هیچ چیز تصادفی نیست!
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
فرض کنید بشنوید که سعید مرتضوی جان خود را در یک تصادف ِ رانندگی از دست داده...شک نمیکنید؟
” سعید مرتضوی دادستان ِ سابق تهران در یک تصادف ِ رانندگی کشته شد . نامبرده در حالی که جهت تدریس در دانشگاه آزاد ، عازم شهرستان ِ رودهن بود ، با یک دستگاه تریلی بر خورد کرده و قبل از انتقال به بیمارستان درگذشت . فرمانده پلیس راه رانندگی استان تهران، در مصاحبهای با ۲۰:۳۰ علت ِ این تصادف را سرعت غیر مجاز و انحراف از مسیر اعلام کرد. پزشکی قانونی نیز، علت ِ فوت ایشان را متلاشی شدن ِ جمجمه در اثر برخورد با یک جسم ِ سخت عنوان کرده است. بخش ِ خبری ۲۰:۳۰ این حادثهی را به مقام عظمای ولایت ، ریاست محترم جمهوری و خانواده ی محترم ایشان تسلیت میگوید . “
فرض کنید در عالم ِ واقع این اتفاق رخ داده است و واقعا ً قاضی مرتضوی بر اثر یک ”تصادف“ و در یک حادثهی رانندگی درگذشته باشد. میپرسم:
با شنیدن ِ این خبر ، اولین نکتهای که بر ذهن مخاطب ”سبز” می شود ، چیست؟ بهراستی چند نفر از مردم ِ ایران ، “تصادفی بودن“ این واقعه را باور خواهند داشت؟ راستی متهم ردیف ِ اول ِ این حادثه در اذهان عامهی مردم چه کسی خواهد بود؟ با صرف ِ چه هزینهای می توان به اذهان ِ عمومی ثابت کرد که این حادثه از قبل “برنامه ریزی ” نشده است و صرفا ً یک ” تصادف ِ واقعی “ است ؟ و اما مهمتر از همه: نقش ”استبداد” در این حادثه چیست ؟ آیا یک ”ذهن ِ استبدادزده” می تواند اتفاقات را آن چنان که رخ دادهاند ، ببیند؟ در این تصادف ، ”دشمن” کیست ؟
پی نوشت : این تنها یک “تمثیل“ است و نگارنده آرزوی مرگ کسی را ندارد و با شنیدن ِ خبر مرگ ِ کسی خوشحال نخواهد شد و صمیمانه امیدوار است خداوند عمر کافی و وافی به قاضی سعید مرتضوی، عطا کند تا ”شاهد” برگزاری دادگاههای مهمتری باشد.
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.