه را به سوی جلو برد و آنها را هم رشد داد. نه اینکه کلّ جامعه را به عقب کشنید و همانجا نگاه داشت (آنچه که شما اصلاح طلبان مذهبی میخواهید). جامعه ایران رو به جلو میرود چه شما بخواهید چه شما نخواهید، با صد تا جنبش مرتجیعانه "سبز" و... هم نمیتوانید جلویش را بگیرید. سریع به خیابانهای تهران و شهرهای بزرگ بزن تا بفهمی که آیا مردم واقعا اینقدر که تو فکر میکنی عقب افتاده و مذهبی و سنتی هستند؟! رؤیای خمینی برای تیبدیل ایران به یک امّت صدر اسلام که خودش هم خلیفه باشد هیچگاه عملی نشد. تازه آن که خمینی بود. این ۴ تا عمله اکره بیتش که دیگر عددی نیستند. فقط مردم فعلا ناچارند فعلا به کشورهای همسایه پناه ببرند، اما به زودی (به کوری چشم تمام اصلاح طلبان مذهبی و پیروان خط امام) این آزادیهای فردی را در کشور خودمان جشن مگیریم. امثال شماها هم که آزادیهای فردی را "بی بند و باری" توصیف میکنند بهتر است فکری به حال خودتان در جامعه فردای ایران بکنید. چندین بار بحث "مادر و خواهر" کردی نمیدانام چرا شما مذهبیها اینقدر به این مساله علاقه دارید و سریع آن را پیش میکشید. نترس! در جامعه آزاد کسی با "مادر و خواهر "شما کاری ندارد. مگر اینکه خودشان بخواهند که در آن صورت به شما "ربطی "ندارد.
چرا همیشه ما وقتی که میخوایم موضوع زنان رو یه مقداری محدودتر کنیم از واژه خواهر و مادر استفاده میکنیم؟
جناب محمدرضا اگر شما در رویاهای خودتون جامعه فعلی منهای گشتهای ارشاد و دزدیدن آرای مردم رو جامعه ای ایده آل تصور میکنید کاملا در اشتباهید.
آزادی به این معنا نیست که شما برای خواهر و مادرت تصمیم بگیری.
در یک جامعه آزاد اگر خواهر مادر شما بخاطر نوع پوشش از طرف شما دچار مشکلی بشوند به پلیس مراجعه میکنن و همینطور اگر از طرف مزاحمین دیگه
و بطور کل اگر آزادی های فردی همراه با تضمین های محکم به مردم داده بشه مطمئن باش کسی دنبال خواهر و مادر کسی نمیفته
من با خصومتی ندارم.
کافیه سری به چت روم ها بزنید تا متوجه این آزادی طلبی در جامعه ای با فرهنگ ایران بشوید.
خیلی واضح تر و روشن تر صحبت می کنم.
واقعا برای من جالبه که چرا مفهوم آزادی برای شما یعنی خانم ها لخت و عریان کنار ساحل قدم بزنند. (اگه اینقدر روی این موضوع تاکید دارم چون دقیقا نقطه مورد اختلاف ما است و موضع های ما رو روشن می کنه)
واقعا جالبه که حمایت می کنید زنان همراه با مردان سوار اتوبوسی بشن که مردان پشت سر خانم ها فشرده و تنگ ایستادند.
خانم ها لخت و عریان کنار ساحل قدم می زنند و استدلال شان این است که آزادی یعنی این.
قطعا در چنین شرایطی آن مردهای بی بند و بار جنسی که در اتوبوس های فشرده پشت سر خانم ها ایستادند و در فشار هستند در کنار سایر مردهایی که به ساحل دریا هجوم آورده اند و اگه هیچ چیز جلو دارشان نباشد به خانم ها حمله ور هم خواهند شد.
خودتون رو جای یکی از این آقایان گرسنه نگذارید و به به به و چه چه نیفتید. خودتون را جای برادر این خانم لخت بگذارید که ایشان در هجوم این آقایان به شما پناه می آورد.
می ایستید و مورد تهاجم قرار گرفتن خواهر/همسر/مادر خود را تماشا می کنید یا در صدد دفاع بر می آیید؟
فکر می کنید می توانید یک تنه از پس آن همه مرد گرسنه که برای دید زدن و تهاجم جنسی لحظه شماری می کنند بر آیید؟
آقای خاتمی و دیدگاه مردم سالاری دینی اش از شخص شما و خواهر/همسر/مادر شما در کنار ساحل دریا حمایت می کند حالا شما در مقابل اینطور دیدگاه ها به بهانه آزادی بی قید و بند موضع خصمانه می گیرید و ایشان را متهم می کنید؟
اگر قدم زدن خواهر/همسر عریان شما در ساحل دریا یعنی آزادی های فردی قطعا جنبش سبز نماد اصلاح طلبان و پدرها و مادرهای ما داخل ایران موافق اینطور آزادی های فردی نیستند.
این ها آزادی نیست که یک خانم تصمیم بگیره عریان خودش رو برای یه عده گرسنه فرهنگی که داخل اتوبوس های شهری تلاش می کنند قسمتی از بدنشان حتی به گوشه ای از لباس یک خانم اصطحکاک داده بشه قرار بده.
وقتی هم که داد و فریاد کرد انتظار کمک و حمایت از طرف نیروی انتظامی رو داشته باشه.
آقای خاتمی خیلی بیشتر از من و شما با فرهنگ این جامعه آشنا است و میداند که چنین جامعه ای نیاز به نیروی انتظامی داره تا مانعی باشد برای زیاده خواهی های چنین مردان گرسنه ای.
بارها و بارها گفته شده دلیل شکست انقلاب سفید شاه پهلوی این بود که قصد داشت فرهنگ لخت و عریانی را در جامعه ای گسترش دهد که مردان اش در اتوبوس های متراکم و به هم فشرده منتظر لحظه ای هستند تا پشت سر خانمی در همان اتوبوس قرار بگیرند.
شما چه انتظاری داری؟
جامعه ایرانی است.
حتی خواهر شما در ایران زندگی کنه و بخواد به تماشای مسابقه فوتبال پرسپولیس و استقلال بره ازش حمایت می کنی و نگران هستی و پیش بینی می کنی اتفاقی که ممکنه بر سر خواهرت بیفته.
پسرهای نوجوان خشمگین و هیجان زده ای که بعد از مسابقه پرسپولیس و استقلال به فحاشی می پردازند و اعصابشان دست خودشان نیست و صندلی های اتوبوس را پاره می کنند چطور ممکنه به خواهر شما در آن شلوغی و آن جمعیت رحم کنند؟
درسته که خواهر شما خودش رو آزاد می دونه که به این استادیوم بره اما واقعا شدنی است؟
بدون حضور نیروی انتظامی شدنی است؟
شما چه تصوری از فرهنگ خاورمیانه داری؟
هنوز ایران را نمی شناسی؟
زنان ایران میتونند چادر سیاه بر سر نداشته باشند و می توانند با آرایش غلیظ کنار خیابان بایستد ولی واقعا حاضری شرط ببندی که حتی یه دونه ماشین شخصی جلوی پاش ترمز نمی زنه؟
این دیدگاه شما از آزادی فردی باور کن که قابل اجرا شدن در ایران نیست.
هنوز اعتقاد به همان راه اشتباه سلطنت طلبان دارید؟
نوگرایی و آزادی فردی بدون در نظر گرفتن شرایط فعلی جامعه فرهنگی ایران؟
آقای خاتمی سعی داشت تا دخالت لباس شخصی ها و پلیس های نسبیت یاب را کم کند و ما هم با اوج این مخالفت ها و خشونت های لباس شخصی ها مخالفیم و برای همین به موسوی و رنگ سبز رای دادیم اما متاسفانه لباس شخصی ها که هیچ ربطی به دیدگاه های آقای خاتمی ندارند و اعمال خشونت طلبانه شان مورد تائید آقای خاتمی و اصلاحات نیست با تکیه بر حمایت از طرف کودتاچی ها قباحت را به حد اعلاء رسونده اند.
حالا شما این وسط در چنین شرایطی حرف از این میزنی که خانمی در ایران لخت و عریان کنار ساحل قدم بزنه و به این میگید آزادی؟
بروبچز کمی واقع بین باشید.
حداقل شناختی از فرهنگ ایران داشته باشید.
یه عده خارج از ایران هستید فکر می کنید وقتی مسابقه پرسپولیس استقلال هم برگزار میشه مثل مسابقه قهرمانی تنیس و اسب دوانی ممالکی است که اسمشان ایران نیست.
من بسیار خوشحال خواهم بود از روزی که ببینم دخترهای ایران در استادیوم حضور دارند و به تماشای مسابقات می نشینند اما باور کنید که قابل اجرا شدن نیست.
همان برادرانی که در استادیوم هستند و ادعای روشنفکری و حمایت از حقوق زنان و آزادی فردی آن ها می کنند با موهای سیخ سیخی چنان به خواهر/همسر شما حمله خواهند شد که از دست خالی شما هم هیچ دفاعی ساخته نیست.
همان برادران سیخ سیخ حاضر در استادیوم ورزشی که در محافل رسانه ای ادعای روشنفکری و احترام به زن ها را دارند دوشادوش برادران لباس شخصی به چنان هتک حرمتی دست خواهند زد که مثال ندارد.
بپذیرید که اکثریت مطلق جامعه ایران آن هایی نیستند که به دبی می روند و کنار ساحل دریا قدم می زنند اگرچه همان ها هم چنان به چشم چرانی و در تمنا و آرزوی همبستر شدن با دیگر زنان به سر می برند که یک گوسفند هم اینچنین به چرا نمی رود.
بپذیر برادر.
بپذیر فرهنگ ایران را و نخواه که نسخه اروپایی برای آن پیاده سازی شود.
دو، "مادر و خواهر" تنهایی جواب نداد ایندفعه "همسر" هم وارد کار کردی؟ :) تو اشکالت اینه که فکر میکنی ۹۹.۹۹۹۹ درصد جامع اینطور عقب افتاده هستند در صورتی که اینطوری نیست. البته به شما حق میدهم که اینطوری فکر کنی چون منفعت شما در این است که جامع اینطوری باشد. تنها در چنین جامعای است که شیخ و سید و... بر اساس "تعهد" و "مکتبی بودن" به پست و مقام میرسند وگرنه در جامع دموکراتیک و آزاد که هرچیزی سر جای خودش باشد و کارها به دست کردن باشد حسن خمینی جایی بهتر از تولیت یک امامزاده در حومه تهران و شیخ کروبی پستی بهتر از روضه خانی در مسجد جامع الیگودرز بدست نخواهد آورد. همین است که شما را آزار میدهد و با تمام قوا سعی میکنید جلو آن را بگیرید.(اجرکم عندالله!) اما زیاد زحمت نکش آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت.
سه، به دلیلی که در بالا گفتم امثال شما نفعشان در معرفی جامعه به عنوان یک جامعه عقب مانده و عقب نگاه داشتن آن است. اما چه بخواهی و چه نخواهی در عصر ارتباطت و تکنولوژی جامع هم به جلو خواهد رفت (مخصوصاً وقتی دیکتاتوری مذهبی بالای سرش نباشد). و به سوی همان فرهنگ "پلید و منحوس" غربی که امثال شما مکتبیها از آن وحشت دارید پیش خواهد رفت. (این همان "تهاجم فرهنگی" است که اقای شما حسابی از آن میترسد!) راستی، اینقدر نگران مادر و خواهرت هم نباش که کسی کاری بهشان داشته باشد یا چیزی بهشان بمالد! جامعه آزاد و دموکراتیک، قانون دارد، پلیس درست و حسابی دارد،.. کسی جرأت چنین کارهایی را ندارد. مگر جمهوری اسلامی است؟!
اصلا به صبر کردن و حرکت رو به جلو آرام اعتقادی داری؟
من در چشم اندازی برای دستیابی به این جامعه ایده آل که زن محجبه اسلامی با روبنده در خیابان ظاهر شود و کسی ایرادی نگیرد و خواهر/مادر/همسر شما لخت و عریان کنار ساحل قدم بزند و کسی ایرادی نگیرد و مادربزرگ پیر هر دوی ما بدون مشکل بتونه از کمپوتی به اسم اتوبوس شهری برای تردد استفاده کند حداقل کم کم اش 150 سال به وقت و زمان برای فرهنگ سازی نیاز می بینم.
برادر ملت از فرط گرسنگی به زن محجبه هم امان نمی دهد.
کنار خیابان همین جوانک های کله سیخ سیخی امان همه را بریده اند بسکه برای هر جنس مونثی بوق میزنند و ترمز ناگهانی می گیرند و
اظهار فضل و ادب می کنند و گاه در صورت عدم موفقیت برای شکار از تحقیر شخصیت زنان به خاطر زن بودنشان هیچ ابایی ندارند.
شما کجای کارید؟
خود شما که تهران هستی خودت اگه ادعای انسانیت ات شده و برای کسی مزاحمت ایجاد نکردی چه تضمینی می دهی که با آزاد کردن چنین جامعه ای گند به هر چی رابطه و فرهنگ هست نمی زنه.
مگر پلیس امکان حضور در هر کوی و خیابان و کوچه ای را دارد؟
مگر همین الان هم شکایت از اینطور رفتارهای زشت فرهنگی خلاف اخلاق به کلانتری ها نمی شود که نتیجه حجم زیاد شکایت ها، منجر به تشکیل پلیس نسبیت یاب شده؟
یکی از مشکلات فرهنگی آقای خاتمی همین معضل جوان های پرادعای کله سیخ سیخی در خیابان ها بود حالا معتقد به آزادی از نوع فرهنگ اروپایی داری؟
چشم هایت را بستی و فقط در رویاها سیر می کنی.
آن پلیسی که شما میگویی که از ترس او کسی جرات چنین کارهایی نداشته باشد همین الان اش هم همان کارها را می کند.
قبلا با گشت و تعهد، بعد با تهدید و تعهد و انگشت نگاری، باتوم هم به کار برده، و حالا جریمه نقدی هم می کند.
این پلیس مورد نظر شما در مقابل این حجم گسترده متلک ها و توهین های شخصیتی و فقر فرهنگی چه کار خواهد کرد که نیروی انتظامی الان نکرده؟
شما برای همین معضل فرهنگی ضداخلاقی ضداجتماعی در همین تهران چه راهکار بهتری سراغ داری؟
من به تهاجم فرهنگی دیدگاه سیاسی ندارم اما این موضوع متلک پرانی ها و تحقیر جنسیتی خانم ها چه از طرف لباس شخصی و چه از طرف کله سیخ سیخی ها و حتی دانشجویان دانشگاه واقعا معضل فرهنگی ما است.
حداقل خوشحالم از اینکه سران کشور مثل آقای خاتمی و موسوی و سید حسن خمینی خودشان دارای فرهنگ بالای اسلامی هستند و معتقد هستند به ارزش های اخلاقی.
در آن جامعه ایده آل رویایی یک عده که سران کشور هم یک آزادی خواه از نوع بی بند و بار باشد و سرنوشت بر یک جامعه فرهنگی ایرانی را رقم بزند حتما خواهد گفت که خب چه اشکالی دارد که جوانکی سیخ سیخی متلکی پرانده یا چهارچشمی مثل یک سگ گرسنه به جسم خانمی لخت و عریان در کنار ساحل زل زده و خیره شده است و در افکار خود آه و ناله می کند.
برادر من راهکار پناه بردن به ارزش های اخلاقی و حفظ حریم و پایبندی به یک سری بایدها و نبایدها است.
شما جزء این دسته آدم ها نیستی و بسیار متشخص و تحصیل کرده و بافرهنگ هستی اما چند در صد از پسرهای کله سیخ سیخی اعتقاد به اصول اخلاقی دارند؟
شما چقدر به طور حضوری در کلانتری ها با شکایت های خانم ها از همین کله سیخ سیخی های روشن فکرمآب برخورد داشتی؟
پلیس نمی تواند در هر کوچه و سر هر خیابانی حضور داشته باشد راه حل این موضوع اعتقاد به باید نبایدهای اخلاقی است که متاسفانه این باید نبایدها مورد پذیرش خیلی از کله سیخ سیخی ها که قسمت خیلی زیادی از جامعه تهران رو تشکیل می دهند نیست.
این موضوع که مطرح کردم فقط یک گوشه ای از مشکلات فرهنگی است.مشکلات اقتصادی و سیاسی و معیشتی و اجتماعی و جدایی طلبی ها و دست به اسلحه بردن های گروه های مخالف و خیلی مسائل دیگه به قوت خود باقی است.
من جمهوری اسلامی رو کاملا متناسب با فرهنگ ایران می دانم که البته نیاز به اصلاحاتی دارد و اعتقادی به تغییر و جهش به سمت سیستمی که قسمت فرهنگی مورد نظرش تائید برهنگی و عریان نمایی است، ندارم.
شاید شما و خانواده شما و اطرافیان شما انسان های بسیار متمدنی هستید که هیچ گاه با اینطور مسائل درگیر نبوده اید اما برادر من بپذیر که جامعه فقط دایره کوچک خانواده شما نیست و عده خیلی زیادی هستند که نیاز به مراقبت و گاه فشارهای فرهنگی و انتظامی دارد.
انتقاد من بیشتر به جنبه اقتصادی و فرهنگی جمهوری اسلامی است نه جنبه سیاسی آن.
جمهوری اسلامی کاملا مناسب برای جامعه ایران است که این سال های اخیر متاسفانه دچار انحراف شده و افسار را به دست یک عده کودتاچی تندرو عوام فریب که به منافع خودشان در جمهوری اسلامی می اندیشند و برای حقوق مدنی شهروندان اعتباری قائل نیستند سپرده است.
حضور آقایان خاتمی و موسوی و سید حسن آقا را بسیار لازم و ضروری می دانم و به عنوان یک دانشجوی سبز از ایشان حمایت می کنم نه از اعلیحضرتی ها یا احزاب خیالی.
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید