اصلاح‌طلبانی که نیستند | رسانه‌های خودمانی | سیاست | صفحه اصلی
نظرات (6)
نسخه چاپی نسخه ساده لینک دایمی

اصلاح‌طلبانی که نیستند

۱۸ بهمن ۱۳۸۸ سارا زرتشت

نشانه‌هایی از جایگزینی پروژه‌ی اصلاح طلبی به جای جنبش سبز در میان خواص به چشم می‌خورد. به سختی دارم روی این پروژه ی جایگزین و نشانه‌ها و عواقب احتمالی آن را کار می‌کنم و و در این میان بازخوانی کارنامه‌ی اصلاحات و اصلاح طلبان توفیق اجباری است. راستش را بخواهید من پیش از آن که از زنده شدن پروژه‌ی اصلاحات بترسم، از زنده شدن اصلاح‌طلبان می‌ترسم. روشنفکرانی که پشت مردم پنهان شده‌اند. اصلاح‌طلبانی که منتظرند باد بیاید. اصلاح‌طلبانی که نیستند ...

 

یک :

 

نشانه هایی از جایگزینی پروژه ی اصلاح طلبی به جای جنبش سبز در میان خواص به چشم می‌خورد.  به سختی  دارم  روی این پروژه ی  جایگزین  و نشانه ها و عواقب احتمالی آن را کار می کنم  و  و در این میان بازخوانی  کارنامه ی اصلاحات و اصلاح طلبان  توفیق اجباری است  . راستش را بخواهید من  پیش از آن که از  زنده شدن پروژه ی اصلاحات بترسم  ، از زنده شدن اصلاح طلبان می ترسم. روشنفکرانی که پشت مردم  پنهان شده اند . اصلاح طلبانی که منتظرند باد بیاید. اصلاح طلبانی که نیستند ...

 

دو :

 

می گویند : اصلاحات مرد. می‌گویم:  شاید هم کشته شد. البته  اصلاحات را عسگرانی نکشتند  که در روز روشن به آن شلیک  می‌کردند ، اصلاحات را   اصلاح طلبانی  کشتند که به اصلاحات  باور نداشتند .  بی باور بودند اما فرصت شناس و فرصت طلب . اصلاحات سراسر فرصت بود . فرصتی برای انتقام . فرصتی برای جبران گذشته  . فرصتی برای فرار از گذشته . فرصتی برای اصلاح طلب شدن و شاه فرصتی برای شهردار شدن  و البته فرصتی برای کشتن ِ اصلاحات.

 

سه :

 

بازخوانی حکایت  اصلاحات  در ایران،  با افسوس و آه و حسرت همراه  بود، اما اجازه داد تا  منصفانه‌تر  سید محمد خاتمی را ببینم و تنهایی‌اش را احساس کنم و  برخلاف بسیاری از کسان، کارنامه‌ی رهبر اصلاحات را قابل دفاع‌تر از بقیه  بدانم  و باور کنم که  قهرمان ما، آدم  بود. آدمی که  توانست  انتخابات شوراها را به انجام برساند  اما قهرمانی نبود که  جلوی  روشنفکران ما  را بگیرد تا  با انتخابات  قهرِمان ندهند. آدمی  بود که  شریعت سهله و سمحه  را به فرهنگ هدیه کرد، اما نمی‌توانست  کار خراب کن بزرگ را مهار کند، به  اقتصاد هم رونق داد و با دنیا  آشتی مان داد و.. البته  کاملا ً آدم بود .

 

چهار :

 

 . بازخوانی  رفتار بسیاری از  اصلاح‌طلبان در ایران دردناک است  و این درد  ذهن را خسته و  زبان را تند  و  قلم را کم حوصله می‌کند .  دست و دلبازی در استفاده از واژه‌ی روشنفکر  در دوران اصلاحات باب شد. باز شدن جامعه فرصتی شد تا کسانی برای اولین بار اهل قلم شوند و عصر طلایی مطبوعات را با سیاه مشق‌های فکری  خود به بازی بگیرند. بر بسیاری از کسان امر مشتبه شد که تئورسین و نظریه پرداز اصلاحاتند. مالیخولیای سروش بودن و حجاریان شدن  و شایگان گشتن بیداد می‌کرد ...

 

پنج :

 

نقل است:  مرحوم شریعتی در زندان روزی دو پاکت سیگار می‌کشید . یک بار در جواب کسی که پرسیده بود که چرا سیگار را ترک نمی‌کند گفته بود  آخر ما اهل علمیم، اهل عمل که نیستیم. خدایش بیامرزد. آن مرحوم، این شهامت را داشت که این گونه به ناکرده اعتراف کند.  اعتراف به  آنچه نکرده‌ایم و اعتذار از  آنچه نباید می کردیم،  اگرچه شرط سیاست ورزی و سیاست نیست، اما  پیش  شرط روشنفکری  ( به معنای خاص ) است. کسی که به هر بهانه‌ای در توجیه گذشته و حال خود می کوشد،  هر چه هست ، روشنفکر نیست ...

 

تا بعد ..

ارزیابی این خبر:

0

Subscribe to comments feed نظرات (6 نوشته شد):

sabzali در ۱۸ بهمن ۱۳۸۸
نگارنده عزیز، روزی از دوستان آهنگساز قطعه ای آماده شده از کارش را برایم پخش کرد تا گوش کنم، بعد از شنیدن دو قسمت از کار ایرادی مختصر به استفاده از سازهای کوبه ای گرفتم، رو به من کرد و گفت چرا همیشه به ایرادی ولو کوچک میگردی چرا از موسیقی لذت نمی بری، حق با دوست سی ساله ام بود، من موسیقی را به اندازه ارزنی در مقابلش نمیدانم
حال شما نیز دل به آهنگ جنبش فرا ده و خرده از بخشی از بدنه جنبش تکثر گرای ما مگیر
البته باید به این نکته هم اشاره کنیم که مردم وقتی به اصلاحات رای دادند رفتند و در خانه نشستند و حمایت نکردند و خواستهایشان را مطالبه نکردند ، اینها را هم در نظر بگیریم ،مشکل بعدی اینجاست که ما با قصه های علی بابا و غول چراغ جادو بزرگ شدیم برای همین انتظار داریم همه چیز به یکباره درست شود ، صبوری نکردن ما هم دلیلی بود که باید ازش صحبت کرد...
اما بر عکس شما فکر میکنم تعدد آرا و افکار که شما ان را مالیخولیا نامیدی بسیار هم مفید بود و هست و جالب است که به تعدد افکار با ادعای دموکراسی مخالفت کنیم...
برای اثبات عمل گرایی خوب است نگاهی به مجلس ششم بیاندازیم و خوب است گاهی اوقات عملکرد اصلاح طلبان را با اپوزیسیون ها مقایسه کنیم تا متوجه شویم چه کسانی عملکردند و چه کسانی حرف زدند...
man***********@hotmail.com در ۱۸ بهمن ۱۳۸۸
متاسفانه حقیقت تلخ است وبسیارند کسسانی که تاب تلخی را ندارند وبا انواع طرق میکوشند تا به هرشکل انکارش کنند .انچه که گفته شده پاک کردن صورت مسئله در اصلاح طلبان توجیه مسئله است .
مهدي كريمي در ۱۸ بهمن ۱۳۸۸
چند روز پيش يه جايي خوندم يه نفر تو يه جمله اصلاح طلبها رو خوب توصيف كرده بود "اين اصلاح طلبها بر دو دسته اند، يكي حيله گر و ديگري بزدل"
نگاه شما به اصلاح طلبان کامل نیست. چون:
۱. همان قدر که اصلاح طلبان نا آموخته و خام بودند، مردم نیز هنوز با آنچه الان هستند فاصله داشتند. همه قربانی نا پختگی تاریخی شدند.
۲. شما طیفی از اصلاح طلبان را نگاه می کنید. من اما به آن ها نگاه می کنم که حالا در زندان هستند. هر کدام به جرم هایی که از زمان اصلاح طلبی تلمبار شده اکنون شکنجه می شوند.
۳. شما بر همه ی تقسیم بندی ها که با کلماتی مثل روشنفکر و اصلاح طلب می شد صحه می گذارید. بهتر است کل جامعه را اعم از مردم، روزنامه نگاران، سیاست مداران، ... را یک جا در آن ظرف زمانی و مکانی ببینیم. نتیجه اش این می شود: ما ناگزیر به این تجربه ی تلخ بودیم. حالا اما همه آموخته ایم، چه ناممان مردم باشد و چه روشنفکر و چه اصلاح طلب.

این را از یاد نمی برم: کسانی مثل اعضای جبهه مشارکت با همه ی ضعف هایی که داشتند بیش از همه تاوان دادند و هیچکدام باری از دوره ی قدرتشان نبستند که اگر بسته بودند اقتدارگرا ها کوچکترین پرونده ی مالی آن ها را عبای عثمان می کردند.
برای سبز علی : چشم . ما همان ارزن را هم نمیدانیم قربان :)
برای آرش : من از «سیاه مشق های فکری» نالیده ام که در «جامعه» بروز کرد وگرنه منکر تضارب آراء نیستم . مجلس ششمی ها اگر سازشان با خاتمی کوک بود بهتر بود . آنها حتی نتوانستند یک رئیس مجلس انتخاب کنند .
برای مهدی : موافق نیستم . نه بزدلی و نه حیله گری را . چیزی که من از آن نالیده ام « بی باوری » به اصلاحات بود و سوء استفاده از آن

اما برای فرهت :
۱. در اینکه خام و ناپخته بودند شما هم مثل من فکر می کنید .
۲. تقریبا هیچ کدام از اصلاح طلبان شکنجه نشده اند . برعکس این «مردم» اند که دارند به جای آنها شکنجه می شوند .
۳. «تجربه تلخ » همیشه نامی است برای اشتباهات گذشته . بهتر راحت از راحت باشیم و از اشتباهات بگوئیم و با کلمه ی تجربه از آنها نگذریم .
۴. اشتباه نشود . بسیاری از اعضای مشارکت و مجاهدین وکارگزاران و... آدم های بسیار سالم و پاکی هستند و کارنامه ی قابل دفاعی دارند . تمام گلایه ی من در این «مقدمه ! » از کسانی است که به اصلاحات باور نداشتند ...
تا بعد
مجموعه نتایج: 6 | نمایش: 1 - 6

نظرات

برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید

عضو شوید

مطلب شما!

داستان‌ها‌، خبر‌ها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

به خودنویس بپیوندید »

اخبار

وزارت ارشاد به مکان بازجویی روزنامه‌نگاران تبدیل شده است

وزارت ارشاد به مکان بازجویی روزنامه‌نگاران تبدیل شده است
سازمان گزارشگران بدون مرز با صدور بیانیه‌ای اعلام کرده است که مسؤولان وزارت ارشاد روزنامه‌نگاران را به محل این وزارت‌خانه احضار می‌کنند تا از سوی مأموران امنیتی بازجویی شوند. ...
حقوق بشر | سهند خوانساری

اولین انتخابات مصر پس از حسنی مبارک

اولین انتخابات مصر پس از حسنی مبارک
اولین انتخابات ریاست جمهوری مصر پس از سه دهه حاکمیت حسنی مبارک، از صبح امروز به مدت دو روز در این کشور آغاز شد. این انتخابات با حضور ۱۲ کاندیدا از طیف‌های مختلف برگزار می‌شود....
سیاست | سروش جعفری

خرمشهر را خدا آزاد نکرد

خرمشهر را خدا آزاد نکرد
سی سال پیش و در سوم خرداد سال ۱۳۶۱، ایران توانست با شش هزار کشته و ۲۱ هزار زخمی شهر خرمشهر را از دست نظامیان عراقی آزاد کند. اگرچه آیت‌الله خمینی بلافاصله پس از آزادسازی خرمشهر، این اقدام را به آسمان حواله داد و خداوند را فرمانده اصلی معرفی کرد؛ اما همین آیت‌الله و خلف او هیچگاه از شش هزار انسان کشته شده و بیش از ۲۱ هزار زخمی که برای آزادسازی این شهر به خاک و خون غلطیدند سخنی نگفتند....
سیاست | سروش جعفری

علی لاریجانی: طرح نظارت بر نمایندگان با نظر خامنه‌ای تصویب شد

علی لاریجانی: طرح نظارت بر نمایندگان با نظر خامنه‌ای تصویب شد
رییس مجلس شورای اسلامی می‌گوید که طرح نظارت بر نمایندگان مجلس با نظر و «راهنمایی‌های»، رهبر جمهوری اسلامی تصویب شده است و از ابتدای مجلس نهم نیز به اجرا در خواهد آمد....
سیاست | سروش جعفری

خاتمی از نگاه عبدی و سروش؛ «منفعل»، «ترسو»، «قدرناشناس» و «فرصت سوز»؛ با چاشنی «تذبذب»

خاتمی از نگاه عبدی و سروش؛ «منفعل»، «ترسو»، «قدرناشناس» و «فرصت سوز»؛ با چاشنی «تذبذب»
هر سال با فرا رسیدن دوم خرداد، فیل بسیاری یاد هندستان «اصلاحات» می‌کند. دورانی که برداشت‌های متفاوتی می‌توان از آن داشت. برای خیلی‌ها، سید محمد خاتمی قهرمانی بود که دشمن مجال‌اش نداد، اما بودند کسانی چون عبدالکریم سروش و عباس عبدی که از انتقاد از سید محمد، نهراسیدند. سروش خاتمی را «قدرناشناس» و «فرصت سوز» خواند، با چاشنی «تذبذب». عبدی ضمن «ترسو» خواندن خاتمی، معتقد بود که بقای او در ساختار قدرت، به دنبال در پیش گرفتن سیاست «انفعال»، بـیش از پیش مملکت را تضعیف می‌کند و مخالفان مردم را جری‌تـر مـی‌نمایـد. ...
سیاست | خودنویس

ما را دنبال کنید