تشییع جنازه امنیتی
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
تشییع جنازه دکتر مسعود علیمحمدی تحت نظر شدید امنیتی از خیابان سهیل تا امامزاده علی اکبر چیذر برگزار شد. بنا به گزارشهای رسیده، تعدادی از عکاسان رسانهای در این محدوده بازداشت شدهاند. سایت جرس نیز گزارش داد که این سه عکاس زن، همکاران خبرگزاریهای خارجی بودهاند. دکتر علیمحمدی تحت تدابیر شدید امنیتی در گلزار شهداي چيذر به خاک سپرده شد.
شاید هیچکس به اندازه دکتر احمد شیرزاد، استاد دانشگاه و نماینده اسبق مجلس شرایط حاکم بر تشییع جنازه را کامل توضیح نداده باشد. احمد شیرزاد که از نخستین کسانی بود که اعلام کرد دکتر علیمحمدی فیزیکدان هستهای نبوده، در گزارش وبلاگیاش مینویسد:
«امروز جنازه مسعود تشییع شد، اما معرکه ای بود در جای خودش. برادران حزب الله از صبح بسیج شده بودند و یک لحظه دور جنازه را رها نکردند. بلندگو و موتور برق و مداح و باند های بسیار قوی استریو بر فراز وانت های سازمان دهی شده همه در اختیار آنان بود.»
بر اساس خبرهای رسیده، برخی مسوولان تلاش کرده بودند تشییع جنازه را تا روز جمعه و در کنار نماز جمعه معطل کنند، اما خانواده علیمحمدی زیر بار این خواستهها نرفته بود.
شیرزاد در گزارش وبلاگی خود نوشته است که بر خلاف اکثر تشییع جنازهها که عزاداران، لاالهالالالله و تکبیر سر میدهند، اکثر مشایعت کنندگان علیه اسرائیل و آمریکا شعار میدادهاند.
گروهی از دانشجویان فیزیک و اساتید دانشگاه و همکاران دکتر علیمحمدی اما با فاصله نسبت به شعاردهندگان، در سکوت حرکت کردند.
به گفته دکتر شیرزاد، تدریجا قدرت شعارهای مردم بر بلندگوها و شعارهای «مرگ بر منافق» تشییع کنندگان «حکومتی» چربیده است:
«به تدریج شعارهای لا اله الا الله و محمدٌ رسول الله از بین جمعیت بالا گرفت و فضای خیابان را پر کرد، آنچنان که حتی صدای بلندگوهای بسیار قوی برادران دیگر شنیده نمی شد. به قول نقاشان کنتراست جالبی ایجاد شده بود. در این سو اشک بود و لا اله الا الله . در آن سو بانگ مهیب بلندگوها بود و مرگ بر منافق و مرگ بر ضد ولایت فقیه. در این سو آه حسرت بود در از دست دادن استاد محبوبی که بچه ها فرزندوار دوستش داشتند و اکنون از وداع با پیکر بیجان او نیز محروم بودند، و در آن سو خشم مضطربانه کسانی که نگران بودند جنازه ی مسعود به دست دیگران بیفتد و آن را مثل غنیمتی جنگی برای خویش محافظت می کردند. این سو محبت خالصانه بود و ماتم صادقانه کسانی که مسعود را از دست رفته می دیدند و آن سو دوربین بود و سیطره قاهرانه کسانی که احساس می کردند مسعود را به دست آورده اند. این سو سکوت مظلومانه ای که تنها پناهگاهش شعار جاودان لا اله الا الله است و آن سو یک دوجین از شعارهای مرگ و تکفیر که در عمل برای حذف دیگران به کار می روند.
یک بار برادران که دیدند دارد سه می شود عقبگرد کردند تا فاصله شان با جمعیت سبز از بین برود و دوباره کنترل را به دست گیرند. آنها برای این کار حتی وانت هدایت کننده را به عقب کشیدند که یکی از خانمها فریاد زد اگر کسی را زیر گرفتید نگویید وانت دزدی بود!»
درنهایت، جنازه دکتر علیمحمدی در محوطه امامزاده علیاکبر چیذر بعد از بسته شدن درها و بدون آنکه دوستان و بسیاری از آشنایان امکان خواندن نماز میت را داشته باشند، دفن شد.
به گفته شاهدان عینی دیگر، فضای تشییع جنازه، شدیدا امنیتی بوده است. تعدادی از عکاسان زن که برای رسانههای خارجی کار میکردهاند نیز توسط نیروی انتظامی بازداشت شدهاند.
Subscribe to comments feed نظرات (0 نوشته شد):
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید