مسيح مزدور بيگانه يا لابيگر جمهوري اسلامي
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
قبل از نوشتن هر خطي بايد بگم كه من به قول دوستمون در فيس بوك سينه زن علي نژاد نيستم و فكر نميكنم اصولا مسيح مدعي پرچم داري باشد كه من بخواهم زيرش سينه بزنم ! بحثي كه بعد از گفتگو مسيح علي نژاد و اميد حبيبي نيا در فيس بوك به راه افتاد و اظهار نظر كوتاه من در باره اين گفتگو و برخورد غير قابل تصوري كه به وجود امد نوشتن چند خطي را ميطلبد . در اين بحث دو شخص با دو ديگاه سياسي حول محور رهبريت جنبش سبز به گفتگو نشستند تا شايد بتوانند راه و يا پنجره جديد را به روي بينندگان باز كنند، در اينجا عبور ميكنم از اينكه چرا و به چه دليل و بر كدام اصل مهمانان اين برنامه ها انتخاب ميشوند .
اما بحثي كه بين حبيبينيا و علي نژاد ايجاد شد بحثي است كه ماههاست در محيط فيس بوك جاريست و افراد زيادي در اين باره اظهار نظر كرده اند .
يه گريزي ميزنم به چند ماه پيش كه من از نحوه برخورد برخي از ايرانيان خارج از كشور گله كردم و رفتار انها را مشابه شريعتمداريها دانستم مسيح از اون نوشته من انتقادي كرد و گفت بايد با اين گروه ها كنار امد و بغض سي ساله انها را درك كرد ....
بگذريم اما من معتقد بوده و هستم كه همان قدر كه نوشتههاي شريعتمداري به جنبش سبز ضربه ميزند برخي از اظهار نظرات از طرف اين دوستان هم ميتواند براي جنبش مضر باشد، و نه تنها در زمان موجود كه در حال گذار هستيم اين نوع ادبيات كمكي به گذر ما به دموكراسي نميكند بلكه اين نوع ادبيات در يك كشور دموكراتيك هم پسنديده نيست .
من مشكلي با طرح ديدگاههاي مختلف ندارم اما چه لزومي دارد كسي كه نه اعتقادي به شركت در انتخابات داشته است و نه اعتقادي به اصلاح دارد و اصولا منكر خواست عمومي مردم براي تغيير ميشود زير پرچم جنبش سبز فعاليت كند؟
دوستان راديكال از جمله حبيبي نيا عزيز ميتوانند به فعاليت سياسي خود ادامه بدهند و اگر فكر ميكنند كه بايد از رهبران سبز عبور كرد بهتر است به فكر عبور از جنبش سبز باشند و براي پايه ريزي جنبشي جديد تلاش كنند. چرا اين دوستان فراخواني براي راهپيمايي صادر نميكنند تا عيار قدرتشان براي ما هم مشخص شود؟!
مصادره كردن حضور ميليوني مردم كه با فراخوان اصلاحات به خيابان آمدند در دنياي سياست چه معني دارد؟ مصادره جنبش سبز كه اصولا از يك انتخاب شروع شد و زدن برچسبهايي در تضاد با ماهيت آن چه معني ميتواند داشته باشد؟
به وضوح ميتوان ديد همانطور كه حاكميت از اقبال عمومي اصلاحات به هراس افتاده نيروهاي راديكال هم از اين اقبال عمومي استقبال نكردهاند و سعي در تخريب اصلاحات دارند، نيروهايي كه دم از راديكاليزم و رفتن به سمت سيلاب انقلاب ميزنند بايد راه كار ارائه بدهند و مشخص كنند كه با كدام ابزار سعي در براندازي دارند و با كدام منطق مردم را به بازي فراميخوانند كه حاكميت در آن قدرتمند است؟! اين دوستان بايد شرح دهند كه با چه منطق و با چه اصل استراتژيكي ميخواهند دست به براندازي بزنند؟
اين دوستان مدعي اين هستند كه اين حكومت اصلاح پذير نيست و اصولا اقتدارگرايان زير بار اصلاح نميروند و از همين استدلال هم براي كوبيدن اصلاحات استفاده ميكنند، اما من پرسشم اين است كه حكومتي كه به اصلاح خود تن نميدهد چطور به انقلاب تن ميدهد ؟؟؟
كساني كه تفكر راديكال را رواج ميدهند بايد راهكار ارائه دهند و روشن كنند كه با چه ابزاري و با چه نيرويي خواهان براندازي هستند؟
من مدعي هستم كه صداي امريكا بايد در دعوت از مهمانانش توجه بيشتري داشته باشد و از كساني دعوت كند كه حرفي براي گفتن دارند و از رفتار هاي اصلاحطلبان اگاهي دارد و حقيقت جامعه ايران را دريافته است، حبيبي نيا در اين گفتگو صحبتهايي را كرد كه ميتواند در يك تاكسي هم از راننده كم سواد آن شنيد و فكر ميكنم حتي همان راننده عزيز بتواند پنجره بهتري را در بحث براي بيننده باز كند .
آقاي حبيب نيا عنوان كردند كه مجلس ششم و اصولا اصلاحات هيچ حركت مثبتي نداشتهاند كه واقعا جاي سوال دارد كه آيا در هشت سال اصلاحات هيچ كار مثبتي صورت نگرفته است؟ آيا آقاي حبيبي نيا چيزي از لايحه جرم سياسي شنيدهاند؟ آيا نطقهاي نمايندگان مجلس ششم را شنيدهاند ؟ آيا جان گرفتن جنبش زنان ، جنبش دانشجويي و ديگر نهادهاي مدني كه بعد از دو خرداد نمود بيشتري داشتند حاصل فعاليت اين دوستان در خارج از كشور بوده است؟ آيا تحكيم وحدت برانداز است؟ آيا اعضا كمپين يك ميليون امضا برانداز هستند؟ و بايد پرسيد كه آيا اين جنبشها كه امروز شما آنها را نماد خواستهاي مردمي ميدانيد همه برانداز هستند يا حامي تغيير؟
حبيبينيا اعتقادات مذهبي مردم را ناديده گرفت و كلا منكر حقيقت مذهبي جامعه ايران شد آيا زماني كه از لايه روشن فكر و دانشگاهي عبور كنيم ما در جامعه به مردمي سكولار بر ميخوريم يا مذهبي؟ آيا حسين (ع) در ديگاه مردم ايران و در فرهنگ ايراني عنصري ماورالطبيعه است؟ اين نوع برداشت از جامعه ايراني برداشتي كاملا غير منطقي و غير علمي است و بيان آن از زبان يك روزنامهنگار غير منطقي !
حبيبينيا مدعي شد كه رسانهها در خارج از كشور تك صدايي هستند و صداي آلترناتيو ها را به گوش مردم نميرسانند ! اين دوست عزيز از كدام آلترناتيو صحبت ميكند؟ كدام صدا را ميگويد كه بايد شنيده شود؟ از اين دوست عزيز خواهش ميكنم اين آلترناتيوها را به ما هم نشان دهد.
آيا همانطور كه حبيبينيا عنوان كرد خواست حداقلي مردم آزادي حجاب است؟ اگر اينگونه است آزادي انتخابات در طبقه بندي خواستهاي اين عزيز در كجا جا دارد؟ آيا خواست برگزاري انتخابات آزاد امروز راهبردي تر است يا بحث آزادي نوع پوشش؟
آيا شعار آزادي انتخابات انحرافي است يا آزادي نوع پوشش؟؟؟
اين دوستان فراموش كردهاند كه ما در حال گذار به دموكراسي هستيم و بايد از داشته هاي خودمان استفاده كنيم نه اينكه داشته هايمان را به كناري بگذاريم و صحبت از نداشته ها بكنيم ، كاملا مثالي كه مسيح زد با شرايط اين دوستان همخواني دارد.
بايد بنويسم كه با برچسب زدن اين دوستان نميتواند به دموكراسي كمك كنند، اين دوستان بايد فكري به حال ادبيات كهنه خود كنند و مهم تر از هر چيزي بايد براي نظراتشون راهكار ارائه دهند، اگر واقعا هدف اين دوستان كمك به استقرار دموكراسي است بايد براي شعار هايشان فكري كنند بايد به حقيقت جامعه نزديك شوند و دست از شعار هاي پوپوليستي بردارند و شعار هاي حقيقي بدهند، بايد تشريح كنند كه با كدام بستر و با كدام ابزار ميخواهند دست به براندازي بزنند؟ بايد توضيح دهند چگونه استقرار دموكراسي را بعد از انقلاب ميخواهند تضمين كنند؟! كسي كه شعاري ميدهد بايد روشن كند چگونه ميخواهد به هدف اين شعار برسد؟؟؟
براي من جالب است كه اصلاح طلبان در هيچ جاي دنيا نميتوانند بدون برچسب فعاليت كنند، تا زماني كه در ايران هستند وابسته به بيگانهاند و از آمريكا پول ميگيرند و زماني هم كه از ايران خارج ميشوند مزدور جمهوري اسلامياند .
حال اين پرتغال فروش را خود مردم بايد پيدا كنند كه چرا اصلاح طلبان از سوي هر دوطرف برچسب ميخورند؟
چرا شريعتمداري و حبيبي نيا همسو با هم صحبت از عبور از رهبران سبز ميكنند؟
هنوز چند روزي از از متن روزنامه نگار اصولگرا كه مسيح علي نژاد را عامل امريكا دانسته بود و به او برچسب زده بود نميگذرد كه در فضاي مجازي همين عامل ديروز امريكا امروز عامل جمهوري اسلامي ميشود !!!
در آخر به پاراگراف پاياني متن مسيح در جرس اشاره ميكنم و تاكيد ميكنم كه چرا بايد اصلاح طلبان مدام زير برچسب باشند؟
اگر يك اصلاح طلب براي آزادي جان هم بدهد باز برچسب ميخورد ....
پيدا كردن پرتغال فروش را به عهده خواننده ميگذارم...
موسوی خویینی، فریاد می زد: به عملکرد رهبری رسیدگی کنید تا صدام حسینی دیگر در کشور شکل نگیرد بیرون از مجلس، می گفتند این اصلاح طلبان همه مدافع ولایت فقیه هستند، گول شان را نخورید....امروز موسوی می گوید تا پای مرگ همپای مردم ایستاده ام و اینجا می گویند، برای بازگشت به قدرت است، گولشان را نخورید. عیسی سحرخیز، در داخل ایران برای نشریات آنلاین مقاله می نوشت و آقای خامنه ای را متهم به برگزاری یک انتخابات نمایشی و برپایی یک نظام دیکتاتوری می کرد، همان زمان می گفتند: یار غار خاتمی است، از خودشان است، سوپاپ اطمینان نظام است، ورنه چرا با آن همه تندی هنوز در ایران آزاد می گردد. امروز مصطفی تاجزاده، همراه و عضو ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی وعیسی سحرخیز عضو ستاد انتخاباتی سید مهدی کروبی هر دو در زندان هستند و از همان اوین هم برای ملت پیغام می فرستند و یکی مسول تمام بحران های کشور را شورای نگهبان و دیگری مسوول کشتار و شکنجه مردم را آقای خامنه ای اعلام می کند. اما ما کماکان دور از ایران و دور از جزیره سرگردانی وطنی، خود سرگردان رجز های خویش ایم و بی هیچ استراتژی مشخصی ، آیه های یاس می خوانیم و تخم تفرقه می پاشیم ( مسيح علي نژاد)
Subscribe to comments feed نظرات (6 نوشته شد):
شما که تن به اصلاحات میدهید و راهکاری جز چرخیدن در چرخه اصلاحات نمیبینید، آیا با این درجا زدن میخواهید به دموکراسی برسید؟ یا بهتر است سوال کرد طرفداران اصلاحات هدفشان چیست؟ رسیدن به دموکراسی؟؟؟ با تغییرات در حکومتی که از پایه ویران است؟ بی منطق و بی معنی نیست اگر اصلاح طلبان را طرفداران بقای جمهوری اسلامی بدانیم! چون با بهبود پاره ای از مشکلات و بدست آوردن حدالقل خواسته ها، شما جانی دوباره به جمهوری اسلامی میدهید و پایه هایش را محکم میکنید به جای اینکه بر ویرانه هایش ضربه بزنید... شما راهکارتان برای رسیدن به دموکراسی واقعی چیست؟؟؟ تحریمی ها که به قول شما دلیلی برای حضور در جنبش ندارند! اما میبینیم که هستند، یکی از راهکارهایشان فرهنگ سازی ست! راهکاری که شاید! بیش از یک دهه زمان نیاز داشته باشد تا با به عرصه آمدن نسل جدید(نوجوانهای امروز) بتواند با خواسته های یکسان و هدف مشترک به انجام برسد.هدف رسیدن به دموکراسی ست، نه اصلاحات نظامی که پوسیده و نخ نما شده. دموکراسی واقعی با یک سال و دو سال بدست نمی آید، باید صبور بود. بهتر است ببینید مردم هند چگونه با صبوری و همبستگی به دموکراسی رسیدند...
در باره اين كه بايد صبور بود هم ۱۰۰% موافقم با شما و اصولا مشكل همين صبور نبودن برخي از دوستان است
شما در مقاله قبلی عنوان کرده اید: اما اصلاحطلبم و به اصلاح اين حكومت دل بستهام؛ براي اين كه راهكاري عملي تر جز اصلاح را سراغ ندارم تا از آن بنويسم و از آن دفاع كنم .
جسارتا من دوباره سوالم را تکرار میکنم، میتوانید بگویید با اصلاحات و تغییرات جزئی که به بهبود وضعیت نظامی بر پایه ظلم و کشتار و استبداد منجر میشود، و در نتیجه باعث بقای آن میشود، شما چگونه میخواهید شرایط را برای برقراری دموکراسی فراهم کنید؟؟؟
و حالا شما دم از مردم میزنید؟
به قول خودتان هر چه بگوییم تف سر بالاست و به نفع رژیم
و گرنه میشود از شما پرسید آن مردم روز ۲۲ بهمن کجا بودند؟ یا بد از سرکوب جنبش توسط همین رهبران اصلاح طلب (خاتمی ،روباه مکر، و امثال بهنود و علینژاد و...)
آنقدر حرفا مسخره است که انگاری مردم ارث پدرش است،که کسی آنرا میخواهد مصادره کند
چشمهای کورتان را باز کنید،آن مردم اگر به خیابان آمدند،نه برای این بود که این آقایان رفوگر تحفه یا نوبری هستند،فقط و فقط از روی ناچاری ،استیصال مجبور به انتخاب بین بد و بدتر شدند،و به خاطر لقمه نانی که قاتق روزانهشان باشد جان به کفّ گرفتند،ولی چه شد؟
تا رژیم،و سران جنبش قدرت مردم (ارث پدری آقای حسینی پژوه) را دیدند،از ترس از دست دادن مقام و موقعیت شروع به جفتک اندازی کردند. و ماهیت خود را نشان دادند.
واضح بگویم،کسی مثل خاتمی که مشهور به پدر اصلاحات(روباه مکار)( پدر وصله پینه)بلا فاصله وارد میدان میشود،و جنبش را خودی و غیر خودی میکند،و دست به نامه نگاری مخفی (لوی رفته،و انکار شده) با خامنهای میزند،زد و بند با رفسنجانی برای حفظ موقعیت خود و نظام میکنند. و...
مردم در زندانها ،(همانها که میراث جد و آباد آقای پژوه هستند) در زندانها شکنجه میشوند،مورد تجاوز قرار میگیرند،اعدام میشوند،و تنها کار این آقایان ،چون مردم ارث پدرشان است،تنها به انتشار خبر بسنده میکنند و امثال آقای محسن سازگارا جای بیبیسی را پر میکند ،و داغ دل مارا از نبود حضور دلسوزی در کنار مردم هر روز تازه تر میکند؟
منظور از ما مردمی که همواره ارث آبا و اجدادی سلطه جویان و حاکمان مستبد بودیم،را میگویم
وقتی درک و شعور نویسندهای در حد تفسیر یک کانال مزدور است،و هیچ شناختی از چگونگی وقوع انقلاب ندارد،جای تعجبی هم نیست که لابی(مسیح علینژاد)، مبارز بشود
ولی آقای پژوه بد نیست بداند،که سران وصله پینه درمانده از این هستند که مردم را دوباره وارد میدان کنند(رژیم با پیروزی یک برههٔ از خیزش مردمی را به وسیله اپوزیسیون ای که هدفش شرکت در قدرت و همپالکی نظام بود،سرکوب میکند)
و شاید هم برنامه ریزان که قرار بود کاری نمایش قدرت نظام را در انتخابات به دنیا نشان دهند،این قسمت را هم چیده بودند،تا با سرکوب معترضان صدای آزادی خواهی را در گلوی ایرانیان تحت عنوان اصلاحات خفه کنند.
اما آنچه پیش آمد،خوب یا بد،درست یا غلط،پایههای پوسیده این نظام را متزلزل تر کرد،آگاهیای را که ممکن بود سال ها به دست آمدنش زمان ببرد، به دلیل وجود خرافات مذهبی،و باورهای دینی ممکن بود به سختی به دست بید،به راحتی میسر ساختند.
دیر یا زود راه برای انقلاب باز خواهد شد،و مطمئن باشید ما در آغاز پایان راه حکومت دیکتاتوری آخوندی هستیم،حال هرچقدر میخواهند سینه چاک کنند امثال خانم مسیح علی نژاد،شیرین عبادی، گنجی ،بهنود،مهاجرانی،عدالت،تیریتا پارسی،گروههای ضد تحریم،ملی مذهبیهای مثل یزدی،سحابی،،و بسیاری از گروههای مدافع حقوق بشری و ضد جنگی(که کارشان لابی گری است) .
در جواب خانوم علینژاد یا آقای پژوه در مورد زندانیها باید بگویم،وای بر شما که ۳۰ سالست ،زندانهای رژیم با انبوه بازداشت شدگان جای سوزن انداختن از بهترین و شجاع ترین مبارزین را ندارد،و باز چون ۲تا خودی در بند افتادن ناله و فغان تان گوش فلک را کار کرد.واقعاً شرم بر شما و ننگ بر این اصلاح که فقط شامل خودیها میشود
آقایان موسوی و کروبی هم با شعار" در کنار مردم بودن تا پای جان "نمیتونند،مردم را گوشت دم تیغ نظام کنند.
میگوید اصلاح این نظام جا دارد،این گوی و این میدان
اما با زیر کرسی نشستن( البته منظور خانههای این آقایان که زندگی میکنند نیست،غرض از زیر کرسی ، نشستن بدون عمل است) این رژیم از پا نخواهد فتاد.
برای باور اینکه اصلاحات امکان پذیر است یا نه ،اینست که
۱- سران جنبش به پشتیبانی مردمی بر نامه دعوت به اعتصاب را هرچی سریعتر عملی کنند
۲- به حمایت مستقیم از زندانیان و خانواده آنها به پردازند و مردم ایران در دنیا بخواهند که واکنش اعتراض ای خود را به دنیا به صورت یکدست و یک پارچه نشان دهند(جدا از عقاید سیاسی )
۳- دعوت از بازاریان،شرکت نفت به پیوستن به جنبش
۴- یادبود شهدا به صورت مستمر تا پیروزی،هر هفته
و ...
وگرنه دلتان را برای حضور مردم در مراسم ۴ شنبه سری صابون نزنید
من وبلاگ نویسی هستم که وبلاگ هفت ساله ام همین دو روز پیش، بعد از ماه ها فیلتر بودن، به دستور مقامات قضایی بسته شد. من در زمان انتخابات تحریمی بودم و سبز نبودم، فکر می کنید خواننده های من چند بار و چند تا کامنت برای من گذاشتند که من عامل جمهوری اسلامی و طرفدار احمدی نژادم؟ بعد وقتی مجبور شدم از ایران خارج شوم، فکر می کنید چند بار و چند تا کامنت برای من گذاشتند که عامل آمریکا هستم و از صدای آمریکا حقوق می گیرم؟
اولا: یک فعال سیاسی میتواند در شرایط مختلف "نگرش" خود را عوض کند.
دوما: یک فعال سیاسی بدون اینکه تغییری در نگرشش ایجاد شود ، میتواند در شرایط مختلف "تاکتیک" و/یا "استراتژی" خود را عوض کند.
سوما: سایر سیاستمداران میتوانند نسبت به یک فعال سیاسی در شرایط مختلف مواضع متفاوتی بگیرند.
اساسا نتیجه گیری مطلق در فضای سیاسی اشتباهی کودکانه است.
مثال: مسیح میتواند آگاهانه به نفع هر یکی از طرفین درگیری قلم بزند. و میتواند نظرش را بنا به شرایط گوناگون عوض کند و به جبهه دیگری برود.
ممکن است مسیح ناخودآگاه به نفع یکی از طرفین قلم بزند (مثلا چیزی بنویسد که طرف مقابل سوء استفاده کند)
هیچیک از اینها دلیل "کافی" برای دفاع کردن یا تخطءه نیست.
"بازی" سیاست را یاد بگیرید تا بتوانید از پس سیاستمداران برآیید
شما که انقدر دم از اصلاحات میزنید، میدانید چه شد که اصلاحات شکل گرفت؟ برای بقای جمهوری اسلامی نه چیز دیگر. سران اصلاحات همواره به وضوح و روشنی اعلام میکنند که از دلبستگان نظام هستند و جمهوری اسلامی نه یک کلمه کمتر و نه یک کلمه بیشتر! پس این انگ زدن نیست که بگوییم طرفداران سران اصلاحات برای بقای این نظام خواسته یا ناخواسته میکوشند... این منطق است نه انگ و برچسب زدن؛ مگر اینکه شما از سیاست چیزی جز کلمات قلنبه سلنبه نیاموخته باشید... این یک تفکر صحیح است که وقتی هدف و اعتقادمان با سران اصلاحات یکسان نیست آنها را به رهبری خودمان نپذیریم مگر اینگه این جنبش که شما آن را متعلق به خودتان و هر که به اصلاحات رای داده بود دانستید هدفی همسو با سرانش داشته باشد! امثال خانم علی نژاد که خیلی هم دلچسب و گیرا مینویسند نانشان را از همین بازی با کلمات در می آورند و فی سبیل الله قلم نمیزنند... شما چه خوشتان بیاید یا خیر، هم در داخل و هم در خارج از کشور مخالفان اصلاحات و جمهوری اسلامی وجود دارند و هر جا صدای اعتراض علیه نظام بلند شود همپای دیگران به اعتراض می ایستند.
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
به خودنویس بپیوندید »
اخبار
مجتبی واحدی: شرکت در راهپیمایی ۲۵ بهمن، اجابت درخواست خانوادههای کروبی و موسوی است
درست یک سال بعد از درخواست میرحسین موسوی و مهدی کروبی برای شرکت مردم در راهپیمایی ۲۵ بهمن، خانوادههای موسوی و کروبی امروز در نامهای از مردم ایران خواستهاند صدایشان را به گوش جهانیان برسانند. مجتبی واحدی، مشاور مهدی کروبی میگوید: «شرکت در راهپیمایی ۲۵ بهمن، اجابت درخواست خانوادههای کروبی و موسوی است»....حدادعادل سخنان منسوب به خودش را تکذیب کرد
در حالی که روز گذشته اکثر رسانههای خارج از کشور، اظهاراتی کمسابقه و حملات منسوب به غلامعلی حدادعادل به هاشمی رفسنجانی را منتشر کردند که در آن آقای حداد، خمینی را بهدلیل «پیر و زود باور بودن» دارای یاران آلودهای معرفی میکرد؛ وی سخنان نقل شده را تکذیب کرد....رییس دفتر رهبری: همه از هوش و توانایی خامنهای متحیر هستند
محمد محمدی گلپایگانی، رییس دفتر رهبر جمهوری اسلامی در سخنانی گفت هرگاه فردی با خامنهای دیدار میکند، از هوش و تواناییهای وی متحیر میشود....درخواست خانوادههای کروبی و موسوی از مردم: پژواک صدای حقخواهی ما باشید
در آستانه سالگرد اعتراضات خیابانی ۲۵ بهمن به دعوت میرحسین موسوی و مهدی کروبی که منتهی به بازداشت خانگیشان شد، خانوادههای این دو در نامهای سرگشاده، ضمن «غیرانسانی» و «غیرقانونی» خواندن حبس خانگی خطاب به مردم مینویسند: «از همه هموطنان مظلوم و رنج دیده و فداکار و از همه انسانهای حقطلب و آزادیخواه و عدالتجوی، همگام با هموطنان داخل کشور که خواهان تسلط مردمسالاری واقعیاند، در جای جای جهان میخواهیم پژواک صدای حق خواهی ما باشند. و صدای مارا به گوش جهانیان برسانند.»...با تصویب طرح قطع صادرات نفت به اروپا، تردد ایرانیان به اروپا هم محدود میشود
مجلس شورای اسلامی امروز بررسی «یک طرح دو فوریتی» را آغاز کرد که در صورت تصویب آن، علاوه بر اینکه صادرات نفت ایران به اروپا قطع میشود؛ در تردد ایرانیان به اروپا نیز محدودیتهایی اعمال میشود. ...دیگر مطالب سیاست
- مجتبی واحدی: شرکت در راهپیمایی ۲۵ بهمن، اجابت درخواست خانوادههای کروبی و موسوی است
- ناگفتههای دستیار عالی خامنهای از ۱۸ تیر؛ بین و من وزیر کشور برخورد پیش آمد
- حدادعادل سخنان منسوب به خودش را تکذیب کرد
- رییس دفتر رهبری: همه از هوش و توانایی خامنهای متحیر هستند
- معاون سیاسی استانداری: در سال ۸۸، حتی یک تانک هم به خیابان نیامد

نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید