سخنی با گذر کردهها / تو چند پله پایین بیا – من چند پله بالا میام. حالا سبز سبزیم
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
روی سخنم بیشتر با گذر کرده هاست...!
یک، دو، سه، چهار – پنج ...
مثل همیشه قدم هایم را در شروع مسیری تازه می شماردم، به حدود عدد 20 که رسیدم، توقفی کوتاه کردم تا از کوله پشتی همیشه همراهم آبی درآورده و بنوشم و این درست زمانی بود که پارچه ای سبز را در گوشه ای تنها، آویزان بر دیواری دیدم. اولین روزهای خرداد بود، بعد از صحبت های مفصل تا نزدیک های طلوع آفتاب با تازه سبزان و متقاعد شدن به شرکت در کنار مردم، چند پله پایین آمدم و رنگ سبز را برگزیدم.
رنگ سبز شد نماد حد وسط ما.
رنگ سبز، عده ای را که شاید در طول زندگی کلمه ای از سیاست نگفته بودند را سبز کرد، همانطور کسانی را که مدت ها بود از تکرار مکرر سیاست خسته شده بودند.
رنگ سبزمان شد مرهمی بر دل همه خستگان، همه نا امیدان، همه بالا و پایینی های هر گونه گرایشی...
برای اینکه دست مرا بگیری باید چند پله پایین بیایی.
من هم برای گرفتن دستت باید سعی به بالا رفتن کنم.
گر می خواهی سبز بمانیم تا پیروزی، لازم است من کمی بالا بیام و تو کمی پایین.
آنجا که هم رو احساس کردیم و در اطرافمان دیدیم که چه بیشماریم، حد وسط و پیوند سبز بودنمان را جشن می گیریم. گاه برای پرشی بلند باید چند قدم به عقب گام برداشت.
Subscribe to comments feed نظرات (0 نوشته شد):
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید