امیر حسین گنج‌بخش: به استکهلم نمی‌روم؛ شفاف نیستند | رسانه‌های خودمانی | سیاست | صفحه اصلی
نظرات (13)
نسخه چاپی نسخه ساده لینک دایمی

امیر حسین گنج‌بخش: به استکهلم نمی‌روم؛ شفاف نیستند

۰۹ بهمن ۱۳۹۰ خودنویس
image

دکتر امیر حسین گنج‌بخش، یکی از بنیان‌گذاران «سازمان جمهوری‌خواهان» به خودنویس می‌گوید به خاطر نامعلوم بودن اهداف و برنامه‌های جلسه در بنیاد «اولاف پالمه» به استکهلم نمی‌رود. او در باره تردیدهایش در باره گردهمایی استکهلم می‌گوید: «شفاف نبودنش به این شکل است که هیچ‌کسی نمی‌داند چه خبر است... یکی می‌گوید «آلترناتیو سازی» است، یکی می‌گوید می‌خواهند «دولت موقت» درست کنند، یکی می‌گوید «یک سمینار ساده» است. یکی می‌گوید «دیالوگ ملی» است، خب این غلط است!»

با نزدیک شدن به زمان برگزاری «کارگاه آموزشی» در شهر استکهلم که بنیاد «اولاف پالمه» میزبان ان است، تعداد کسانی که می‌گویند از آنها دعوت شده اما به سوئد نمی‌روند رو به افزایش است. بر اساس فهرستی که رادیو کوچه منتشر کرده و از ابتدا در اختیار برخی رسانه‌ها بوده، اما برخی شرکت کنندگان مایل به تایید حضور خود در آن نبوده‌اند، از این افراد برای شرکت در گردهمایی بنیاد اولاف پالمه دعوت شده است:

شهریار آهی، جواد اکبرین، کاظم اکبرین، کاظم علمداری، رضا علیجانی، نوشابه امیری، علی افشاری، جمشید اسدی، اکبر عطری، مریم معمارصادقی، مهران براتی، احمد باطبی، مسعود بهنود، پرویز دستمالچی، شاهین فاطمی، شهلا فرید، امیر‌حسین گنجبخش، سعید قاسمی‌نژاد، فریدون احمدی، رامین احمدی، فاطمه حقیت‌جو، عباس حکیم‌زاده، فواد پاشایی، احمد رفعت، نیما راشدین، ضیا صدرالعشراقی، مصطفی حجری، بیژن حکمت، پویا جهاندار، مهرانگیز کار، بهزاد کریمی، مرتضی کاظمیان، جواد خادم، محسین خاتمی، فریدون خاوند، منوچهر مقصود نیا، محسن مخملباف، حسن منصور، سراج میردامادی، عبداله مهتدی، مرجانه ستراپی، شهلا عبقری، نسیم سرابندی، علیرضا نوری‌زاده، ماشااله سلیمی، خالد عزیزی، آرش بهمنی، محسن سازگارا، حسن شریعتمداری، محمد‌علی توفیقی، نیره توحیدی، مجتبی واحدی، مهرداد درویش پور، رامین پرهام، گیتی کاوه، پروین اردلان، فریبا موحبی، گلاله شر افکندی، مهشید پگاهی، ناهید حسینی، شهران طبری، شهلا شفیق، آرام حسامی، رضا حسین بر، هوشنگ اسدی.‌

به گفته منابع خودنویس، تعدادی از فعالان سیاسی از جمله علی افشاری، مجتبی واحدی، کاظم علمداری، امیرحسین گنج‌بخش به سوئد نخواهند رفت. منابع نزدیک به جمهوری‌خواهان به خودنویس گفته بودند که حسن شریعتمداری نیز در این جمع حاضر نخواهد شد اما در آخرین ساعتا شب یک‌شنبه به وقت اروپا، یکی از دعوت شدگان به گردهمایی استکهلم به خودنویس گفت که آقای شریعتمداری حتما شرکت خواهد کرد. احتمال دارد ایشان به همراه آقایان سازگارا و آهی کنفرانس مطبوعاتی جداگانه‌ای نیز برگذار کند.

دکتر امیرحسین گنج‌بخش، از بنیان‌گذاران «سازمان جمهوری‌خواهان» می‌گوید که به دلایل مختلفی در این برنامه حاضر نخواهد بود. در همین ارتباط با او گفتگو کرده‌ایم:

آقای دکتر گنج‌بخش، آیا از شما برای حضور در جلسه بنیاد اولاف پالمه دعوت شده است؟

گنج‌بخش: من در این جلسه شرکت نمی‌کنم.

پس از شما دعوت شده بود؟

گنج‌بخش: بله، من جزو لیست طولانی‌ای بودم از کسانی که به این جسله دعوت شده بودند. من نمی‌توانم در این جلسه شرکت کنم.

 علت شرکت نکردن شما در این جلسه چیست؟ نمی‌توانید یا نمی‌خواهید شرکت کنید؟

گنج‌بخش: دو سه دلیل دارد. یکی اینکه وقتش را نداشتم که شرکت کنم، دوم اینکه هدف این گردهمایی هنوز برای من معلوم نیست. اگر فقط قرار بود که گفتگو میان آدم‌های سیاسی باشد، خب، این هیچ ایرادی ندارد. می‌تواند صورت بگیرد، با آدم‌های مختلف و در جاهای مختلف. ولی اگر قرار باشد که از درون این [گردهمایی] «کنگره ملی»، «آلترناتیوسازی»، «شورای ملی» بیرون بیاید، من شخصا در این برنامه‌ها و کارها شرکت نمی‌کنم. چون به نظرم این برنامه‌ها به جای اینکه ایجاد وحدت  و هماهنگی‌ میان داخل و خارج از کشور کند که مهم‌ترین هدف ما باید باشد، ایجاد افتراق و تشتت و بدبینی و سوظن می‌کند می‌کند و بهتر است که سری که درد نمی‌کند را آدم دستمال نبندد.

شما حدس می‌زنید که چنین مسائلی قرار است آنجا بحث شود یا نه، واقعا قرار بوده این مباحث طرح شود؟

گنج‌بخش: هنوز روشن نیست، چون از ده مرکز مختلف، حرف‌های مختلفی شنیده‌ام. نوشته شما را هم خواندم، تعجب کردم که آیا قرار بوده این‌جوری بشود؟ با بعضی از دوستان که صحبت می‌کنم، می‌گویند فقط قرار است یک سمینار ساده باشد. اسم کنفرانس «اتحاد برای دموکراسی» است در مرکز اولاف پالمه که معنی‌اش «آلترناتیو سازی» است؛ جمع شدن برای دموکراسی. با توجه به اینکه وقت ما محدود است، روزه شک‌دار در این شرایط گرفتن بسیار بد است و نباید کاری کرد که آخر و عاقبتش معلوم نیست. من امیدوارم که برگزار کنندگان این کنفرانس بر سر این مسائل دقت کنند و دست‌کم هدف اصلی کنفرانس را معلوم کنند. شفاف و روشن بگویند که این جمع چرا تشکیل شده؟

الان خیلی‌ها دارند گمانه زنی می‌کنند که «آلترناتیو سازی» بشود، حتی گفته می‌شود که می‌خواهند تعدادی را حول محور یک فرد یا یک گروه جمع کنند. آیا فکر می‌کنید چنین کاری، بدون حضور و رای گروه‌های مختلف و رای مردم می‌تواند مشروعیت داشته باشد؟

گنج‌بخش: اول، تشکیل جریان رهبری بدون پشتیبانی مردمی، بی‌معنی است. دوم، جریان ملی، یعنی اینکه تمام نیروهای سیاسی را در خودش قرار بدهد از جمله نیروهای جنبش سبز را. سوم، پشتیبانی مردم به این معنی است که بتواند مشروعیت  به جمعی بدهد برای فشار، مذاکره چه در سطح ملی و چه در سطح بین‌المللی بشود. چنین شرایطی الان در خارج از کشور مهیا نیست.  به همین دلیل وظیفه نیروهای سیاسی اساسا پیشنهاد راه‌بردی برای وصل کردن داخل و خارج است. پیشنهادی که ما جمهوری‌خواهان دادیم این بوده است بتوانیم یک دیالوگ ملی شفاف میان همه نیروهای سیاسی تا دو ماه دیگر در واشینگتن به شکل یک کنفرانس برگزار کنیم، از درون این، بحث انتخابات آزاد در داخل ایران را مطرح کنیم و تمام نیروها را حول این مساله بسیج کنیم.

یعنی منظورتان این است که آنچه قرار است برگزار شود، شفاف نیست؟

گنج‌بخش: شفاف نبودنش به این شکل است که هیچ‌کسی نمی‌داند چه خبر است! با هر کسی که دعوت شده حرف می‌زنم، هر کسی از ظن خود یک حرفی می‌زند! یکی می‌گوید «آلترناتیو سازی» است، یکی می‌گوید می خواهند «دولت موقت» درست کنند، یکی می‌گوید «یک سمینار ساده» است. یکی می‌گوید «دیالوگ ملی» است، خب این غلط است! برگزارکنندگان باید معلوم کنند که چرا این همه آدم را دارند دور هم جمع می‌کنند. اگر «آلترناتیو سازی» است که باید بگویم متاسفم! دارند بخشی از نیروهای جنبش را هدر می‌دهند و این به صلاح نیست...البته صلاح کشور خویش را هم خسروان دانند! تمام کارها باید برای هماهنگی نیروهای داخل و خارج کشور باشد و نباید با کارمان، اضطراب ایجاد کنیم. «آلترناتیو سازی» در خارج از کشور، ایجاد اضطراب در داخل کشور می‌کند و الان هم دوران این کارها نیست.

ارزیابی این خبر:

2.58

Subscribe to comments feed نظرات (11 نوشته شد):

شمس علی میرزا در ۰۹ بهمن ۱۳۹۰
"«آلترناتیو سازی» در خارج از کشور، ایجاد اضطراب در داخل کشور می‌کند."
شما بفرمایید در داخل ایران آلترناتیو سازی کنید!
beh***********@yahoo.com در ۰۹ بهمن ۱۳۹۰
همینه دیگه, ایشان می خواهند انتخابات آزاد در جمهوری اسلامی راه بیاندزند! بعد از این دوسال و خرده ای حرف زدن از انتخابات آزاد در جمهوری اسلامی آن هم از سوی کسانی که در خارج زندگی می کنند از فحش خواهر و مادر هم بیشتر به آدم فشار می آورد.
aar****@msn.com در ۰۹ بهمن ۱۳۹۰
چه نکوه و ارزنده بود .که جای شادروان دکتر مشایخی و نظرات گرانسنگ او را ، دوست و همرزم او جناب آقای گنج بخش در نشت استکهلم پر میکرد !!!!!!!!!!
beh***********@yahoo.com در ۰۹ بهمن ۱۳۹۰
این هم آقایان فعال سیاسی این مملکت.خواهشاً اگر به این آقا دسترسی دارید به ایشان بفرمایید آقای محترم, اگر می خواهید بدانید چه خبر است بلند شوید تشریف ببرید آنجا و ببینید چه خبر است. آدم ( آن هم سیاستمدار) با این همه ناز و غمز نوبر است. انگار دخترهای دم بخت چهل پنجاه سال پیش!!! خوب مرد حسابی بلند شو برو آنجا بگو ایراد اصلی این جلسه این است که معلوم نیست می خواهید چه کار کنید, نفس دعوت خوب است اما بی برنامگی نادرست است. سعی کنید برنامه ای برای همین همایش تعیین کنید, سعی کنید در هیمن زمینه بحث کنید سعی کنید ....هزار تا خاک مختلف است که می توانیم وفتی دور هم جمع شدیم توی سرمان کنیم. داستان شما هم مثل رفسنجانی است که گفت: کسی به ما پیشنهاد پرداخت غرامت جنگ را(بعد از فتح خرمشهر) نداد انگار امیر عربستان باید با چمدان پول بلند می شد می آمد دم در خانه آقا! بابام جان شما خودتان باید بلند شوید بیفتید دنبال این کارها؛ این تعریف سیاست است. سیاست یعنی از هیچ همه چیز ساختن, سیاست یعنی تبدیل تهدید به فرصت و تبدیل فرصت به منفعت. بیچاره ملتی که شما نخبگانش باشید.
beh***********@yahoo.com در ۰۹ بهمن ۱۳۹۰
...خوب از این آقای محترم می پرسیدید که این تز انتخابات آزاد در این ایران یعنی چی؟ حرف از این مسخره تر هم می شود. این آقای سیاستمدار هنوز به این مفهوم پی نبرده است که انجام چنین چیزی محال است. انتخابات آزاد در جمهوری اسلامی! عمه من هم از این آقا بیشتر از وضع جمهوری اسلامی سر در می آورد! انتخابات آزاد! (که در واقع همان اصلاح طلبی است). ظاهراً فعالیت سیاسی برای برخی از این آقایان به جای اینکه برای تشکیل حکومت و برقراری آزادی و دموکراسی در کشور باشد برای جذب کمکهای مالی دول غربی است. شما را به خدا بس کنید.
tak*****@gmail.com در ۰۹ بهمن ۱۳۹۰
آقای گنجی میفرمایند:«اول، تشکیل جریان رهبری بدون پشتیبانی مردمی، بی‌معنی است» از دید من این داستان اتحاد گروه ها هم هم شده داستان مرغ و تخم مرغ! آقای گنج بخش عزیز، ما ایرانی ها قراره چقدر لفتش بدهیم؟ مسئله ساده نیست؟ یک گروهی ما، آبرو، جان، زن ، بچه، ناموس، حیثیت، نفت، فرهنگ و همه چیز ما را به باد داده اند، و الیت ما بعد از 33 سال تنها چیزی که از دمکراسی و دیالوگ یاد گرفته همین تخم شک پاشیدن و ژست انتلکتوئلبی گرفتن است و بس! من الان یادم نیست شما کجا زندگی میکنید، اما سیاستمدارهای همان کشوری که سرکار درش هستید، همینطور این پا و اون پا میکردند، اگر کشورشان بعد از 33 سال مورد تجاوز قرار گرفته شدن، لب تیغه فرو پاشی قرار داشت؟ آیا بیخوده که وضع ما به اینجا رسیده؟ تازه، قراره که صحبت و حرف باشه، از حالا اینطور وانمود میکنیم که انگار چه خبره! بنده واقعا برای کشور و کسانی که خودشون رو الیت این آب و خاک میدانند متاسفم

ایشان خوب بود دو کلمه هم از لزوم شناخت اولویت ها و وضعیت فعلی کشور صحبت میکردند

شهرام فریدونی
tak*****@gmail.com در ۰۹ بهمن ۱۳۹۰
نکته دوم این است که اگر قرار است که گنگره ای، گرد هم آیی تشکیل بشود، این گردهم آیی نباید یک بانی و مهماندار و برگذارکننده داشته باشد که با تجربه و متد های همین کشورهای دمکراتیکی که درش زندگی میکنند پیش برود؟

دادن یک برنامه ولو مختصر اما شفاف کار سختی است؟
دعوت از چهار تا ژورنالیست بیطرف کرا سختی است؟

ظبط و پخش برنامه بصورت مستقیم از طریق اینترنت کار سختی است؟

مشکل همین پنهان کاری هاست که راه را برای گمانه زنی ها باز میکند و برای کسانی که مایل به شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت هستند بهانه میسازد

از دید من همه ما ایرانی ها باید به این صحبتهای پشت درهای بسته اعتراض کنیم! این حق ما است که بدانیم و هیچ کس هم حق ندارد که مقدرات ما را به پشت درهای بسته ببرد!

هموطن، صدای اعتراضمان را به این عدم شفافیت ها و بی برنامگی ها، با هر وسیله ای که داریم بلند کنیم

شهرام فریدونی
beh***********@yahoo.com در ۰۹ بهمن ۱۳۹۰
-1
آقای moderator! چرا اول کامنت را حذف کردید؟ خوب مصاحبه گر باید یه خورده بدقلق باشد, باید مصاحبه شونده را سؤال پیچ کند, باید او را خیط کند, باید دروغش را ثابت کند. نه اینکه چند سؤال ساده بپرسد و تمام! ابن قانون دموکراسی و رسانه آزاد است. گرچه ممکن است بسیاری از سیاستمداران ما بهشان بربخورد که چرا فلان سؤال ازشان شده یا چرا سؤال پیچ شده اند. اما واقعاً مصاحبه کننده نباید ماست باشد، باید باشد؟
----------
خودنویس: با محتوای کامنت جنابعالی هیچ مشکلی نداریم، اما لحن‌ نامناسب را برای انتشار نمی‌پسندیم.
beh***********@yahoo.com در ۱۰ بهمن ۱۳۹۰
حالا با لحن مناسب می نویسم:
1- خبرنگار باید سمج باشد, بدون اینکه جهت گیری احساسی یا سیاسی خود را دخالت دهد(چون حق دارد و باید جهت گیری احساسی و سیاسی داشته باشد). اما باید مصاحبه و خبر را به گونه ای به انجام برساند که تا حد ممکن همه جنبه های موضوع پوشش داده شود و در واقع مصاحبه شوند در باره موضوع مورد بحث عریان شود. نمونه سؤالهای بایسته ای که پرسیده نشده:
1- آیا شما فکر نمی کنید راه درست فهمیدن اینکه موضوع جلسه چیست پرسیدن آن از دعوت کنندگان است؟ آیا با آنها تماسی نگرفتید؟
2- آیا فکر نمی کنید حتی اگر با دستور کار جلسه مخالفید یک راه مناسب که معمولاً همه سیاستمداران انجام می دهند این است که در آن جلسه شرکت کنند و دلایل و دیدگاههای خود را مطرح کنند و سعی کنند سایر گروهها را به سوی خود جلب کنند؟ آیا این روش را رفتار سیاسی مناسب می دانید؟ در حال حاضر غرب در رابطه با ایران بیش از ده سال است که همین گزینه را پیش گرفته و هنوز هم در حال مذاکره است با وجود اینکه در تلاش ایران برای دستیابی به سلاح هسته ای تردید ندارد, نظر شما در این رابطه چیست؟
3- شما می گویید تشکیل رهبری بدون حمایت مردمی درست نیست آیا این به این معنی است که معتقدید مردم باید خود رهبر خودرا انتخاب کنند؟ آیا فکر نمی کنید که اساساً همه گروههای سیاسی در واقع با ادعای رهبری مردم و کشورشان و حتی دنیا تشکیل می شوند و بعد سعی می کنند حمایت مردم و سایر گروههای سیاسی را جلب کنند؟
4- چرا آلترناتیو سازی در داخل کشور ایجاد اضطراب می کند و این اضطراب فرضی را شما چرا مضر می دانید؟
5- آیا شما معتقد به عیر قابل اصلاح بودن جمهوری اسلامی هستید؟ آیا معتقد به براندازی جمهوری اسلامی هستید؟ نقش گروههای سیاسی در خارج برای براندزی چه باید باشد؟ آیا با گروههایی که به حداقل ها (مانند تمامیت ارضی و عدم سابقه و اعتقاد به خشونت و تروریسم) هستندحاضر به ائتلاف هستید؟
این سؤالات چهره اصلی این حضرات را خول یا بد مشخص می کند و تنها ضرر آن این است که وقتی شما برای اینچنین مصابحه هایی شناخته شده شوید دیگر کسانی و گروههایی که واقعاً اینکاره نیستند (حالا به هر دلیل, به دنبال منافع مالی اپوزیسیون بودن؛ همکار جمهوری اسلامی بودن,...) از گردونه خارج می شوند.
مینا ملکی در ۰۹ بهمن ۱۳۹۰
والا ما که نمیدونیم کدام مطالب پشت پرده را دارید افشا میکنید و زیرآب کی را میخواهید بزنید، چون از این مقاله ها ی لال بازی فقط خودتان سر در میاورید. من نمیدانم ارزش خبری این مقاله چیست. شما نا سلامتی روزنامه نگار هستید یا خاله زنک؟ اما استفاده ابزاری از رسانه تان برای اینکه دگر اندیش خود را بکوبید در کل بی کلاسی است و باعث بی اعتباری شما میشود. جدا شما هم بهتر از بقیه رسانه ها از آب در نیامدید بابا جون.
گیریم اشخاصی یا ارواحی میخواهند بروند جمعهایی تشکیل یدهند که کسی تحویلشان نگیرد. خوب شما حالا چرا دارید خودتان را میکشید؟ مگر میخواهند مبارزه مسلحانه بکنند؟ خوب مگر قرار نیست کسی محلشان نگذارد؟ بابا این فرهنگ عقب افتاده که ما یک چندی بعنوان فدایی خلق میکردیم انصافا بگذارید کنار. با مخالفان خود سیاسی برخورد کنید و با بحث رویشان را کم کنید اما خواهشا کاسه داغ تر از آش نشوید. وظیفه شما خبر رسانی است و بس . شما از پیش دارید امر به معروف و نهی از منکر میکنید مبادا خاک به چشم مردم ریخته شود؟ به شعور مردم احترام بگذارید خواهشا.
ایرج گرگین در قبر میلرزد وقتی چنین روزنامه نگارانی را میبیند....
gan**********@gmail.com در ۱۰ بهمن ۱۳۹۰
این را از صمیم قلبم میگویم که صدایی شده اید برای آنان که گوشهای بسته و چشمان خسته را میخواهند نا بر دوش خر مراد از این سو و آن سو پرواز کنند و برای خود بنام میهن و مملکتشان جیوه ای برای وراث باقی گذارند از اینکه این موضوع را علنی کردید سپاسگذارم و درو د بر آقای گنجی که نشان داد دل در گرو وطن دارد و نه اجلاسهای چرب به مزاج بعضی
بادرود بر البرز کاشانی یا هرکس که باشد که گفت :
" من از تجزیه طلب‌ها حق السهم می‌گیرم، برای لابی کردن‌هایم رژیم را می‌دوشم و از غرب هم برای فعالیت‌های ضد رژیم حمایت می‌طلبم. اگر این رژیم نباشد چگونه به این خیمه شب بازی همه را مشغول دارم؟

حالا که دانستید چرا با سرنگونی این رژیم مخالفم و اگر منصف باشید به من حق هم داده‌اید، به پرسش دوم برمی گردم که چگونه با متحد شدن اپوزیسیون مبارزه خواهم کرد.

من از رگ گردن‌تان به شما نزدیک‌ترم. احساس‌تان را می‌فهمم و قبل از آنکه گامی بردارید من در برابرتان ظاهر شده و نشانه‌های راه درست را از پیش روی‌تان محو می‌کنم.

به راحتی در بین شکاف‌های تاریکِ بین شما رخنه می‌کنم. هر لحظه می‌توانم به شکلی درآیم؛ گاهی هوادار گروهی می‌شوم و گاهی فدایی شخصی، زمانی منتقد طرزفکری می‌گردم و زمانی دیگر دشمن قسم خورده‌ی سیاست مداری."
کسانی که حتی حاضر به شرکت و بحث ومجادله ودفاع از استاتژیشان نیستند انقدر جرائت ندارند که با هم رودرو مذاکره کنند, بیشتر تایید کننده ادعای اقای البرز هستند تا اپوزیسیون !!
das************@gmail.com در ۱۰ بهمن ۱۳۹۰
چند نفر مشغول قماربازی بودند.یک نفربازی نمی کرد.پرسیدند چرا بازی نمی کنی؟ جواب داد به 20 دلیل .دلیل اول اینکه پول ندارم. دلیل دوم اینکه .... مسئول ورق ها گفت :عزیز دل همان دلیل اول برای ماکافیست که شمارابه بازی راه ندهیم.
آقای گنج بخش شماکه دلیل اولتان وقت نداشتن است دیگرچرا صغری و کبری می چینید؟!!شاملواشکانی
مجموعه نتایج: 11 | نمایش: 1 - 11

نظرات

برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید

عضو شوید

مطلب شما!

داستان‌ها‌، خبر‌ها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

به خودنویس بپیوندید »

اخبار

اولین انتخابات مصر پس از حسنی مبارک

اولین انتخابات مصر پس از حسنی مبارک
اولین انتخابات ریاست جمهوری مصر پس از سه دهه حاکمیت حسنی مبارک، از صبح امروز به مدت دو روز در این کشور آغاز شد. این انتخابات با حضور ۱۲ کاندیدا از طیف‌های مختلف برگزار می‌شود....
سیاست | سروش جعفری

خرمشهر را خدا آزاد نکرد

خرمشهر را خدا آزاد نکرد
سی سال پیش و در سوم خرداد سال ۱۳۶۱، ایران توانست با شش هزار کشته و ۲۱ هزار زخمی شهر خرمشهر را از دست نظامیان عراقی آزاد کند. اگرچه آیت‌الله خمینی بلافاصله پس از آزادسازی خرمشهر، این اقدام را به آسمان حواله داد و خداوند را فرمانده اصلی معرفی کرد؛ اما همین آیت‌الله و خلف او هیچگاه از شش هزار انسان کشته شده و بیش از ۲۱ هزار زخمی که برای آزادسازی این شهر به خاک و خون غلطیدند سخنی نگفتند....
سیاست | سروش جعفری

علی لاریجانی: طرح نظارت بر نمایندگان با نظر خامنه‌ای تصویب شد

علی لاریجانی: طرح نظارت بر نمایندگان با نظر خامنه‌ای تصویب شد
رییس مجلس شورای اسلامی می‌گوید که طرح نظارت بر نمایندگان مجلس با نظر و «راهنمایی‌های»، رهبر جمهوری اسلامی تصویب شده است و از ابتدای مجلس نهم نیز به اجرا در خواهد آمد....
سیاست | سروش جعفری

خاتمی از نگاه عبدی و سروش؛ «منفعل»، «ترسو»، «قدرناشناس» و «فرصت سوز»؛ با چاشنی «تذبذب»

خاتمی از نگاه عبدی و سروش؛ «منفعل»، «ترسو»، «قدرناشناس» و «فرصت سوز»؛ با چاشنی «تذبذب»
هر سال با فرا رسیدن دوم خرداد، فیل بسیاری یاد هندستان «اصلاحات» می‌کند. دورانی که برداشت‌های متفاوتی می‌توان از آن داشت. برای خیلی‌ها، سید محمد خاتمی قهرمانی بود که دشمن مجال‌اش نداد، اما بودند کسانی چون عبدالکریم سروش و عباس عبدی که از انتقاد از سید محمد، نهراسیدند. سروش خاتمی را «قدرناشناس» و «فرصت سوز» خواند، با چاشنی «تذبذب». عبدی ضمن «ترسو» خواندن خاتمی، معتقد بود که بقای او در ساختار قدرت، به دنبال در پیش گرفتن سیاست «انفعال»، بـیش از پیش مملکت را تضعیف می‌کند و مخالفان مردم را جری‌تـر مـی‌نمایـد. ...
سیاست | خودنویس

نُه روشِ کاربردی برای عکاسی بهتر با گوشی‌های هوشمند

نُه روشِ کاربردی برای عکاسی بهتر با گوشی‌های هوشمند
تعداد زیادی از افرادی که از گوشی‌های هوشمند استفاده می‌کنند عکاس‌های حرفه‌ای نیستند اما دوست دارند عکس‌های زیبایی بگیرند و بتوانند لذت دیدن آن‌ها را در شبکه‌های اجتماعی با دیگران شریک شوند. ...
مکتب‌خانه | نسترن فرمانیان

ما را دنبال کنید