۱۳۸۸ و یک اتفاق خوب | رسانه‌های خودمانی | سیاست | صفحه اصلی
نظرات (6)
نسخه چاپی نسخه ساده لینک دایمی

۱۳۸۸ و یک اتفاق خوب

۱۵ اسفند ۱۳۸۸ نیک آهنگ کوثر

قاعدتا خوانندگان مطالبم می‌دانند که هیچوقت به هیچ سیاستمداری دل نبسته‌ام، اعصاب همه، من‌جمله طرفدارانشان را هم خرد کرده‌ام. ممکن است با این نماینده مجلس و آن وزیر و فلان معاون رئیس جمهوری هم رفیق بوده باشم، اما رفاقت را با کارم دخیل نمی‌کنم. دوستانم همیشه  از دستم شاکی بوده‌اند که دل‌رحم نبوده‌ام. همین دیشب دوستی شاکی بود که چرا به فلان عضو "اتاق فکر" در مطلبی تاخته بودم؟ دوستم حتی می‌دانست که به آن رفیقش احترام زیادی هم می‌گذارم، اما ناراحت بود از لحن نسبتا بدون تعارفم. حق هم داشت ناراحت باشد...


 با وجود همه انتقادهایی که به رهبری پراکنده جنبش سبز دارم، معتقدم دوام جنبش، تحت شرایطی بسیاری مفید است! چرا؟ به یک دلیل خیلی ساده! همیشه بعد از انتخابات ریاست جمهوری در سال‌های مختلف، مردم و فعالان در پیله‌های‌شان فرو می‌روند و آلزایمر چهار ساله‌ای همراه با بدخوابی‌های انتخابات‌های مجلس و شورا شروع می‌شود. دقت کرده‌اید؟ خاتمی عملا بعد از تابستان ۱۳۸۴ به یک خفته سیاسی و مسافر دائمی تبدیل شده بود. حتی کروبی که روزنامه خودش را داشت، در طول سال‌های ۸۴ تا ۸۸ به اندازه این ۱۰ ماهه فعال نبوده است.


 مساله مهم این است که چگونه می‌توان نهضتی را چهار سال زنده نگاه داشت؟ البته این به شرطی است که نهضت را راهبری باشد و همه هم امیدوار باشند که برای تغییر باید از طریق انتخابات ریاست جمهوری و مجلس بدون تغییر ساختار قانون انتخابات و حذف نهادهای نظارتی اقدام کرد. نگارنده خوشبختانه عضو هیچ گروهی نیست و فقط ناظر ماجرا است، اما خیال می‌کند که بدون تغییر قاعده بازی نمی‌توان ساختار را تکانی داد.


سال ۱۳۷۶، امید حجاریان و شرکا این بود که چپ‌های حکومتی در انتخابات دوم خرداد، چند میلیون رای بیاورند و جنبشی را برای چهار سال بعدش راه‌اندازی کنند. به عبارتی دولت خاتمی مثل یک بچه ناخواسته بود که پدر و مادر چندان مراقب روش‌های ضدباروری نبوده‌اند. اگر این حرف حجاریان را بپذیریم، می‌توان گفت وقایع بعد از انتخابات، دنباله همان خواست و هدفی است که جماعت مرکز تحقیقات استراتژیک و حلقه کیان به دنبالش بوده‌اند. البته نمی‌توان گفت که هدف،  دموکراتیک شدن بوده است یا بازگشت چپ‌های «کوپونیستی» به قدرت.


به هر حال اگر از این منظر به تداوم جنبش اعتراضی نگاه کنیم، می‌فهمیم که همین ماجرا هم به نحوی شکستن قاعده بازی محسوب می‌شود. وقتی در خیابان دیکتاتوری راه نروید به مسیرتان را کج کنید، احتمالا به جایی دیگر خواهید رسید. این چیزی است که حاکمیت را ترسانده است. به نظرم ترساندن حاکمیتی که می‌خواهد مردم را بترساند، بسیار تاثیر گذارتر از خاموشی‌های ۴ ساله دوره‌های گذشته است. 

 

ارزیابی این خبر:

5.00

Subscribe to comments feed نظرات (6 نوشته شد):

mehran در ۱۵ اسفند ۱۳۸۸
اي ول ، اينو ميگن حرف حساب ، اينو ميگن حرف منطقي. دمت گرم. با اينکه بد فرم از دستت شاکيم سر اين گير دادن به بز و بزغاله ولي اين حرفتو شديد ميخرم .
خود شیفته در ۱۶ اسفند ۱۳۸۸
-7
یعنی‌ جدی جدی فکر میکنی‌ این قدر مطرح هستی‌ که نظراتت و افکارت برای دیگران مهم باشه؟! از پاراگرف اول این نوشته کاملأ مشخصه که خود شیفتگیت شدید شده و باید فکری به حالت کرد! هر جوری که زور بزنی‌ که خودتو مطرح کنی‌، باز هم زیر دست کاریکاتوریست‌های مطرح ایران هستی‌! میدونم که این نظر رو منتشر نمیکنی‌ ولی‌ همین که خودت بخونی‌ می‌فهمی که خودت رو زیادی جدی گرفتی‌! تو برو همون کاریکاتور‌های تفرقه اندازت رو بکش به خیال اینکه با این کارها مطرح بشی‌!
---------------------------
ممنون از انتقادت جناب خود شیفته. البته من به اندازه جنابعالی با این اسم تان خودشیفته نیستم ولی چه کنم که متولدین سال خروس این اشکال را دارند! اما من اینجا در حد یک شهروند روزنامه نگار ایده ام را مطرح می کنم، اگر این مساله باعث ناراحتی شما می شود، متاسفم. در ضمن چون حدس می زنم تازه به خودنویس آمده اید و ساز و کارش را نمی شناسید، پیشنهاد می کنم به همان اندازه که من نوعی و دیگران نگاه هایمان را طرح می کنیم، شما هم طرح کنید تا خوانندگان با دیدگاه های شما آشنا شوند. در ضمن، من که یک طراح و کارتونیست و روزنامه نگار وابسته و بی اراده نیستم که در سایت های حزبی کار کند. استقلال برایم مهم تر است.
در ۱۶ اسفند ۱۳۸۸
-6
shoma karikatoreto bekesh Nikahang joon
علی در ۱۶ اسفند ۱۳۸۸
-5
منم با نظر خودشیفته موافقم. آقای کوثر، شما چند وقته دچار خود بزرگ بینی شدی. مثلا حق هر شهروندی و به خصوص ژرنالیستها بود که نسبت به اون بیانیه پنج نفری انتقاد کنن ولی نوشته شما تنها حسی که القا میکرد این بود که چرا از من (کوثر) برای اتاق فکر دعوت نکردن (که البته واسه شما خیلی زیاده خواهی بود!) خلاصه این که اصرارتون برای جازدن خودتون به عنوان یکی از سران و خط دهندگان جنبش باعث شده حتی کارتونهاتونم تنزل پیدا کنه. مثلا اینکه کارتونهای اخیرتون بسیار سطحی و بشدت تاریخ مصرف دار شدن یا اینکه اخیرا خیلی از شرح و نوشته استفاده میکنین
------------------
اشتباه. قیاس به نفس نفرمایید دوست من! من به هیچ عنوان وارد دسته‌بندی نمی‌شوم. اگر چنین هدفی بود که واقعا زیاده‌خواهی هم می‌توانست دیده شود. ضمن احترام به شما، به نظر من تفسیر نسبتا بی‌جایی است. من از نقد شما بر کارهایم استقبال می‌کنم، اما عدم درک کارکرد کار ژورنالسیتی که اتفاقا جزو کارهای خبری و متناسب با مسائل روز است را ناشی از کم‌کاری خودم در تعریف چنین کارهایی به شکل ساختاری برای مخاطبان می‌دانم که عذر می خواهم.
Masud در ۱۶ اسفند ۱۳۸۸
-8
نیکآهنگ عزیز
مساله جنبش سبز امروز همون مساله قدیمی کمونیست هایی است که غیر از خودشون هیچ کس رو قبول ندارند رهبران جنبش سبز و طرفدارانشون با هر کسی که یک میلیمتر متفاوت فکر کنه توهین آمیز ترین برخورد رو دارند مثل همین چیزا که تو برو کاریکاتور ت و بکش ....ی روز همه میگفتن اصلاحات توقف ناپذیره و جلوی هر انتقادی که بهشون میشود رو با این جمله میگرفتن حالا میگن جنبش سبز توقف ناپذیره و از ۴ میلیون هوادار کاری کردن که مردم ترجیح میدان بران شمال تا بران تظاهرات .احمدی خیلی از سر این آدمها زیاده
man***********@hotmail.com در ۱۶ اسفند ۱۳۸۸
من با نوشتن نیک اهنگ مخالفم ؛بنا به این دلیل که اورا هنر مند بسیار بزرگی میدانم که کاریکاتورهایش اوج نبوغ است وهرکدام به اندازه یک کتاب حرف دارد . بهمین دلیل ترجیح میدهم که او بیشتر کاریکاتور بکشد که از نظر من خلق اثاری جاویدان هستند ودر تاریخ ایران باقی خواهند ماند .برای همین حیفم می اید که او بنویسد . ولی من اصلا نفهمیدم دوستان به چه جنبه از حرفهای او انتقاد دارند . نیک اهنگ نیز مانند هر انسان دیگری حق دارد به رهبران جنبش انتقاد کند . عدم انتقاد از رهبران به معنی پرستش انان است که در واقع فرقی با حکومت ندارد . میرحسین هم اشکالات بسیار دارد که حتما باید گفته شود .این احساس مسئولیت است وشایسته احترام .این دوستان که حتی نامشان هم خود شیفته است ،ظاهرا دچار شیفتگی به میرحسین شده اند که خطر ناک است .
--------------------------------------
ممنون. من البته ترجیح می‌دهم کاری بکنم که می‌تواند اثری بگذارد. گاهی اثر نوشته بیشتر است، گاهی به عکس، فکر می‌کنم با یک طرح حرفم را می زنم. نوشتن و یا طرح کشیدن، ابزارهای من هستند. همین که هر دو واکنش‌هایی ایجاد می‌کنند، می‌تواند نشان از این باشد که تاثیرهای متفاوت خود را دارند.
مجموعه نتایج: 6 | نمایش: 1 - 6

نظرات

برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید

عضو شوید

مطلب شما!

داستان‌ها‌، خبر‌ها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

به خودنویس بپیوندید »

اخبار

مذاکرات بغداد به راند سوم کشیده شد

مذاکرات بغداد به راند سوم کشیده شد
در حالی که ساعاتی پیش رسانه‌ها نوشتند که دور دوم مذاکرات ایران با کشورهای ۱+۵، بدون اعلام نتیجه پایان یافت، این مذاکرات همچنان ادامه دارد و به راند سوم کشیده شده است. کاترین اشتون به همراه سعید جلیلی نیز تا ساعاتی دیگر در نشستی خبری حاضر خواهند شد و در خصوص این مذاکرات اظهار نظر خواهد کرد....
سیاست | سروش جعفری

یک کارگر: جلوی دوربین به ما خانه دادند، چهار روز بعد پس گرفتند!

یک کارگر: جلوی دوربین به ما خانه دادند، چهار روز بعد پس گرفتند!
یکی از دریافت کنندگان مسکن مهر گفته که در جریان سفر محمود احمدی‌نژاد به مشهد جلوی دوربین تلویزیون به او خانه دادند و بعد از چهار روز به او اعلام شد که باید خانه را تخلیه کند....
جامعه | سهند خوانساری

وزارت ارشاد به مکان بازجویی روزنامه‌نگاران تبدیل شده است

وزارت ارشاد به مکان بازجویی روزنامه‌نگاران تبدیل شده است
سازمان گزارشگران بدون مرز با صدور بیانیه‌ای اعلام کرده است که مسؤولان وزارت ارشاد روزنامه‌نگاران را به محل این وزارت‌خانه احضار می‌کنند تا از سوی مأموران امنیتی بازجویی شوند. ...
حقوق بشر | سهند خوانساری

اولین انتخابات مصر پس از حسنی مبارک

اولین انتخابات مصر پس از حسنی مبارک
اولین انتخابات ریاست جمهوری مصر پس از سه دهه حاکمیت حسنی مبارک، از صبح امروز به مدت دو روز در این کشور آغاز شد. این انتخابات با حضور ۱۲ کاندیدا از طیف‌های مختلف برگزار می‌شود....
سیاست | سروش جعفری

خرمشهر را خدا آزاد نکرد

خرمشهر را خدا آزاد نکرد
سی سال پیش و در سوم خرداد سال ۱۳۶۱، ایران توانست با شش هزار کشته و ۲۱ هزار زخمی شهر خرمشهر را از دست نظامیان عراقی آزاد کند. اگرچه آیت‌الله خمینی بلافاصله پس از آزادسازی خرمشهر، این اقدام را به آسمان حواله داد و خداوند را فرمانده اصلی معرفی کرد؛ اما همین آیت‌الله و خلف او هیچگاه از شش هزار انسان کشته شده و بیش از ۲۱ هزار زخمی که برای آزادسازی این شهر به خاک و خون غلطیدند سخنی نگفتند....
سیاست | سروش جعفری

ما را دنبال کنید