وقتی به «اعتماد» اعتماد ندارند
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
سال ۸۸، سال بیاعتمادی است! سالی است که هم روزنامه اعتماد ملی را تعطیل کردند، و هم روزنامه اعتماد را بعد از سالها، توقیف. امسال دهها روزنامهنگار زندانی شدند و صدها روزنامهنگار بیکار. تعداد زیادی از روزنامهنگاران ایرانی آواره شدهاند و در انتظار گرفتن پناهندگی از کشورهای اروپایی و آمریکایی هستند. سال ۱۳۸۸، بدترین سال برای اهالی رسانههای مستقل و غیر دولتی بوده است.
بخش نظر خودنویس: امروز بعد از اینکه خبر توقیف روزنامه اعتماد به خبرنگاران این روزنامه رسید، برای لحظهای در خود فرو رفتند اما این غم را نمیتوان در عکس دست جمعیشان دید. دستان را به نشانه پیروزی بالا آوردهاند، با آنکه میدانند اژدر معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد به کشتی شکستهشان برخورد کرده.
امروز میدانند که شرافتمندانهترین کار از نظر دولتی که مدعی اعطا آزادی تقریبا مطلق است، تبلیغ یکطرفه به نفع نظام، انتشار عکس مخالفان برای شناسایی و چشم بستن بر واقعیتهای اجتماعی و اقتصادی است. امروز روزنامهنگار ایرانی میداند که «نظارت بر قدرت» که یکی از ارکان روزنامهنگاری مدرن است، در ایران جرم محسوب میشود.
امروز خانوادههای بسیاری نگران اجاره خانه فرزندان و دامادها و عروسهایشان هستند. امروز پدری که تا شب گذشته برای روزنامه اعتامد قلم میزد، نمیتواند شیر خشک فرزند نوزادش را به راحتی بخرد. از کجا بیاورد؟
امروز میداند که تا هفتهای دیگر، برای پارهای توضیحات احضارش میکنند. میداند که خروج از کشور هم چاره کار نیست، چه دیده است دوستانش را که در کمپهای کشورهای مجاور از سرما میلرزند و باید سالها در انتظار باشند تا کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل به پروندهشان رسیدگی کند...

امروز میداند که اگر تازه رفیقش در ترکیه خوششانس باشد و ویزای فرانسه بگیرد، معلوم نیست جا و مکان راحتی پیدا کند. میداند که با وجود همه حمایتها و تلاشهای سازمان گزارشگران بدون مرز، وقتی صندوق این سازمان به مرز «صفر» نزدیک میشود، بحث شوخی بردار نیست و تازه اول بدبختی است.
امروز شاید تاسف بخورد که چرا وقتی از دانشگاه آمد بیرون و دنبال کاری میگشت، هشدار شوخیگونه رفقایش را جدی نگرفت و دنبال کاری «شرافتمندانه» غیر رسانهای نگشت.
اما نه، آن لبخندی که بر چهره خبرنگار «اعتماد» میبینی، رضایتی نهفته و پنهانی دارد. میداند که کارش را درست انجام داده. میداند که به خوانندهاش بدهکار نیست. میداند که حاکمیت اگر از واقعیت نمیترسید، او را اذیت نمیکرد. میداند که وظیفهاش را درست انجام داده.
Subscribe to comments feed نظرات (2 نوشته شد):
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید