نامه سرگشاده مهرداد درویش‌پور به بنیاد اولاف پالمه: شرکت نمی‌کنم، به این دلایل | رسانه‌های خودمانی | سیاست | صفحه اصلی
نظرات (14)
نسخه چاپی نسخه ساده لینک دایمی

نامه سرگشاده مهرداد درویش‌پور به بنیاد اولاف پالمه: شرکت نمی‌کنم، به این دلایل

۱۳ بهمن ۱۳۹۰ خودنویس
image

دکتر مهرداد درویش‌پور، ازفعالان جمهوری‌خواه خطاب به مسوولان برگزاری گردهمایی استکهلم می‌نویسد: «بدیل سازی توسط قدرت های خارجی، تشکیل دولت در تبعید و آن چه که موسوم به چلبی سازی است حمایت نکرده‌ام...ولویت و راستای عمل من و بسیاری از همفکران جمهوری‌خواه من، نزدیک کردن گروه‌های جمهوری‌خواهی است که طرفدار جدایی دین و دولت و استقرار دمکراسی در ایران هستند. این نزدیکی‌ها نیز باید با جنبش دمکراتیک در داخل کشور گره بخورد و نه آن که در خارج از کشور برای آنان دولت جایگزین تعیین کند. »

متن کامل این نامه که به خودنویس نیز ارسال شده به شرح زیر است:

با درودهای دوستانه. از دعوت تان برای شرکت در کنفرانس روزهای چهار و پنج فوریه در استکهلم بسیار  سپاسگزارم. و از این که نامه انصراف خود از شرکت در کنفرانس شما را در اخرین روزهای قبل از برگزاری آن ارسال می‌کنم پوزش می‌خواهم. همچنین از این که برای من این امکان فراهم شده بود که در باره چرخش در تحولات بین المللی و خطر حمله نظامی به ایران سخن بگویم، نیز براستی سپاسگزارم. من به کنفرانس‌هایی که اپوزیسیون ایرانی را به رایزنی و گفتگو در باره مسائل جامعه ایران وامی دارد و زمینه آنرا فراهم می‌سازد که تضادها به جای سنگر بندی در خیابان‌ها  از طریق این گفتگوها راه حل بیابند نگاه عمیقا مثبتی دارم. با این همه ترجیح میدهم بدلیل تردیدهایم و نظر نه چندان مثبت بسیاری از همفکران جمهوری‌خواه خود از شرکت در این کنفرانس که  قرار است به صورت بسته و بدون حضور  رسانه‌ها برگزار شود خودداری کنم. اما مایلم نکاتی را که می‌توانستم  در این کنفرانس بگویم از این طریق و به صورت علنی به گوش شما و دیگر دوستان شرکت کننده برسانم.

من به عنوان یکی از فعالان جمهوری‌خواه که از تمایلات سوسیالیستی و سوسیال دمکراتیک برخوردارم، همواره از اصل همکاری و همگرایی نیروهای دمکراتیک و جمهوری‌خواه خواستار جدایی دین از دولت در راستای پایان بخشیدن به بساط استبداد دینی در ایران پشتیبانی کرده و در این راه در حد توان و امکانات خود از هیچ کوششی دریغ نکرده‌ام.

با مناظره و گفتگو با نیروهای اصلاح‌طلب دینی و یا مشروطه خواه نیز در کنفرانس‌های علنی هیچ مشکلی نداشته و ندارم  و پیش از این نیز در چنین کنفرانس‌هایی شرکت داشته‌ام. مواضع سیاسی من هم بسیار شفاف است. از دیر باز برغم مخالفتم با جمهوری اسلامی ایران در کلیت آن با هر نوع حمله نظامی به ایران مخالف بوده  و هستم. علاوه بر آن با تحریم‌های گسترده ای که دود آن به چشم مردم ایران رود و زمینه ساز حمله نظامی گردد نیز سخت مخالفم. هرگز از راه حل های لیبی، عراق و افغانستان  و یا بدیل سازی توسط قدرت های خارجی، تشکیل دولت در تبعید  و آن چه که موسوم به چلبی سازی است حمایت نکرده‌ام. جامعه ایران را نیز جامعه‌ای پویا میدانم که قادر به تحول مسالمت آمیز است. از اینرو برای تغییر قانون اساسی و برگزاری انتخابات آزاد در ایران و روی کار آمدن نظامی دمکراتیک کوشش می‌کنم. از سوئد و اتحادیه اروپا نیز تقاضا می‌کنم برای حل بحران هسته‌ای ایران و پایان بخشیدن به نقض حقوق بشر در آن کشور ضمن اعمال فشار به جمهوری اسلامی برای وادارکردن آن به عقب نشینی و مذاکره کوشش کنند و تحت تاثیر  ماجراجوئی های جمهوری اسلامی ایران و یا تحریکات اسرائیل و نئو کان‌ها ی آمریکا برای حمله نظامی به ایران قرار نگرفته  و به آن پا ندهند.

در مورد موضوع  اتحاد برای دمکراسی نیز مایلم به اطلاع شما برسانیم که اولویت و راستای عمل من  و بسیاری از همفکران جمهوری‌خواه من، نزدیک کردن گروه‌های جمهوری‌خواهی است که طرفدار جدایی دین و دولت و استقرار دمکراسی در ایران هستند. این نزدیکی‌ها نیز باید با جنبش دمکراتیک در داخل کشور گره بخورد و نه آن که در خارج از کشور برای آنان دولت جایگزین تعیین کند. از این رو آن گونه اتحادها برای دمکراسی که با موکول کردن نوع نظام ایران به آینده به امکان بازگشت سلطنت مشروعیت می‌بخشند را مثبت نمی‌دانم و آنرا پروژه‌ای آزمون شده و شکست خورده می‌دانم. همان گونه که بر این باورم کنفرانس های بدیل سازی از آن نوعی که نام بردم سال‌ها است بر پا می‌شود و یکی پس از دیگری شکست می‌خورد.

اما این به این معنی نیست که ما  در خارج از کشور تنها منتظر تحول در ایران بمانیم و یا با نیروهای غیر جمهوری‌خواه هیچ زمینه‌ای برای یک وفاق ملی نمی‌یابیم. مخالفت همزمان با استبداد دینی حاکم و حمله نظامی به ایران، تلاش برای برگزاری انتخابات آزاد برپایه قانون اساسی دمکراتیک و زیر نظر مراجع بین المللی بی‌طرف؛ حفظ یک پارچگی کشور و تلاش برای برچیدن هر نوع تبعیض ازجمله موضوعاتی هستند که حول آن همسویی و همرایی همه گروه‌ها در داخل و خارج از کشور میسر است.  امیدوارم کنفرانس شما بتواند در زمینه مسائل مورد اشاره دستاوردهای مثبتی به همراه داشته باشد و در کاهش سو ظن به اهداف این کنفرانس گام های موثر و شفاف تری بردارد.

با احترام مهرداد درویش پور  ۲ فوریه ۲۰۱۲

ارزیابی این خبر:

2.58

Subscribe to comments feed نظرات (12 نوشته شد):

reza negaresh در ۱۳ بهمن ۱۳۹۰
عجب !!! هنوز 24 ساعت از مصاحبه آقای درویش پور با بی بی سی فارسی نمیگذرد که موافق شرکت در این جلسه بودند و توضیحات مبوسطی در مورد دستور کار آن اعلام کردند !!
به هر صورت بر خلاف تیتر خودنویس در مورد این خبر که چنین به خواننده القاء می کند آقای درویش پور بنا بر دلایل ماهیتی در آین جلسه شرکت نمیکنند ، در متن نامه ایشان بوضوح مشخص است که علت انصرافشان ظاهرا به دلیل مخالفت هفکرانشان است نه چیز دیگر ! البته از یک نظر که ایشان به خواست هفکرانشان احترام میگذارند جای تمجید دارد لیکن همینکه ضمن عذر خواهی مودبانه، نقطه نظراتی که میبایست در اجلاس مذکور بیان کنند در این نامه اظهار داشته اند نشاندهنده نظر نه تنها ممتنع، بلکه نظر مثبتی است که نسبت به این جلسه داشته اند. اما جای سوال باقیست که ایشان تحت چه فشار هائی در عرض 24 ساعت تغییر عقیده داده اند ؟برای یک کنشگر و فعال سیاسی که سابقه ای طولانی در امر مبارزه داشته است ، کمی مبهم به نظر میرسد.
متن گفتگوی آقای درویش پور با رادیو بی بی سی ( صوت)در روز چهار شنبه 12 بهمن در لینک زیر موجود می باشد.
http://www.bbc.co.uk/persian/institutional/2011/04/000001_dawn_podcast.shtml

با احترام . رضا نگارش
"از این رو آن گونه اتحادها برای دمکراسی که با موکول کردن نوع نظام ایران به آینده به امکان بازگشت سلطنت مشروعیت می‌بخشند را مثبت نمی‌دانم و آنرا پروژه‌ای آزمون شده و شکست خورده می‌دانم"


عجب!!! آقا اگر شما از آرای مردم خبر داری و میدونی مردم حسن نیت نسبت به نظام پادشاهی یا شخص رضا پهلوی حتی در قامت یک رئیس جمهور دارند که خوب باید به آرای مردم احترام بزاری، دیگه چرا چوب لای چرخ دمکراسی میزاری آقای به قول خودت سوسیالیت جمهوری خواه که تا حالا هم اسمتون رو نشنیده بودم.
خوشنویس در ۱۳ بهمن ۱۳۹۰
کامنت سرگشاده به آقای درویش پور!

آقای درویش پور، استاد گرامی، با حمله نظامی مخالفید، بسیار به جا. مخالفتتان با تحریم را نمی فهمم. سوریه را میبینید که؟ من نمی فهمم دوستانی مانند شما، در مورد سوریه چه پیشنهادی دارند. فرض کنید، مردم ایران هم دوباره به خیابان آمدند و بیشتر از 5000 نفر کشته دادند، در اینصورت چه پیشنهادی دارید؟ آیا هنوز مخالف تحریم بین المللی هستید؟ استاد عزیز، ما با یک رژیم جنایتکار طرف هستیم! مردم ایران در خیابان کشته شوند و جهان با سران جمهوری اسلامی به معاملات اقتصادی ادامه دهد و تحریم نکند؟!

فکر میکنم دوستانی مانند شما، برآورد درستی از کارکرد ابزارهایی که می تواند کمک کند به تغییر یک نظام استبدادی، و رفتن به سوی دموکراسی، ندارند.

فرموده اید «تلاش برای برگزاری انتخابات آزاد برپایه قانون اساسی دمکراتیک و زیر نظر مراجع بین المللی بی‌طرف...» استاد عزیز، می شود راه رسیدن به انتخابات آزاد را در ایران بفرمایید؟ بسیار بسیار غیر واقع بینانه است آقای درویش پور گرامی. در داخل ایران برخی از اصلاح طلب ها، همین حرفهای شما را به نوعی زدند و امروز زندان را تجربه می کنند.



حتی مخالفتتان با ایجاد آلترناتیو را نمی فهمم. فکر میکنم مردم ایران را دست کم گرفته اید! راستش این نگرانی شما، نوعی اهانت به آگاهی مردم ایران است. اصلاً فرض کنید بخشی از اپوزیسیون و نه همه آن، اعلام تشکیل آلترناتیو نمایند. استاد عزیز، قطعاً این دولت جایگزین یک پیشوند "موقت" چه در عنوان، چه در ماهیت خواهد داشت. مطمئناً این بخش از اپوزیسیون اگر اعلام اتحاد نمایند، که بسیار مبارک است، و در مرحله بعد اعلام تشکیل آلترناتیو کنند، که باز هم مبارک است، به هیچ وجه به این معنی نخواهد بود که مردم ایران، به فرض سرنگونی جمهوری اسلامی، اجازه خواهند داد که فقط یک بخش از نیروهای سیاسی حاضر در اپوزیسیون، در آینده ایران نقش داشته باشند. همه خواهند بود!

آقای درویش پور عزیز، شعار بدهیم که مخالف جنگ هستیم و قدمی در این راه بر نداریم که نمی شود! جهان بیش از این برنامه های هسته ای ایران را تحمل نخواهد کرد. امسال نه، سال بعد. سال بعد نه! سال بعدش! بلاخره حداقل تاسیسات اتمی ایران را هدف حمله قرار خواهد داد. شما چه می توانید بکنید؟ همین که بگویید مخالف جنگ هستید کافی نیست. رهبران جهان باید از این مسئله مطمئن شوند که تغییر رژیم، به دست مردم ایران رقم خواهد خورد و علاوه بر آن رژیم بعدی، قواعد بین المللی را خواهد پذیرفت. جهان باید با یک اپوزیسیون واحد به گفتگو بنشیند آقای درویش پور گرامی. تنها راه کنار زدن سایه جنگ همین است!

استاد عزیز، رهبران جهان منِ نوعی را نمی شناسند! شما را می شناسند! اپوزیسیون را می شناسند. باید با اپوزیسیون وارد معامله شوند. باید ضمانت بدهند و ضمانت بگیرند. اکنون که اپوزیسیون می خواهد به خود بیاید و متحد شود و احیاناً رسمیتی واحد پیدا کند، تا طرف گفتگوی جهان قرار گیرد افرادی چون شما ساز مخالف میزنید!

مطمئن باشید در صورتیکه اپوزیسیون متحد شود، رهبران جهان، حتی در سخنرانی ها و موضع گیری هایشان، اسم گزینه نظامی یا همان «تمام گزینه ها»! را از فهرست لغاتشان حذف خواهند کرد. پس جسارتاً اگر حداقل مخالف جنگ هستید، ناز نکنید!
شمس علی میرزا در ۱۳ بهمن ۱۳۹۰
آفرین به شما انسان های دمکرات نما: "ولویت و راستای عمل من و بسیاری از همفکران جمهوری‌خواه من، نزدیک کردن گروه‌های جمهوری‌خواهی است"
خب بگو ممکنه از این چلبی سازی یک موقع خدای نکرده کسی مثل شاهزاده رضا پهلوی بیرون بیاد، شما اوضاعتون خراب بشه.
والله خیلی از جمهوری خواهان عزیز هم دست کمی از سلطنت طلب های ۶ آتیشه ندارند، ولی هیچ بقالی نمیگه ماست من ترشه... ولی این سوتی هایی که در لابلای جملاتتان میدید، نشان از عدم اعتقاد شما به دمکراسی داره. بیخود نیست که آقای گنج بخش هم که بیخودی وقت خود را برای مردم ایران هدر میدهند و در صدای امریکا و این قبیل رسانه ها حضور دارند، یکمرتبه از آلترناتیو سازی برای رژیم فراری هستند.
آقایان خودتون رو دیگه بیش از این مسخره نکنید، اگر سیاسی هستید و به چیزی به نام منافع ملی اعتقاد دارید این گود و این میدون. در دمکراسی هم برد و باخت هست. اگر دغدغه شما فقط شکل نظام است و این که مرغ فقط یک پا داره، همین احمدی نژاد و خاتمی و موسوی و کروبی و دارو دسته هزار فامیل هستند دیگه. شما هم بروید دنبال کار و زندگی تون.
خیلی از شما خانم ها و آقایان که فکر میکنید سیاسی هستید، مثل قطار شهر بازی هستید: بعضی ها ممکن است از حرفهای شما و بودن با شما لذت ببرند ولی با شما به هیچ جا نمیرسند!
beh***********@yahoo.com در ۱۳ بهمن ۱۳۹۰
من درست متوجه نشدم اگر تنها علت عدم شرکت بسته بودن این کنفرانس است, ممکن است تا حدی قابل قبول باشد اما بقیه مطلب اصلاً مفهوم نبود. آقای درویش پور صرفاً چند شعار و دیدگاه را مطرح می کنند. یک سیاستمدار باید راهکار عملی ارائه دهد. آقای درویش پور ممکن است به طور مشخص به این سؤالات پاسخ دهید:
1- مشخصاً از کدام گروه یا گروههای جمهوری خواه!!! در ایران صحبت می کنید؟ آیا اساساً چنین گروههایی در ایران وجود دارند؟ اصلاح طلبان که کماکان معتقد به حفظ کلیت نظام هستند همه در زندان هستند آنوقت شما از گروههای جمهوری خواه در ایران صحبت می کنید؟
2- چگونه می خواهید با این گروههای فرضی و خیالی صحبت کنید؟ آیا یک راه آن این نیست که شما در کنفرانسهایی مانند کنفرانس پالمه شرکت کنید و مجموع و نتایج نظریات خود را به اطلاع آنان برسانید؟
3- این برگزاری انتخابات آزاد در ایران که می فرمایید با توجه به نظریات شما به نظر می رسد انتظار داشته باشید که با وجود جمهوری اسلامی امید برگزاری آن را دارید, آیا واقعاً فکر می کنید چنین
چیزی حتی در رؤیا هم ممکن است؟
4- بدیل سازی حکومت توسط گروههای سیاسی ساکن در خارج ایران حق مسلم و از جمله حقوق بشر است حتی حق یک فرد خاص مثل من یا شماست که بخواهد حاکم کل ایران شود و این نظر خود را اعمال کند و برای حصول آن از راهها و قواعد دموکراتیک تلاش کند, شما به چه مجوز و بر اساس کدام دلیل چنین حقی را از ایرانیان ساکن خارج سلب می کنید؟ به دلیل اینکه به نظر شخص شما یا گروه شما غیر عملی است یا مضر است؟ چنین دلیلی باطل است زیرا حقوق فردی را نمی توان با این ادعاها باطل کرد.
5- با تحریم و حمله نظامی هم مخالفید اما از سوی دیگر معتقد به اعمال فشار (فاعدتاً مؤثر) به جمهوری اسلامی هستید, ممکن است به ما و سوئد و اتحادیه اروپا بفرمایید چگونه می توان به جمهوری اسلامی فشار وارد کرد آنهم فشاری که منجر به تغییر ماهیت جمهوری اسلامی و یا برگزاری رفراندم شود؟ بابستن سفارت خانه ها؟ محکومیت در سازمان ملل مسدود کردن دارییها؟ و ...اصلاًهیچ فکر کرده اید که اعمال فشار به یک دولت بدون اعمال فشار به اقتصاد آن دولت اساساً غیر ممکن است و اعمال فشار به اقتصاد لاجرم به معنی اعمال فشار چند برابر به مردم است؟
5- اصلاً هیچ به عملباتی بودن نظرات خودو ارائه راهکار عملی برای آنها اندیشیده اید؟ به نظر شما تعریف یک سیاستمدار چیست و فرق آن با روشنفکر حوزه سیاسی چیست؟
6- اگر گروههای سیاسی وجود داشته باشند که در عین مخالفت ظاهری با جمهوری اسلامی عملاً به هر دلیل (مانند تهدید یا تطمیع) ناچار به همراهی و همکاری با جمهوری اسلامی باشند و قصدشان دراصل کارشکنی در فعالیتهای احتمالاً ثمر بخش اپورزیسیون باشد در مواردی مانند این فراخوانی بجز استدلالها و عملکرد شما از چه شیوه دیگری برای کارشکنی می توانند استفاده کنند؟
اگر از مقاله خود در خودنویس بازدید کردیدلطفاً پاسخ این سؤالات را بفرمایدد ضمن اینکه پاسخ به این سؤالات هم راستا با نظریات شما در باره گفتگو است.
چراغ‍ قرمز در ۱۳ بهمن ۱۳۹۰
khob sherkat nakon
koo*******@gmail.com در ۱۳ بهمن ۱۳۹۰
برای من بسیار جای تاسف هست برخی نگاههای تمامیت خواه نسبت به نیروهای داخلی.و اینجا میتوان تفاوت رضا پهلوی را با این افراد دانست که یک سر و گردن در تجلی دموکرات بودن بالاتر هست.ضمن اینکه با بخشهایی از سخنان ایشان که مربوط به نحوه دخالت خارجی بخصوص اون بخش چلبی سازی بسیار موافق و نگرانم.ولی خب ثابت میکند چرا جمهوری خواهان ظرف شش سال از تاسیس سازمانشون 6 شاخه شدند چون حتی به رفراندوم معتقد نیستند و واقعا این نوعی نوین از دموکراسی هست.حاصلش چیزی بهتر از جمهوری اسلامی نیست
hav********@yahoo.com در ۱۳ بهمن ۱۳۹۰
http://video.omid57.com/2012/01/blog-post_29.html
من متوجه نمیشم
آیا ملت ایران دل به این فسیلهای کمونیست، تودی، جمهوریخواه ، مذهبی، اصلاحطلب، سلطنت طلب ،،،،،،بستند ؟
این آقایان مثل ایشان و نوریزاده، سازگارا، بازرگان، بانی صدر ،،،،اینها ما را به این روز انداختند.
آقای بنی صدر و بازرگان و نگهدار و دیگران میگند که خبر از ولایت فقیه نداشتند؟ فکر میکنند ملت نادان هستند ..یکی نیست به ایشان بگوید ولایت فقیه را نفهمیدید ..سال ۴۲ هم نفهمیدید که اعتراض خمینی برای حق رای زنان بود؟
باد این فسیلها که هیچ پایگاه اجتمائی ندارند میخواهند برای ما تکلیف تین کنند ..آقای نگهدار، کشتگر، بانی صدر، بازرگان،،،،،،، باد از ۴۰ سال فهمیدند که راه اشتباه بوده و حالا هم هنوز در راه اشتباه هستند......اینها ۴۰ سال جز بدبختی برای ملت ما چیزی نیاوردند چون چیزی نمیدانستند.....به لینک بالا نگاه کنید خواهید فهمید چه کسانی مخالف آزادی مردم ایران هستند......این ها میگفتند دیشب در برنمی افق که راه برای اصلاحات باز نبود ..یعنی بد از ۳۳ سال هنوز دروغ میگویند به ملت............در دوران بختیار وقت اصلاحات نبود؟ یا شما تشنی قدرت بودید ؟
امسال شما از نظر من بی ارزش تر از آقای احمدی نژاد هستید ؟
koo*******@gmail.com در ۱۳ بهمن ۱۳۹۰
دوست عزیز واقعا ادم متحیر میشه از این انسانها.محاله با وجود این فسیلهای قدمی بسوی اتحاد بریم.متاسفم که اتحاد راهمراه اینان میجوییم محال هست.اینان در این دو روز ببینید چه خط کشی هایی نشان داده اند.باور نکردنیه بعد به طرفداران پادشاهی پارلمانی که فریاد رفراندوم و اتحاد همه گروهها تنها شعار پیش روشون هست میگویند دیکتاتور.چرا؟چون به پسر شاه دوست دارند بگویند شاهزاده!!!دیروز در برنامه افق بنی صدر اینقدر دروغ میگفت اینقدر با حقارت قلب واقعیت میکرد که باورم نشد اینان اصلا فرقی کرده باشند با سی سال قبل.هرگز.اینها تشنه قدرت بودند و اگر نظام اینان را با تیپا از خودش نرانده بود هرکدام نقش استادی احمدی نژاد را داشتند.شاید فکر کنید اغراق می کنم ولی احمدی نژاد به باور من هزاران بار شرف دارد بر امثال این ادمها که از رفراندوم میترسند از شورای ملی می ترسند از .... بابا اعتماد به نفس!!این اقای بنی صدر همان بود که برای جلوگیری از اتحاد سنجابی و بختیار به وی گفته بود امام گفته کابینه ات را اماده کن!!!(خاطرات سنجابی)
m_d*********@yahoo.co.uk در ۱۳ بهمن ۱۳۹۰
-4
در رابطه با گرد همایی در استکهلم که با اشاره قدرتهای غربی تشکیل و هدفی جز در اختیار گذاشتن خود، بعنوان یک آلتر ناتیو وابسته ( همانند عراق، افغانستان، لیبی و حال بخشی از اوپوزوسیون سوریه.)در اختیار این قدرتها برای بعد از حمله نظامی به خاک وطن می باشد، می باشد تشکیل شده است، آقای درویش پور موضع صریحی گرفته اند. متوجه شده اند که هدف از این گردهمایی هیچ نیست جز چلبی و کارزای سازی و برای همین نقد خود را در شفافیت کامل بیان کرده اند و بنا براین قابل احترام.

به یادها می اورم که قبل از حمله آمریکا به عراق و با این باور که به ایران حمله خواهد شد، آقای سازگارا این نقش را پذیرفته بودند، به خارج آمده بودند و در جشن مفصلی که ثروتمندان در زمان شاه، برای ایشان در هتل هیلتون گرفته بودند، از ایشان به نام رئیس جمهور اینده نام می بردند( قانون اساسی هم برای خود نوشته بودند! و در هر شهری نماینده ای هم برای خود نصب کرده بودند. در لندن اقایان حسین باقرزاده بود و دکتر ماشالله آجودانی.) و آقای رضا پهلوی هم موافقت کرده بود که با ایشان همکاری کند و این بنی صدر بود که با افشای یک چنین نقشی و در برابر آن موضع صریحی گرفتن، نقش را بر آب کرد.
از منظر اصل استقلال، که عنصر اصلی در وجدان تاریخی - اجتماعی جامعه ملی ایران می باشد، چنین حرکتی نقض استقلال است و بنا بر این خیانت محسوب می شود. یکی از رهبران دانشجویی دیروز در این رابطه برای من پیامی فرستاد که در بخشی از آن گفته بود: " مهم ترین مشکل ما ایرانیها این است که خیانت را مکافات نمیدهیم . خیانت به راحتی امکان پذیر است و هیچ مجازاتی برایش قائل نیستیم . این مساله را هم باید برایش فکری کرد"
منهم موافق این نظر هستم و بهمین دلیل پیشنهاد می کنم که اسامی تمامی شرکت کنندگان یافته و منتشر شود تا جامعه ملی بداند که چه کسانی به قصد کسب قدرت خود را در اختیار منافع قدرتهای خارجی، که نقض کننده حقوق ایرانیان می باشد، گذاشته اند.
البته شک ندارم که کسانی هم هستند که بدون اطلاع از ماهیت و هدف چنین گرد همایی، در آن شرکت کرده اند، بنا بر این پیشنهاد می کنم که این افراد در فضای عمومی از این گرد همایی بفرمان تشکیل شده دوری بجویند.
beh***********@yahoo.com در ۱۳ بهمن ۱۳۹۰
آقای عزیز به جای اتهام زدن دلایل خود را بیان کنید. به چه دلیل این کار چلبی سازی است؟
بر اساس کدام مدرک این کار با اشاره کشورهای غربی انجام شده؟
آیا ما نمی توانیم حتی با اشاره و کمک کشورهای غربی دور هم جمع شویم و برای آزادی و پیشرفت مملکت خود تصمیم بگیریم؟ یعنی ما حتماً مجبوریم منویات کشورهای غربی را به اجرا بگداریم؟
مسؤول این وضع نابسامان عراق خود مسؤولین و مردم جاهل عراق هستند یا دولتهای غربی؟ چرا آمریکا یا انگلیس یا روسیه نمی توانند از این کارها در کشوهایی مثل سوئیس یا نیوزلند یا نروژ بکنند؟
hav********@yahoo.com در ۱۳ بهمن ۱۳۹۰
به نظر من
آقای پهلوی باید هرچه زودتر با باغیماندیه جبهیه ملی اتحاد کنند و بعدبا هول "ایران"، "انتخابات آزاد،دموکراسی ، حقوق بشر، آزادی اقوام و دیگر ملیتهای ایرانی ،،،،،،، باقی گرواء را رسما دعوت کنند و اگر نیامدند خودشان و باقی شرو کنند و مطمئن باسند طرفداران زیادی این اتحاد با "ملیون" و باقی گروها در ایران خواهد داشت و میتواند بعد از مدتی دعوت به راهپیمائی کنند.در ضمن هدف باید تغیر رژیم باشد نه اصلاحات .
البته من خودم نظرم اینست که برای پیروزی احتیاج به رهبر نداریم مثل مردم قهرمان مصر، تونس، لیبی ،،،،،،،پیروز شدند ولی متاسفانه یا خوشبختانه ملت ما همیشه دنبال رهبر هستند.
این اقحیان مثل بازرگان، نگهدار، بانی صدر ، خاتمی،....... به ملت ایران دست کم یک عذرخواهی بدهکار هستند و حالا دوباره طلبکار شدند و میخواهند برای ما تکلیف تین کنند ...بنظر من باید به حال ملتی گریست که دوباره به حرف اینها استناد یا اعتماد کند. اگر شاه این اشخاص را به تو میآورد و با این ها مصاحبه میکردند و اجزای فعالیت میداد همه میتوانستند متوجه شوند که شخصی مثل بازرگان چه قدر عقب افتاده فکری هستند.....با اینحال خدا ایشان و پدرشان را بیامرزاد که خدمات بزرگی به ایران کردندمن خدام در انقلاب شرکت داشتم ، نوجوان بودم و همیشه میخواستم بدانم انقلاب ما انقلاب که بود حالا فهمیدم بعد از ۳۳ سال.......انقلاب ما انقلاب مقوا بود..
sad*********@gmail.com در ۱۳ بهمن ۱۳۹۰
عجب ذهن طنازی داره این آقای درویش پور. نیک آهنگ جان اگر شد بگو بیاد خودنویس ستون باز کنه. میگه من با جمهوری اسلامی مخالفم، اما با حمله نظامی به جمهوری اسلامی هم مخالفم، با تحریم اقتصادی رژیم هم مخالفم، با آلترناتیو سازی هم مخالفم، با مذاکره با شماها هم مخالفم، دنبال اینم که در ایران «تحول مسالمت آمیز» انجام بگیره و انتخابات آزاد برگزار بشه!!! بابا خود اون اصلاح طلبهایی که سی سال پشت رهبرشون سوار ملت بودند و گوشت تن ما را میخوردند هم دیگه از این حرفها روشون نمیشه بزنند، شما از کجا پیدات شد یک دفعه؟
عجب اقای داریوش پور ، شما ادعای دموکراسی را دارید و در عین حال نمایندگی جمعی نیز از طرف ملت ایران را می کنید. شما کدام جمهوری خواهان را در لیست دارید؟ ایا گروه سوخته بنی صدر و بازرگانی و گنجی و غیره اسلامی و چپی های کومنیستی بدون هدف .
پس کی کسانی مثل شما میخواهید از خیانت به ملت ایران رااشکارا توضیح دهید ؟ ایا شما اتحاد ملی را رد می کنید؟ س اگر اتحاد نباشد چطور میشود به هدف رسید، ایا شما دنبال قدرت هستید و یا هدف شما نجات ایران؟
شخصی مثل من خود را مسئول برای نجات ایران میداند نه منتخب نوع حکومت اینده ملت ما، و شما نیز هیچ چیزی بیشتر از بنده نخواهید چون انتخاب نهایی را ملت ایران بایستی پای صندوق انتخابات تعین کند نه مثل من و شما در خارج. فرهنگ سیاسی و درک حقوق شخصی و ملی از لزومات است. خدایا دروغ و خودخواهی را از ملت و کشورم دور نگه دار.
مجموعه نتایج: 12 | نمایش: 1 - 12

نظرات

برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید

عضو شوید

مطلب شما!

داستان‌ها‌، خبر‌ها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

به خودنویس بپیوندید »

اخبار

اولین انتخابات مصر پس از حسنی مبارک

اولین انتخابات مصر پس از حسنی مبارک
اولین انتخابات ریاست جمهوری مصر پس از سه دهه حاکمیت حسنی مبارک، از صبح امروز به مدت دو روز در این کشور آغاز شد. این انتخابات با حضور ۱۲ کاندیدا از طیف‌های مختلف برگزار می‌شود....
سیاست | سروش جعفری

خرمشهر را خدا آزاد نکرد

خرمشهر را خدا آزاد نکرد
سی سال پیش و در سوم خرداد سال ۱۳۶۱، ایران توانست با شش هزار کشته و ۲۱ هزار زخمی شهر خرمشهر را از دست نظامیان عراقی آزاد کند. اگرچه آیت‌الله خمینی بلافاصله پس از آزادسازی خرمشهر، این اقدام را به آسمان حواله داد و خداوند را فرمانده اصلی معرفی کرد؛ اما همین آیت‌الله و خلف او هیچگاه از شش هزار انسان کشته شده و بیش از ۲۱ هزار زخمی که برای آزادسازی این شهر به خاک و خون غلطیدند سخنی نگفتند....
سیاست | سروش جعفری

علی لاریجانی: طرح نظارت بر نمایندگان با نظر خامنه‌ای تصویب شد

علی لاریجانی: طرح نظارت بر نمایندگان با نظر خامنه‌ای تصویب شد
رییس مجلس شورای اسلامی می‌گوید که طرح نظارت بر نمایندگان مجلس با نظر و «راهنمایی‌های»، رهبر جمهوری اسلامی تصویب شده است و از ابتدای مجلس نهم نیز به اجرا در خواهد آمد....
سیاست | سروش جعفری

خاتمی از نگاه عبدی و سروش؛ «منفعل»، «ترسو»، «قدرناشناس» و «فرصت سوز»؛ با چاشنی «تذبذب»

خاتمی از نگاه عبدی و سروش؛ «منفعل»، «ترسو»، «قدرناشناس» و «فرصت سوز»؛ با چاشنی «تذبذب»
هر سال با فرا رسیدن دوم خرداد، فیل بسیاری یاد هندستان «اصلاحات» می‌کند. دورانی که برداشت‌های متفاوتی می‌توان از آن داشت. برای خیلی‌ها، سید محمد خاتمی قهرمانی بود که دشمن مجال‌اش نداد، اما بودند کسانی چون عبدالکریم سروش و عباس عبدی که از انتقاد از سید محمد، نهراسیدند. سروش خاتمی را «قدرناشناس» و «فرصت سوز» خواند، با چاشنی «تذبذب». عبدی ضمن «ترسو» خواندن خاتمی، معتقد بود که بقای او در ساختار قدرت، به دنبال در پیش گرفتن سیاست «انفعال»، بـیش از پیش مملکت را تضعیف می‌کند و مخالفان مردم را جری‌تـر مـی‌نمایـد. ...
سیاست | خودنویس

نُه روشِ کاربردی برای عکاسی بهتر با گوشی‌های هوشمند

نُه روشِ کاربردی برای عکاسی بهتر با گوشی‌های هوشمند
تعداد زیادی از افرادی که از گوشی‌های هوشمند استفاده می‌کنند عکاس‌های حرفه‌ای نیستند اما دوست دارند عکس‌های زیبایی بگیرند و بتوانند لذت دیدن آن‌ها را در شبکه‌های اجتماعی با دیگران شریک شوند. ...
مکتب‌خانه | نسترن فرمانیان

ما را دنبال کنید