نامه مادری که فرزندش را در مسجد تهدید به تجاوز کردند
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
وقتی پسر مهدی کروبی را در برزگراه اشرفی اصفهانی را کتک زدند و بازداشت کردند، کسی فکر نمیکرد که در یک مسجد «علی کروبی» را تهدید به تجاوز کنند. مسجد تا پیش از این محل عبادت بوده است نه تجاوز. فاطمه کروبی، مادر علی در نامهای سرگشاده به علی خامنهای رهبر ایران، به شکنجه پسرش توسط ماموران اشاره کرده و مینویسد که علی را «خانه خدا تهدید به تجاوز کردند». عملی که مجازاتش اعدام است.
فاطمه کروبی همسر مهدی کروبی در نامه ای به آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب در خصوص اتفاقات روز ۲۲بهمن و دستگیری فرزند و حمله به همسرش و شرایط حاکم بر جامعه نکاتی را برشمرد. متن این کامل این نامه بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت آیت اله خامنه ای – مقام معظم رهبری
با سلام و احترام
در ارتباط با راهپیمائی ۲۲ بهمن امسال و حوادث پیرامون آن که شخصا شاهد بخش کوچکی آز آن بودم و یا فرزندم علی پس از آزادی بیان کرد با در نظر گرفتن خدا، صادقانه و به نیت درمان این غده ی سرطانی که تمامیت نظام و اسلام را نشانه گرفته است و با این امید که دستور صریح و قاطع جنابعالی به افراد صالح به پاک کردن همیشگی آن منجر شود، نکاتی به استحضار می رسانم. اینجانبه از سال ۱۳۴۱ تا ۱۳۵۷ در کنار همسرم در مبارزه علیه رژیم سفاک پهلوی فراز و نشیب هائی را پشت سر گذاشتم و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به لطف خداوند متعال توفیق یافتم در بنیاد شهید در دوران دفاع مقدس در بخش دارو ودرمان به مجروحان و وخانواده های معزز شهدا خدمت نمایم و مورد تقدیر کتبی امام (ره) قرار گیرم. پس از آن نیز در هر مسئولیت اجرائی قرار گرفتم و یا نمایندگی مردم در مجلس را بر عهده داشتم، سعی کردم با خدمت به مردم بطور عملی از نظام و انقلاب حمایت کنم. همگان میدانند که اینجانبه از بدو انقلاب تاکنون نیز همواره از انقلاب، نظام و آرمان های امام و شهدا دفاع کرده و می کنم. استدعا دارم آنچه که در این نامه به نگارش در آمده را تنها از سر دلسوزی و برای پیشگیری از جنایات آتی علیه فرزندان این سرزمین بدانید، نه برای فرزندم علی که بازداشت او فقط یک نمونه کوچکی است از این دریا. توضیحات زیر تنها در این راستا بیان می گردد و لاغیر.
فرزند سوم ام علی که در سن ۲ سالگی دستگیری و محکومیت ۵ ساله پدر را در شمیران تجربه کرده بود، در کنار پدرش در راهپیمائی ۲۲ بهمن به رسم همه ساله شرکت کرد. همه گروه های سیاسی و شخصیت های هر دو جریان از مردم برای شرکت در این راهپیمائی بزرگ دعوت کردند و از آنان خواستند با پرهیز از افراط گرائی و خشونت زبانی و فیزیکی بطور آرام شرکت کنند. متاسفانه خشونت طلبان که حیات سیاسی و اقتصادی خود را در خشونت و بحران می بینند با دستور به پیاده نظام های بی هویت به همسرم این یار دیرینه امام و مردم یورش بردند که ابعاد آن را همگان می دانند. اینجانبه که برای شرکت در راهپیمائی رفته بودم با فاصله ای اندک شاهد آنچه گذشت بودم. در همان موقع، علی به جرم نانوشته شرکت و کمک به حفاظت از پدر دستگیر و به مسجد امیر المومنین (ع) برده شد و در خانه خدا این محل امن الهی در کنار سایر بازداشت شدگان کتک خورد و ناسزا شنید. هنگامیکه اسامی بازداشت شدگان را یادداشت می کردند، اوباش هائی که امروز در لباس ضابطان قرار گرفته اند به هویت علی پی بردند و پس از ده دقیقه و کسب اجازه از مسوولان ارشد خود، او را از جمع جدا کرده و بشدت مورد ضرب و جرح قرار دادند. این از خدا بی خبران مکان امن الهی را به شکنجه گاه فرزندان مردم تبدیل کردند. آنان در کنار ضرب و جرح شدید فیزیکی علی با بکارگیری سخیف ترین و زشت ترین الفاظ نسبت به فاطمه و مهدی کروبی او را تحت فشار روحی قرار دادند و در قبال اعتراض علی نسبت به آن اهانت ها و شکستن حرمت مسجد، نه تنها خشونت فیزیکی و زبانی را افزایش دادند بلکه این مرد ۳۷ ساله را در خانه خدا تهدید به تجاوز کردند – مجازات ارتکاب آن فعل در قانون مجازات اسلامی مرگ است. خدا می داند این جماعت وقیح با دست بازی که دارند بر سر جوانان کم سن و سال این کشور چه آورده و می آورند. براستی که زبان و قلم از بیان وحشی گری این قوم که این روزها بر فرزندان این مرز و بوم حاکم شده اند قاصر و ناتوان است.
دستگیری علی فتح الفتوحات این جماعت بی هویت بوده که با افتخار و برای مرعوب کردن سایر بازداشت شدگان او را شکنجه می کردند. در هنگام انتقال بازداشت شدگان آنان علی را از جمع جدا کرده و به گارد ویژه به سرکردگی افراد فاسدی می سپارند که دور جدید شکنجه او آغاز می گردد. در هنگام شکنجه از او فیلم گرفته و با افتخار از اینکه فرزند مهدی کروبی در اسارت آنان است با زشت ترین الفاظ به مهدی کروبی و خانواده او توهین می کنند. هنگامیکه دستور انتقال و آزادی علی به پایگاه خیابان شهید مطهری می رسد، مامور شکنجه ضمن اظهار تاسف می گوید اگر ۲۴ ساعت دیگر اینجا بودی جنازه ات را تحویل می دادم. البته جا دارد از رفتار انسانی افسران پایگاه شهید مطهری و تلاش آنان در جهت درمان علی تشکر شود. برای نجات سایر بازداشت شدگان ایشان آمادگی دارند جزئیات بیشتر را در اختیار هر مقامی که صلاح بدانید قرار دهند.
آین رنجنامه برای علی نیست زیرا او امروز تحت درمان و در کنار خانواده اش است. این نوشته برای آن است که جنابعالی تا دیر نشده به دادخواهی فرزندان بی نام و نشان این کشور بویژه دستگیر شدگان جوان اخیر برسید. پیش از آنکه کامران ها و محسن های دیگر زیر شکنجه این افراد بی مسئولیت جان دهند و حیثیت این کشور و نظام را به چالشی اساسی بکشانند، تدبیری نمائید. امروز متاسفانه شاهد قوه قضائیه مستقل و مقتدر که بتواند به تظلم خواهی مردم رسیدگی کند و یا مجلسی توانمند که بخواهد به حمایت از حقوق مردم مبادرت کند نیستیم، فلذا از حضرتعالی خاضعانه و مصرانه می خواهم بداد مردم و ظلمی که بر آنان می رود برسید و از مسوولان قضائی بخواهید که چرا به جنایت آمران و عاملان اصلی جنایات کهریزک و سایر بازداشتگاه ها رسیدگی نمی کنند که اگر به دستور بجای جنابعالی در قبال کهریزک بدرستی عمل کرده بودند، امروز قطعا شاهد تکرار مجدد آن نبودیم.
فاطمه کروبی
Subscribe to comments feed نظرات (6 نوشته شد):
تو که زبونهای مختلف این طرفها رو بلد نیستی چرا نظر میدی؟ زبون باباش لریه . این زبون که با این حرف زدند زبون خریه.
۲. در اینجا منظور از زبان، فضای حاکم و پارادایم ذهنیست نه مجموعهی لغات و لهجهی ادای الفاظ.
۲-شماها حرف از فضای حاکم نزنید که حالمو بهم میزنه
آقای "لهجه ادای الفاظ"، متولد چه سالی هستی؟
این جمله هم از شماست "میگیم بیاید منطقی صحبت کنیم. اما سبزها هی میرفتن سطل آشغالها رو آتیش میزدن و به نیروهای انتظامی و نظامی حمله میکردن."
شما ها رو از بچگی پررو بار میارن. بچه نرمال به سن تو باید فکر ورزش و تفریح باشه و حالا حالا ها گوش کنه و چیز یاد بگیره، نه اینکه خودش رو نخود هر آش بکنه.
همین میشه که بزرگ میشید شخصیت های رشد نکرده و آنرمال دارید.
وقتی که باید یاد بگیرید، گوش هاتون بستست دهناتون بازه. وقتی که سنتون بالاست و باید چیزی تولید کنید به درد لای جرز هم نمیخورید اما به درد آدمکشی و آدم فروشی میخورید.
بعضیاتون تو سن بالا که یه کم دنیا رو دیدید یه کم سر عقل میاید و شاید از این حالت بسیجی ترمز بریده در بیاید.
حالا خود دانی. من به شما علاقه دارم و چون کسی رو نداری که این حرفارو بهت بزنه دارم میگم.
حال سوال اینجاست که اشکال عبارت «لهجهی ادای الفاظ» چه ایرادی دارد که شما خوشباورانه احساسِ کودکانهی بول گرفتن بهت دست داد؟
عجله نکن! برایت توضیح میدهم. بول گرفتن یا همان بال گرفتن که اولی به تلفظ خارجکیاش شبیهتر است در بازی وسطی به گرفتن توپ توسط فردی که در وسط ایستاده است گفته میشود.
خب! حالا پماد بدم خدمتتون؟
استفاده کنید به این علیآقای کروبی هم بدید استعمال کنند.
خب عجله نکن! استعمال به معنی استفاده کردن است.
دوما : پر رو خودتی ، اون دوره ای که سر مردم را با ورزش و تفریح گرم میکردید گذشت . هرچی هم لازم بوده یاد گرفتیم . از وقتی هم نخود همه آشها شدیم که رهبرهای خودتون تز مردم در صحنه رو میدادن .
سوما : معلوم میشه نه به بزرگ احترام میگذارید نه به کوچک حق انتخاب می دهید.
چهارما : ما همه چیز بلدیم تولید کنیم جز دیکتاتوری .
پنجما :لازم نبود تو چیزی بگی ، امام چهاردهمت هم داره همینو میگه ، اگر شنیدنی بود قبول کرده بودم .
بابا جون کرم از خود درخته
هاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاها
دیگه جای حرف نمیمونه
پس دو حالت بیشتر نداره:
۱. یا خودت هم بسیجی بودی و طبق نظریه خودت ذهنت بیماره و لاش خوری و به مردم تجاوز میکردی.
۲. یا اینکه تو هم از همون هایی هستی که بهش تجاوز کردن بسیجی ها.
حالا جاش خیلی دارد میکنه عزیزم؟؟؟
ها ها ها ها ها ها
اگه آرومت میکنه تو فک کن دوّمیش!
از دیده تو آدم تجاوز شده گناهکاره و از دید من متجاوز! این دقیقا نشونه ذهن مریضته!
به خیلیها تجاوز کردین. آدمایی صد برابر آدم تر و شجاع تر از من.
من هیچی نیستم و نمیترسم که اینو بگم.
ولی خوب دلاور! دلاوری به این نیست که وقتی چهار پنج تا رفیقت دور تو گرفتن به یه دختر بیگناه حمله کنی.
واسه تو تمرین دلاوری اینه که تو تظاهرات بعدی وقتی تو یه کوچه با یکی مثل همون دختر روبرو شدی و دوستات دورت نیستن فرار نکنی یا اگه کردی خودتو خیس نکنی!
۱. با اینکه هیچی نیستی کاملا موافقم
۲. دلاوری یعنی اینکه فتنه سبز رو جوری خاموش کنیم که حتا خودتون هم هاج و واج موندین که چرا ۲۲ بهمن هیچ اتفاقی نیفتاد.
۳. با امثال تو و اون دختر های خیابانی باید به زبان خودتان حرف زد. پس از تجاوز دلگیر نباش.
۴. حالا اشکال نداره برو دکتر تا بهت پماد بده که جاش زیاد درد نکنه.
۵. فتنه سبز به زباله دان تاریخ پیوست، بیشتر از این خودتون رو مسخره نکنین.
با منطق دو ارزشی خودت دو حالت داری:
- یا مشق شب کردی و خیلی فاز داده و خاطراتش داره قلقلکت می ده که این طور قاه قاه می خندی.
- یا مشق شب کردی و ربّ و رُبت در اومده و تنها مرهم بر این زخم ناسور روایت مشق شب دیگرونه که این طور به خنده های هیستریک افتادی.
شب خوش دلاور!
اگه باز هم حالی دست داد سایر اخوی ها رو هم حتما دعا بفرمایید!
هر وقت گفتم ان تو بیا جلو بگو من.
یاد چیزهای بد بدی افتادی!
دل قوی دار دلاور!
واقعا این جور با اخلاص کار کردن سخته به خدا!
خدا قوت اخوی!
در ضمن مگه فتنه سبز به زباله دان تاریخ نپیوست، پس شما تو این سایت های فتنه چرا داری عرض خود می بری و زحمت ما می داری؟
برو برادر پی عبادات! خدا قبول کنه ان شاء الله!
هر وقت سعادتی دست داد و حضوری خدمت رسیدیم ان شاءالله بر طبق مشق مالوف با شما گفتگویی در خور خواهیم کرد. اگر هم این دنیا دست نداد ان شاء الله آن دنیا هر دو برسیم خدمت داور ببینیم کی تو بازی جر زده.
یا حق!
خدا حفظت کنه نصیر
تمامی بخشهای حرفت رو موافقم
فقط در مورد مصداقش که بسیج باشه اشتباه کردی که اون هم مسئلهای نیست
سر مصداق میشه صحبت کرد
موفق باشی
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید