آیا میتوان از خمینی عبور کرد؟
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
مدتهاست بابت سوالهایم از سران جنبش سبز در باره اعدامهای دهه ۶۰، انتقادها، حملات و اهانتهای زیادی دریافت کردهام. البته اینها را دستگرمی میدانم چون باعث میشود تحمل آدم بالاتر برود.
اما سوال همیشگی من این است؛ آیا دفاع از آرمانهای «امام» به عنوان کسی که خارج از دادگاه و روند دادرسی، حکم مرگ بیپناهان بسیاری را داده یا از اعدامها حمایت کرده، خود قابل دفاع است؟
دوستان ممکن است انتقاد کنند که طرح این سوالها مجوز لازم دارد. یا اینکه تنها افراد معینی اجازه سوال در این رابطه از راهبران جنبش را دارند.
اما به نظر من، هر شهروند ایرانی حق دارد از کسانی که در دهه ۶۰ مسوولیتی داشته بپرسد که آیا میتوان بر اساس معیارهای کسی که حامی محاکمههای غیر قانونی، نقض حقوق متهم، شکنجه، تفتیش عقیده، اعدام کسانی که حتی بر اساس قانون حکمشان حداکثر یک یا دو سال زندان بوده، به آزادی و مردمسالاری رسید؟
سوال اینجاست که اگر اعتقاد رهبران فعلی به دموکراسی است و تلاششان برای دفاع از رای مردم برای نهادینه کردن آن است، آیا میتوان سنگ بنا را بر پایگاهی ضد انسانی استوار کرد؟
به عقیده من، نه موسوی، نه کروبی و نه خاتمی، دستی در اعدامها نداشتهاند. حداقل مدرکی در این باره وجود ندارد. اما مساله اینجاست که سکوت در برابر نقض گسترده حقوق بشر و از میان رفتن جان بسیاری از جوانان در دورانی که مسوولیتی داشتهاند، برای هر کسی قابل قبول نیست. از سوی دیگر، قرارگیری این افراد در مجموعه بزرگ حکومتی دوران آیتالله خمینی این سوال را بوجود میآورد که آیا میتوان به تغییر در گفتمان این افراد را وقتی که هنوز پیرو آرمانهای «امام» هستن، پذیرفت؟
به نظر من، طرح سوال از سوی دادستان تهران، نقطهای حیاتی برای رهبران جنبش است. اگر اینجا از خمینی و خمینیایسم عبور نکنند، دیگر زمانی و جایی برای این کار ندارند.
رهبران جنبش از نگاه من، چیزی برای از دست دادن ندارند و با در نظر گرفتن تاکتیکهای حکومتی، بایستی استحکام خود را نشان دهند.
ممکن است اینان علاقه زیادی به آیتالله خمینی داشته باشند، کما اینکه خاتمی نگران انتقادهایی است که از دوران آیتالله خمینی مطرح میشود و نقد ولایت فقیه را نیز ساختار شکنی میخواند، اما آیا وقتش نرسیده تکلیف خودشان را با این مساله یکسره کنند که آیا مدافع اعدامها بودهاند یا مخالف؟ و آیا باید تا ابد پشت آیتالله خمینی پنهان شد؟
به نظر من، دفاع از حقوق متهمان و محکومیت اعدامهایی که متاسفانه انتظارشان را باید بکشیم، چون ساختار حکومت را میشناسیم، بدون تعیین تکلیف با آنچه در گذشته اتفاق افتاده ممکن نیست.
آقای میرحسین موسوی به عنوان کسی که با تاخیری یک روز و نیمه، روند دادرسی و برخورد با مخالفین و اعدامها را زیر سوال برد، بهتر است موضع خود را یک بار برای همیشه نمایان سازد، و بگوید آیا حامی اعدامهای دهه ۶۰ و دوران امام بوده یا نه؟ و اگر بوده و اینکه نظری مخالف دارد، بگوید که آیا حاضر است روند پیشین را محکوم کند یا نه؟
اگر موسوی حتی با ذکر کارهای غیر انسانی گروههای «تروریست» بگوید که کاری که آن زمان انجام گرفت درست نبود، بخش خاکستری جامعه که از خشونتها و شرایط جامعه به تنگ آمده، بیشتر باورش خواهد کرد. یکی از نزدیکان موسوی به من میگفت که نگرانی ایشان، ریزش نیرو است. سوال من این است؛ آیا ریزش نیروهایی که مخالف دموکراسی و حقوق بشر هستند مهمتر است یا جلب کسانی اثر داغ بی مهری حکومت بر جان و روحشان مانده؟
اگر خاتمی و کروبی چنین کنند، و طرفداران به حمایت از ایشان ماندگاریشان را در صحنه به نمایش بگذارند، آیا دادستان تهران دیگر میتواند اینان را در گوشه رینگ گیر بیاندازد؟
آیا گذر از آرمانهای «امام» گناهی کبیره است؟
Subscribe to comments feed نظرات (13 نوشته شد):
طرح این سوال کلا غلط است. سوال این است که موسوی باید تکلیف خود را با ولایت فقیه روشن کند
حالا راحت شدن خیال من و شما که خارج از کشور زندگی می کنیم چه دردی از موسوی یا جنبش دوا می کنه؟
این جمله اولین بار بود که از زبان یکی از مسؤ لان اول انقلاب شنیده میشد. اگر به تمام کلمه ها خوب توجه کنی می بینی حتی یک کلمه را نمیتوان جابجا کرد.جمله بسیار حساب شده گفته شده است. "مشکلات" اشاره به "زندانها و اعدامها" است. "ادامه" سالهای پنجاه و هشت و نه را نشانه میگیرد که فضای باز " قطع" شد و "ازادی" تمام سالهای پس از ان را در بر میگیرد. اشاره به اعدامهای یک مقام حکومتی از سوی دادستان دقیقا جواب این جمله موسوی بود. به حق او با هوش تر از شما بود. با تمام احترام برای کسانی که هنوز این سوال را از موسوی میپرسند باید بگویم شما چه وقت میخواهید از مغز خود
استفاده کنید؟
-----------
این جمله برای راضی کردن طرفداران لازم است، برای پاسخ دادن به منتقدین، کافی نیست
۱.آیتالله یوسف سانه ای ،آیتالله موسوی اردبیلی ،موسوی تبریزی ،آقای خویینی ها ،مجید انصاری عضو کنونی مجلس خبرگان و مجمع تشکیس مصلحت ،و چهره فسیل شده دیوان عالی کشور محمدی گیلانی ،که متاسفانه برخی از آنها هم برخی اوقات از جنبش سبز دفاع میکنند .مخصوصا آقای مجید انصاری ،هنوز هم مشخص نیست که چه میگوید .
من کماکان خودم را بخش خاکستری نشین می پندارم و فکر می کنم که چه لزومی دارد من به جلو بیایم تا وقتی که از چیزی حمایت می شود که همه بر اشتباه بودن آن واقفیم.
ظاهراً خمینی و خمینی ایسم، تابویی است برای هر دو طرف دعوا. یک طرف می تواند با آن طرف دیگری را بکوبد و طرف دیگر نیز می داند که با رد شدن از این مرز، باید فشار مضاعف بر خود را بپذیرد. اما باید به دو نکته هم توجه داشت:
۱- بازی سیاسی در شرایط موجود شاید امکان و فرصت این رویکرد را به دست ندهد.
۲- اصولاً مستنداتی به دست حریف هست که می تواند نشان دهد که اعدام ها چندان هم در بی خبری آقایان نبوده.
من قبلاً هم اشاره کرده بودم که در ایران عذرخواهی گناه کبیره به حساب می آید. کافی است که قبح این عمل توسط یکی از آقایان شکسته شود و اذعان کنند که اعدام ها انسانی نبوده اند و اگر هم مطلع بوده اند نتوانسته اند جلوی آنها را بگیرند. مگر این که خدای ناکرده در آنها دست داشته اند که آنوقت تکلیف مردم هم با خودشان روشن می شود.
لطفا برای واکنش به دستگیری موسوی و کروبی برنامه ریزی کنید٬ چه بخواهیم چه نخواهیم ایندو اکثریت مبازرین داخل ایران را هدایت میکنند. چنانچه طرحی بعنوان واکنش فراگیر تمامی نیروهای داخل و خارج از پیش طراحی و بعنوان تهدید به رژیم اعلام نشود٬ جنبش ضربه سهمگینی خواهد خورد.
موسوی باید بیان کند که با دیکتاتوری مبارزه میکند یا با دیکتاتور . به دنبال دموکراسی است یا قدرت . آیا سخن درست را برای جلب نظر بخش کمی از سپاهیان و بسیجیان نمیزند و اکثریت مردم را نسبت به خود نا امید و بی اعتماد می کند ؟؟؟؟ موسوی نباید راه خمینی را برود . امروز دیگر مردم به حرف موسوی رفتار نمی کنند . موسوی است که باید به حرف مردم رفتار کند .
بیانیه امروز سایت کلمه ،خط بطلانی میباشد بر سیاستهای گذشته قوه قضایه،آقای موسوی بدرستی تا امروز ثابت نموده بزرگ مردیست در تاریخ معاصر ایران .پس پیش بسوی رستا خیز جنبش سبز .
عبور از خمینی یعنی آغاز پایان داستان اسلامگارئ در دنیا
با اینکه بیش از ۶۰ سال از پایان جنگ جهانی دوم میگذرد، در اخبار میبینید، که پیر مرد های ۹۰ ساله رو در کانادا و امریکا جنوبی شکار میکنن و محاکمه میکنن، به چه جرمی ؟
به جرم اینکه در ۶۰ سال پیش در یک زندان آلمان نازی، یک نگهبان زندان بودن.
بله.
وقتی یک نگهبان ساده زندان آلمان نازی در ۹۰ سالگی شکار و محاکمه میشه، ونام در آلمان و اروپا که مهد حقوق بشر و آزادی هست، ما از اونا بشر دوست تر شدیم ؟
آقای موسوی به عنوان نخست وزیر کشور، در تمامی اون قتل ها شریک هاست. ما از نگهبان زندان و بسیجی فریب خورده میگذریم، ولی از شخص رده اول کشور نمیگذاریم.
در ضمن، یعنی در این ۳۰ سال در ایران قتل، غارت، تجاوز، شکنجه نبود ؟ ریاضی اگر بلدین، ۸ سال موسوی نخست وزیر بوده، ۸ سال رفسنجانی ریس جمهور بوده، ۸ سال هم محمد خاتمی، این شد ۲۴ سال، ۲ سال اول انقلاب هم پدر منتظری و بهشتی و مطهری. این شد ۲۶ سال از این ۳۰ ۳۱ سال. یعنی تو ایران همه چیز عالی بوده، از وقتی احمدینژاد اومده خراب شده ؟از شما میخاهم که یک روزنامه کیهان اول انقلاب رو باز کنید، ببینید چقدر تیر باران، ا عدام هاست. بمباران کردستان، و. ..
خواهش میکنم، از اروپاییا برای ما بیشتر دام از حقوق بشر نزنید. هروقت اونا یک زندان بان درجه پایین آلمان نازی رو بخشیدن، ....
در دهه ۶۰، بعد از خمینی، و احمد آقا، ریس ۳ قوه بیشترین مقام رو داشتن، مقاننانه، قضاییه، مجری.
نخست-وزیر به عنوان مقام اجرایی، در تمامی قتل ها و شکنجه ها شریک هاست.
و همینطور رفسنجانی که از نادانی خمینی سو استفاده میکرد، و ایران - کنترا ، اینکه چطوری با گری سیک نماینده راگان مخفیانه دیدار داشت، و برای خوش خدمتش یک انجیل و 2ta کلت کمری هدیه گرفت. و وقتی مهدی هاشمی لوش داد، اونو به قتل رسوند.
از آقای سعیدی سیرجانی، و ترور بختیار و فرخزاد، در زمان همین رفسنجانی بود. تمامی این افراد ، حتا محمد خاتمی در تمامی جنایات رژیم سهیم هستند.
هرگاه شک داشتین در گفته من، به زندان بان های آلمان نازی اشاره کنید. آیا اونا مقصر بودن ؟ اونا که نه وزیر بودن، نه فرمانده، نه هیچی.
در حالیکه افراد نام برده شده، مقامات درجه یک رژیم اسلامی هستند.
به امید روزی که تیم های شکار ، برای شناسایی و محاکمه این جانیان و خانواده آنها در داخل و خارج از کشور تشکیل بشه.
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید