رفسنجاني از روابطش با رهبري گفت
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
هاشمي رفسنجاني درباره نامهاي كه در آستانه انتخابات رياست جمهوري خطاب به رهبري منتشر كرد گفت: آيت الله خامنهاي به من گفتند كه درباره محتوای سراسر نامه ملاحظهای ندارم و فقط زمان انتشار آن را اگر بعد از انتخابات بود مناسب میدانستم. ولی میبینید که دوستان و دشمنان چه تحلیل هایی نوشتهاند.
رييس مجلس خبرگان كه با سايت پرلمان نيوز مصاحبه كرده ضمن بيان اين نكته كه ۵ سال از مقام رهبري بزرگتر است افزود: قبلاً هم گفتم که هربار در حمایت از آیتالله خامنهای جملهای گفتم، یک جریان که حالا دیگر ناشیانه هم عمل میکند، دست به کار میشود. نمونه بارز آن همین اقداماتی است که پس از حمایت اخیرم از آیتالله خامنهای میشود.
او در پاسخ به اين پرسش كه با توجه به این قرابت فکری در مسایل دینی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی و بالاتر از همه وصیت حضرت امام در سفارش به هر دوی شما مبنی بر وحدت همیشگی برای تداوم انقلاب که در آخرین روزهای حیاتشان داشتند، چرا عدهای سعی میکنند به هر طریقی اختلاف شما را در جامعه القا کنند، گفت: اولاً این را باید از این افراد پرسید که چرا سعی میکنند چنین اختلافی در جامعه القا شود. انتظار طبیعی این است که این حرفها در محافل خارج از کشور مطرح شود و دوستان و دلسوزان در داخل کشور با ارائه ادلّه فراوان، در ردّ آن بکوشند، اما الان میبینیم برعکس شده است. عدهای در داخل به اختلافاتی که هیچ وقت نبوده و نیست، دامن میزنند و خارجیها هم که دنبال خوراک تبلیغاتی میگردند، لقمههای چرب و نرمی پیدا میکنند.
رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام ادامه داد: ثانیاً هم من و هم شخص آیتالله خامنهای در طول بیش از ۵۰ سال آشنایی و همکاری، مخصوصاً در طول ۳۰ سال پس از پیروزی و به ویژه طی یکی دو سال اخیر بارها و بارها از استحکام روابط خویش در جلسات خصوصی و حتی در سخنرانیها و مصاحبههای عمومی سخن گفتهایم.
رفسنجاني افزود: ثالثاً، هر دوی ما انقلاب اسلامی را بیشتر از جان خویش دوست میداریم و آن سفارش امام را در گوش جان خویش طنینانداز میبینیم. رابعاً، چرا باید با هم اختلاف داشته باشیم؟ همین الان هر دو هفته یک بار با هم مینشینیم و درباره همه مسائل کشور بحث میکنیم. جلساتی است که چون ضبط نمیشود، هیچ محدودیتی در بیان مسائل نداریم.
بخش عمده اين گفت و گو به شرح فعاليت هاي رفسنجاني در ارتباط با انقلاب و سوابق سياسي او اختصاص دارد.
Subscribe to comments feed نظرات (2 نوشته شد):
13 آبان سبز - جنبش راه سبز - 22 بهمن سبز - مرگ بر دیکتاتور - V
سبز - سبز - سبز
آیا این شعارها تحریک کننده است؟ آیا در این شعارها از خواسته های حداقلی اقشار مختلف جامعه گفته شده است؟ منظور مشکلات اقتصادی و آزادی های فردی و اجتماعی است؟ تکرار میکنم آیا این شعار ها تحریک کننده است؟
1)ببینید دوستان به دلیل تربیت حکومتی-سنتی اعمال شده بر مردم ذائقه مسخره کردن و سرسری گرفتن و کم ارزش دانستن کارها و نظرات (و در اینجا بخصوص مبارزات افراد) به شدت در کل جامعه عمومیت دارد. این دقیقا چیزی بوده که حاکمیت میخواسته و 31 سال برای رواج آن بشدت تلاش کرده :
ما میگوییم شما با هم تفاوت دارید و یکسان نیستید و حقوق متفاوت دارید , پس بزنید بر سر یکدیگر و با زبانتان بسوزانید حیثیت هم را!
از طرفی 300 هزار یزشک و دکتر و میلیون ها فوق لیسانس بی خاصیت تولید کرده و از طرف دیگر میلیون ها نفر بیسواد باقی گذاشته, میلیون ها نفر سربازی رفته و صدها هزار نفر به ریش این میلیون ها نفر خندیده اند, صدها هزار نفر را بسیجی و جانباز و شهید کرده و به بعضی هاشان مزایا داده و میلیون ها نفر را بچه سوسول و ژیگولو و بالا شهری میخواند, میلیونها نفر را چادری کرده و میلیون ها نفر را بدحجاب میخواند! میلیون ها کافر و میلیونها باایمان! شیعه, سنی , ترک , رشتی, عرب , فارس , کرد , لر, میلیونها معتاد...مثال ها بیشمار است.
حتما از خود میپرسید از بین بردن این شکاف ها سالها زمان میبرد حال ما که حتی یک رسانه فراگیر نداریم چگونه میتوانیم با یک شعارنویسی چند کلمه چنین تاثیری بگذاریم؟ بله این شکافها با دیوار نویسی حل نمیشود ولی آیا نمیتوان با طرح شعار ها قابل فهم برای عموم که هم خواسته های اقتصادی - اجتماعی توده ها را دربر گیرد و هم اعتماد جنبش را بین توده ها بالا برد و هم آنها را تحریک کرده و به خود آورد , شروع به یکپارچه سازی کنیم؟
آیا توده ها با دیدن مدام کلمه سبز - رنگ سبز - سبز بر روی دیوار و اسکناس چیزی دستگیرشان میشود و آماده جان فشانی میشوند؟ آیا آنها بیانه های موسوی را خوانده اند؟ آیا مثل بچه های بالاترین از جزئیات فساد و جنایات رژیم با خبر هستند؟ آیا ماهواره دابلیو 3 ای دارند که سازگارا و نوری زاده و بنی صدر یادشان بیاید؟ آیا میدانند جنبش سبز چه میگوید و کلمه سبز چه معنایی دارد؟ و یا آنکه از بس این کلمه تکرار شده ولی از آن سر در نیاورده اند و حملات رژیم را هم که میدانیم چگونه است آنرا مسخره میپندارند؟
نکته:چند روز قبل از 22 بهمن بود و در پاساژ قائم در تجریش گذر میکردم که یک دختر خانم با تیپ معلم یا داشنجو(منظور ساده بودن است) دستبند سبزی به دست بسته بود و یک پسر بوتیک دار (که ابروها را نازک کزده و موهای سیخ سیخ و مملو از ژل و لباس آنچنانی داشت) وی را دید و به دوست یا همکارش گفت اینو نگاه کن هنوز سبزک مونده!!! دخترک نگاهی کرد و به راه خود ادامه داد! آیا شما فکر میکنید این پسر با این شکل و شمایل از عشاق سید علی قاتل است؟ نخیر بر عکس مطمعن باشید صبح تا شب به بالا و پایین این حکومت بد و بیراه میگوید! ولی چرا برای تیکه انداختن به یک نفر کلمه سبز را که برای ما چنان مفهوم عمیق و تاثیر گذاری دارد به سخره میگیرد و بازیچه میپندارد؟
من بشخصه موارد اینچنینی زیاد دیده ام, ایرانی جماعت که با زبانش بالا و پایین مفاهیم مفهوم را یکی میکند آیا با تکرار مدام کلمه سبز و جنبش سبز از جانب ما که برای بسیاری نامفهوم است آب به آسیاب دشمن نمیریزد؟
2) ضرورت جذب رای دهندگان به احمدی نژاد
میدانیم بین 10 تا 15 میلیون نفر از توده های پایین دست و نا آگاه در انتخابات اخیر به احمدی نژاد رای دادند
نکته : اکثر انسانها شخصا دوست ندارند به میلشان بصورت کلامی اعتراف به اشتباه کنند.
ما باید اینها را هم از عناصر پیشرو جنبش کنیم: باید به آنها بگوییم خواسته های ما و شما یکی بوده ولی شما الف) گول ظاهر نامرتب و اصطلاحا کارگری این شخص را برای بار دوم خورده اید چون فکر میکنید چنین شخصی خود سختی کشیده است پس سختی کشیدگان را درک میکند و به کمک آنها میشتابد (همزاد پنداری) ب) همه شما تحت فشار این نظام بوده اید ولی چون احمدی نژاد به سنبل سالهای سال این نظام فاسد یعنی هاشمی رفسنجانی تاخته پس فکر میکردید دیگر ریشه فساد این نظام را خشک میکند ولی نمیدانستید خودش و رهبرش ام الافساد هستند.
نکته : حدودا چند نفری را میشناسم که با وجود مخالفت با نظام به احمدی نژاد رای داده اند! هر بار که با یکی از آنها حرف میزنم فوری قانع میشوند ولی بعدا از چند وقت دوباره میشنوم در جایی نشسته و گفته آره احمدی نژاد که آدم نیست ولی این سبزها اگر اومدن و بدتر شد چی؟ بیکارن میریزن تو خیابون؟
عدم همراهی رای دهندگان به احمدی نژاد با جنبش سبز 2 دلیل عمده دارد اول) همانا عدم پذیرش اشتباه در انسانهاست که عمومیت داره دوم)عدم توجه گسترده جنبش به آنهاست که آنها را بی خاصیت کرده; باید بگوییم بابا درد ما یکی است, جنبش همون اهداف شمارا دنبال میکند, این جنبش فراتر از رای به موسوی و احمدی نژاد است,آنها از شما سو استفاده کرده اند همانطور که از ما سو استفاده کردند تا بگویند همه به نظام رای دادند! نباید از لفظ احمدی نژادی ها استفاده کنیم چون رای دهنده به وی که اگر حتی مخالف دو آتشه نظام هم باشد ناخودآگاه باوجودی که دیگر میداند وی کیست ولی باز هم صبر میکند تا یک نکته مثبت در وی و نکات منفی در طرف مقابل بیابد و بگوید آنقدرها هم اشتباه نکردم!
نتیجه :
تنها رسانه گسترده ما برای توده ها دیوار نویسی و پخش شبنامه و سی دی جنایات است که در این بین گسترده ترین و کم خرج ترین و در عین حال تاثیر گذار ترین روش هم بر حکومتیان و هم بر مردم دیوار نویسی است,زین پس با توجه به مطالب گفته شده از طرح شعارهای نامفهوم مثل 22 بهمن سبز یا راه سبز و ویکتوری سبز ... به سمت شعارهای اثر گذار با ماهیت اقتصادی - اجتماعی برویم:
"هموطن تاکی میخوای مثل کرم زندگی کنی؟"
"سفره سپاهی پر مرغه...بسکه حق مردمو خورده"
"میخوای نبینی که به فرزندت تجاوز میکنن پس چشمت رو ببند"
"دست به دست هم تا آزادی"
"فرزندش را کشتند فردا نوبت توست"
"هر روز فقیرتر از دیروز"
شما بهترش و کوتاه ترش رو بگید...
نظر من رو با اسم (دردمند) در بالاترین لینک کنید تا مورد بحث واقع شود و نیز در سایت خودتون هم با عنوان یک مطلب جدید مطرحش کنید.
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید