اکثریت خاکستری و نقش تعیین کننده آن | رسانه‌های خودمانی | سیاست | صفحه اصلی
نظرات (9)
نسخه چاپی نسخه ساده لینک دایمی

اکثریت خاکستری و نقش تعیین کننده آن

۰۴ اردیبهشت ۱۳۸۹ نیک آهنگ کوثر

اگر سبزها هوشیار باشند و سخنان میرحسین موسوی را جدی بگیرند، شاید تحولی که که بخش عمده جامعه به دنبال آن است تدریجا عملی شود. در سال ۱۳۷۶، کمتر کسی منتظر حضور گسترده بخشی از جامعه بود که نه آیت‌الله خمینی را دوست داشت و نه آرمان‌های «خط امام» را. همان زمان به شوخی می‌گفتند که خاتمی از «حب علی» نبود که رای آورد، که از «بغض معاویه» بود که پیروزی به او رسید. این شوخی اما نکته مهمی در خود داشت. بخشی از جامعه احساس کرده بود که می‌تواند موثر باشد، و همین بخش باز هم در انتخابات شوراها، مجلس ششم و ریاست جمهوری هشتم خاتمی و یارانش را تنها نگذاشت.

انتخابات را اگر ابزاری ببینیم که اکثریت از طریق آن حق خود را طلب می‌کند، زمانی برای بخشی از مردم که علاقه‌ای به جناح مخالف حاکمیت و خود حاکم ندارد اهمیت می‌یابد که صدایشان شنید شود. بی‌تردید عاملی که باعث شد بخشی بزرگی از جامعه به نتیجه انتخابات پارسال شک کند، همین حضور گسترده بود. حضوری که نمی‌توانست به نفع جناح حاکم باشد، اما برای همین اکثریت خاموش، عدم شفافیت رای شماری باعث خشم و ناراحتی شد و با آنکه شاید نه از «امام» خوشش می‌آمد و نه از «خط امام» به دنبال رهبرانی بود که آیت‌الله خمینی، سپر بلای‌شان بود در مقابل ولی فقیه جدید. چرا؟ انتظار داشتند این رهبران کمک کنند صدای‌شانبهتر شنیده شود.

ادبیات انتخاب شده توسط خاتمی، موسوی و کروبی و حلقه اطرافشان در بسیاری موارد، چیزی نبود که این اکثریت خاکستری طالبش باشد. تکرار سخنان «ارزشی»، مقابله با «ساختار شکنی» گرچه ممکن بود به مصلحت باشد، اما برآمده از نیازهای بخش عمده‌ای از جامعه ما نبود. تبلیغ یک‌جانبه این رهبران در سایت‌های سبز، و عدم انتقاد از راهبرانشان شاید باعث شد هیجان و انگیزه بسیاری از همین گروه که اتفاقا در فضای اینترنت هم فعال است و به دنبال اخبار، اندکی فروکش کند.

مقایسه بین میزان بازدید از سایت‌های خبری در روزهای ۱۶ آذر و عاشورا و دو سه روز بعد از درگذشت آیت الله منتظری  با روزهای مهم بعدی می‌تواند نشانه‌ها و علل متفاوتی داشته باشد، اما بخشی به دلیل عدم برآورد انتظارها از راهبرانی بود که بایستی برای بازگرداندن رای مردم تلاش می‌کردند و قول همه نوع کاری را داده بودند. تفاوت میزان حضور این گروه در خیابان هم مفهومی متفاوت داشته است. اما این گروه در چهارشنبه سوری فعال بود، بر خلاف رهبران سبز که از روی آتش نپریدند.

اینکه از راهبران سبز انتظار داشته باشید که ورای عادات خود کاری کنند، شاید اندکی بیهوده باشد، اما مسوولیتی که بخش بزرگ جامعه از آنان انتظار داشته و دارد شاید مجبورشان کند ترک عادت کنند.

وقتی موسوی از شبکه‌های اجتماعی حرف می‌زند، نمی‌تواند انتظار داشته باشد این شبکه‌ها از نظر ایدئولوژیکی یک‌سویه عمل کنند. سخنان پریروز او در کنار ملی‌مذهبی‌ها نشان می‌دهد که برخلاف کسانی چون محسن کدیور، درک بالایی از وضعیت روز ایران دارد. اما باید دید که با وجود این که «خاکستری»ها را در کلام جدی گرفته، تا چه حد به آنها در برنامه‌ریزی‌ها سیاست‌گذاری‌ها راه می‌دهد؟ فراموش نکنیم که رهبر معنوی موسوی، آیت‌الله خمینی هم در سال ۵۷ از آزاد بودن کمونیست‌ها سخن گفت و وقتی چپی‌ها در سال ۶۰ مقابل قلع و قمع مجاهدین خلق به نفع آیت‌الله و دولتش کوتاه آمدند، آنان را به بهانه‌ای دیگر در سال‌های ۶۱ به بعد از بازی حذف کرد. البته اکثریت خاموش حزب نیست، اما بنا به تعریف موسوی، بخش بزرگی از جامعه که نه سبز است و نه به حکومت وابستگی دارد، طبیعتا نه طرفدار ولایت فقیه است و نه علاقه‌ای به عکس «امام» در کنار موسوی دارد.

برقراری ارتباط با این گروه بزرگ، بدون بهره‌گیری از شخصیت‌های مرجع غیر ممکن است، و اینجاست که سکولارها به کار می‌آیند، همان‌ها که کدیور می‌گفت باید به دنبال سبزها باشند. نه! این بار سبزها باید به دنبال سکولارها باشند و نقاط مشترک را جستجو کنند. گمان نمی‌کنم سکولارها حاضر باشند اشتباه سال ۵۷ تکرار شود و حقوق بخش بزرگی از جامعه از بین برود.

ارزیابی این خبر:

3.44

Subscribe to comments feed نظرات (7 نوشته شد):

نی لبک در ۰۴ اردیبهشت ۱۳۸۹
نیک آهنگ عزیز لطفا توجه داشته باشید که موسوی گفته:"وی افزود: «ما باید بیش از پیش، مردمی را که در «منطقه خاکستری» زیست می‌کنند (شهروندانی که نه همراه جنبش سبز هستند و نه موافق و همگام صاحبان قدرت و حکومت) نسبت به «منطقه روشن» آگاه، و جنبش سبز دعوت و جذب کنیم.»
در نگاه وی کسانی که نه سبزند و نه طرفدار حکومت،در منطقه تاریک قرار دارند،چر که وی به لزوم دعوت خاکستری ها به بخش "روشن و آگاه و سبز" اذعان کرده اند.آه از دست ادبیات چندپهلوی این مسلمانان...
aar****@msn.com در ۰۴ اردیبهشت ۱۳۸۹
نیک.
به درست ترین رخداد تلخ اشاره نمودی ،منتهی آرزوی من در این است ،که ان دسته از دوستان که در این مقطه آسیب دیدن ،پی به واقعیت تلخ ببرند .که چرا ما به این روز گرفتار شدیم ؟؟چه عواملی منجر به این رویداد،دل خراش شد ؟؟آیا پشت کردن به آزادی نبود ؟؟؟ و یا ان زمان آزادی مد نبود ،شاید هم مد نبود .روزی که دادگاهای ۵ دقیقه ای انجام میشود ،سران پیشین به آدام محکوم میشدن ،کدام یک از دوستان مدعی ،نه تنها محکوم کنند ،بلکه یک اعتراز خشک ؟؟، هم خبری نبود .
کشتار اینچنینی وقتی شرو شد ،بتدریج تبدیل به یک هنجار شد ، غافل از این زمانی که نوبت دوستان سکوتگر دیروز رسید ،حتی دادگاه ۵ دقیقه ای هم در میان نبود .این پرسشیست ،که من تمامی جریانات دارم .۱.نهضت آزادی ،۲.حزب توده ایران .۳.سازمان مجاهدین خلق .۴.سازمان فدائیان خلق ،از هر گونه اش .از انهای که این احکام را اجرا نمودند انهای که در قید هیات اند ،باید به مردم پاسخگو باشند ،و انهای هم که به خلخالی ،و لاجوردی ملحق شدن به تاریخ .نخسین گام اعتراف به ان پشتیبانیهای بیدریغ از حرکتهای زشت و زد انسانی خلخالی ،و لاجوردی در مورد برخی از امیران ارتش ،حتی سربازان وظیفه . نخستین اشتباه خود
نی لبک در ۰۴ اردیبهشت ۱۳۸۹
نیک آهنگ عزیز لطفا توجه داشته باشید که موسوی گفته:"وی افزود: «ما باید بیش از پیش، مردمی را که در «منطقه خاکستری» زیست می‌کنند (شهروندانی که نه همراه جنبش سبز هستند و نه موافق و همگام صاحبان قدرت و حکومت) نسبت به «منطقه روشن» آگاه، و جنبش سبز دعوت و جذب کنیم.»
در نگاه وی کسانی که نه سبزند و نه طرفدار حکومت،در منطقه تاریک قرار دارند،چر که وی به لزوم دعوت خاکستری ها به بخش "روشن و آگاه و سبز" اذعان کرده اند.آه از دست ادبیات چندپهلوی این اططلاح طلبان مذهبی...
آرش در ۰۴ اردیبهشت ۱۳۸۹
-4
دوست عزیز! موسوی و جنبشی که آنرا سبز می خوانند از نظر سیاسی مرده اند. چون قدرت و نفوذ سیاسی و اثر گذاری خود را از دست داده اند.
اول اینکه این افراد گفته اند که خواهان بازگشت به آرمانهای خمینی و دوران سیاه وی هستند و این باعث شده است تا مردم وحشت کنند.

دوم اینکه این افراد از خود این نظام هستند و سعی شان اینست که این نظام را زنده و سر پا نگه دارند و بهمین دلیل مردم به آنها اعتماد نمی کنند.
سوم اینکه نمی خواهند به طرف آزادی مردم حرکت کنند چراکه از افراد همین نظام هستند و خواهان تغییر این نظام نیستند.
چهارم اینکه نمی توانند تغییری ایجاد کنند چون ایجاد تغییر نیاز به شهامت، اراده، ایستادگی و پرداختن بها دارد که این آقایان از چنین شهامتی برخوردار نیستند.
جنبش سبز و موسوی اسب مرده ایی هستند که شرط بندی بر روی آن اشتباه است. اکثریت مردم ایران خوتهان آزادی و دموکراسی هستند این نظام را نمی خواهند و خواستار کنار گذاشتن آن هستند. ما باید به این سمت حرکت کنیم.
حسین در ۰۴ اردیبهشت ۱۳۸۹
به نظرم ایرادی که به کدیور می گیری تا حد زیادی به خودتم وارده: چرا فکر می کنی وضعیت جامعه را بهتر از بقیه می شناسی؟
حسین در ۰۴ اردیبهشت ۱۳۸۹
پاسدار قاسمی یکی از فرماندهان سپاه اخیرا در جمعی به سران حکومت هشدار داد که: "بترسید از آن روزیکه بچه های شهر ری و جنوب شهر با دمپایی به خیابانها بیایند. آنروز کار ما تمام(حکومت) است".

این عده که بیشترین مردم را تشکیل می دهند نه وارد جنبش سبز نشدند و نه وارد دسته ساندیس خورها.

با چندتا بچه سوسول که پشت کامپیوتر رای قلابی بدهند و در خانه هایشان و یا در خارج از کشور پرچم سبز دست بگیرند و انگشت هایشان را رنگ سبز بزنند و در هوا نگهدارند نمی توان با این حکومت جنگید و بر آن پیروز شد و آزادی را به کشور آورد.

بیشتر آن عده ایی که در روزهای قیام تظاهرات کردند و کشته شدند و در روز عاشورا به خیابانها آمدند از این سبزها نبودند. آنها تعداد بسیار کمی از بچه های جنوب شهر بودند که از همه چیز خود گذشتند.

این حکومتی است که نه حاضر است و نه می تواند یک قدم عقب بنشیند و تا لحظه آخر می کشد و شکنجه می دهد و تجاوز می کند.
پیروزی بر این حکومت و سران آن " گاو نر می خواهد و مرد کهن".

پیروزی بر این حکومت کار سبزی ها نیست. کار کسانی است که حاضر باشند برای آزادی ایران از جان و مال خود بگذرند و وارد صحنه شوند و از همه مهمتر رهبری که آنها در سخت ترین لحظات رهبری کند و تنها نگذارد و با خامنه ایی و احمدی نژاد پشت پرده زد و بند نکند.
علي در ۰۵ اردیبهشت ۱۳۸۹
-1
معمولا يكي دو نسل صبر مي كنند و بعد شروع به تحريف تاريخ مي كنند. ببينم سهراب اعرابي جزو آن «تعداد بسيار كمي از بچه هاي جنوب شهر» بود يا ندا آقا سلطان؟ اين عكس هايي كه نشان مي دهد بچه ژيگولوها دارند تظاهرات مي كنند با فتوشاپ درست شده ديگه، نه؟
رایانه بان در ۰۶ اردیبهشت ۱۳۸۹
یك نکته‌ای که فتوشاپی به نظر میرسد، آرا داده شده به یادداشتهای خودنویس است. بد نیست به جای نمایش مجموع حاصل از منفی ها و مثبت ها، مجموی آرا مثبت و منفی جداگانه نمایش داده شوند. با تشکر
میم در ۰۵ اردیبهشت ۱۳۸۹
با سلام،
مقاله ای با همین مضمون برای خودنویس نوشتم که نه داخل سایت آمد و نه برای من جوابی آمد که چرا قرار نیست روی سایت بیاید! بعداً برایم دلایلش را بگویید.
-----------

می‌شود دوباره برای ما بفرستید؟ اگر در جایی منتشر نشده باشد، و مشکلی هم نداشته، طبیعتا باید منتشر می‌شده
مجموعه نتایج: 7 | نمایش: 1 - 7

نظرات

برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید

عضو شوید

مطلب شما!

داستان‌ها‌، خبر‌ها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

به خودنویس بپیوندید »

اخبار

مذاکرات بغداد به راند سوم کشیده شد

مذاکرات بغداد به راند سوم کشیده شد
در حالی که ساعاتی پیش رسانه‌ها نوشتند که دور دوم مذاکرات ایران با کشورهای ۱+۵، بدون اعلام نتیجه پایان یافت، این مذاکرات همچنان ادامه دارد و به راند سوم کشیده شده است. کاترین اشتون به همراه سعید جلیلی نیز تا ساعاتی دیگر در نشستی خبری حاضر خواهند شد و در خصوص این مذاکرات اظهار نظر خواهد کرد....
سیاست | سروش جعفری

یک کارگر: جلوی دوربین به ما خانه دادند، چهار روز بعد پس گرفتند!

یک کارگر: جلوی دوربین به ما خانه دادند، چهار روز بعد پس گرفتند!
یکی از دریافت کنندگان مسکن مهر گفته که در جریان سفر محمود احمدی‌نژاد به مشهد جلوی دوربین تلویزیون به او خانه دادند و بعد از چهار روز به او اعلام شد که باید خانه را تخلیه کند....
جامعه | سهند خوانساری

وزارت ارشاد به مکان بازجویی روزنامه‌نگاران تبدیل شده است

وزارت ارشاد به مکان بازجویی روزنامه‌نگاران تبدیل شده است
سازمان گزارشگران بدون مرز با صدور بیانیه‌ای اعلام کرده است که مسؤولان وزارت ارشاد روزنامه‌نگاران را به محل این وزارت‌خانه احضار می‌کنند تا از سوی مأموران امنیتی بازجویی شوند. ...
حقوق بشر | سهند خوانساری

اولین انتخابات مصر پس از حسنی مبارک

اولین انتخابات مصر پس از حسنی مبارک
اولین انتخابات ریاست جمهوری مصر پس از سه دهه حاکمیت حسنی مبارک، از صبح امروز به مدت دو روز در این کشور آغاز شد. این انتخابات با حضور ۱۲ کاندیدا از طیف‌های مختلف برگزار می‌شود....
سیاست | سروش جعفری

خرمشهر را خدا آزاد نکرد

خرمشهر را خدا آزاد نکرد
سی سال پیش و در سوم خرداد سال ۱۳۶۱، ایران توانست با شش هزار کشته و ۲۱ هزار زخمی شهر خرمشهر را از دست نظامیان عراقی آزاد کند. اگرچه آیت‌الله خمینی بلافاصله پس از آزادسازی خرمشهر، این اقدام را به آسمان حواله داد و خداوند را فرمانده اصلی معرفی کرد؛ اما همین آیت‌الله و خلف او هیچگاه از شش هزار انسان کشته شده و بیش از ۲۱ هزار زخمی که برای آزادسازی این شهر به خاک و خون غلطیدند سخنی نگفتند....
سیاست | سروش جعفری

ما را دنبال کنید