جنبش سبز و آیت الله خمینی/ برای اکبر گنجی
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
۱- اکبر گنجی نوشته است :
« سرسپردگی به آیت الله خامنهای با سرسپردگی به آیت الله خمینی تفاوتی ندارد، هر دو مصداقی از نظام سلطانی را به نمایش گذارده و می گذارند.» *
از آن واژی تلخ سرسپردگی که بگذریم، و به جایش دلبستگی و یا اطاعت را اگر بگذاریم، این گزارهی اکبر گنجی ایراد دارد .
فرد با نهاد، بالذات تفاوت دارد. می توان نهادِ ولایت فقیه را نقد کرد و نپذیرفت اما به شخص ولی فقیه ارادت داشت و از او دفاع کرد. با این وصف، اطاعت از خامنهای و خمینی بسان یک فرد تفاوت دارد. در حالی که اطاعت از این دو بسان یک نهاد، تفاوتی ندارد، چون هر دو مصداقی از نظام سلطانیاند .
به این گزاره از منظر فلسفهی سیاسی هم میتوان خرده گرفت. مشروعیت یک امر جاری است و استمرار آن برای هر نهادی لازم است. ممکن است یک نهاد و یا یک قرارداد مشروع در زمانی دیگر نامشروع شود. آن چنان که در قانون اساسی آمده است، تداوم مشروعیت ِ ولایت فقیه برای خمینی و خامنه ای یکسان نیست و همین جایگاه قانونی ، اطاعت از آن دو را « متفاوت » می سازد.
۲- اکبر گنجی اطاعت از آیتالله خمینی و خود را پیرو او معرفی کردن «تاکتیک و استراتژی نادرستی» میداند و البته انتظار هم ندارد که مهندس موسوی و مهدی کروبی از آیت الله خمینی انتقاد کنند، زیرا « از نظر سیاسی نادرست» است. با این وصف ، پیشنهاد گنجی «سکوت» است. شاید مشابه سکوتی که این دو رهبر جنبش سبز در خصوص آقای خامنهای پیشه کردهاند.
به زعم ِ نگارنده، این گونه پیشنهادها ناشی از شرایط متفاوت زبانی است. این روزها که اکبر گنجی دارد به زبان آدمها میپردازد و بی شک به جایگاه زبان در اندیشه آدمی آگاه است، شاید یادآوری این نکته بتواند هم دلی میان میرحسین و اکبر را بیشتر کند. مگر نه این که گنجی نیز در این نوشته، از واژه ی "آیت الله" برای هر دو «سلطان» استفاده میکند بیشک گنجی برای استفاده از این واژهی مقدس «انگیزهها و دلایل قانع کنندهی سیاسی» دارد . انگیزههایی که غیر از حقایقی است که گنجی برای آنها میجنگد.
۳-«مسئله » این است که « صراحت و صداقت و بیان آزاد دیدگاه» همه ی آن چیزی نیست که در یک رفتار سیاسی و یا جنبش اجتماعی، لازم است. این سه عنصر، اگرچه شناسههای مشترکی برای میر حسین و اکبرند، اما جایگاه متفاوت ِ سیاستمدار و روشنفکر، همان تفاوتی است که میتواند به ترجمهی این دو زبان کمک کند. مهم آن است «این دو» همدیگر را بفهمند، اما به هم «آلوده» نشوند. همین.
* اکبر گنجی ، جنبش سبز و آیتالله خمینی، روز آنلاین
Subscribe to comments feed نظرات (8 نوشته شد):
هر سخن جای ،و هر نکته مکانی !!!!!!!!!!!!!
بنا بر منطق نویسنده این متن، امام راحل هم "سیاستمدار" بزرگی بوده که اصل هر سخن جایی و هر نکته مکانی را دارد را به خوبی درک و اجرا کرده است. یعنی قبل از رسیدن به قدرت وعده های دروغین داده و بعد از به قدرت رسیدن با وقاحت تمام زیر حرفهایش زده. حالا میرحسین موسوی و کروبی سنگ چنین فردی را به سینه می زنند و خودشان را پشت سرش پنهان می کنند و سبزهای عزیز هم با آسمان-ریسمان بافتن سعی در توجیه این رفتار دارند.
اگر در مورد سیاست میباشد ،یکی از چهرهای بسیار پاک و بی آلایش را به بنده معرفی کن ؟؟؟
۲.اگر در مورد صداقت میگوید ،خواهسمندم یکی dygr
شاید بهتر باشه به جای به چالش کشیدن نسل گذشته، جامعه ی روشنفکر امروز، کسانی مثل گنجی، بیشتر چرایی این که خمینی سلطان بود را برای نسل جوون تر مشخص کنند و اشتباهات خودشون رو.
راسل توی کتاب «قدرت»ش یه جمله ای داره: «روشنفکران چون از درک جامعه ناتوان می شوند خود را در برج عاج محصور می کنند.»
امیدوارم روشنفکران ما توی برج عاج «سلطانیسم خمینی و حمایت من یا دیگری از اون» گرفتار نشند و به راهکارهایی برای رهایی جامعه از ابتلا شدن به «سطان سازی» و «سلطان پرستی» بپردازند.
چه اشتباهی برادر؟
اشتباه کردند که در ادامه جنبش مشروطیت قدرت را از دست یک شخص به اسم شاهنشاه شاه شاهان پهلوی شاه خارج کرد و به مردم داد؟همون شاهی که دقیقا مثل همین شخص شخیص مطلقه فعلی صدها برابر خون جوان ها را در خیابان ها با تانک و ساواکی بازی روی زمین ریخت؟
جنبش سبز نه تنها این انقلاب بزرگ آیت الله خمینی را اشتباه نمی داند بلکه در راستای آن که آن هم در راستای مشروطیت و خارج کردن قدرت از دست یک شخص مطلقه بود ، تلاش می کند تا این انحرافی که صورت گرفته و شخص مطلقه دیگه ای از این قدرت کور شده و دچار خودعلی بینی و دارای طرفدارانی بسیار کوته فکر و لجوج و گستاخ و بی ادب و حرمت شکن و ساندیس خور در آورد یا حداقل انتقادی به آن وارد سازد.
شما این را اشتباه می دانی؟
شما مایل هستی که حکومت شاهنشاهی هنوز پابرجا بود؟ قدرت در دست شخص شخیص شاه؟
حرف از کدام اشتباه میزنی؟
جنبش مشروطیت اشتباه بود که شاه قاجار رو مجبور به پذیرش نقش مردم در تعیین سرنوشت کرد که در انقلاب خمینی هم عملا از قدرت شاه خارج شد؟
همان شاهی که با پیاده کردن فرهنگی که متناسب با جامعه ایران نبود خواست با زور بر مردم حکومت کند.
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید