نامه نوریزاد به رهبری: مردمی برایتان نمانده است
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
نوریزاد، همکار سابق روزنامه کیهان خطاب به رهبر جمهوریاسلامی نوشته است: «مشاوران و دوستان ناآگاهی شما را در محاصرهی خود گرفتهاند، به شما اطلاعات و آمار نادرست میدهند... دوستانی همچون آقای شریعتمداری کیهان، که اطمینان دارم آنگاه که همه از اطراف شما پراکنده شدند و شما و او در یک جزیره تنهایی تنها ماندید، او درجانبداری غلیظ از شما، به مخالفت با خود شما برخواهد خواست!»
محمد نوری زاد، فیلم ساز اصول گرایی که حدود ۴ ماه از بازداشتش میگذرد، نامهای سرگشاده به آیت الله خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی منتشر کرد.
این چهارمین نامه محمد نوری زاد به رهبر جمهوری اسلامی است.
پیش از این خانواده این نویسنده سابق روزنامه کیهان، اتهامات اصلی وی را انتشار سه نامه به آیت الله خامنه ای اعلام کرده بودند.
نوری زاد در این نامه آورده است: «این روزها، نزدیک به چهار ماه است که به خاطر نگارش نامه به حضرتعالی در زندانم. شصت وهشت روز از این مدت را در زندان انفرادی به سربردهام. توسط بازجوهای خود مورد اهانت و ضرب و شتم قرار گرفتهام. درهمهی این احوال، از جناب عالی به عنوان رهبری فهیم و آگاه اسم بردهام.»
وی با اشاره به بیخبری خود در زندان و انجام تنها یک ملاقات با خانواده خود، نوشته است: «دانستم که در غیاب من ،آقای مهندس موسوی و حجج الاسلام خاتمی و کروبی با خانواده ی من دیدار کردهاند. نمی دانم چرا، اما بسیار دوست میداشتم خود شما نیز با آن بزرگواری که از شما سراغ دارم، به دیدار خانوادهام قدم رنجه میفرمودید، به آنها دلداری میدادید و به آنان میفرمودید که: فلانی -نوری زاد- درست در روزهای بحرانی، با برنامههای تلویزیونی اش، با نوشتههایش، برای منِ رهبر که در معرض تهاجمات طوفانی این و آن قرار گرفته بودم، به میان آمد و از من سخت جانبداری کرد. امروز او در زندان است؛ به خاطر انتقاد از من! او باید در زندان ادب شود. همسر و فرزندانش توسط بازجوهای بیسواد و بی ادب و تندخو به ناسزا گرفته شوند و خود او به تلخ ترین شکل ممکن به ورطهی تهدید و تحقیر و ضرب و شتم درافتد. اما این دلیل نمیشود که منِ رهبر قدر زحمتهای پیشین او را ندانم و به خانوادهاش سر نزنم. یا اگر خود به دیدار آنان نروم، نماینده ام را نیز به این منظور به سراغشان نفرستم.»
وی با اشاره به تلاشهایش برای دیدار با رهبر جمهوری اسلامی، گفته است: «این اواخر، وقتی تلاش کردم به دیدار شما بیایم و آقای حسین محمدی -از دفتر شما- ماهها مرا به امروز و فردا وعده میداد، در نامهای به او نوشتم: من از خود خامنهای، به خدای خامنهای پناه میبرم! و دیگر سراغی از شما نگرفتم. و شما نیز! چرا که دانستم شما از محاصرهی آدمهای جاهل، از تماشای افق آرزوهای مردم باز ماندهاید. من میخواستم در آن ملاقاتهای احتمالی، همین نگرانیها را با شما بگویم. اما گویا محاصرهکنندگان شما از صراحت سخن من و از اندیشهی من آگاه بودند.»
وی با اشاره به این که اکنون دلیلی نوشتن نامه از زندان به رهبر جمهوری اسلامی، این است که ناباورانه هنوز به وی «امید بسته است»، چنین آورده است: «شما، امروز رهبر کدام مردمید؟ من مردم فراوانی برای شما نمیبینم. رهبری، آن هم بر حداقل مردم، که غرورآفرین نیست. مبادا من و شما را ازدحام مردمی که به استقبال یک مسوول و یا خود جناب عالی میآیند، بفریبد. شما اگر به دیگر افراد مشهور هم اجازهی سخنرانی و حضور در کشورتان بدهید، غوغای مردمان ما فزونی خواهد گرفت. اجتماع فراوان این مردم، هیچگاه قابل استناد نبوده و نیست. امروز شما بر کشوری رهبری میکنید که مردمش از دست رفته است. کشوری که در گردونهی چه کنم های بسیاری گرفتار است. کشوری که اتحاد و یکپارچگیش، به دست خود شما و اطرافیان شما، به حاشیه رفته است و نگرشی قلیل و تنگ به میدان آمده. نمیدانم امسال را سال چه نامیدهاید. شنیدهام که به کوشش و تلاش در آن اشاره شده است. این نام گذاری، نشان میدهد که بعضن مشاوران شما، افراد صادق و کارآمدی نیستند. من و همه، آنجا به شما آفرین میگفتیم که امسال را سال آشتی ملی مینامیدید و خود برای این پیوند مبارک اما دشوار و سخت، پیشقدم میشدید.»
نوری زاد با اشاره به وضعیت بحرانی جمهوری اسلامی، ادامه داده است: «ما، به روزهای پایانی فرصت آزمون خویش رسیدهایم. روزهایی که دست تقدیر، سنتهای ناب و حتمی خدای متعال، ما را از گردونهی امتحان به در میبرد. امتحانی که در این سی سال فرصت، جز خراش و خرابی با ما نبوده است. ما و شما؛ مردم خویش را از دست دادهایم. اگر سکوت و آرامشی در آنان میبینید به ضرب زور و اسلحه است. اگر باور ندارید به یک آزمون خیالی تن در دهید. به دو کشور ایران و مثلن سوئد یا کانادا یا حتی مالزی اعلام میکنیم که مردم این دو کشور، یک روز، فقط یک روز پلیس و بسیج و اسلحهای بر سر نخواهند داشت و آزادند که هرچه میخواهند انجام دهند. فقط طی یک روز. تصور میکنید در پایان این یک روز؛ کشور ما و شما چگونه خواهد بود؟ و کشورهای دیگرچطور؟ قصد من از این مقایسه، مجیزگویی از غرب یا سایر کشورها نیست. بلکه میخواهم به شکنندگی آرامش و سکوت دروغین جامعهی خویش اشاره کنم.»
وی با اشاره به مشاورن آیتالله خامنه ای، نوشته است:«بعضن مشاوران و دوستان ناآگاهی شما را در محاصرهی خود گرفتهاند، به شما اطلاعات و آمار نادرست میدهند. و از زبان شما سخن غیرواقع برمیآورند. دوستانی همچون آقای شریعتمداری کیهان، که اطمینان دارم آنگاه که همه از اطراف شما پراکنده شدند و شما و او در یک جزیره تنهایی تنها ماندید، او درجانبداری غلیظ از شما، به مخالفت با خود شما برخواهد خواست!»
Subscribe to comments feed نظرات (2 نوشته شد):
هیچ دیکتاتوری فکر نمیکند که دیکتاتور هاست
در ثانی محتوا این نامه بیشتر تبلیغ برای رهبر بود که چقدر گل هاست و چه دست گلهائی هم پس انداخته
بهتر بود در نامه اش فقط مینوشت
که هیچ وقت نمی بخشمت که ۲۰ سال زندگی این مردم را تابه کردی
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید