پیام نوروزی موسوی و رهنورد، پیشدستی شب عید
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
میرحسین موسوی که به عقیده بسیاری، میبایست پیام نوروزی را از کاخ ریاست جمهوری و زیر عکس آیتالله خامنهای تقدیم مردم ایران میکرد، این بار از دفترش و درکنار عکس آیتالله خمینی پیام نوروزی را منتشر کرد. با این حساب منتقد بزرگ رهبری از او و رئیس دولت مورد تایید آیت الله خامنهای در ارسال پیام پیشی گرفته است. زهرا رهنورد، بانوی اول جنبش سبز نیز پیامش را منتشر کرده است. پیام موسوی در فیسبوک و سایتهای دیگری بازنشر شده، اما انتقادهایی را هم به همراه داشته است.
ابتکار میرحسین موسوی در انتشار پیش از موعد پیام نوروزی از آن جهت اهمیت دارد که بسیاری از مردم به خاطر سفرهای نوروزی در روزهای آینده، دسترسی به اینترنت و رسانههای ماهوارهای نخواهند داشت. رسانههای رسمی هم پیام کاندیدای «سبز» را منتشر نخواهند کرد، حتی روزنامههایی که مجوزشان باز تایید شده، از جمله «شرق» و «اعتماد»، طبیعتا دست به این ریسک بزرگ نخواهند زد.
موسوی در این پیام خطاب به قومیتها و ایرانیان خارج از کشور گفته است: «جا دارد به اقشار، اقوام، قومیتها، فرهنگها و جناحها و همه ملت تبریک عرض کنم به ویژه جا دارد امسال از ایرانیان خارج از کشور نیز یاد کنم. ملت ما به هم پیوسته هستند و این از برکات جنبش سبز است. دامنه این جنبش آنچنان فرا رفته است که در آن سوی دنیا مردم خود را وابسته به هویت عمیق ایرانی، اسلامی، میدانند و برای انقلاب و عظمت و پیشرفت کشور زحمت میکشند و سعی میکنند در سرنوشت کشور و میهن خود مشارکت داشته باشند به ویژه جوانان داخل و خارج از کشور، گروهی که بیشترین قربانیها و خسارت را دادند.»
موسوی در ادامه به «جنایت»ها و برخورد حاکمیت با معترضان به نتیجه انتخابات اشاره کرد:
«وضعیتی که پیش آمد یک ذهنیت را برای مردم در مورد عدم مدیریت صحیح و اسلامی انتخابات شکل داد که ریشه بسیاری از اتفاقات در کشور شد. دنباله موضوع، پاسخی بود که به اعتراضات داده شد که این پاسخ در خور عظمت، آزادگی و سرافرازی ملت ما نبود. جنایات کهریزک، مسئله خوابگاههای دانشجویی، کشتار ۳۰ خرداد و حتی ۲۵ خرداد و حوادث بعدی از جمله روز عاشورا، مورد انتظار مردم کشور ما نبود.
اگر مسئله سیاسی بود باید به شیوه سیاسی حل میشد و مردم باید اقناع میشدند و به مردم توضیح میدادند. اما اینگونه نشد و پاسخها درخورشان نبود. یکی از به یادماندنیترین روزهای این جریانات، روز ۲۵ خرداد بود که ملت به صورت گسترده در این روز حضور پیدا کردند و آن را به روز تعیینکنندهای در تاریخ کشور تبدیل کردند. آن روز همواره شهادت خواهد داد که روحیه مردم در روزهای پس از انتخابات چگونه بود.»
پیام میرحسین در بسیاری از سایتها و شبکههای اجتماعی از جمله فیسبوک منتشر شده است. همین مساله باعث امید گرفتن بسیاری از طرفداران جنبش سبز در خارج از کشور نیز شده است.
اما همه کامنتهای پای این ویدئو مثبت نیست، تعدادی از طرفداران تغییر که امیدوارند این مهم از طریق رهبری موسوی عملی شود، قرارگیری عکس آیت الله خمینی را نشانه خوبی برای تحول و تغییر ندیدهاند.
زهرا رهنورد که او نیز میتوانست بانوی اول ایران باشد،در پیام خود سخن از تحول و خواست جنبش سبز برای تحول از وضع موجود به وضع مطلوب میزند. رهنورد در بخشی از سخنان خود بر پیروی از آرمانهای آیتالله خمینی برای دستیابی به نقطه مطلوب سخن گفت: «امیدوار بودیم که در جمهوری اسلامی آرمانهای بلند انقلاب اسلامی و آرمان های بلند حضرت امام خمینی (ره) رهبر کبیر انقلاب در جمهوری اسلامی تحقق پیدا کند ، چون به نحو خاصی انقلاب ما با یک سرعت خاصی موفق شد و ادامه ی آرمان هایش را منتظر بودیم در جمهوری اسلامی انجام بگیرد که آزادی ها بود ، قانون خواهی بود ، مساوات بود ، رفاه مردم بود ، رفع تبعیض های طبقاتی بود و نظایر آنها، ولی نشده . جنبش سبز می خواهد همان ها را دوباره پیگیری کند از جمله مسئله زنان را .»
Subscribe to comments feed نظرات (12 نوشته شد):
تا زمانی که سبزها در مورد دیکتاتور بزرگ (خمینی) با آقای موسوی تعارف دارند و صحبت کردن در این مورد را یک "تابو" کرده اند همین آش و همین کاسه است. گلهایی مثل امید میر صیافی و ندا آقا سلطان و غیره پر پر نشدند که آقایان "جمهوری اسلامی خامنه ای" را بردارند و "جمهوری اسلامی خمینی" را به مردم دوباره قالب کنند. مجبورم این را بگویم که از این غفلت بعضی از سبزها واقعا نگرانم. آقای موسوی حق نداشت خمینی منحوس، که لعنت همه ایرانیان وطن دوست بر او باد، را اینطور تبلیغ کند. جناب موسوی ، میدانم شما مرید خمینی هستید (ضمنا لعنت بر این فرهنگ خانمان سوز "مرید و مرادی" که در بین ما ایرانیان هست!) و البته این مربوط به خود شماست و بهتر است برای خودتان نگا هش دارید و سعی نکنید ازاعتماد جوانهایی که اصلا خاطره ای از آن زاده جهنم (خمینی) ندارند سوء استفاده کنید. باید نخبگان جنبش سبز از آقای موسوی به طور خیلی صریح (و یک بار برای همیشه) در مورد خمینی سؤال کنند. اگر جنبش سبز قرار است با "جمهوری اسلامی خمینی" به نتیجه برسد همان بهتر که اصلا به نتیجه نرسد. از همه دوستانی که از این کامنت من آزرده خاطر شدند پوزش میخواهم.
فقط میخواستم اضافه کنم که جنبش سبز فقط متعلق به مردم ایرانه و نه مال موسوی و نه کروبی و نه سازگارای فلان فلان شدست (فلان فلان شده فقط مال سازگارا بود ، موسوی و کروبی ایستادگیشون قابل احترامه) .
و اگر هم الان یه عده هستن که وقتی موسوی میگه بازگشت به خط امام نمیفهمن یعنی چی و سوت و هورا میکشن، من مطمئنم هنوز کسانی هستند که جنایت های خمینی رو یادشون باشه و نگذارن اشتباه ۳۱ سال پیش دوباره تکرار شه.
یارو رو تو ده راه نمیدادن سراغ خونه کدخدا رو میگرفت
موسوی دست نشونده، انقدر پیام بده تا عقده رئیس جمهور شدنت خالی شه
++++++++++++++++++++++
"تا زمانی که سبزها در مورد دیکتاتور بزرگ (خمینی) با آقای موسوی تعارف دارند و صحبت کردن در این مورد را یک "تابو" کرده اند همین آش و همین کاسه است."
دوستان نا عادل بالیی لازم است بدانیم خمینی اگر 100 بود خامنه ای 0 هم نیست.
مقایسه آنها خیانت به کل تاریخ است.
دست ÷رورده های خمینی موسوی و خاتمی و کگروبی هستند اما یاران خامنه ای احمدی نزاد و مصباح و جنتی
در ضمن گذاشتن عکس اما بیشتر برای اینست که بعضی ها را بسوزانند که عکسشان نیست.
موسوی خود نیز می داند امام اشتباهات زیادی داشته اما همه دنیا میدانند مرد بزرگی بود...
این مرد بزرگ با تموم شدن جنگ بعد از فتح خرمشهر مخالفت کرد و ایران رو برای ۶ - ۷ سال بعدش به جهنم تبدیل کرد.
این مرد بزرگ دستور کشتن حدود ۴۰۰۰ نفر رو به صورت دست جمعی در شهریور سال ۶۷ صادر کرد.
این مرد بزرگ گفت "دانشگاه ها مرکز فسادند" و باعث بسته شدن ۴ ساله اونها شد.
این مرد بزرگ جنایت های زیادی کرده ....
این "همه دنیا" رو ما اگه میشناختیم خوب بود.
در حال حاضر مناسفانه جامعه ما با خلا ریش سفید و افراد لایق مواجه است . زیرا تعدادی از انها راه فرار را بر قرار ترجیح داده اند و عده ای زود تر خرج شده اند و به انزوا رفته اند . عده ای اصلا به بازی گرفته نمیشوند . و شاید مثال های دیگری نیز قابل گفتن باشد.
باید چه کار کرد؟
اگر اینبار یک انقلاب مثل سال ۵۷ رخ دهد ایا هیپ قدرتی قادر به هدایت و کنترل ان خواهد بود؟
یک انقلاب بزرگ تهدیدی است که تمام ایران دوستان باید به عوارض ان فکر کنند.
موسوی اگرچه در سوابق خود نکات منفی دارد ولی نباید محسناتش را فراموش کرد. در این چند ماهه نیز با صبوری و درایت از رفتن ایران به سوی بسیاری مخاطرات جلوگیری کرده است. او اگرچه در جوانی با مدیریتی سنگین و شرایطی نامناسب روبرو شده ولی رفتار اخیر او نشانه تکامل و بلوغ این فرد است. اما ایا او تیم مناسبی هم دارد ؟ این سوال همیشه انسان را به یاد خاتمی و تیم او می اندازد که با نوعی مدیریت ناهمگون و دید های کلان متن مردم را جز در زمان های انتخابات به بازی نگرفتند. . اصولا سیستمی که توان تولید تفکر نوین و ادامه دار را نداشته باشد محکوم به بن بست است. انحراف در مدیران خاتمی و فامیل بازی و درجه بندی شهروندان با یاس عمومی و سردی جامعه به تولید حکومتی منجر شد که در ان بها و احترام جامعه حداقل است . و با کلنگ به جان تمام ریشه های جامعه افتاده است .
ایران نیاز به ارامش و ایجاد و حفظ افراد با تجربه و کارامد دارد.اگر تک تک افراد برای خود شاخه و گروه تشکیل دهند راهی باز نخواهد شد. سلایق مختلف باید با اتکا به نقاط تشابه تا حد امکان دور هم تشکلات بزرگتر را شکل دهند. تا بتوانند حرفهای بهتری بزنند و ان را تعمیم دهند.
۱- منظور شما از افراد ملی و مردمی چیست؟ ایا اینکه فردی خودش را ملی معرفی کند با عضو یک گروه با شعار های ملی باشد کفایت میکند؟ ما کشور فقیری نیستیم ولی مردمی فقیر داریم ولی من کمتر ملی گرایی میشناسم که دغدغه و درد مردم فقیر را چشیده و ان را جدی بداند. ملی هایی که من میشناسم مانند تمام مواردی که گفتید اگر پر و بال بگیرند به عامه مردم بهایی نمیدهند ولی اگر شما میشناسید و ان را تضمین میکنید من دربست مرید او خواهم بود.
۲-حکومت چند حزبی یک ارزوی دیرین برای جهان سومی هاست ولی ایا حکومتی با ۳-۴ حزب را ما قبول داریم ؟ و اگر نداریم حکومتی با ۲۰۰-۳۰۰ و یا حتی بیشتر توان ایجاد تمرکز و خط مشی را خواهد داشت؟ و نهایتا چه کسی میتواند حزب را تشکیل دهد ؟ هر حزب به طور کمی حد اقل نیاز به چند ریش سفید دارد. یا همه حزب ها باید حزب جوانان باشند؟
قانون اساسی حاضر خالی از نقص نیست ولی دارای نکات مثبت فراوان هست . بهتر نیست به جای از اول نوشتن و برای صرفه جویی در زمان فقط اصلاح شود و اصلاحیه به رای گذاشه شود؟ ولی بی شک نوشتن ان کار هرکسی نیست .اهل قلم باید تعریف شود . روزنامه نگار تندرو و با صلابتی که سابقه زندان دارد یک مجاهد یک ایثارگر است ولی نوشتن قانون نباز به حقوقدانی دارد که دارای سواد و تجربه کافی باشد و بتواند با شناخت کافی از جامعه نظرات همه را منعکس کند. نقاط ضعف قانون قبلی در بسیاری موارد بدلیل استفاده از افراد کم تجربه و تندرو در تیم نگارش ان است و این که چرا رای اورده هم جای تامل دارد.
۳۰ سال قبل نخست وزیری تندرو و کم تجربه داشتیم که در مقابل فشار ها راحت تر تسلیم میشدواهل قلم و اهالی سیاست تندرو تیشه به ریشه بسیاری از پیشکسوتان زدند و انقلاب فرهنگی را انداختندو هنوز داریم چوب ان فقدان را میخوریم . امروز او را باید محک بزنیم و اگر با قصد استفاده مثبت از ان تجارب دارد میاید و باید او را گرامی داشت.
احترام من به آقای موسوی عمدتا به خاطر این بوده که ایشان تکثر آراء در جنبش سبز را به رسمیت شناخته بودند که این عین دمکراسی است. حالا طیف وسیعی از این جنبش، خمینی را دیکتاتور بزرگ و عامل همه بد بختیهای این کشور دانسته و اساسا به این نظام معتقد نیستند. خوب، آقای موسوی، به عنوان یک فرد، میتوانند عکس خمینی را در خانه خود همه جا بر در و دیوار قرار دهند اما همین آقای موسوی ، این بار به عنوان یکی از معتمدین جنبش سبز، حق ندارند این علاقه شخصی را به کل جنبش تحمیل کنند چرا که این عین دیکتاتوری است. البته اگر ایشان بگویند که نماینده گروه خمینی پرستان جنش سبز هستند، در این صورت هیچ ایرادی به کار ایشان نخواهد بود. به نظر من این مطلب آنقدر مهم است که کل پیام نوروزی ایشان را تحت تاثیر قرار میدهد. البته احتمال دیگری هم وجود دارد و آن اینست که آقای موسوی اساسا خود را از رهبران جنبش سبز نمیدانند، که در این صورت قرار دادن عکس خمینی بدون اشکال خواهد بود. همه این اما و اگرها فقط به این خاطر است که ایشان "متکلم وحده" است و کل جنبش سبز ظاهرا از گفتگوی صریح با ایشان "هراس" دارد. دوستان من، اگر آقای موسوی را دوست دارید نقدش کنید و ا گر دشمنش هستید به طور مطلق تایید ش کنید تا اندک اندک، به سلامتی، دیکتاتوری دیگر بپرورید.
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید