تشدید جنگ علیه هاشمی
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
در تاریخ انقلاب، انتقاد از هاشمی معمولا بدون هزینه نبوده است. انتقاد از دولت هاشمی زمانی غیر ممکن بود، منتقدان و مخالفانش رد صلاحیت میشدند و خانهنشین ویا مدتها مهمان اوین بودند. اما بعد از شکست هاشمی در انتخابات مجلس ششم، سردار سازندگی ضعیفتر شد و زدنش راحتتر. اینک حیدر مصلحی وزیر جدید اطلاعات به رئیس مجلس خبرگان حمله کرده. این حمله نشانه مهمی است. این بار واقعا میخواهند هاشمی را حذف میکنند.
مصلحی در جمع طلاب مدرسه فیضیه قم گفته بود که اقداماتی برای برخورد با فرزندان هاشمی در دست اقدام است. وزیر اطلاعات به نحوی یکی از آقازادهها را متهم به تلاش برای براندازی نظام کرد. این آقازاده نمیتوانست کسی جز پسر دوم هاشمی رفسنجانی باشد.
حمله اخیر حیدر مصلحی وزیر اطلاعات دولت دهم، چند هفته بعد از انتقاد تند طائب، رئیس جدید سازمان اطلاعات سپاه پاسداران و به عبارتی، کارفرمای اصلی وزیر جدید اطلاعات معنای خاصی دارد؛ بیت رهبری به دنبال حذف یا تضعیف هاشمی است. معنای دیگرش هم میتواند به شکست کشاندن تلاش هاشمی برای ایجاد تعادل باشد. برای چنین کاری طبیعتا بهترین راه، بر هم زدن آرامش و تعادل خود هاشمی رفسنجانی است.
طائب یکی از نخستین کسانی بود که در دهه هفتاد، زیر نظر مجتبی خامنهای تلاش کرده بود با پروندهسازی برای مهدی هاشمی، موقعیت رئیس جمهوری وقت را تضعیف کند. هاشمی رفسنجانی در چهار ساله دوم ریاستش بر قوه مجریه، با مشکلات زیادی روبرو بود. کار به جایی رسیده بود که حتی ناطق نوری یکی از یاران قدیمی هاشمی در جامعه روحانیت مبارز پیش از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۷۶، خیلی راحت او را نقد میکرد. اعضای برجسته جامعه روحانیت عملا او را تمام شده میدانستند.
اما با دفاع غیر رسمی هاشمی از سید محمد خاتمی در آخرین نماز جمعه پیش از انتخابات ریاست جمهوری و ایجاد شک و تردید در روند برگزاری انتخابات، بخص بزرگی از جامعهای که نمیتوانست طرفدار هاشمی هم باشد، برای نجات کشور از جناح راست ناطق نوری و یارانش را عملا سرجایشان نشاندند.
هاشمی که شاید ناجی سید محمد خاتمی هم محسوب میشد، در انتخابات مجلس ششم مورد بیمهری کسانی چون عباس عبدی و اکبر گنی قرار گرفت. نتیجه تبلیغات منفی علیه هاشمی با رتبه سیام او در انتخابات همراه شد. یکی از نویسندگان روزنامه نوروز نام "َآغاسی" را بر او گذاشت...
اما هاشمی در جایگاهی دیگر، یعنی مجمع تشخیص مصلحت نظام، انتقامش را با مشکلاتی که برای دولت خاتمی بوجود آورد، گرفت. در بسیاری از موارد اختلاف مجلس و شورای نگهبان، هاشمی میتوانست تبدیل به میانجیگری شود که از او انتظار میرفت باشد، اما مجمع را تبدیل به قطبی جدید در برابر دولت کرد.
موقعیت جدید هاشمی، میتوانست دلخواه رهبر کشور هم باشد. هم در انظار عمومی ضعیف شده بود، و هم میتوانست مقابل دولت نسبتا نافرمان خاتمی قد علم کند. یک هاشمی ضعیف در برابر رهبری، ایدهآل بسیاری در جناح راست بود.
هرگاه در جامعه اسم آقازادهها میآمد، بسیاری ناخودآگاه به یاد فرزندان هاشمی رفسنجانی میافتادند. سفرهای پیدرپی اعضای خانواده هاشمی به دوبی، انگلستان و کانادا، این شایعه را قوت داد که دامنه سرمایهگزاری هاشمیها روز به روز گسترش مییابد.
با این همه تلاش مجدد هاشمی در سال ۱۳۸۴ برای بازگشت به قدرت و بسیج نیروهای سیاسی و بسیاری از مطبوعاتیهای داخل و خارج کشور، حساسیت مخالفینش را افزایش داد. نام مهدی هاشمی در ماههای قبل و بعد از انتخابات سر زبانها افتاد، چه او را به عنوان بسیج کننده روزنامهنگاران و جماعت «اتاق فکر« میشناختند.
ورود مجدد مهدی هاشمی به عرصه سیاسی، نمیتوانست با سکوت مجبتی خامنهای و زیردستانش از جمله طائب همراه باشد.
نخستین ضربه زمانی به مهدی هاشمی وارد شد که محمود احمدینژاد که از حمایت مجتبیخامنهای برخوردار بود به ریاست جمهوری رسید. مهدی از سازمان بهینهسازی مصرف سوخت راهی دانشگاه آزاد شد.
دانشگاه آازاد در سالهای ۸۴ تا ۸۸ بارها و بارها مورد انتقاد و حمله رئیس دولت نهم و یارانش ایثارگر و آبادگرش بود. شاید اگر مهدی هاشمی آنجا نبود، این همه دردسر برای مدیریت دانشگاه بوجود نمیآمد.
یک سال پیش زمانی که بسیاری از اصلاحطلبان نمیدانستند پشت سر خاتمی خواهند ایستادد یا موسوی، یاران هاشمی باز فعالیت خود را برای شکست دادن احمدینژاد آغاز کردند.
در مناظرههای انتخاباتی بود میشد اوج اختلاف میان محمود احمدینژاد و هاشمی رفسنجانی را مشاهده کرد. احمدینژاد از طریق نیروهای امنیتی سپاه میتوانست همه حرکات یاران مهدی هاشمی را زیر نظر بگیرد. حساسیت روی دانشگاه آزاد تشدید شد.
بعد از انتخابات بعضی از جوانترهای ستاد ۸۸ و آنهایی که به «پویشی» معروف بودند، بازداشت شدند. یکی از آزاد شدگان بند ۲ الف سپاه به خودنویس گفت که بارها از او در باره مهدی هاشمی سوال شده بود. بازجویان سپاه زیر نظر طائب کار میکردند.
اما احمدینژاد نمیتوانست از طریق محسنی اژهای به سراغ هاشمیها برود، چه محسنی زیر بار بسیاری از خواستههای رئیس دولت نرفته بود و میانه چندان خوبی هم با بعضی از نیروهای امنیتی سپاهی نداشت. تحلیلهای وزارت اطلاعات بعد از وقایع تابستان اخیر طبیعتا به مذاق احمدینژاد و حامیانش خوش نیامد، چه اژهای اعتراضات مردم را ناشی از دخالت بیگانه نمیدانست.
حذف محسنی اژهای و آمدن حیدر مصلحی به وزارت اطلاعات به عنوان دستنشانده طائب و مجتبی خامنهای، باز نشانه خوبی برای هاشمیها نبود. اما این بار میتوان گفت که انتقاد صریح وزیر اطلاعات دولت دهم از هاشمی رفسنجانی و فرزندانش نشانه خوبی نیست.
هاشمی معمولا توان خروج از بحران را داشته است، اما آیا این بار میتواند جان سالم از این یکی به در ببرد؟
Subscribe to comments feed نظرات (2 نوشته شد):
دوست گرامی و نادیده ام، نیک آهنگ!
پس از پیوستن شتابزده به «خودنویس»، دو مطلب برای آن ارسال کردم که مانند این پیام در انتظار «تصویب» برای انتشار اند. (مطلب اول را حدود ۶ روز پیش ارسال کردم) جدا از اینکه نفس وجود سلسله مراتب نظارتی و فیلتری را مغایر با روح یک نشریه ی «خودمانی» می بینم، از شما خواهشمندم برای «بازبینی» این مطالب به خودتان (یا اعضای هیئت نظارت بر مندرجات خونویس) زحمت ندهید. همچنین به رغم حس احترام و دوستی نسبت به شخص شما، خواهشمندم عضویت مرا در «خودنویس» لغو کنید.
با آرزوی بهروزی و موفقیت برای شما.
با درود و احترام / امین حصوری
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید