وقتی گزارشگر صداوسیما در رم، تبدیل به خبر میشود
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
چه ارتباطی میتواند میان صداوسیما و قاچاق اسلحه و ایتالیا وجود داشته باشد؟ یک نفر، آنهم خبرنگار صداوسیما جمهوری اسلامی که دیروز در رم بازداشت شد، که به گفته یک منبع، هم با کیهان کار کرده، هم در ایتالیا بوده و هم متهم به دست داشتن در قاچاق اسلحه است. خبرنگار صداوسیما اینک در بازداشتگاه است و در انتظار بررسی پرونده. در حال حاضر، دو ایرانی و پنج ایتالیایی مظنون به قاچاق سلاح به ایران بازداشت شدهاند.
دیروز پلیس ایتالیا با حکم دادستان ضد تروریسم این کشور، دو ايرانی و پنچ ايتاليايی به اتهام قاچاق اسلحه و نقض تحريم های بين المللی بازداشت کرد. یکی از این دو ایرانی، حمید معصومی نژاد خبرنگار صدا و سیما در رم است که دفترش در محل انجمن خبرنگاران خارجی رم مورد تفتیش پلیس ایتالیا قرار گرفت. متهم دیگر بازداشت شده، علی دمیرچیلو نام دارد.
یک منبع به خودنویس گفت که حمید معصومی نژاد، همکار سابق روزنامه کیهان و فعلی صداو سیما مدت زمان زیادی در ایتالیا حاضر بوده و با توجه به روابط امنیتی همکاران این دو رسانه که زیر نظر آیتالله خامنهای فعالیت میکنند، ممکن است پرونده ابعاد دیگری هم پیدا کند. در طول سالهای اخیر، نهادهای مختلف امنیتی تلاش کردهاند با شرکتهای مختلف تولید کننده ابزارآلات تجسس اطلاعات و «دیتا» ارتباط بر قرار کنند. از طرف دیگر از سالهای ۱۳۶۰، بسیاری از قاچاقچیهای ایرانی با قیمتهایی بسیار بالاتر، سلاح برای نیروهای در حال جنگ ایران از بازار اسلحه غیرقانونی ایتالیا خریداری میکردند. در همان سالها، نمایندگان غیر رسمی ایران قایقهای تندروی خود را از ایتالیا خریداری میکردند. قایقهایی که برای جنگ نفتکشها کاربرد زیادی داشتند.
اما وقتی دیروز دو نفر ایرانی در کنار پنج ایتالیایی به اتهام دست داشتن در قاچاق سلاح دستگیر شدند، بعضی خاطرهها مجددا زنده شد. این بار اما سلاحهای ضد تانک متاع مورد نظر ایران بوده است.
به گزارش رویترز، پلیس کشورهای رومانی، انگلستان و سوییس نیز با ایتالیاییها همراه شدند تا به طور همزمان و در چند شهر مختلف، اقدام به دستگیری مظنونین کنند.
تحقیقات برای دسترسی به هسته گروه قاچاق از تابستان گذشته آغاز شد. این بررسیها برای آن بود که مسیر ارسال سلاح از طریق کشوری ثالث از ایتالیا به ایران کشف شود.
آرماندو سپاتارو دادستان ویژه ضد تروریسم ایتالیا به خبرنگاران گفته است که این گروه، که از سال ۲۰۰۷ کار خود را آغاز کرده است، و سلاح را از اروپا بویژه آلمان به سفارش دهنده اصلی، یعنی ایران ارسال میکرده است.
با وجود دستگیری نفرات این حلقه قاچاق، به گفته مقامات ایتالیایی هنوز ۲ نفر ایرانی دیگر در فهرست پلیس هستند اما هنوز دستگیر نشدهاند.
Subscribe to comments feed نظرات (6 نوشته شد):
من نمیدانم ما چه اصراری داریم که با یک مشت قاچاقچی و آدمکش به گفتگو بپردازیم!
در مورد طرح دیدگاه های متفاوت و یا حتی متضاد هیچ بحثی نیست اما اگر قرار باشد ناقدان جنبش سبز و ... ،حلقه های درون مرزی و برون مرزی کیهان و این چنین جنایت کارانی باشند که در سوء نیتشان شکی نیست به راستی چرا باید این تریبون را به آنها داد که صدایشان از هزار و یک تریبونشان از صدا و سیما گرفته تا پرس تی وی گوش فلک را کر کرده است؟!
آقای کوثر به خدا دیگر دارم دچار سوء هاضمه میشوم از بس که به محض آمدن به خودنویس با مقاله ای از آقای سجادی مواجه می شوم که ماشاالله این روز ها وقت سرخاراندن ندارند و مدام به تولید مقاله با مقوله ای ثابت میپردازند!
قطعا برای من هم دلپذیر خواهد بود که روزی در ایران دموکراتیک حسین شریعتمداری هم بتواند (البته از داخل سلولش در زندان و در حالی که مکافات جنایاتش را میگذراند!)در سایتی چون خودنویس قلم به دست گیرد.اما گمان میکنم زمانی که جو حاکم بر کشورمان با یک فضای دموکراتیک فاصله زیادی دارد و ما در حال مبارزه ای سخت برای نیل به دموکراسی هستیم، چندان لزومی ندارد که به قواعد بازی ای پایبند باشیم که میدانیم طرف مقابل وقعی به آن نمیگذارد.و البته به قول ف.م.سخن عزیز به خوبی از همان قواعد تنها در جهت منافع خودش استفاده میکند.از آزادی برای خفقان!
نیک آهنگ عزیز چقدر در صدای آمریکا خوب گفتی که باید شکست در روز ۲۲ بهمن را پذیرفت تا بتوان از آن درس گرفت.و میدانم که خوب میدانی و میفهمی یأس و افسرگی ای را که اکنون بر فضای جامع و به خصوص جوانان حاکم شده.پس خواهش میکنم این را هم بفهم که وقتی کسی در خود نویس قلم می فرساید تا بگوید : "حامیان حکومت در ۲۲ بهمن ۵۰ میلیون و کاملا خود جوش بودند ، پس لطفا سبزها خفه شوند!" نه تنها دردی از ما دوا نمیکند و اسمش نقد نیست بلکه همین امید نیمه جان را هم از ما میگیرد و روحیه مان را بیش از پیش تضعیف میکند.
میدانی،من وقتی مطالب حسین شریعتمداری را در کیهان میبینم خنده ام نمیگیرد که روحیه بگیرم بلکه از تهمت هایی که میزند و از احکامی که صادر میکند میترسم!چرا که خبر از سناریویی میدهد که به زودی فیلمش ساخته خواهد شد.فیلمی که متاسفانه در عین شباهتش به ژانر تخیلی یا جنایی ، مستند است و واقعی!
آری من ۸ ماه است که نمیخندم،بلکه با تمام وجودم میترسم!و ترس این روز ها ملموس ترین حس برای تمام ایرانیان است.
مهم اینه که ملت ایران بخندند.
از اینکه ماها هم اینجا مینویسم دلخور نباش. آزادی بیانه دیگه!
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید