گاندی چه گفت، رضا پهلوی چه میگوید؟ آیا مبارزات بدون خشونت در ایران امکان پذیر است؟
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
آخرین روز از ماه ژانویه و به مناسبت بزرگداشت سالگرد کشته شدن مهاتما گاندی، آقای رضا پهلوی پیامی منتشر نمودند که در آن با برشمردن خصوصیاتی چند از گاندی و مقایسهی ضمنی آن با زندگی خودشان، مهاتما گاندی را یکی از الگوهای خود در مبارزات سیاسی نامیده و اذعان داشتند که افکار و روشهای مبارزاتی خود را بر اساس روش مبارزات بدور از خشونت گاندی پایهگذاری نمودهاند. نکتهی دارای اهمیت اینست که مبارزات بدون خشونت برای گاندی به مراتب والاتر از یک روش مبارزهی سیاسی بوده و به شکل فلسفهی زندگی و جهانبینی او، تبلور داشت و تنها بدینوسیله بود که توانست ملت چندتکه شده و نومید هند را متحد نموده و برای رسیدن به هدفی مشترک به حرکت درآورد. اینکه ما نیز قادر باشیم با بهرهگیری از این فلسفه و روش برای آزادی ایران مبارزه کنیم موضوعی است که میبایست بهدور از تعصب و غوغاهای شعارگونه بررسی و مورد توافق قلبی همهی ایرانیان قرار گیرد. همسانی و مشابهت را در سخنان آقایان گاندی و پهلوی میتوان دید اما برماست که ورای این تشابهات به الزامات دیگر نیز بنگریم تا اسیر شعار زدهگی نگردیم.
آخرین روز از ماه ژانویه و به مناسبت بزرگداشت سالگرد کشته شدن مهاتما گاندی، آقای رضا پهلوی پیامی منتشر نمودند که در آن با برشمردن خصوصیاتی چند از گاندی و مقایسه ی ضمنی آن با زندگی خودشان، مهاتما گاندی را یکی از الگوهای خود در مبارزات سیاسی نامیده و اذعان داشتند که افکار و روشهای مبارزاتی خود را بر اساس روش مبارزات بدور از خشونت گاندی پایه گذاری نمودهاند.
نکتهی دارای اهمیت اینست که مبارزات بدون خشونت برای گاندی به مراتب والاتر از یک روش مبارزهی سیاسی بوده و به شکل فلسفهی زندگی و جهانبینی او، تبلور داشت و تنها بدینوسیله بود که توانست ملت چندتکه شده و نومید هند را متحد نموده و برای رسیدن به هدفی مشترک به حرکت درآورد. اینکه ما نیز قادر باشیم با بهرهگیری از این فلسفه و روش برای آزادی ایران مبارزه کنیم موضوعیست که میبایست بهدور از تعصب و غوغاهای شعارگونه بررسی و مورد توافق قلبی همهی ایرانیان قرار گیرد.
همسانی و مشابهت را در سخنان آقایان گاندی و پهلوی میتوان دید اما برماست که ورای این تشابهات به الزامات دیگر نیز بنگریم تا اسیر شعار زدهگی نگردیم.
۱- رضا پهلوی: «فلسفه من، مبارزه ملی ما را فراتر از یک" ماموریت رهایی بخش" میبیند، چرا که آنرا به صورت یک پیکار در راه کاشتن نهال ثبات سیاسی و نهادینه کردن اصول مردم سالاری و استقرار یک جامعه مدنی ترسیم میکنم.»
گاندی: «من میخواهم که هند بداند که دارای روحیست که نابود نمیشود و بر هر ضعف مادی فائق میآید و توان ایستادهگی در برابر هر نیروی مادی در جهان را دارد.»
“I want India to recognize that she has a soul that cannot perish and that can rise triumphant above every physical weakness and defy the physical combination of a whole world.” Gandhi
۲- رضا پهلوی: «آنکه تحول سیاسی ای که در نتیجه خشونت شکل بگیرد-حال چه از راه یک کودتای نظامی باشد و چه از ترور و قتل و جنگ داخلی – در اغلب اوقات، یک موقعیت نامطلوب سیاسی را با نمونه ای به مراتب وخیم تر و بدتر جا به جا میکند. قیام بدور از خشونت برای ایجاد تحول، بر مبنای این اصل پایه ریزی شده که "وسیله"، نه تنها بر "هدف" تاثیر میگذارد بلکه سرانجام آن را نیز معین میکند. در این راستا، اگر هدف ملی ما دستیابی به آزادی، مردم سالاری و ایجاد ثباتی دراز مدت در امور سیاسی و اجتماعی ست، بنابر این وسیله یا وسایل دستیابی به چنین هدف پر ارزشی نیز باید بهاند ازه همان هدف، پر ارج و پر ارزش باشند.»
گاندی: «من بارها گفتهام، اگر ابزار و وسیله درست انتخاب شوند، نتیجهی مطلوب به دست میآید.»
I have often said that if one takes care of the means, the end will take care of itself. Nonviolence is the means, the end for everyone is complete independence.
۳- رضا پهلوی: «ما دریافته ایم زمانی که عزم ملی بصورت مبارزه ای بدور از خشونت و یا نافرمانی مدنی شکل گرفته و متبلور میشود، در اکثر اوقات سرانجام کار، استقرار یک سیستم سیاسی مردم سالارست.»
گاندی: «دانش جنگ و خشونت ما را به دیکتاتوری هدایت میکند و دانش دوری از خشونت ما را به دمکراسی رهنمون میسازد.»
Science of war leads one to dictatorship pure and simple. Science of nonviolence can alone lead one to pure democracy.
۴- رضا پهلوی: «هرچند ممکن است برخی تصور کنند که مبارزه "بدور از خشونت"، نوعی بی ارادگی و کنش پذیری ست، ولی در واقع، مبارزه بدور از خشونت، پیکاری فعال و پرتوان است: بخاطر اینکه نافرمانی مدنی از نیروی مردم-از نیروی تمامی مردم- نشات میگیرد، مردمی که فعال و مصمم و همگی به یک طرح مشخص و رفتاری آگاهانه متعهد هستند.»
گاندی: «به عقیده ی من مبارزهی بی خشونت، به هیچ وجه بی ارادهگی و کنشپذیری نیست. مبارزه بی خشونت، آنچنان که من درک میکنم، فعالترین نیرو در جهان است...مبارزه بی خشونت قانون برتر است. در طول نیم قرن تجربه، من هیچگاه به موقعیتی برنخوردم که احساس درماندهگی کنم و راه حل بدون خشونتی برای آن نیابم.»
In my opinion nonviolence is not passivity in any shape or form. Nonviolence, as I understand it, is the most active force in the world...Nonviolence is the supreme law. During my half a century of experience, I have not yet come across a situation when I had to say that I was helpless, that I had no remedy in terms of nonviolence.
۵- رضا پهلوی: «اما ما باید جنبش خود را بر اصل عدم حشونت استوار کنیم. گذشته به ما نشان داده است که خشونت و هرج و مرج ندرتا به دموکراسی میانجامد. حتی اگر ستایش نافرمانی مدنی در یک چنین رژیم خونخواری ساده لوحانه به نظر برسد، اما من از این مشی تخطی نمیکنم.»
گاندی: «کسانی که به جای از بین بردن رفتار و علتها به دنبال نابودی عامل آن رفتار هستند-بدلیل این اعتقاد اشتباه که علت ها با از بین رفتن عوامل از بین میروند- خود به عواملی به مراتب بدتر از آنانکه نابود کردهاند ، تبدیل میگردند.»
Those who seek to destroy men rather than manners adopt the latter and become worse than those whom they destroy under the mistaken belief that the manners will die with the men.
۶- رضا پهلوی: «نومیدی و عدم اتکا به نفس، ممکن است که نفرت و حس انتقام جویی را در قلب و ذهن مردم بوجود بیاورد. من اغلب چنین احساساتی را در کنار فریادهای کممک و یاری از زبان هم میهنان ستمدیده خود میشنوم. احساس درماندگی کاذب، باعث میشود که آنان به هیچ چیز کمتر از یک " مشت آهنین" که نیرومندانه، به سرعت و بدون عفو و آمرزش، دشمن را یک شبه از میان ببرد و راه آزادی را هموار کند، رضایت ندهند، چنین گزینه ای، به بهانه رهایی، کشت و کشتار و خشونت را تجویز میکند. اما هر نوع تحولی که بر اساس خشونت سیاسی پایه ریزی شود تنها به یک راستگری ناقص و درمان ناتمامی از گرفتاری اصلی منتهی خواهد شد، بویژه آنکه راهکارهای خشونت سیاسی، تنها به فرمان عده معدودی صادر میشوند، در نتیجه نمیتوانند فراگیر باشند و به ندرت توان همگانی را بسیج میکنند. به همین جهت، چنین عملکردهایی، به یک پیش شرط لازم برای دستیابی به یک دمکراسی با ثبات و همیشگی تبدیل نشده و در مشارکت دادن مردم شکست میخورند.»
گاندی: «من به مبارزات مسلحانه اعتقاد ندارم. آنها درمانی بدتر از بیماری هستند. مبارزات مسلحانه نشانههایی از انتقام و نا شکیباییاند. روش خشونت آمیز در دراز مدت نتایج خوبی به بار نمیآورد.»
«من با خشونت مخالفم زیرا، آثار به ظاهرخوب خشونت موقتی و آثار شیطانیاش دائمیست.»
I do not believe in armed risings. They are a remedy worse than the disease sought to be cured. They are a token of the spirit of revenge and impatience and anger. The method of violence cannot do good in the long run.
I object to violence because, when it appears to do good, the good is only temporary; the evil it does is permanent.
اما باید توجه کرد که مهاتما گاندی در این زمینه سخنان زیاد دیگری نیز دارد. او پیش از هر چیز به لزوم تزکیه نفسِ تک تک اعضای جامعه تاکید دارد و معتقد است که برای اجرا و موفقیت مبارزه بدون خشونت میبایست:
-جامعه در این زمینه آموزش دیده و تمرین کند.
- مردم باید آمادهگی فدا کردن همه چیز حتی جان خود را داشته باشند و تنها چیزی را که حاضر به از دست دادنش نیستند، غرورشان است.
- همه باید در راه مبارزه حاضر به فدا کردن جان خود باشند و از مردن نهراسند.
- مردم حاضر به بخشش و مهربانی حتی به دشمن خود باشند.
- همه باید با حوصله و خویشتن داری به این مبارزه پای نهند و باید بدانند که این روش مبارزه روشی کُند و زمان بر است.
ضمن تاکید بر اینکه روش مبارزات بی خشونت و نافرمانی مدنی، میتواند آیندهای روشن و پایدار را برای ایران به ارمغان آورد اما این روش برای اجرا پیش نیازهایی دارد که مهمترین آن وجود رهبری کاریزماتیک مانند گاندیست که با آموزش مستمر و توان سازماندهی خود بتواند مردم را با این شیوه به صورت عملی آشنا نموده و جنبه های مثبت آنرا نمایان سازد.
آیا برای رسیدن به صلح و دوستی و آزادی، ایرانیان پذیرای این سخن گاندی خواهند بود؟
«از گناه متنفر باش نه از گناهکار»
.Hate the sin and not the sinner
منابع:
کتاب« ایران: زمان انتخاب» نوشتهی رضا پهلوی
کتاب «نسیم دگرگونی» نوشتهی رضا پهلوی
Gandhi’s views on Non-violence
-------------
مطالب بلاگستان و کلیه مطالب رسیده از اعضا، معرف دیدگاه شخصی نویسندگان است نه سایت خودنویس.
Subscribe to comments feed نظرات (4 نوشته شد):
به نظر من اعتقاد به مبارزی عدم خشونت بسیار قابل احترام است و باید از خشونت در مبارزه پرهیز کرد ولی در یک فاز آخر باید یک طوری رژیم ساقط شود و در این فاز باید قاطعانه عمل کرد و گر نه پیروزی به شکست تبدیل خواهد شد .
گاندی هم پیروز نمیشد اگر مقاومت گروهای دیگر در مقابل خشونت انجام نمیشد. اگر مردم تونس، مصر، لیبی ،،،،،، مقاومت نمیکردند هرگز پیروز نمیشدند .به نظر من یک رستاخیز ملی واقعی میتواند در کمتر از ۳ ماه این رژیم مقوائی را به زباله دان تاریخ بفرستند اگر اتحاد بین مشروطه طلبان و ملیون و اقوام دیگر ایرانی انجام بگیرد و به امسال اسلاهتلبان و دیگر فسلیان تاریخی هم احتیاجی نیست و سرنوشت نظام آینده به یک همپورسی محول شود. در ضمن حتا مشهود گانونی پیشبینی کرد که در ان هر ۲۵ سال یک همه پرسی در ایران انجام شود. ما ملت ایران بستر در مسائل طوریک هستیم تا عملی و برای همین بازی وقتا راهه حل های ساده را نمیبینیم و وقت خود را صرف بهسهای ناتمام میکنیم.
-با سلام
به نظر من اشتباه است اگر فکر کنیم مبارک به آسانی رفت یا خودش خواست که رفت چون دموکرات بود ...مردم یک هفته جنگیدند و جلوی کاخه او بودند و سربازان ارتش هم دیگر دستورات را اجرا نمیکردند و این همه جا اتفاق می افتاد .
این رژیم مقوائی ام مثل مصر و تونس خواهد بود و نه مثل لیبی، سوریه ،....اینها درون خودشان هم درگیر هستند......یک هفته در خیابان شب و روز و بعد خد دید که این رژیم چه قدر مقوائی است.
من از کسانی هستم که مطالب را به دقت می خوانم و چرا باید کلمه ی « حتامشهود گانونی» وامثال آن وقت کم مرا بگیرد تا درک کنم منظور شما« می شد قانونی» است .لطفاً درحد صحیح نوشتن به دیگران احترام بگذارید.بااحترام.
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید