خمینی جواب نداد، حسین رو آتش بزنید
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
داخلی - روز – یکی از اتاقهای شورای امنیت ملی... یکی از سران کودتا: ببینید آقایان، ما نمیدانیم با این موسوی چی کار کنیم. آقا یه بیانیه میده، یه ملت میریزن بیرون. اومدیم ماهوراهها رو پارازیت گذاشتیم، نشد. به بیبیسی پول دادیم خبر علیه ما نگه، نشد.کل اینترنت رو فیلتر کردیم، بازم نشد. دیگه چارهای نمونده، باید موسوی رو دستگیر کنیم.
...نفر دوم: نه، ببینید، به نظر من این طرح آتیش زدن عکس جواب میده. ببینید اگه موسوی یه بیانیه میده ملتو میریزه بیرون، ما هم عکس امامو آتیش میزنیم میندازیم گردن جنبش سبزی ها. بدنامشون میکنیم. این طوری دیگه نمیتونن کاری بکنن.
نفر سوم: خب عکس امامو اتیش زدیم چی شد؟ به نظر من مردم منگول نیستن. آخه الان سی سال پیش نیست که مردم هیچی نفهمن و ما بیاییم خرشون کنیم و هر چی گفتیم انجام بدن. الان دیگه نمیشه با وعدهی سر خرمن اینا رو نشوند سر جاشون.
نفر اول: پس چه خاکی به سرمون بریزیم؟
نفر اول{در حالیکه سرش را میخاراند }: من می گم حالا که عکس امامو اتیش زدیم. اگه دس بر نداشتن که بر نمیدارن عکس امام حسینو تو عزاداری آتیش می زنیم. به بسیجیها میگیم لباس و شال سبز بپوشن بریزن حسینیهها رو آتیش بزنن. این طرح رد خور نداره. نه؟
نفر دوم{ در حالیکه چشمانش از خوشحالی برق میزند } : آفرین به این هوشت! واقعا که گل گفتی. عکس امامو همه شک میکنن که کار ما بوده. ولی اگه بسیجیها لباس سبز بپوشن و حسینیهها رو آتیش بزنن حتما همه باور میکنن که اینا کار جنبشیها ست. تازه فیلمبردارای صدا و سیما رو هم میبریم تا فیلمای درست و حسابی بگیرن. مثل عکس امام نمیکنیم که هیشکی باور نکرد. این دفه کاری میکنیم که همه باور بکنن.آره...
{ و بدین ترتیب یکی از مهم ترین تصمیمات شورای امنیت ملی در ظرف کمتر از سه دقیقه گرفته شد. }
شب همان روز – داخلی- بیت رهبر
آقا: برادران نقشه ی جدید چیست؟ نقشه ی قبلیمان بد نبود. هر چند بد اجرا شد و بد هم جواب داد. ولی متن سخنرانی ام خیلی باحال بود.
نماینده ی شورای امنیت ملی: آقا! قربانتان گردم، قرار بر این شد که عکس امام حسین را در مراسم عزارداری آتش بزنیم، و عده ای از بسیجیان جان بر کف را آماده کرده آموزش دادهایم تا لباس سبز بپوشند و تمرین کنند تا هر چه میتوانند شعار علیه شما حفظ کنند تا بتوانند کار خود را به خوبی انجام دهند.
آقا: کار آنها این است که در حین آتش زدن عکس و تکایا علیه من شعار بدهند؟مثلا بگویند میمون بیا پایین؟
نماینده: آقا برای طبیعی شدن کار مجبوریم. نمیشود که بگویند جانم فدای رهبر بعد عکس و حسینیه آتش بزنند. میشود؟
آقا: راست میگوییها! نمی شود! حالا نمیشود به جای من به این محمود فحش بدن؟ آخر کلا فحش خور محمود ملس است.
نماینده: نه! نمیشود! چون اصولا خیلی ازطرفداران شما هم به محمود فحش میدهند.کارمان طبیعی نمیشود .
آقا: خیلی خب بروید و نقشهی خود را انجام بدهید. من هم متنی آماده میکنم که فردای آتش زدن حسینیهها و عکس امام حسین علیه موسوی سخنرانی بکنم. بروید و کارتان را انجام دهید.
پی نوشت:
نمیدانم چرا گاهی اوقات هر چقدر سعی میکنم پیشبینیهایم را جدی مطرح کنم، اما نمیشود. مثل اون پیشبینی که قبل از مناظرات کرده بودم و گفته بودم احمدینژاد در یکی برنامه ی تلویزیونی اعلام خواهد کرد هاشمی رفسنجانی در راس مفاسد اقتصادی قرار دارد. هر چند به نظرم عنوان متن اصلا طنز نبود.
نمیدانم چرا ذهنم برای پیشبینیهایش از زبان طنز استفاده میکند. شاید برای کاستن از تلخی آن اتفاق است.شاید...
Subscribe to comments feed نظرات (1 نوشته شد):
نمی دونم چرا چنین مطلب ضعیفی نوشتم !
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید