هم سبزاللهی، هم عوضی، هم متهتک | رسانه‌های خودمانی | سیاست | صفحه اصلی
نظرات (30)
نسخه چاپی نسخه ساده لینک دایمی

هم سبزاللهی، هم عوضی، هم متهتک

۳۱ فروردین ۱۳۸۹ سارا زرتشت

من یک سبزاللهی عوضی متهتکم‌. من به شنیدن این کلمات عادت دارم. خس و خاشاک کمترین‌اش بود .

نیک آهنگ کوثر کسانی را که نمی‌خواهند از اعتقادات دینی خود دست بردارند و حتی می‌خواهند آن را در سیاست هم دخالت دهند می‌خواند سبزاللهی.

سید ابراهیم نبوی هم کسانی را با رفتار نامتعارف و خشونت آمیز  و البته پای بند به روش و آئیین خویش در اخلاق و سیاست‌، می‌گوید عوضی.

عطا الله مهاجرانی هم‌، مرحوم  شجاع الدین شفا را که  با اعتقاد راسخ در هتک و بی آبرو کردن اسلام قمی می‌کوشید‌، می‌نامد ‌متهتک.

من یک سبزاللهی عوضی متهتکم‌. من به شنیدن این کلمات عادت دارم. خس و خاشاک کمترین‌اش بود.

راضی اگر نمی‌شوید‌، باز هم بگویید . لاپوشانی هم نکنید‌. مبادا فراموش کنید دعواهایتان را.

صفحه‌های رسانه‌هایتان را با این کلمه‌های قشنگ پر کنید تا اوباش‌ها بگویند‌، گفتمان خودمان بر آنها تحمیل کرده‌ایم .  رسانه‌هایتان را با این کلمات پرکنید تا رجانیوز و ایران و کیهان هر روز در رسانه‌هایشان شایعه‌ی تازه‌ای از سرطان کروبی و سکته‌ی موسوی و فراماسون بودن خاتمی برایتان ببافند و شما هم در نهایت افتخار آن را تکذیب کنید‌. اصلاً ‌منازعه یعنی مکاذبه.

اصلاً لازم نیست ‌منابع مشترک خودتان را در اختیار جنبش بگذارید‌. برعکس سعی کنید از منابع و پتانسیل جنبش ‌تا می‌توانید‌، کمک بگیرید.

اصلاً فراموش نکنید که در داخل چه می‌گذرد‌. اصلاً خارج نشینی یعنی خارج زدن.

مبادا از میر حسین  هم چیزی یاد بگیرید.

تنها لطف کنید‌: تحت تاثیر « گفتمان احمدی نژاد» قرار نگیرید‌. توقع زیادی ‌است‌؟

ارزیابی این خبر:

2.83

Subscribe to comments feed نظرات (8 نوشته شد):

par****@yahoo.com در ۳۱ فروردین ۱۳۸۹
خانم زرتشت، ما هم یاد خواهیم گرفت. آنکس که میرود میرود، آنکس که نمی رود میبرندش. اینگونه هم نیست که ما بتوانیم مادامالعمر اینگونه بدون مسئولیت به همدیگر انگ بچسبانیم. ادب گفتگوی سیاسی ما را وادار خواهد کرد که دیگر برای از میدان بدر کردن همدیگر به شیوه های "روانی" و فشار عصبی آوردن به مخالف نپردازیم.
وانیک در ۳۱ فروردین ۱۳۸۹
اتفاقا چه خوب شد که پرده‌ها افتاد و چهره کریه خیلی‌‌ها مشخص شد، کسی‌ که در قلب لندن سکولاریسم را می‌بیند و به عنوان اتاق فکر جنبش آزادی خواهی‌ در ایران، نظریه ۱۰ ساله شدن دوره ولایت فقیه میدهد، هم او دراز گوشیست که گوش‌های درازش را به صدای اعتراض مردم در کف خیابانهای تهران در این ۱۰ ماه بسته است و صدای مرگ بر دیکتاتور مرگ بر خامنه‌ای و مرگ بر جمهوری اسلامی را نمیشنود، و البته خیلی‌‌ها هم در این ماجرا همانند نظام مقدسشان بی‌ دلیل و الکی‌ الکی‌ بزرگ و معروف شدند، همچون حاج سید ابراهیم نبوی سبز اللهی، تواب ساز گذشته و دلقک امروز، تهران را با بروکسل مقایسه و با طرح پروژه یابو تروا خودش را مضحکه می‌کند، با این‌ها و هیأت سبز اللهی به کجا می‌رویم ؟ باور کنید با این‌ها در طویله هم نمی‌شود عوض کرد چه رسد به جمهوری اسلامی !!!
ف. در ۳۱ فروردین ۱۳۸۹
دمت گرم خوب گفتی!
هم چهره کریه بعضی ها معلوم شد و هم اینکه بعضی های دیگر کور تشریف دارن و هنوزم این کراهت آشکار را نمی بینن . جالب تر اینکه این کریه المنظر ها همگی در قلب استکبار و امپریالیسم و سکولاریسم و همه ایسم های نکوهیده در اسلام زندگی میکنن ولی عمرا حاضر نیستن یه روز برن ور دل اسلام ناب مثلا تو عریستان زندگی کنن.
پاسلام در ۳۱ فروردین ۱۳۸۹
اعتقادات دینی، اعتقاداتیست شخصی. تبدیل کردن آن به چماق برای زورکی دیندار کردن ملتی هنر دینداران سیاه ولایت است. تبدیل مسائلی را که بهتر است افراد با روان درمانی حل کنند (ر.ک. خزعبلات خمینی و دیگر شیاطین قرآن سرا) به مسائل جامعه (ر.ک. تاریخ ۳۱ سال گذشته) باعث مغشوشیت فکری از جمله سبزالهیون شده. عینک اسلامیتان را که از چشم بردارید، سردردتان رفع میشود، چه در خارج کشور باشید چه در داخل.
سارا زرتشت در ۳۱ فروردین ۱۳۸۹
از ما هم سلام
نه باور بفرمائید این سر درد ها به همین راحتی برطرف نمی شود !
اعتقادات هر کس شخصی است ، حتی اعتقاد به بی دینی و همین چیزهایی که من گفتم و شما فرمودین ...
مشکل چماق کردن اعتقادات است . فرضش را بکنید یک نفر با چماق روی سرت ایستاده و ازت می خواد عینکت رو برداری ، چه حالی بهت دست میده :)
اصلا مشکل اسلام و غیر اسلام نیست ، مشکل چماقه . چماقی که باید زمین گذاشته بشه ..
حرامزاده نامسلمان مستند در ۳۱ فروردین ۱۳۸۹
-1
نه جانم باز هم عینك اسلام شما دردسر ساز است! دین پرستی و دخالت دادن آن در امور مردم همانند نژادپرستی و دخالت دادن نژاد مردم در طریقه رفتار با مردم است. دخالت ندادن دین و نژاد و جنسیت و غیره در رفتار با مردم، زور نیست. حقوق بشر به دین و نژاد و جنسیت ربطی ندارد، حرامزاده های بی نماز همجنس گرای سیاهپوست همانقدر انسان هستند که امثال شما، با عرض پوزش فراوان از عینك عزیز شما.
سارا زرتشت در ۰۱ اردیبهشت ۱۳۸۹
شما که هنوز چماقتون رو زمین نزاشتین :)
ضمنا مخالفم . نژاد با دین دو مقوله ی متفاوته . دین و ضد دین دو پدیده ی همزادن ، اما نژاد و نژاد پرست ( یا هموم ضد نژاد دیگر ) همزاد نیستند .نژاد از جنس حقوق طبیعی آدم هاست اما دین نه .
یعنی : اگر دخالت دادن دین در سیاست ایراد دارد ( که دارد ) دخالت دادن ضد دین هم در سیاست ایراد دارد (که دارد) .
اصلا بحث اصلی چماقه . دین و ضد دین چماقن . بزارین زمین میشه حرف زد وگرنه من نمی تونم چماق دستم بگیرم ، دوست من !
بینام بیدین بیرنگ در ۰۱ اردیبهشت ۱۳۸۹
-1
بانوی «سبزاللهی عوضی متهتک»
به جای یافتن خود در قعر چاهی که خود در این صفحه کندید، نگاهی به اعلامیه حقوق بشر بیاندازید، منتظری و عبادی و شفا به بیراهه نرفتند. سابقه خون آلود سیاست و دیانت سبزالهی بر ملت ایران پوشیده نیست.
سارا زرتشت در ۰۲ اردیبهشت ۱۳۸۹
اي جان ، با اين ادبيات شيرين و الفاظ گهربار تازه مي خواين برم سراغ حقوق بشر !
ممنون از راهنمايي تون
آینه در ۰۴ اردیبهشت ۱۳۸۹
سطر اول مقاله: من یک سبزاللهی عوضی متهتکم‌. من...
ادبیات شیرین چه کسی...؟
ناشناس در ۰۱ اردیبهشت ۱۳۸۹
خانم زرتشت
شما چقدر خلط مبحث میکنید. سکولاریسم که دخالت ضد دین در دولت نیست، بلکه کوتاه کردن دست دین در دولت است و راندن آن به حاشیه جامعه مدنی، یعنی قلوب مومنین.ضمنا آدرس عوضی ندهید. این حاکمیت دین است که ۳۰ سال مثل خوره به جان کشور افتاده و مشغول قتل و غارت و تجاوز است، نه حاکمیت ضد دین! بحث بر سر اینست که دینی که ۱۴۰۰ سال است که همراه دستگاه های حکومتی بوده و شریک در قدرت و بالاخص در این ۳۰ سال اخیر بطور بلا منازع بر مسند قدرت حضور داشته، از قدرت پایین بیاید و طلوع سکولاریسم هم دولت را نسبت به مذهب شهروندان بیطرف میکند. خلاصه اینکه اگر شما عاشق دین و عقیده خود هستید، لطفا آنرا برای خودتان نگهدارید. شما حق تحمیل دین خود را ندارید انهم با استفاده از زور و قدرت دولتی، که هزینه آنرا همه شهروندان با عقائد مختلف میدهند و باید صرف مسائلی شود که مورد توافق همه مردم است مانند دفاع از آب و خاک، و نه بسط و گسترش دینی که صرفا مورد علاقه گروهی از مردم است، که این چیزی جز تبعیض نسبت به باقی مردم نیست. یادتان نرود که جنایاتی که در این حکومت دینی انجام شده در کثیفترین و سرکوبگرترین حکومتهای سکولار انجام نشده. بنا بر این اگر حتی از این نظر هم به قضیه نگاه کنیم و بخواهیم که بین دو حاکمیت سرکوبگر سکولار و دینی یکی را انتخاب کنیم، قطعا حاکمیت سکولار ولو سرکوبگر، دست بالاتر را دارد.
سارا زرتشت در ۰۱ اردیبهشت ۱۳۸۹
کجای این نوشته ها من از سکولاریزم بد گفتم ؟ کجا گفتم که سکولاریزم دخالت ضد دینه ؟ کجا من گفتم دین باید تحمیل بشه ؟ اصلا کجا من از دین دفاع کردم ؟ لطفا یک نمونه ، یک جمله بیارین از نوشته هام !
ضمنا این به معنای مخالفت م با دین نیست ها . من اصلا در مورد دین نظری ندارم :)
دین رو باید بی محل کرد تا کوچیک بشه . کوچیک بشه نه اینکه تحقیر بشه ، همون کوچیک . یعنی بره سر جاش . همونجا که باید باشه .
حالا کی خلط مبحث کرده ؟
ناشناس در ۰۱ اردیبهشت ۱۳۸۹
خانم زرتشت:
شما در پاسخ "حرامزاده نامسلمان مستند" که گفته "........ دین پرستی و دخالت دادن آن در امور مردم همانند نژادپرستی و دخالت دادن نژاد مردم در طریقه رفتار با مردم است. دخالت ندادن دین و نژاد و جنسیت و غیره در رفتار با مردم، زور نیست..........." که در واقع بیان مواضع سکولاریستی است که دخالت دین در دولت را محکوم میکند، شما گفته اید که "......... یعنی : اگر دخالت دادن دین در سیاست ایراد دارد ( که دارد ) دخالت دادن ضد دین هم در سیاست ایراد دارد (که دارد) ................ " که به نظر میاید که شما سکولاریسم را دخالت ضد دین در سیاست میدانید. به نظر من، این مغلطه است. صحبت این آقا یا خانم هم درست است و دخالت دین در دولت یک نوعی تبعیض سازمان یافته و دولتی است بر ضد کسانیکه به ان دین اعتقاد ندارند و این همانقدر مذموم است که تبعیض نژادی یا هر نوع تبعیض دیگر . برعکس، شخصی و خصوصی شمردن دین، این تبعیض دولتی را از بین میبرد. دخالت ندادن دین هم در دولت زور نیست که ضد زور است و بهیچوجه مترادف با دخالت ضد دین در دولت نیست . حالا بقول شما، در پاسخ به این شخص، ممکن است که جنس این تبعیضها با هم متفاوت باشند ولی به هر حال چیزی از تبعیض بودن آنها کم نمیکند. بنظر من این هم مغلطه دیگری است که بگوییم چون جنس این تبعیضها با هم متفاوت است پس اصلا تبعیض بودن هر یک از آنها را منکر شویم. جنس تبعیض علیه زنان هم با این دو متفاوت است ولی انهم تبعیض است.
سارا زرتشت در ۰۱ اردیبهشت ۱۳۸۹
نه من منظورم این نبوده که سکولاریزم یعنی دخالت ضد دین در دین ! منظورم این بوده که ایدئولوژی دینی یا ضد دینی نباید در سیاست دخیل بشن . اصلا من کشته و مرده ی سکولاریزمم ولی مشکل اینکه که این لامصب !!! میهمون ناخوانده نیست .
تمام بحث من هم در اینجا بحث ادبیات بود نه بحث دین و سکولاریزم که ...
تبديل كردن چوب بي ديني براي به زور سكولار كردن مردم هم هنر برخي ديگر است ... البته ...
ناشناس در ۰۱ اردیبهشت ۱۳۸۹
-1
البته زور و چماقداری از هر طرف که باشد محکوم است. اما شما طوری صحبت میکنید که انگار ۳۰ سال است که سکولاریسم بر کشور حاکم شده و دمار از روزگار مردم درآورده. انگار نه انگار که ۳۰ سال است که اسلام عزیز شما از زدن و بستن و کشتار و شکنجه و تجاوز به مردان و زنان و دوشیزگان ابا نمیکند و با وقاحت زندانیان را جز اموال و متصرفات خویش میدانند. اصلا هیچ جای مقایسه بین اسلام و حتی کثیفترین حکومتهای سکولار نیست.
ضمنا سکولاریسم یعنی بیطرفی دولت در مذهب که خود به خود زور دولتی را از پشت مذهب برمیدارد. بنا بر این سکولاریسم ماهیتا ضد زور است. شاید بخاطر همین است که امسال شما شریعتمداران تا این حد از سکولاریسم وحشت زده شده اید، که سکولاریسم توحش مذهبی را بی پشتوانه و نفی میکند و آنرا از متن جامعه مدنی به مکان شایسته آن، یعنی حاشیه جامعه مدنی میبرد. خلاصه اینکه اگر خیلی عاشق دین و مذهبت هستی، ارزانی خودت، آنرا برای خودت نگاه دار و به کسی تحمیل نکن!
مسلمان مشوش در ۳۱ فروردین ۱۳۸۹
-2
داداش نماز و روزه و خدای شما به رفتق و فتق امور کشور ربطی ندارد. انگار نه انگار بعضی از تاریخ معاصر ایران خبر دارند!
ف. در ۳۱ فروردین ۱۳۸۹
اتفاقا با چهره سیاهی که مردم از بدو تولد ولایت وقیح از دین و دین مداران دیده اند نه تنها هنر نیست بلکه بسیار کار ساده ایست.
به این می‌گویند پروپاگاندا از نوع سبزاللهی حاد! من کی به اعتقادات مردم کار داشتم؟ گفتم موجوداتی که فقط پیروی می‌کنند و ولایت‌پذیرند!
به عبارتی خانم زرتشت با دیدگاهی نزدیک به سبزهای حاکمیت دوست، غیر خودیها را نواخته و با لطافت در باره جرسی‌ها نظر داده. وقتی می‌گوید « ...رفتار نامتعارف و خشونت آمیز...» ارزش‌گذاری هم می‌کند. جرس هم به یک درگذشته که امکان پاسخ نداشت، می‌گوید «متحتک» به قول دوستی، اگر جراتش را داشتند در روز زنده بودن آن مرحوم چنین سخنی می‌گفتند، حتما بخشی از لباسشان پرچم شده بود.
گ در ۰۱ اردیبهشت ۱۳۸۹
میدونی حسن خودنویس این هست که شما که صاحب خونه هم هستی برای دفاع از خودت باید زیر نوشته دیگران کامنت بزاری .البته راجع به پرچم هم نگران نباشین استاد در آخرین کتابشون به اسم “حقوق بشر، قانون بیضه و بمب اتمی” نوشته “دکتر شجاع الدین شفا“

تمام البسه دوستان رو بادبان کردن:))))))))))))
ارزش شرعی یک زن ایرانی اثنی عشری، ولو جوان و دانشگاه دیده و پزشک یا مهندس یا حقوقدان یا هنرمند، در همه حال نصف ارزش بیضه مرد ایرانی اثنی عشری است. خواه این بیضه، بیضه چروکیده یک آیت الله هشتاد ساله باشد، خواه بیضه پر جوش و خروش یک بسیجی چماقدار، خواه سوپر بیضه پرزیدنت محمود احمدی نژاد.
و..................این هم لینک دانلود کتاب برای دوستان علاقه مند:http://mamnoe.wordpress.com/category/%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%B4%D8%AC%D8%A7%D8%B9-%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%B4%D9%81%D8%A7/
سارا زرتشت در ۳۱ فروردین ۱۳۸۹
ما مخلصیم قربان .
خودی و غیر خودی را بی خیال .. اشتباه شده ، ما از همه بی خودتریم :)
رفتار نامتعارف هم به نظر من کار بدی نیست . یعنی همون نامتعارف .
حتی سبزاللهی بودن هم کار بدی نیست . یعنی ولایت پذیر بودن ،
همون طور که هتک اسلام قمی هم اشکالی ندارد ..
من اصلا به خوب و بد آدم ها کاری نداشته ام و مخلص و ارادتمند و شاگرد همه آدم ها هستم و هنوز در خوب و بد خودم موندم . ما را چه به نوازش و چه به لطافت قربان :) ، ما خود محتاج نوازش ایم .
من از این ادبیاتی که دارد بی ادب می شود ، نگران ام . همین

باز هم اردات
gomnam در ۳۱ فروردین ۱۳۸۹
پاسخ به دوستی ،که در سینه کوچکش قلبیست به اندازه ایران .
دوست عزیز از سیاست که بگذاریم گاهن، ما مشکلات ،جانبی دیگری را هم داریم،و متاسفانه تا امروز توجه ای به آنها هم نکردیم ،همگی هم تلاش میکنیم که بگویم ریس جمهور منتخب رهبر نیاز به روان کاو دارد .به باور من ، برخی از ماها پیش از اینکه به سیاست نگاهی افکنیم بهترمی باشد به یک روان کاو مراجه کنیم . شاید کمتر ملتی را میتوانید در جهان پیدا کنید .که مشکلاتش شبیه به ما باشد ،استبداد خیلی جاهست ،ولی در ایران پدیده خودش . ما ها با پدیده بسیار پیچده ای مواجه شدیم ،که متاسفانه ،تبدیل شده به یک کلاف سر در گم .تا آنجای که من حقیر متوجه شده ام ،هدف مان فراموش شده .متاسفانه برخی پراکنده گوی میکنند .برخی بیستر نق میزنند ،فکر میکنند اینجا انشا مینویسیم ،و دیگران هم باید انشا ما را تصیح کنند .برخی مطلبی را انتخاب میکنند ،که موضو ،روز نیست ،درست در نظر بگیر که سر یک واژه هتاک ،چه قشقرق بازی در آوردند ،در صورتی که شاید برخی از دوستان خود بیشتر هتاکی نمودند به جای اینکه یک نسخه از اسنادی که این پژوهش گر بزرگ در تاریخ این کشور بکار برده نمایش دهند ،دنبال سکوی بودند که به سران سبز حمله کنند ،به نویسدگان هتاکی میکنند ،و جالب اینجاست اگر از برخی از آنها بپرسید در تاریخ معاصر ایران چند تا طنز نویس داشتیم چندتا توهین آبدار نصیب نبوی میشود ،در صورتی که برخی به جز هتاکی چیزی برا گفتن ندارند ،من نمیدانم که ریشه اختلاف این دوستان در کجاست ،من میتوانم مخالف صد در صد سیاسی این عزیزان،باشم ،ولی وجدان کجاست که کار ادبی را با کار سیاسی در هم بیاامیزام .مگر فراموش کردیم سی سال روزگار ،در بخش هویت سیمای فریب ولایت به اندیشمندانی توهین ،و هتاکی روا نمیشد،شاد روان زرین کوب ،افتخار تاریخ ،و ادبیات ایران ،کسی که شکار ۲۰۰ سال سکوت .حسین شریعت مداری با ان پیشنه سیاهش ،در ستون نیمه های پنهانش ،بزرگترین هتاکی ها را نسبت به، با شرف ترین ،آگاه ترین ،نخبه ترین انسانهای صد سال تاریخ معاصر ایران.برخی هنوز که این نکته را بدرستی درک نکردند ،برخی از عزیزانی که امروز در زندانهای جمهوری اسلامی هستند ،همگی بچه های بودند که سالهای شست یا عضو بسیج بودند ،و یا عضو سازمان دنشجویان اسلامی ،یکی از این عزیزان که امروز در زندان هست و زیر بیشترین فشارهاست ،در درگیرهای که ۱۶ آذر سال شست که منجر به در گریری و خوشنت بود شرکت فعلی داشت .شور بختانه آثار ضرب دست او بر پیشانی من هک شده . ببخش ،ولی فراموش نکن ،باید هدف ما باشد ،اگر به فکر ایران فردا هستیم .
ماردوش مسلمان در ۳۱ فروردین ۱۳۸۹
ولایت با فتیله پائین تر، ولایت با محدودیت زمانی، ولایت با آدمکشی مخفی، ولایت با فساد کمتر، ولایت با دولتی که دست کم یک دکتر غیر جعلی در دولتش باشد، ولایت امام راحل، دین زورکی اما بی سرو صدا، معاندین تواب مهندسی شده، اینها تعاریف من از سبزالهیون است.
نه دین به حکومت ربط دارد نه دین به طبابت. اگر معنای سکولاریزم را نفهمیدید، وقت بگذارید مطالعه کنید، نقد کنید و منتشر کنید.
سارا زرتشت در ۰۱ اردیبهشت ۱۳۸۹
این خیلی خوبه که . ولایت با محدودیت زمانی ، یعنی حذف ولایت . یعنی تاکتیکی برای حذف ولایت .
ولایت با فتیله ی پایین تر یعنی نمیشه خاموشش کرد ، خیلیا می سوزن ، بکش پایین ( فتیله رو می گم )
ولایت امام راحل یعنی ولایت مرده ! یعنی ولایت می میرد . یعنی فعلا صداشو در نیار !
اون آدم کشی و فساد و جعل و زورکیش رو رو قبول ندارم میشه قرمزاللهی نه سبز :(
سکولاریزم هر معنی که داشته باشه ، یک پروسه است ، نه یک پروژه !
در این پروسه باید ولایت به ولایت یک مرده تبدیل بشه ، ولایت آدم ها به ولایت مفاهیم تبدیل بشه ، ولایت مفاهیم به ولایت مفاهیم انتزاعی تبدیل بشه ، ولایت مفاهیم انتزاعی به ولایت ذهن و اندیشه تبدیل بشه و ولایت برود پی کارش . من سکولاریزم از نوع پروژه ای اون رو سراغ ندارم تا بخوانم و بفهمم . حتی ترکیه و مالزی و...
شما اگر سراغ دارید ، معرفی کنید حتما می خوانم . قطعا اعتراف می کنم در برابر حقیقت ..
از این که می خوانیم ممنون .
خانم زرتشت عزیز، بفرمایید که ازدواج موقت هم یعنی حذف ازدواج، اجاره موقت هم یعنی حذف اجاره، اقامت موقت هم ...پروسه قابل قبول، اما وقتی عاملانش امثال کدیور پیروان "امام راحل" باشند، یحتمل مطلبتان طنازانه بوده است.
سارا زرتشت در ۰۱ اردیبهشت ۱۳۸۹
ازدواج و اجاره و اقامت که قراردادن ، میشه موقت باشه میشه دائم باشن . اینا رو کاری ندارم .
ولی ولایت موقت یعنی مرگ ولایت . چون ولایت قرارداد نیست . اصلا ولایت موقت ريال یعنی حذف آنچه که "ولی " دال آن است . یعنی حتی اگر چیزی به اسم ولایت هم باشد ، مصداق آن با ما نیست . بهتر از این که نمیشه .

من باز هم میگم . اگر پروژه ای بر سکولاریزم وجود دارد ، چرا ارائه نمی دین که ما هم به دین شما بگرویم :)
----------------
راستی نمیشه این کد امنیتی رو کوتاهتر کنید یا اونم مثل ولایت باید کم کم کوتاه بشه ؟:(
ناشناس در ۰۱ اردیبهشت ۱۳۸۹
خانم زرتشت :
راستی من نفهمیدم از میر حسین چه میتوان آموخت؟ اساسا از یک اصلاح طلب شارلاتان که قبلا خط امامی دو آتشه بوده و در تمامی سرکوبها و چماقداریهای اوائل انقلاب ایران دست داشته، گروه های سیاسی، روشنفکران، فعالان سیاسی و آزادیخواهان را سرکوب کرده، جنگی ضد ملی را ادامه داده و در زمان صدارتش قتل عام های هولناکی مانند قتل عام سال ۶۰ و قتل عام سال ۶۷ (خاوران) اتفاق افتاد. خلاصه کلام، انقلابی را که مردم برای آزادی و عدالت در سال ۵۷ برپا کردند، بخون کشید و از مسیر عدالتخواهانه اش منحرف کرد. کدام رذالتی است که اینها میکنند که در زمان حاکمیت خط امام قبلا انجام نشده است؟ تجاوز، قتل، شکنجه، ...؟ راستی چماقداری هم جز مواهبی !!!! است که خط امامیهایی مثل موسوی برای کشور ما به ارمغان آوردند. این آقایان حاکم فعلی هم این کارها را زیر دست خط امامیهایی مثل موسوی آموختند. تنها چیزی که از خط امامیهای شارلاتانی مثل موسوی آموخت، نعل وارونه زدن، فریبکاری، دروغ و تقیه است در شرایط ضعف برای سواری گرفتن از جنبش مردم، برای رسیدن به قدرت، درست مثل استاد اعظمشان خمینی. بقول سعید حجاریان، ایدئولوگ اصلاحات کذایی، فشار از بالا و چانه زنی از پایین. باور کنید ما مردم، آنرا یکبار تجربه کرده و میدانیم و به همین دلیل من شخصا به عنوان یک شهروند ایرانی، آنرا نفی کرده و دیگر نمیخواهم. درس های موسوی ارزانی خودش.
سارا زرتشت در ۰۱ اردیبهشت ۱۳۸۹
همین که از احمدی نژاد حرف زدن رو یاد نگیریم کافیه ، میر حسین رو بی خیالش
ناشناس در ۰۱ اردیبهشت ۱۳۸۹
خانم زرتشت:
آقای موسوی چه فرقی با احمدینژاد دارد؟ شما از گفتمان احمدینژاد دم میزنید، باید گفتمان موسوی را در زمان نخست وزیری میدیدید. مگر احمدینژاد دست پرورده همین آقایان خط امامی نیست؟ اگر در زمان خمینی، امثال احمدینژاد عامل بودند، خط امامیهایی مثل موسوی آمر بودند. هر چیز هم که آموختند، از همان خط امامیها آموختند. اگر هم امروزآقای موسوی، گفتارشان عوض شده، این تحت تاثیر موقعیت فرودست مافیای خط امام در مقابل مافیای غالب سپاه میباشد، که با این تغییر گفتمان سعی در فریب مردم و سواری گرفتن از جنبش مردم میباشد، به امید بهبود وضعیت مافیای خود در مقابل مافیای غالب در مبارزه برای کسب قدرت. خلاصه اینکه موسوی، احمدینژاد خمینی بود. الان هم موسوی بدنبال "بازگشت به دوران طلایی امام خمینی " اش میباشد، یعنی همان دهه سیاه ۶۰. دهه اعدامها، سرکوب، جنگ، اختناق، گشتهای سرکوبگر ارشاد، موتور سواران چماقدار هادی غفاری ( که امروز اصلاح طلب شده و لابد اهل تسامح!!!!!!!!و تساهل !!!؟؟؟؟)........
گفتمان احمدینژاد هم مثل موسوی از جهت باد پیروی میکند. هر دو در موقعیت قدرت شمشیر را از رو میبندند و در موقعیت ضعف اهل تقیه و فریبکاری و دروغ.
رویا در ۰۱ اردیبهشت ۱۳۸۹
خانم زرتشت مردم حق اظهار نظرات خودشون رو دارند اگر بعد از ۳۱ سال دین را از سیاست جدا می خواهند حق نوشتن آن را دارند. همه مایل به یادگیری از آقای میرحسین نیستند
مجموعه نتایج: 8 | نمایش: 1 - 8

نظرات

برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید

عضو شوید

مطلب شما!

داستان‌ها‌، خبر‌ها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

به خودنویس بپیوندید »

اخبار

مذاکرات بغداد به راند سوم کشیده شد

مذاکرات بغداد به راند سوم کشیده شد
در حالی که ساعاتی پیش رسانه‌ها نوشتند که دور دوم مذاکرات ایران با کشورهای ۱+۵، بدون اعلام نتیجه پایان یافت، این مذاکرات همچنان ادامه دارد و به راند سوم کشیده شده است. کاترین اشتون به همراه سعید جلیلی نیز تا ساعاتی دیگر در نشستی خبری حاضر خواهند شد و در خصوص این مذاکرات اظهار نظر خواهد کرد....
سیاست | سروش جعفری

یک کارگر: جلوی دوربین به ما خانه دادند، چهار روز بعد پس گرفتند!

یک کارگر: جلوی دوربین به ما خانه دادند، چهار روز بعد پس گرفتند!
یکی از دریافت کنندگان مسکن مهر گفته که در جریان سفر محمود احمدی‌نژاد به مشهد جلوی دوربین تلویزیون به او خانه دادند و بعد از چهار روز به او اعلام شد که باید خانه را تخلیه کند....
جامعه | سهند خوانساری

وزارت ارشاد به مکان بازجویی روزنامه‌نگاران تبدیل شده است

وزارت ارشاد به مکان بازجویی روزنامه‌نگاران تبدیل شده است
سازمان گزارشگران بدون مرز با صدور بیانیه‌ای اعلام کرده است که مسؤولان وزارت ارشاد روزنامه‌نگاران را به محل این وزارت‌خانه احضار می‌کنند تا از سوی مأموران امنیتی بازجویی شوند. ...
حقوق بشر | سهند خوانساری

اولین انتخابات مصر پس از حسنی مبارک

اولین انتخابات مصر پس از حسنی مبارک
اولین انتخابات ریاست جمهوری مصر پس از سه دهه حاکمیت حسنی مبارک، از صبح امروز به مدت دو روز در این کشور آغاز شد. این انتخابات با حضور ۱۲ کاندیدا از طیف‌های مختلف برگزار می‌شود....
سیاست | سروش جعفری

خرمشهر را خدا آزاد نکرد

خرمشهر را خدا آزاد نکرد
سی سال پیش و در سوم خرداد سال ۱۳۶۱، ایران توانست با شش هزار کشته و ۲۱ هزار زخمی شهر خرمشهر را از دست نظامیان عراقی آزاد کند. اگرچه آیت‌الله خمینی بلافاصله پس از آزادسازی خرمشهر، این اقدام را به آسمان حواله داد و خداوند را فرمانده اصلی معرفی کرد؛ اما همین آیت‌الله و خلف او هیچگاه از شش هزار انسان کشته شده و بیش از ۲۱ هزار زخمی که برای آزادسازی این شهر به خاک و خون غلطیدند سخنی نگفتند....
سیاست | سروش جعفری

ما را دنبال کنید