کروبی: ما آماده پرداخت هر هزینهای هستیم
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
مازیار بهاری، خبرنگار نیوزویک که سال پیش به خاطر فعالیتهای خبریاش در ایران دستگیر شده بود، این بار برخلاف همیشه، در گفتگویی غیر حضوری و ایمیلی با همکاری مسیح علینژاد، روزنامهنگار ایرانی مقیم انگلستان که سالها همکار روزنامه اعتماد ملی بود، با مهدی کروبی، از شیخ اصلاحات سوالهایی در باره جنبش سبز، فتنه و نگرانیهای حاکمیت پرسیدهاند.
نیوزویک: شما را «فتنهگر» و خطری برای امنیت ملی خواندهاند. فکر میکنید دلیل عدم بازداشت شما تا این لحظه چیست؟
کروبی: اینان تا کنون دو بار به منزل من حمله کردهاند و شیشههای خانهام را شکستهاند. دفتر کارم، روزنامهام و حزبم را تعطیل کردهاند. یکی از فرزندانم را زدهاند. دو تن از فرزندانم اجازه خروج از کشور را ندارند. خیلی از همراهان و اطرافیانم را دستگیر کردهاند. هر نماینده مجلسی که به دیدنم میآید، تعقیب میشود و کتک میخورد. من مطمئن نیستم که میخواهند مرا دستگیر کنند یا نه. اما من و خانوادهام حاضریم برای ملت ایران هر هزینهای را بدهیم.
نیوزویک: آیا شما از رهبران جنبش سبز هستید؟
کروبی: اگر کسانی رهبری جنبش سبز را بر عهده داشتند، دولت به سرعت دستگیرشان میکرد و به زندانشان میانداخت. وقتی من و آقای موسوی هیاتی چهار نفره برای رسیدگی به وضعیت خانوادههای آسیب دیدگان از اعتراضات بعد از انتخابات را منصوب کردیم فورا دستگیرشان کردند.
نیوزویک: آیا در ایران کودتایی رخ داده؟
کروبی: بله! گروهی نظامی که در سال ۱۳۸۴ احمدینژاد را به قدرت رساندند. در حال حاضر نظامیها کنترل همه چیز از سیاست را برعهده دارند و آدمهای لایق را از دولت کنار زدهاند. الان نظامیهای حاکم بر سیاست و اقتصاد هستند.
نیوزویک: آیا شما مخالف جمهوری اسلامی به عنوان نوعی از حکومت هستید، و یا میاندیشید که قابل اصلاح است؟
کروبی:من دهها سال پیش از پیروزی انقلاب برای به ثمر نشستنش رنج بردم. من سمتهای مختلفی داشتهام. من مطلق نگری و تمامیت خواهی این گروه را زیر سوال بردهام، همینانی که ایران را به نقطه سقوط و فاجعه کشاندهاند.
نیوزویک: حتما به مناسبت ۲۲ خرداد، سالگرد انتخابات پارسال، گروههای مختلف به خیابانها خواهند آمد. آیا شما نگران بروز خشونت نیستید؟
کروبی: بعد از انتخابات مشکوک دستکاری شده سال پیش، مردم با آرامش به خیابانها آمدند. اما امسال از وزیر کشور خواستار صدور مجوز راهپیمایی شدهایم تا بتوانیم مانع بروز هر خشونتی شویم.
نیوزویک: به نظر شما، چه کسانی مسوول سرکوب راهپیماییها در یک سال گذشته بودهاند؟
کروبی: همانهایی که انتخابات دستشان بوده است. میلیونها نفر به نتیجه انتخابات اعتراض کردند، آقای احمدینژاد آن را «خس و خاشاک» نامید. این دولت است که خشونت را متوجه مردم کرد. من سالیان زیادی را در زندانهای دوره شاه گذراندهام. در بعضی موارد، وضعیتی بدتر از زندان دوران شاه را تحمل میکنیم.
نیوزویک: آیا فکر میکنید که جامعه جهانی و در راس آن ایالات متحده باید از جنبش مردم ایران حمایت کند؟
کروبی: حکومتهای خارج نباید ازما حمایت کنند، چون بعدش دولت ایران ما را به همکاری با سرویسهای جاسوسی متهم و نهایتا محکوم میکند.
کل متن این گفتگو را میتوانید اینجا بخوانید
Subscribe to comments feed نظرات (11 نوشته شد):
چرا همیشه بقیه دستگیر می شوند ولی کسی با کروبی و موسوی کاری نداره!؟
فقط هر از چندی شایعه ای شنیده میشه... مثل شایعه همیشگی حمله به ایران!
شما آماده پرداخت هر هزینه ای هستید اما از جیب ملت!
این مردم هستند که جنبش را هدایت می کنند و خواسته های خود را بیان می کنند.
در این بین آقایان موسوی و کروبی و خاتمی برای همراهی با مردم در حال پرداخت هزینه های سنگین هستند.
برکناری از سیاست و منزوی شدن ها و خروج از کشور و بسته شدن تریبون ها و دفترها و روزنامه ها و....
این ها هزینه ای بسیار سنگین هست نه برای خود ایشان و نه اینطور که در رسانه های وابسته به دولت کودتای فعلی این ها را قدرت طلب می خوانند بلکه هزینه ای سنگین برای مردم سبز است.
خیلی از این مردم در حمایت از ایشان به خیابان آمدند و اعلام کردند که از رای ای که داده اند حمایت خواهند کرد و حالا آن رای کجاست؟
چه هزینه ای برای ایشان بیشتر از توهین و ترور شخصیتی که در نماز جمعه 14 خرداد 1389 به آقای سید حسن خمینی از طرف وابسته های به دولت کودتا انجام شد؟
این ها هزینه نیست؟
به نظر شما هزینه یعنی پول و چکی که از جیب شلوار ایشان بیرون آید؟
به عنوان یک اصطلاح طلب سبز از آقایان خاتمی و موسوی حمایت می کنم.
این حمایت من هم از یک شخص نیست.
از یک اندیشه است.
از یک دیدگاه برای بهبودی اوضاع جامعه بسته و خفقان ایران است. برای اصلاح شدن امور فعلی در ایران.
من معتقد به بی بندوباری نیستم و خواهان اجرای بی بندو باری نیستم و خواهان برگشت به سلطنت پدر و پسر و حکومت موروثی بدون نظارت و خواست مردم نیستم
من همانطور که این آقایان هم بارها در صحبت ها و علمکردشان نشان داده اند خواهان صلح و برابری و احترام به حقوق همه مردم و احترام به همه نوع اعقتقادات و ادیان و برابری حقوق مدنی و شهروندی هستم.
من به عنوان یک اصلاح طلب حامی آقای خاتمی و موسوی و کروبی خواهان بازگشت حکومت پدر پسری سلطنتی به ایران نیستم.
به این نوع دیدگاه شما انتقاد دارم همانطور که آقایان خاتمی و موسوی این نوع حکومت برآمده از شاهنشاهی یا حکومتی به دور از قواعد و اصول اخلاقی که بر علیه خواهران و برادرانمان در جبهه 8 سال دفاع مقدس زیر بار گلوله صدام و کسانی که به صدام برای کشته شدن خواهران و برادرانم کمک می کردند، مورد تائید جنبش سبز نیست.
برداشت اینجانب از صحبت شما چیزی جز تخریب اصلاحات و سبزها نیست.
شما هزینه را چه چیز تعریف می کنید؟
هزینه به نظر شما یعنی پول؟
انتظار دارید که آقایان خاتمی و موسوی از جیبشان پول در آورند و به دولت کودتا بدهند تا در مقابل مجوز راهپیمایی بگیرند؟
به راستی که هیچ وقت چنین پول های کثیفی و باج خواهی های زشت غیراخلاقی انجام نخواهند داد و منطقی و عمومی اعلام کرده اند که برای مجوز درخواست قانونی داده اند.
مردم سبز هم که اکثریت مطلق جامعه فرهنگی و هنری و اندیشمندان و تحصیل کرده ها و حتی بخش های زیادی از طبقه محروم از امکانات را شامل می شود هزینه را در این نمی بینند.
متحمل شدن هزینه یعنی همین توهین های گروه طرفدار کودتا و حامیان فریبکار و دیکتاتورش به یک شخصیت مورد احترام و فحاشی هایشان و رویکردی سیاسی غیراخلاقی به چنین شخصی که جرمش حمایت از اصلاح طلبان و سبزها است.
هزینه از این بالاتر که شاهد چنین ترورهای شخصیتی به افراد مورد احترام باشیم؟
هزینه از ریخته شدن خون دوستانمان در خیابان بالاتر می خواهید؟
این توهین ها برای شما مهم نیست و توقع دارید که پول در آورند و به دولت کودتا بدهند تا مجوز راهپیمایی صادر شود؟
این را هزینه می دانید؟
از کتک خوردن ها و باتوم خودن ها و فحاشی ها بیشتر می خواهید؟
ملت سبز، ساندیس خور نیست که از حضورش و حمایتش انتظار ساندیس داشته باشد یا رسیدن به پست و مقام و موقعیت شغلی خاص و امتیازات اجتماعی.
ملت سبز بدون هیچ چشمداشتی و بدون دریافت هیچ پولی در حمایت با دیدگاه های اخلاقی فرهنگی هنری اقتصادی سیاسی انسانی بشردوستانه آقایان خاتمی و سید حسن خمینی و موسوی و خودجوش به خیابان ها می آیند و نه با صرف پول برای احداث مکان های توزیع ساندیس و کوپن و این ملت سبز است که زیر آماج حملات و باتوم ها و فحاشی ها و رفتارهای زشت ماموران گماشته شده دولت کودتا هستند.
هزینه از این بیشتر می خواهید؟
شما اگر میخواهید پولی به شما بدهند که به خیابان بروید و اعتراض کنید به رای ای که دزدیده شده خب شما مزد می خواهید بگیرید.
برادر من آقایان موسوی و کروبی و سیدحسن مینی و خاتمی چشم به جیب ملت ندوخته اند و گفته اند همانطور که هر هزینه ای برای ایستادگی برای پس گرفت و دفاع از رای مردم ایستادگی کرده اند از این پس هم می ایستند و باعث افتخار است که همچنان این وفادارای این آقایان به رای های مردم تا این زمان پایدار مانده.
آفرین بر این ها.
افتخار می کنم که یک سبز هستم و البته که خواهان بازگشت حکومت سلطنت بدون انتخاب از طرف مردم یا افراد معتقد به بی بند و باری جنسی فرهنگی هنری به عرصه حکومت نیستم.
خط این افراد از خط سبزها جدا است که خودشان را به امید رسیدن به جایگاهی یا کسب کرسی مجلس به سبزها چسبانده اند.
این افراد همسو با کودتاچی ها همه دست به دست هم داده اند برای تخریب و تضعیف سبزها در حالی که می دانید یک اندیشه با اینطور حرف ها و تبلیغات منفی از بین نخواهد رفت و تضعیف نخواهد شد و دانشجویان حمایت خواهند کرد و به عشق ساندیس به خیابان نمی آیند و این آقایان هم چشم به جیب ملت آنطور که شما در ذهن خود دارید و به آن هزینه می گوئید ندوخته اند.
در این بین آقایان موسوی و کروبی و خاتمی هستند که برای همراهی با مردم در حال پرداخت هزینه های سنگین هستند.
برکناری از سیاست و منزوی شدن ها و خروج از کشور و بسته شدن تریبون ها و دفترها و روزنامه ها و حمله به منزل شخصی و شکستن شیشه های اتومبیل و حمله به قصد جان در نمایشگاه کتاب و ..... به این آقایان.
این ها هزینه نیست؟
مهم از جهت اینکه برای خود ایشان است و نه اینطور که در رسانه های وابسته به دولت کودتای فعلی این ها را قدرت طلب می خوانند بلکه هزینه ای سنگین به همه مردم سبز است.
خیلی از این مردم در حمایت از ایشان به خیابان آمدند و اعلام کردند که از رای ای که داده اند حمایت خواهند کرد و حالا آن رای کجاست؟
چه هزینه ای برای ایشان بیشتر از توهین و ترور شخصیتی که در نماز جمعه 14 خرداد 1389 به آقای سید حسن خمینی از طرف وابسته های به دولت کودتا انجام شد؟
این ها هزینه نیست؟
به نظر شما هزینه یعنی پول و چکی که از جیب شلوار ایشان بیرون آید؟
به عنوان یک اصطلاح طلب سبز از آقایان خاتمی و موسوی حمایت می کنم.
این حمایت من هم از یک شخص نیست.
از یک اندیشه است.
از یک دیدگاه برای بهبودی اوضاع جامعه بسته و خفقان ایران است. برای اصلاح شدن امور فعلی در ایران.
من معتقد به بی بندوباری نیستم و خواهان اجرای بی بندو باری نیستم و خواهان برگشت به سلطنت پدر و پسر و حکومت موروثی بدون نظارت و خواست مردم نیستم
من همانطور که این آقایان هم بارها در صحبت ها و علمکردشان نشان داده اند خواهان صلح و برابری و احترام به حقوق همه مردم و احترام به همه نوع اعقتقادات و ادیان و برابری حقوق مدنی و شهروندی هستم.
من به عنوان یک اصلاح طلب حامی آقای خاتمی و موسوی و کروبی خواهان بازگشت حکومت پدر پسری سلطنتی به ایران نیستم.
به این نوع دیدگاه شما انتقاد دارم همانطور که آقایان خاتمی و موسوی این نوع حکومت برآمده از شاهنشاهی یا حکومتی به دور از قواعد و اصول اخلاقی که بر علیه خواهران و برادرانمان در جبهه 8 سال دفاع مقدس زیر بار گلوله صدام و کسانی که به صدام برای کشته شدن خواهران و برادرانم کمک می کردند، مورد تائید جنبش سبز نیست.
برداشت اینجانب از صحبت شما چیزی جز تخریب اصلاحات و سبزها نیست.
شما هزینه را چه چیز تعریف می کنید؟
هزینه به نظر شما یعنی پول؟
انتظار دارید که آقایان خاتمی و موسوی از جیبشان پول در آورند و به دولت کودتا بدهند تا در مقابل مجوز راهپیمایی بگیرند؟
به راستی که هیچ وقت چنین پول های کثیفی و باج خواهی های زشت غیراخلاقی انجام نخواهند داد و منطقی و عمومی اعلام کرده اند که برای مجوز درخواست قانونی داده اند.
مردم سبز هم که اکثریت مطلق جامعه فرهنگی و هنری و اندیشمندان و تحصیل کرده ها و حتی بخش های زیادی از طبقه محروم از امکانات را شامل می شود هزینه را در این نمی بینند.
متحمل شدن هزینه یعنی همین توهین های گروه طرفدار کودتا و حامیان فریبکار و دیکتاتورش به یک شخصیت مورد احترام و فحاشی هایشان و رویکردی سیاسی غیراخلاقی به چنین شخصی که جرمش حمایت از اصلاح طلبان و سبزها است.
هزینه از این بالاتر که شاهد چنین ترورهای شخصیتی به افراد مورد احترام باشیم؟
هزینه از ریخته شدن خون دوستانمان در خیابان بالاتر می خواهید؟
این توهین ها برای شما مهم نیست و توقع دارید که پول در آورند و به دولت کودتا بدهند تا مجوز راهپیمایی صادر شود؟
این را هزینه می دانید؟
از کتک خوردن ها و باتوم خودن ها و فحاشی ها بیشتر می خواهید؟
ملت سبز، ساندیس خور نیست که از حضورش و حمایتش انتظار ساندیس داشته باشد یا رسیدن به پست و مقام و موقعیت شغلی خاص و امتیازات اجتماعی.
ملت سبز بدون هیچ چشمداشتی و بدون دریافت هیچ پولی در حمایت با دیدگاه های اخلاقی فرهنگی هنری اقتصادی سیاسی انسانی بشردوستانه آقایان خاتمی و سید حسن خمینی و موسوی و خودجوش به خیابان ها می آیند و نه با صرف پول برای احداث مکان های توزیع ساندیس و کوپن و این ملت سبز است که زیر آماج حملات و باتوم ها و فحاشی ها و رفتارهای زشت ماموران گماشته شده دولت کودتا هستند.
هزینه از این بیشتر می خواهید؟
شما اگر میخواهید پولی به شما بدهند که به خیابان بروید و اعتراض کنید به رای ای که دزدیده شده خب شما مزد می خواهید بگیرید.
برادر من آقایان موسوی و کروبی و سیدحسن مینی و خاتمی چشم به جیب ملت ندوخته اند و گفته اند همانطور که هر هزینه ای برای ایستادگی برای پس گرفت و دفاع از رای مردم ایستادگی کرده اند از این پس هم می ایستند و باعث افتخار است که همچنان این وفادارای این آقایان به رای های مردم تا این زمان پایدار مانده.
آفرین بر این ها.
افتخار می کنم که یک سبز هستم و البته که خواهان بازگشت حکومت سلطنت بدون انتخاب از طرف مردم یا افراد معتقد به بی بند و باری جنسی فرهنگی هنری به عرصه حکومت نیستم.
خط این افراد از خط سبزها جدا است که خودشان را به امید رسیدن به جایگاهی یا کسب کرسی مجلس به سبزها چسبانده اند.
این افراد همسو با کودتاچی ها همه دست به دست هم داده اند برای تخریب و تضعیف سبزها در حالی که می دانید یک اندیشه با اینطور حرف ها و تبلیغات منفی از بین نخواهد رفت و تضعیف نخواهد شد و دانشجویان حمایت خواهند کرد و به عشق ساندیس به خیابان نمی آیند و این آقایان هم چشم به جیب ملت آنطور که شما در ذهن خود دارید و به آن هزینه می گوئید ندوخته اند.
چون عینا دو بار تکرار شد و من به دلیل سرعت کم خطوط اینترنت فکر کردم نظرم ارسال نشده دکمه ارسال رو دوبار کلیک کردم.
پست اول که نقل قول دوستمون بود رو به علاوه همین پست خوای درخواست برای حذف رو لطفا پاک کنید.
لازم نیست که صفحه طولانی بشه و یک نظر یکسان دو بار ارسال شده باشه.
متشکرم.
تو اول جواب ک... کاریهایی که در بنیاد شهید و حج و زیارت و حاج خانوم در قاچاق دارو و شهرام جزایری و پذیرش حکم حکومتی و... رو کردی بده، بعدش آماده پرداخت هزینه شو!
دیگه جنبش سبز هم جواد شد! کسی از مردم تره هم خورد نمیکنه. خودتونید و ۴ تا روزنامه حزبی تون! از اولش هم معلوم بود شماها دنبال زدو و بند برای سهم گرفتن هستید. مگر مردم جونشون رو از سر راه آوردن که برای امثال شماها حروم کنند؟
پارسال هم که دیدی شلوغ شد واسه این بود که از دست این حکومتی که تو و امثال تو روی کار آوردید و همه کاره بودید توش جون به لب شده بودند.
خوبیش اینه که اگر عمر این نسل به محاکمه شماها قد نمیده، حداقل احمدی نژاد و باندش از پس شماها حسابی بر میآیند و حقتون رو کفّ دستتون میگذارند.
محبت می کنید اگه بفرمائید کو اون سهام عدالت که قرار بود به همه بدن و اون همه براش تبلیغات و شعارهای انتخاباتی شد؟
همون سهام عدالتی که به خاطرش بنزین رو جیره بندی کردند و حالا قرار هست همون جیره هم کاملا قطع بشه و درآمد آن نه به جیب من و نه به جیب شما طرفدار کسی که سنگش رو به سینه می زنی برود بلکه به جیب همان کسانی برود که با باتوم و اسلحه رای ها را دزدیدند و مخابرات را از آن خود کردند و حالا با خط و نشان کشیدن و تهدید می خواهند که چاه های نفت را از دستان خانواده مهدی هاشمی گرفته و به نام خود کنند.
شما سنگ چه کسی را به سینه می زنی؟
سنگ یک سپاهی دروغگوی عوام فریب رو؟
دروغ گویی و عوام فریبی آشکار رو به پایبندی به اصول اخلاقی و خواهان تحقیق و تفحص شدن برای آن همه شمش طلا که به مقصد لبنان و کمک به حزب الله لبنان (همین حسن نصرالله) در ترکیه ای که باهاش دوست و برادر شدید مصادره شد.
برای بازپس گیری اون حجم زیاد طلا و پول و ثروت ملی که حق من و شما است عملا به باج دهی و فروش اطلاعات اتمی به ترکیه مبادرت ورزیده و دست دوستی برای یک سودجو که از آب گل آلود به نفع گسترش امپراتوری عثمانی خود ماهی میگیرد.
شما چه درک و تفسیری از وقایع پیرامون ات داری؟
جز اینکه نفرت داری از کسی که موی سرش از زیر روسری پیداست و این شخص با عوام فریبی و تظاهر به اینکه مطابق میل شما رفتار می کند اینچنین ذهن شما را شستشو داده و بر افکار شما حکمرانی می کند و پول نفت و بنزین شما رو در جیب و حساب های بانکی خود برای روز مبادا می گذارد و وضعیت اقتصادی و فرهنگی شما چندین برابر بدتر از زمان آقای خاتمی شده است.
مگر مشکل مملکت ما موی دختران ما است؟
فراموش کردی؟
برو عزیزم.
برو واستا ساعت ها توی صف گاز و خوشحال باش که این ایستادن در صف گاز و حذف سهمیه بنزین باعث کاهش آلودگی هوا شده و خوشحال باش که با باتوم و جریمه نقدی و پلیس امنیت و هزار ترفند و کلک دیگه مشکل بزرگ مملکت یعنی پیدا بودن موی دختران ما حل شده.
چشم هایت هم ببند به اینکه همین چند روز پیش بود که کشتی متعلق به نیروی دریایی سپاه پاسداران که به قصد صادرات ثروت های ایران حامل دخترهای ایرانی به شیخ نشین های عرب بود توسط نیروهای بین المللی شناسایی و توقیف شد.
در همین شرایطی که قدرت چهارچنگولی در دستان شخصی است که شما به خاطر نفرت از یک دیدگاه دیگه فریب عوام فریبی های او را خورده اید.
پارسال که دیدی شلوغ شد و این همه آدم پای صندوق رای رفتند یک نه بزرگ بود به شخصی که شما ازش طرفداری می کنی.
و هنوز هم پای این نه ایستادیم.
اگر با باتوم و تهدید و شکنجه فکر می کنند نظر و رای مردم تغییر خواهد کرد سخت در اشتباهید.
باتوم و تهدید و شکنجه رای این همه آدمی که پای صندوق رای آمد را نه تنها تغییر نداده بلکه با این اتفاق هایی که افتاد بیش از پیش راسخ تر و محکم تر بر رای هایمان ایستادیم و مطمئن تر شدیم از انتخاب درستی که داشتیم.
برادر من...
جنبش سبز هم جواد شد یعنی چی؟
هدفت از این تخریب اشکار چیه؟
جنبش سبز مگه مد روز هست که جواد شده باشه؟
جنبش سبز ادامه مشروطه خواهی و نفی سلطه یک شخص به اسم پادشاه یا ولی مطلقه فقیه بر امور مملکت هست.
شما واقعا درک درستی از جنبش سبز نداری.
اینطور کودکانه حرف می زنی که احمدی نژاد و باندش از پس شماها حسابی بر میآیند.
واقعا خنده داره.
تفکری برخواسته از کوچه گردی و دعواهای خیابانی که ها ها یک قلدر اومده بقیه رو کتک بزنه.
واقعا منطق جالبی برای مباحثه داری.
به زبون خودت برات توضیح میدم که برات قابل فهم باشه :
اون قلدر مورد تائید شما، همان سپاه یزید و معاویه است و شما اهل کوفه و نمی دانید که دارید چه کار می کنید.
نه سبزی جون، من از کلّ این رژیم از چپ گرفته تا راست، از احمدی نژاد تا جبهه مشارکت ایران "اسلامی" و... متنفرم (احتمالاً پردازنده مغزی الان به این نتیجه رسید که پس مجاهده!!) و نقش این "سران سبز" شما رو در تخریب و نابودی مملکت خیلی بیشتر از احمدی نژاد میبینم. این بابا همش ۵ ساله که اومده. قبل از اون ۲۴ سال همه چیز دست "سران سبز" بود. ضربه ضرر و زیانهایی که اینها به کشورم زدند و بالاهایی که اینها به سر مردم آوردند اینقدر زیاده که احمدی نژاد حالا حالاها باید بدوه تا بهشون برسه.
من هرکاری بتونم در جلوگیری از قدرت طلبی این اوباش فاشیست انجام میدم.
ضمنا زیاد در مورد جنبشتون هم زور نزن. البته قابل درک و ترحمه! چیزی که اصلاح طلبها میخواستند برای چانه زنی و قدرت طلبی ازش استفاده کنند، مرد و مردم دست این شارلاتانها رو خواندند و فهمیدند که نباید از مار به اژدها پناه ببرند. اما شما بوقهای رسانه این اصلاح طلبان (بیشتر در خارج) دوست ندارید این رو ببینید میخواهید همچنان القا کنید که نه جنبش هست. مردم بیایید واسه ما توی خیابون! ولی توی ایران واقعاً دیگه به هرکی بگی "جنبش سبز" بهت میخنده. واسه همینه که میگم جواد شده. شما هم غصه نخور به جاش یه کم فکر کن ببین واسه انتخابت بعدی چطوری مردم رو بذرید سر کار که "نظام حفظ بشه" این مهرهها که دیگه سوختند.
بنابراین موضع شما نه همسو با جنبش سبز هست و نه با احمدی نژاد.
طبق شواهد و قرائن انتخابات خرداد 88 جنبش سبز آقایان موسوی و خاتمی و سید حسن خمینی در ایران بیشترین سهم و اکثریت آرا رو به خودش اختصاص داد نه گروه های خارج از کشور که شعار تحریم انتخابات 88 رو می دادند.
جنبش سبز خیلی از آراء خاموش و بی طرف و قهرکرده رو به پای صندوق های رای کشوند.
جنبش سبز "ما بی شماریم" که پایگاهش داخل ایران هست و مقاومت می کنه طرفداران بیشتری نسبت به گروه"ما هستیم" در خارج از کشور داره.
گروه های دیگه ای هم اگه وجود دارند مثل مجاهدین خلق و طرفداران دیدگاه های کمونیستی حزب توده ای ها و باقی مانده های سلطنت پهلوی که در خارج از کشور برای خودشان تریبون و تشکیلات ایجاد کردند و البته که برای به دست آوردن طرفدار برای دیدگاه هایشان هم تلاش می کنند و سمینار می گذارند و تلویزیون خصوصی راه اندازی کرده اند اما هیچ موقع به اندازه جنبش سبز محبوبیت نداشتند.
خارج از این دسته، گروه و ایدئولوژی سیاسی دیگه ای فکر نمی کنم به طور رسمی اظهار وجود کرده باشه که شما مواضع خودت رو نزدیک تر به اون گروه بدونی.
به عنوان یک انسان هرطور که مایل هستی و هر موضعی که میخواهی آزاد هستی که انتخاب کنی.
هر موضعی که داشته باشید زیرمجموعه یکی از این گروه ها است.
در غیراینصورت برام جالب خواهد بود که نام گروه جدید خودتون را که اینقدر معروف و محبوب هم هست و به طور رسمی اعلام موجودیت کرده رو به ما هم بگی.
کدوم خط مشی سیاسی دارید شما؟
کدوم گروه فعال سیاسی مورد تائید شما است؟
نه کسانی که روی کاناپه جلوی تلویزیون نشسته اند و فقط حرف می زنند و دچار توهم شده اند که رهبر گروه اند.
هم خوشحالم و هم متاسفم که فردی با ادبیات فکری شما خودش رو متعلق به جنبش سبز نمی دونه و ازش دوری می کنه.
برادر من...
اگه کمی واقع بین باشید سال ها است که گروه هایی مثل "ما هستیم" و مجاهدین خلق و احزاب سلطنت گرا و حتی معتقدین به سیاست بی اخلاقی گری و فحش و ناسزاگویی در برابر ارزش های اخلاقی که تلویزیون رسمی شان "رنگارنگ" سرآمد آن ها است خیلی در اقلیت و کم هستند و تقریبا موضع گیری های سیاسی شان برای خیلی از ایرانی های متفکر و تحصیل کرده مضحک و خنده داره و قائل به رسمیت شناخته شدن نیست.
من در مورد 6 میلیارد جمعیت و تمام کائنات صحبت نمی کنم.
در مورد دو گروه اصلی داخل ایران که احزاب مختلف زیر سایه این دو طبقه بندی می شوند و سرنوشت ایران را مشخص می کنند صحبت می کنم نه در مورد اقلیت سلطنت طلب خارج از ایران یا حزب توده ای هایی که هنوز فکر می کنند باید به رهبران روسی شان وفادار باشند یا مجاهدین خلق که با همراهی با صدام فاجعه 8 سال جنگ رو تحمیل کردند و همه این ها سال هاست که تلاش می کنند به عرصه سیاست داخل ایران بازگردند و نه گروهچه های کوچکی که هر از گاهی این سو و آن سو دچار توهم داشتن طرفدار می شوند و بعد از مدتی هم به همان سادگی که پدید آمدند محو شده اند.
خوشبختانه دنیای امروز از لحاظ تبادل آراء و نظرها و گفتمان محدود به مرزها نیست و انتخابات 88 ایران ثابت کرد که خیلی از ایرانی ها چه داخل و چه خارج از ایران، از لحاظ خط مشی های فرهنگی اقتصادی اجتماعی سیاسی متمایل به جنبش سبز هستند.
اگرچه گروه های سیاسی کوچک دیگر و حتی گروهچه های خارج از ایران سال هاست که برای کسب آراء و محبوب شدن حداکثری و میلیونی تلاش می کنند اما جنبش سبز در خارج از کشور نیز تمام کاسه کوسه های آنان را نقش بر آب کرده.
از این رو عده ای از این ها در اینترنت گماشته شده اند تا هم راستا با کودتاچیان، از هیچ تلاشی برای تخریب جنبش مدنی اخلاق گرای سبز فروگزاری نکنند.
برادر به خود بیا.
اولا من در داخل ایران هستم و در تهران زندگی میکنم (بر خلاف شما و بسیاری از رفقای اصلاح طلب که در دوران اصلاحات خودشان از مملکت گریختند و از آنجا همچنان بوق اصلاح طلبان هستند).
دوم اینکه من رای ندادم ولی از دوستان و آشنایان خیلیها را میشناختم که رای دادند و هیچ علاقهای به هیچ کدام از جناحهای حکومت نداشتند. تنها دلیل رای دادنشانبه این بود که از فشار شدید و تورّم نزدیک ۳۰ درصد اندکی کم بشود. حالا شما رفقای اصلاح طلب میخواهید اینها را به اسم خودتان سند بزنید که بله مردم به عشق چشمان زیبای سید و خط ابرو و لب دلربای شیخ ما آمدند و به ما رای دادند؟! همین کارها را کردید که در این چند تظاهرات خیر که گذاشتید با اینهمه تبلیغات دیگر کسی محلتان نگذشت. پس سعی نکن هرکسی که در انتخابت از روی ناچاری به اصلاح طلبها رای داده یا در اعتراضات شرکت کرده رو به نام خودتون مصادره کنی. چون امثال من هم توشون هست که توی گلوتون گیر میکنه! (زیاد هم هست. خیلی بیشتر از اعضای سازماندهی شده حزب مشارکت یا عتماد ملی)
سوم، تمام گروههای مخالف رو شستی و روی بند پهن کردی و به این نتیجه رسیدی که پس همه شر هستند و فقط اصلاح طلبان خیر مطلق! در اینکه بعضی از اینها خأنند و بعضی کسب و بعضی بی خاصیت باهات موافقم. اما این مساله اعتباری به اصلاح طلبها نمیده. ((دوباره توی لوپ نیفتی که "مردم برای ما تظاهرات کردند". برای صدمین بار میگم که مردم اعتراض داشتند، نسبت به کلّ حکومت و در آن نقطه دیگر صبرشان لبریز شد. " عشق" خاصی به شماها نداشتند و ندارند) بسیاری از اینها هم اگر آویزان از "بیت امام" بودند و تا چند سال پیش همه کاره بودند و رئیس مجلس و رئیس جمهور و نخست وزیر و وزیر و وکیل و... بودند شاید نیازی به خارج رفتن نداشتند و در داخل با حاشیه امنیت میماندند و مبارزه میکردند. البته امروز که اصلاح طلبان راه جدیدی یاد گرفته اند. هم از توبره میخورند هم از آخور! هم دم از اسلام و نظام و آرمانهای امام راحل میزنند، هم در آمریکا و انگلیس پناهندگی میگیرند و از طریق صدای آمریکا و بیبیسی و رادیو فردا تبلیغ آرمانهای "سبزشان" را میکنند. انگار نه انگار که خودشان بودند که از دیوار سفارت مریکا بالا رفتند و ملت را به سیاه روزی کشانیدند.
و در آخر برای اینکه دیگه توی هنگ نمونی، من از هیچ گروه و دسته خاصی نیستم. خواستار کشور آباد و آزاد و سکولار و مدرن و زندگی مرفه برای خودم و هم وطنانم و روابط خوب و دوستانه با کشورهای دنیا هستم. مرحله اوّلش هم یک انتخابت آزاد بدون چارچوب قانون اساسی نظام و شورای نگهبان است. اگر ببینم کسی با این معیارهای من همسو است و سابقه سیاه که خلاف این معیارها باشد ندارد، به او رای میدهم. بر خلاف شما و دوستانتان هم اهل "پرستیدن و بت سازی" نیستم.
برادر/خواهر عزیز دل من...
شما اگه موافق با اصلاحات نیستی و اگر رای ندادی خب اینطور تصمیم گرفتی و این تصمیم شما بود که رای ندهی.
کسانی سعی در تبلیغات منفی و تحریم انتخابات کردند که ریشه اصلاحات را با تیشه می زنند.
اما در این بین کسانی هم بودند که به اصلاحات رای دادند و البته که نه به خاطر روی گل این شخص و آن شخص بلکه به خاطر اینکه آرمان ها و ایده آل های خودشون رو خیلی خیلی نزدیک تر به اصلاحات می دانند.
اینکه شما بیرون از گود بنشینی و هر غذایی جلوی روت بذارند بگی اه اه و این اون غذای ایده آل من نیست خب خیلی راحت تر هست تا اینکه حداقل تلاش کنی برای مجموعه ای که ایده آل هایت رو به نه به طور کامل ولی حداقل قسمتی اش رو در چشم انداز ترسیم شده آینده این حزب سیاسی رسمی میبیند.
اینکه نشستی نه حزبی تشکیل دادی و نه حزبی وجود دارد مطابق ایده آل های شما و حزب سیاسی مورد نظر شما فقط در افکارت هست نه در واقعیت به نظر من مستحکم نیست.
من هم همه آرمان هام رو در اصلاح طلبان و جنبش سبز نمی بینم اما این امید محکم تری هست برای ساختن آینده ایده آل خودم تا اینکه بشینم توی افکار خیالی سیر کنم که ای کاش چنین حزبی بود و چنان بود و چنین بود و اگر چنین شد آن روز رای خواهم داد.
شما توقع ات خارج از دایره بزرگ اصلاحات هست و خودت را خارج از این حلقه های به هم متصل شده داخل و خارج از ایران میبینی خب به نظر من ایده آل هایت خیلی نزدیک به گروهک های سلطنتی و "ما هستیم" و تلویزیون رنگارنگ هست که خودت را داخل جنبش سبز اصلاحات نمیبینی و البته که این گروهک ها مورد تائید جنبش سبز اصلاحات نیستند و آقای موسوی در بیانیه هاش هیچ وقت اشاره ای به رسمیت شناختن این ها نکرده.
خب بشینید و تماشا کنید که چطور بروبچه هایی که حداقل آرمان هاشون نزدیک به اصلاحات است در این خفقان سیاسی و جنگ باتوم و فحش و تفرقه پراکنی بر علیه وقار و دانش و خرد و اخلاق گرایی استقامت خواهد کرد.
اصلاحات مطابق با فرهنگ خیلی از ما ایرانی ها در ایران ریشه دارد و چشم اندازهای اخلاق گرایانه اش مورد حمایت خیلی از کسانی است که بر خلاف اون حجم گسترده تبلیغات منفی و تحریم انتخابات در آن شرکت کردند.
عده ای شرکت کردند که نه بگویند.
به چه چیز نه بگویند؟
ما شرکت کردیم که به احمدی نژاد نه بگوئیم و شما هم شرکت نکردی چون ایده آل های خودت رو در بله گفتن به سلطنت طلبان میبینی یا در افکار خیالی خودت غرق شدی که شاید یک روزی خانم ها کنار ساحل بتوانند عریان قدم بزنند و آن روز رای خواهی داد.
خب بشین برادر.
بشین و نظاره کن و در افکار خیالی خودت غوطه ور باش.
باشد که رستگار شوی.
خوب است بدانی این آقای خاتمی و اصلاحات بود که طرح گفتگوی تمدن ها رو در سازمان ملل برای گفتگوی بین همه کشورها و تمدن ها ارائه داد.
منظورت اینه که اصلاح طلبان مثل احمدی نژاد خواهان کینه جویی و دشمنی با کشورهای دیگه بودند؟
در مورد روابط با ایالات متحده در حال بحث و حل مشکلات تاریخی با استفاده از گفتمان فرهنگی سیاسی اقتصادی و منطق بودیم که احمدی نژاد و دار و دسته اش از جهنم سر رسیدند.
در مورد اسرائیل شخصا به عنوان یک اصلاح طلب سبز این گروه سیاسی تندرو که با سوء استفاده از مذهب یهودیت زمین های خیلی ها را به زور غصب کرد و با سوء استفاده از مذهب یهودیت فجایع انسانی بدتر از مهریزک انجام داده و با بمب اتم ملت رو تهدید می کنه درست مثل احمدی نژاد که هارت و پورت می کنه و تهدید می کنه و خودش رو هم عضو NPT و پیمان جهانی منع استفاده از بمب اتم نمیدونه و معتقده هر لحظه دلش بخواد این حق رو داره که بر علیه ایران و بقیه با بمب اتم جنگی به راه بندازه مخالفم و هیچ گاه مایل به برقراری ارتباط با چنین گروه سیاسی نیستم.
شما پیش خودت فکر می کنی چه اشکالی داره همه با هم دوست و برادر باشند خب من هم با شما موافقم اما در مورد عدم رابطه با اسرائیل دلیل موجهی داریم و آن این است که شما هیچ شناختی از چشم انداز های این گروه سیاسی مذهبی نداری و نمی دانی که رهبرانش خود را مجاز می دانند که با استفاده از زور و اسلحه زمین ها و ثروت هایی که مال دیگران است را غصب کنند.
درست مثل اینکه دولت احمدی نژاد یه هویی که با دستان پلید و اهداف پشت پرده پلیدتر روی کار اومد یه شب بیاد در خونه شما بگه پاشید برید بیرون این خانه و منزل و اتومبیل شما مال ما است. حالا شما هی برو سند و مدرک بیار که این زمین و منزل از پدر پدربزرگ شما به شما ارث رسیده و مال شما است.
متوجه هستی؟
من به عنوان یک اصلاح طلب با شما موافقم که همه ملل دنیا باید روابط دوستانه با هم داشته باشند اما نقطه اختلاف من و شما در اینجاست که شما بدون در نظر گرفتن و بدون آگاهی مثل یک کودک حتی اگر احمدی نژاد به زور منزل شما رو که متعلق به شما بوده از آن خود کند همچنان پایفشاری کنی که اشکالی ندارد.
باید با احمدی نژاد دوست و برادر باشیم چون باید ملل دوست و برادر باشند.
این تفکر شما کودکانه است.
اطلاع دارید که رهبران مذهبی اسرائیل سرزمین اسرائیل را به همین مرزهای کنونی محدود نمی دانند و همه این سرزمین ها را تا نزدیکی مرزهای ایران مال خود می دانند و میخواهند که روزی در تصرف و حکمرانی آن ها باشد.
لطف کنید فلسفه دعواهای سیاسی رو از ریشه بررسی کنید و فقط شعار زیبای خواهان کشور آباد و آزاد و مرفه و روابط دوستانه با همه کشورهای دنیا از پشت کامپیوترتان سر ندهید.
همین اسرائیل اگر مورد حمایت شماست و از دیدگاه شما باید با او دوست و برادر بود اینقدر گستاخ و چندین برابر غیرمنطقی تر از احمدی نژاد است که سایه سنگینش دیگر جایی برای مرفه بودن و آباد و آزاد بودن شما نمی گذارد.
لطفا کمی اندیشه کنید.
من با شما خصومتی ندارم و خواهان مرفه بودن شما هستم و خواهان اینکه پول نفت مملکت آباد و آزاد ما به این راحتی و با حذف سهمیه بنزین و بدون هیچ نظارتی به حساب سپاهی های قلدر واریز نشود.
برادر جان...
باور کن کسی بت نمی پرسته.
آقایان موسوی و کروبی بت نیستند اما به خاطر ایستادگی هایشان و شجاعتشان برای ایستادگی در مقابل زیاده خواهی های کودتاچی ها دارای احترام هستند.
باور کن بت نیستند.
ذهنیت رو تغییر بده و کمی واقع بین باش.
من دیگه بحثی با شما ندارم چون با کسی که فکر و اندیشهای داره (به هر شکلی) میشه بحث کرد ولی با وبستگان حزبی و نمایندگان رسمی احزاب که به صورت ناشناس صبح تا شب در اینترنت به تبلیغات مشغولند و از این راه گذران زندگی میکنند بحثی نمیتوان کرد. حداکثر کاری که میشود کرد خنثا کردن تبلیغاتشان است.
ضمنا ممنون از اینکه برای من روشن کردی کدام گروه سیاسی خستهها و ارزشهایش همان هیی است که من دارم. اگر سلطنت طلبان ارزشهایشان " کشور آباد و آزاد و سکولار و مدرن و زندگی مرفه برا هم وطنان و روابط خوب و دوستانه با کشورهای دنیا" هستند پس دمشان گرم. و اگر اصلاح طلبان دشمن این اهداف هستند (که هستند) پس مبارزه با آنها "واجب" است. (بالاخره ما هم تکلیفی داریم دیگر!)
روضههایی که خواندی خیلی اهمیت جواب دادن ندارد. ما خودمان در این خراب شده بزرگ شدیم و این ادبیات را خوب میشناسیم. بالاخره ۸ سال دوران "اصلاحات" هم گذراندیم! تصادفا (و متأسفانه برای شما) دیالوگهای آن دوران و قبل از آن اصلاح طلبان (همان گروگان گیران سفارت) را به یاد داریم. پس این حرفها را ببر جایی که کسی مثل من موی دماغ نشود!
درضمن، بد نیست واقع بین باشید و بدانید که احمدی و باندش با پشتیبانی ولی فقیه (تا زندست) امکان ندارد بگذرند دیگه چیزی به شماها بماسد. پس با همینهایی که فعلا (از برکات نظام مقدستان) دارید آرام بگیرید و دست به ماجرا جوئی نزنید. و تا وقتی که من و امثال من هستیم هم اجازه نمیدهیم مردم را تحمیق کنیدو به عنوان علت دست ابزار "فشار از پایین و چانه زنی از بالا" کنید. حالا این گوی و این میدان!
راستی اگر باز هم احساس تکلیف کردید که به "شبهه های" من پاسخ بدهید، راحت باشید. من دیگر اینجا سر نمیزنم. ولی زیر لینکهای دیگر را همچنان مراقب باشید!
داداش این سنگر اسهال طلبیتو حفظ کن یه موقع نری بخوابی ممکنه یه کامنت بیاد و تو نباشی جواب بدی بعد جنبش سقوط کنه.
اجرت با آقا
ههه خدا خفت نکنه مردم از خنده.
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید