بیانیه بیش از ۱۲۰ نفر از روشنفکران ایرانی در محکومیت سرکوبگری نظام و تجاوز نظامی خارجی به ایران
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
در این بیانیه آمده است: «صدای اعتراض به سیاست سرکوب واختناق جمهوری اسلامی از همه جا از درون و برون ايران برمی خيزد. شايسته نيست گردهمايی يا تشريک مساعی مخالفان رژيم به کمک بيگانگان سازماندهی گردد، يا در چارچوب منافع و مقاصد دولتهای خارجی پيش رانده شود.»
متن این بیانیه که برای خودنویس ارسال شده، به شرح زیر است:
در هفتههای اخیر امواج نگران کنندهای از چند سو برخاسته، و تهدید ایران به حمله ی نظامی باز در دستور کار قرار گرفته و بعضی مقامات دولت آمریکا، اسرائیل، انگلستان، بعضی دول ديگر، و حتی شماری از مخالفان حکومت ايران در تأييد چنان تهاجمی سخنان فاقد دقت و دور از تدبير ابراز کردهاند. تحولات مهم و دورانساز موسوم به بهار عرب، بويژه سرانجام عبرت آموز ديکتاتور ليبی و نظام تبعيض- محور او که با مداخله ی مستقيم و عملیات نظامی ناتو محقق گشت، اينک کسانی را بدين طمع انداخته است تا رهايی ايران از دست نظام ستمگر فقيه سالار را در اجرای سناریويی مشابه بجويند. چنين سخنان و اقدامات نامسئولانهای خطر عظيمی را متوجه ملت و مملکت ايران می سازد، و مايه نگرانی ماست.
ما امضاکنندگان اين نامه، گروهی از کوشندگان راه آزادی و مدافعان حقوق بشر، خواهان گذار به دموکراسی در ايران، و برپايی حاکميت برآمده از انتخابات عمومی و آزاد در راستای تأمین حقوق مدنی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی واقتصادی همه ی ایرانیان هستيم، و اميد میبريم تا در آينده ای نزديک نظامی در ايران قوام يابد که تمامی مردم ایران، زنان و مردان، از هر قوم، زبان و دین و باوری، بتوانند به شيوه ی برابر در اداره ی آن مشارکت آزادانه و حضور مؤثر داشته باشند. نظامی که نیمی از جمعیت کشور- زنان- را با تبعیض های ناروا از حقوق اساسی و برابر محروم نسازد. ما راه رسيدن به اين خواسته را التزام اکيد به حق حاکميت ملی، حفظ تماميت ارضی ايران، و استيفای همه جانبه حقوق مردم میدانيم.
رفتار جمهوری اسلامی ايران در عمر سی و اند ساله اش خلاف اين بوده است: از مجازات شتابزده سران رژيم پيشين بدون رعايت موازین قضايی ، سرکوبی اقليتهای قومی و مذهبی، نقض معاهدات بين المللی، شکنجه و کشتار زندانيان سياسی، تداوم عامدانه ی جنگی ويرانگر، حذف برنامه ريزی شده ی معارضان داخل و خارج از کشور، تا گسترش تروريسم دولتی. دستگاه ديکتاتوری ولايت فقيه اعمال ضدّبشری و خلاف اخلاق را همواره در لفاف ايدئولوژيک فروپيچيده، و مشی مسئوليت گريزی را در سايه ی شعارهای مزوّرانه پيش برده است: اين حکومت چه بسيار ستمگریها را به نام دين توجيه نموده، و چه فراوان معامله های غيرقانونی و زيانبار را با پرده پوشی انجام داده است.
بی پایگی منطقی و بی محتوايی ادّعاهای فريبنده دستگاه ولايت فقيه اکنون بيش از هر زمان ديگر برملا گشته است، و فساد مالی لايههای حاکميت برخی از وفاداران به نظام حاکم را هم نگران کرده است. اينک اين رژيم تنها از راه ارعاب و اختناق، به پشتوانهی زندان و شکنجه می کوشد قدرتنمايی کند. دور نيست روزی که ايرانيان کابوس ظلم و جهل را از سر بتارانند، و با همدلی و همقدمی کشورشان را به جايگاهی شايسته در عرصه جهان برسانند. تقارن اين فرصت تاريخی در ايران با تحولات دورانساز منطقه البته مايه ی اميدواری فراوان و نيز موجب فراخوان به تدبير و عقلانيت هر چه بيشتر است.
ما امضاکنندگان اين نامه نگرانيم که مبادا تشبث به مقولاتی همچون دخالت بشر دوستانه و حمايت از دموکراسی، دستمايه ی اقدامات ضدايرانی و جنايتهای غيرانسانی قرار گيرد. مبادا مفاهيم والا و آرمانی مانند دموکراسی، و کمکهای بشردوستانه و حقوق بشر نقاب قدرتپرستی و منفعت جويی عدّه ای قرارگيرد تا باز به ايران و ايرانی لطمه وارد سازند و کشور را به تباهی بيشتر بکشانند.
ما امضاکنندگان اين نامه معتقديم، و از سر مسووليت انسانی اعلام میکنيم که کمکهای بشردوستانه و دموکراسی از دهانهی توپ در نمیآيد؛ کمکهای بشردوستانه و دموکراسی را موشکهای هدايت شده ارمغان نمیآورد؛ کمکهای بشردوستانه و دموکراسی از شکم هواپيمای بمت افکن بر سر مردم فرو نمیريزد ؛ کمکهای بشردوستانه و دموکراسی را طيارههای بدون سرنشين کنترل از راه دور شليک نمیکند. ما با تهاجم نظامی به کشورمان ایران به هر مستمسک که باشد، از جمله بهانهی نگرانی از ماجراجوييهای نامسوولانهی رژيم در فعاليتهای هستهای، مخالفيم. البته بهتر آن است که همهی سلاحهای هستهای و کشتار جمعی يکسره از منطقه جمعآوری و خنثی شود. خيرخواهان مردم، از جمله حاملان و حاميان راستين دموکراسی برای ايران، خواه امروز درون مرزهای جغرافيايی کشور باشند خواه بيرون از آن، همصدا و همدرد با همهی مردمند، و هرگز رضايت نمیدهند به حملهی نظامی به ايران، به کشتن هزاران تن از آحاد ملت، و به تخريب زيرساختهايی که در طیّ چندين نسل گام به گام با تحمل هزينههای گزاف ايجاد شده است.
صدای اعتراض به سیاست سرکوب واختناق جمهوری اسلامی از همه جا از درون و برون ايران برمیخيزد. شايسته نيست گردهمايی يا تشريک مساعی مخالفان رژيم به کمک بيگانگان سازماندهی گردد، يا در چارچوب منافع و مقاصد دولتهای خارجی پيش رانده شود. فعاليتها نبايد پشت درهای بستهی بريده از نظارت مردم و مشارکت مستقيم تمامی نیروهای اوپوزیسیون که برای تحقق دمکراسی و حقوق بشر در ایران مبارزه می کنند پنهان بماند.
ما امضاکنندگان اين نامه، با پرهيز از افتادن به دام دوگانهی مغلطه آميز «يا رژيم ولايت فقيه يا خاورميانه جديد»، از همگان میخواهيم تا در اين برهه ی سرنوشت- ساز هم نسبت به سرکوبگری رژيم هم نسبت به خطر تهاجم نظامی بيگانگان هشيار باشند و هشدار دهند. به ملاحظهی مصلحت کشور به حکومت جمهوری اسلامی اکيداً توصيه میکنيم در جهت رفع ابهام از برنامه هسته ای کشور با آژانس انرژی اتمی و ناظران بين المللی همراهی کند تا دليلی برای تهديد به جنگ و ويرانی باقی نماند. از پژوهندگان آزاده میخواهيم تا هم فساد گستردهی دستگاه ولايت فقيه را افشا کنند، هم نتايج ويرانگر نظامیگری جهانی را.
امضاکنندگان:
یرواند آبراهامیان، شجاع آذری، سیروس آرین پور، داریوش آشوری، حمید احمدی،رضا افشاری، مهران ادیب، ابوالفضل اردوخانی، زینت اسماعیل زاده، رضا اغنمی، محمد جواد اکبرین، بابک امیر خسروی، نوشابه امیری،ابراهیم خلیفه سلطانی، فریبا امینی، محمد امینی، مهدی امینی ، عبدالعلی بازرگان، گلبرگ باشی، منیره برادران، محمد برقعی ، نسرین بصیری، رضا بورقانی، بهروز بیات، فرزانه بذرپور،حمید بهشتی،کورش پارسا، سیاوش پارسانژاد، شهرنوش پارسی پور، اکرم پدرام نیا،علی پرسان، امیر پیشداد، شهرام تهرانی، اسدالله تیورچی، محمد جلالی، رامین جهانبگلو، بهرام چوبینه،رضا حاجی، هوشنگ حسن یاری، فاطمه حقیقت جو، حمید حمیدی،محسن حیدریان، مهدی خانبابا تهرانی، حمید دباشی، مهرداد درویش پور، پرویز دستمالچی، مهران راد، مصطفی رخ صفت، محسن رضوانی،علی رضایی، سعید رهنما، محمد رهبر، مینا زند، ماندانا زندیان، حمید زنگنه، حمید سالک، بهروز ستوده، فرج سرکوهی، محمد سهیمی، جلال سرفراز، علی شاکری، احمد شاکری، معصومه شفیعی، پرویز شوکت، محمد صابر، شهلا صالح پور، احمد صدری، محمود صدری، فرهاد صوفی، اشکبوس طالبی، رضا علیجانی، نورالدین غروی، رضا فانی یزدی، حسین فروزین، پرستو فروهر، منصور فرهنگ، پویان فخرایی، کامبیز قائم مقام، محسن قائم مقام، حسین قاضیان، فیروز قریشی، مصطفی قهرمانی، سام قندچی، مرتضی کاظمیان، عبدی کلانتری، مهرانگیز کار، عزیز کراملو، علی کشتگر، حسین کمالی، حمید کوثری، آزادهی کیان، تقی کیمیایی اسدی، مهدی گرامی، ایرج گرگین، اکبر گنجی، رضا گوهرزاد، عبدالکریم لاهیجی، بهمن مبشری، ملیحه محمدی، مرتضی محیط، فرخنده مدرسی، عباس معروفی، رضا معینی، حسن مکارمی، علی اکبر مهدی، هایده مغیثی، محمد علی مهرآسا، همایون مهمنش، زیبا میر حسینی، یاسر میردامادی، رضا نافعی، شیرین نشاط، اصغر نصرتی، مهدی نوربخش، محمد رضا نیکفر، بهمن نیرومند، سهیلا وحدتی، پروین وفایی، نادر هاشمی، عطا هودشتیان، حسین هوشمند، یوسف یزدی،.
Subscribe to comments feed نظرات (19 نوشته شد):
این دوگانگی را چطوری توجیه میکنند؟
بل بلی گوش
از دید من دستیابی ایران به بمب اتمی یعنی جلوگیری از همکاری غرب با مخالفین حکومت. یعنی در روز مبادا حکومت ایران میتواند بدون ترس از غرب ده برابر بد تر از آنچه که قذافی کرد بر سر مردم ایران بیاورد و هر زمان هر کشوری خواست از مردم ایران دفاع کند آنها را با بمب اتمی بترساند.
امید وارم در روز قتل عام مردم توسط حکومت همین افراد با همین شور و غیرت در صف اول مبارزین در خیابانهای تهران باشند نه در پشت کامپیوتر های خود و زیر سایه کشورهای غربی.
حکومت ایران قدرتمنده و از مشاورین مطلعی کمک میگیره.
این طومار نشون دهندهٔ فرهیختگی و متفکر بودن جماعت مخالف با سیاست رژیم کنونی هست. وقتی شما دشمن( مخالف ) دانا داری یعنی یا دانایی یا زور خوب داری. یعنی رژیم ایران یا خیلی دانا هست یا خیلی زور داره، کلا بازی دست رژیم ایرانه، برای کنترل کردن جریان به نفع خودش چاره پیدا میکنه. بازیش سخته ولی به نظرم دست رژیم کنونی ایران خوبه.
اگر همینها از صدام دفاع نمیکردند و فقط منطقه پرواز ممنوع را پس از جنگ اول با عراق ،که به خاطر جواز سبز امریکا به صدام برای حمله به کویت عزیز صورت گرفته بود ، را ادامه میدادند مردم عراق کلک صدام را کنده بودند ، ولی اونها باید ایشان را نگهمیداشتند تا مردم عراق را قتل عام کند تا به آنها بفهماند تا آمریکا و اروپا هستند که آزاد کننده و سوپر من هستند و مردم عراق باقتل عام معنی کمک آنها را فهمیدند .
اگر به مردم عراق فرصت داده میشد با چه تعداد کشته و چه میزان تخریب صدام میرفت ؟ مطمئنا کمتر از ارقام صدها هزارنفری کنونی و ارقام نجومی صدمه به اقتصاد و اجتماع و غیرو.
واقعا که برای واسطه بیگانگان بودن چه زحماتی کشیده میشود!!!
--------------
خودنویس: این کامنت عین کذب است. خودنویس هیچگاه میرحسین موسوی را قاتل نخوانده است.
مگر نمیگفتید قاضی جفرتسون نقش ایشون را تایید کرده؟؟؟
حتی وقتی گفتن موسوی توی یک جلسه محکوم کرده و گفته خبر نداشته باز شما گفتید نه خیر دروغست چطور میشه خبر نداشته باشه. واقعا متاسفم برای رسانه ای که ادعای آزاد بودن هم دارد.
فهمیدهاید پدرتان (در مثل) در قاچاق اسلحه دست داشته و هزینه درس خواندن شما را تامین کرده. اگر به درس خواندنتان در خارج از کشور با همان هزینه سلاح قاچاق ادامه داده باشید، و مطلع هم بوده باشید، در هزینهکرد پول کشتار کسانی که با سلاحهای قاچاق پدر شما جانشان را از دست دادهاند رشد کردهاید. یعنی پول مشکلدار منبع ترقی شما بوده است. آیا دانستن و سکوت کردن شما رافع مسوولیتتان است؟ نه! شما دست به کاری نزدهاید، اما مرتبطین با شما نقش داشتهاند. حالا اگر فرض کنید شما رئیس ادارهای هستید که میدانید زیردستانتان دزدی میکنند، آن هم از پول مردم. شما سکوت کردهاید. اما آیا مسوولیت ندارید، چرا! اما مرتکب جنایت یا دزدی نشدهاید. فرق است بین کسی که مجری، آمر و مطلع است. بر اساس آنچه باز مانده، آقای موسوی نه عامل بوده و نه آمر، اما مطلع است. و این اطلاع و سپس سکوت برای حفظ شان آیتالله خمینی یا هر دلیل دیگری، رافع مسوولیت ایشان نمیتواند باشد. مسوولیت ایشان گفتن حقیقت، پوزش خواستن بابت سکوت، و گفتگو برای یافتن راهی برای عدم تکرار چنین مسالهای و تلاش برای جبران حقوق از دست رفته است. یادآوری مسوولیت ایشان وظیفه روزنامهنگاران است و کسانی که آگاهانه چنین نمیکنند، به نحوی هم شریک سکوتاند و هم مسوول.
من نمیدانم که چرا از "قاتل و جنایتکار " خواندن موسوی طفره میروید. آیا شما هیتلر را جنایتکار نمیدانید؟آیا مگر هیتلر خود به دست خود تک تک یهودیان اسیر در بازداشتگاه های نازی را از بین برد؟ آیا مگر هیتلر بدست خود مردم سرزمینهای اشغالی را مورد شکنجه، کشتار و سرکوب قرار میداد؟
آیا مگر شما استالین را جنایتکار نمیدانید؟ آیا مگر استالین بدست خود تک تک مخالفین خود را نابود نمود؟
مثال در این مورد بسیار است، و صد البته مسلم است که کشتار این تعداد از قربانیان بدست یک نفر اساسا امکان پذیر هم نیست، نیاز به سازماندهی وسیع دارد اما از آنجا که دستگاه تحت رهبری این جنایتکاران با دست باز در این کشتارها دست داشتند، تمامی عوامل و اجزای این جنایت، از جمله سردمداران و رهبران این ماشینهای جنایت، از قبیل هیتلر و استالین هم جنایتکار خوانده میشوند و از دید وجدان تاریخ جنایتکار هم هستند.
آقای موسوی و امام محبوبش هم از این قاعده مستثنی نبوده و نیستند. اگر بنا بر خاطرات آقای منتظری، تمامی رژیم، از قوه قضاییه، دولت و ... به مدت سه ماه در تمام کشور، مشغول تدارک این کشتار بودند، که بودند، پس آقای موسوی به عنوان رییس دولت "محبوب امام" به خاطر درگیری وزارت اطلاعاتش در این کشتار، از مسولین مستقیم این جنایتهاست. مساله این کشتارها و فتوای خمینی هم در شورای عالی امنیت رژیم مطرح شده بود و آقای موسوی به عنوان عضو این شورا از ان بیخبر نبودند. بگذریم از اینکه حتی بیخبری ایشان هم از این جنایت، بفرض محال، مسولیت جنایت را از بین نمیبرد.
اینطور که میبینم متاسفانه طفره رفتن شما از انگشت گذاشتن بر موسوی به عنوان یکی از جنایتکاران درگیر در این کشتارها، پسمانده های خمینی را تنها جری تر کرده و به موضع طلبکاری انداخته است. تا آنجا هم پیش میروند که اساسا فاش گویی امثال شما را از اسباب تضعیف جنبش میدانند! تا آنجا که من میدانم، اولا مرده شور ان جنبشی را ببرند که هدفش بخواهد بازگشت به دوران طلایی !!! خمینی باشد و سردمدارانش، جنایتکارانی از قماش موسوی و کروبی باشند، و به توده های مردم هم در ان، به چشم ابزار فشار از پایین برای چانه زنی بر سر قدرت در بالا نگاه کنند. این جنبش مردمی نیست، این فریبکاری و موج سواری آخوندی است، درست مشابه دسیسه خمینی در سال ۵۷ برای غارت حاصل انقلاب مردم.
فاش گویی امثال شما و دیگران نه تنها اسباب تضعیف جنبش نمیشود که اگر با مسولیت پذیری آقای موسوی و همراهانش همراه میشد، میتوانست منجر به پاکسازی جنبش مردم از عناصر فرصت طلب خط امامی شود، منتهی وقتی خود آقای موسوی از جمله همان خط امامیها بوده و هدفش هم نه دموکراسی و آزادی که "بازگشت به دوران طلایی !!!!" امامش میباشد، معلوم است که جنبشی با چنین رهبرانی هرگز به تغییری معنی دار در زندگی مردم منتهی نمیشود. بالاخص که خود آقای موسوی و کروبی انقدر در جنایت و یا فساد (منظور، سالهای ریاست آقای کروبی بر بنیاد شهید است که فعالیتهایش هرگز شفاف نبوده و رابطه آقای شهرام جزایری با اصلاح طلبان و از جمله آقای کروبی است) درگیرند که اساسا خود از موانع اصلی رادیکالیزاسیون جنبش بوده و هر گاه جنبش مردم سمت و سوی رادیکال میگرفته، انا آنرا محکوم میکردند، از آتش زدن عکس خمینی و خامنه ای بگیرید تا تظاهرات مردمی با شعار "مرگ بر اصل ولایت فقیه". البته دیگر این حرفها بی معناست بالاخص که آقای موسوی هم خود با قبول تلویحی دولت احمدی نژاد و انتخابات، تیر خلاص را به مغز جنبش زده و کار را تمام کرده است. اصلا اسباب خجالت است که ملتی که خود را باهوشترین ملل دنیا میخواند، برای خلاصی از شر جمهوری اسلامی، بدنبال رهبری کسانی بیفتدکه خود جزیی از نظام بوده و بخاطر جنایات و خیانتها و فسادهایی که در ان دست داشته اند، خود بیش از همه از سرنگونی ان بخود میلرزند. ان چیزی که این جنبش را به شکست کشانده داشتن رهبرانی از قماش موسوی و کروبی است که تنها و تنها در حکم ترمز جنبش مردم عمل میکنند، وجود چنین رهبرانی، ان چیزی است که مصر و تونس و ...... در فقدان ان، به پیروزی رسیدند، و ما هنوز داریم درجا میزنیم.
خودنویس عزیز، بزرگترین مشکل شما از دید ت... های اصلاح نژاد شده خمینی که امروز "اصلاح طلب" شده اند، دو چیز است:
۱- افشاگری در مورد نقش موسوی در کشتارهای دهه ۶۰ و بالاخص کشتار ۶۷
۲-اصرار و ابرام بر نگاه داشتن فضای آزادی نسبی در این وبلاگ، علیرغم درخواستهای مکرر سبزاللهیها به بستن فضا و سانسور کامنتهای ناهمخوان با مواضع جناح سبزالله و رهبرانش و تبدیل خونویس به نسخه دوم "جرس" و "کلمه".
بهمین دلیل هم به خودشان حق میدهند که هر رطب و یابسی به دهانشان میاید بگویند. اصلا آیا شما تاکنون از مدافعین این جریان هیچگونه تعهدی برای حقیقت گویی دیده اید؟
"درنهایت به نظرم بهترین اتفاق برای سلطنت طلبها و مجاهدین خلق می افتد حکومت بعدی ملغمه ای از اینها میشود"
این تقصیر کسی نیست که در شرایطی که حتی کمترین آزادی وجود داشته باشد و کمترین مجرایی برای نفس کشیدن موجود باشد، رهبران جنایتکار سبزالله امثال موسوی ده تا رای هم نمی آورند. ۳۰ سال پیش هم رای و حمایت مردمی نداشته اند و با زور سرنیزه و کشتار بر قدرت مانده اند. لابد انتظار داشتی که امثال موسوی بعد از اینهمه جنایت تازه ریاست حکومت بعدی را هم بگیرند. حکایت بنده خدایی است که در ده راهش نمیدادند سراغ خانه کدخدا را میگرفت. با چنین سوابقی که حتی مصلحتشان هم نیست که راجع به ان سخن بگویند، انهم در حالیکه حتی شکنجه گران حکومت آپارتاید آفریقای جنوبی راجع به جنایاتشان به سخن در آمده اند، رهبران جمهوری اسلامی، از جناح هار حاکم گرفته تا سران توسری خورده سبزالله و دیگر بازیگران عصر طلایی!!!!، جایی بهتر از جایگاه متهم در دادگاه های ملی را اشغال نخواهند کرد تا راجع به جنایاتشان به افکار عمومی ایرانیان توضیح دهند.
"...... متاسفانه ما اندازه عربها هم عرضه نداشتیم."
یاد کاریکاتوری از یک روزنامه مصری میفتم که ظاهرا به حسنی مبارک پیشنهاد کرده بودند که اگر میخواهی جلوی انقلاب را بگیری باید یک "موسوی" رو کنی.
این شکست به مردم ربطی ندارد. مردم نهایت جانفشانی را کردند، اما تا وقتی که جنایتکاران خط امامی از قبیل موسوی جلودارند که تنها و تنها نقش ترمز را بازی میکنند و حتی تظاهرات خودجوش مردم را هم لغو میکنند و دست آخر هم دولت احمدی نژاد را بطور تلویحی میپذیرند (اعلامیه شماره ۱۷ موسوی) معلوم است که چیزی تغییر نمیکند. تغییر تنها با وجود افراد و جلودارانی ممکن میشود که به تغییر اعتقاد داشته باشند. "بازگشت به عصر طلایی !!! خمینی" نامش تغییر نیست. استفاده ابزاری از مردم هم برای چانه زنی در بالا جهت تقسیم قدرت راه به تغییر رژیم نمیبرد.
در ثانی تجربه همون کشورهای عربی نشون داده اصولا آمریکایی ها دخالتی در انتخابات پس از پیروزی نمیکنند. حالا شما مشکلتون با این قضیه چیه؟ از چه چیز انتخابات آزاد میترسی؟ واضح توضیح بده برای همه که از انتخاباتی که هم موسوی توش باشه هم سلطنت طلب و هم مجاهد از چه چیزش وحشت داری؟ از اکثریت مردم؟آیا شما از آرای اکثریت مردم خبر داری که اینجوری به وحشت افتادی؟
من سوالی پرسیدم تو این دوسال مردم خیلی تو خیابونها بودند و جون دادند شعارهای مختلفی هم از جمعیت شنید شد: از جمهوری ایرانی تا یا حسین میرحسین، نه غزه نه لبنان و حتی مرگ بر خامنه ای، چرا یک شعار سلطنت طلبانه یا طرفدار رجوی شنیده نشد؟؟؟ دیگه از مبارک بن علی نوبت سید علی که تابو تر نیست
دوم از اینکه حال که این گروهها که اسم بردید و دیگر دسته جات سیاسی طرفداری در بین مردم ندارند پس از چه چیز انتخابات آزاد میترسید؟
بنده خودم به عنوان یک آزادیخواه آرزوی انتخباتی را دارم که در آن از هر دسته و گروه اسلامی و غیر اسلامی برای پیشرفت ایران رقابت سالم سیاسی داشته باشند.
صحبت کردن با امثال شما بی فایده است جناب.
در ضمن بالاتر هم گفتم همه هدف ما رسیدن به انتخابات آزاد هست هر کسی هم بتونه توش شرکت ککنه، شما مثل اینکه درست نمیخونید
۱- شما طرفداران نخست وزیر محبوب امام که با سر بدنبال وصول به دوران طلایی !!! امام هستید معنای شرم و شرمندگی را نمیدانید که اگر میدانستید باید قبل از هر چیز از حمایتتان از قاتلان و آدمکشان خط امامی شرمنده بودید.
۲- تا زمانی که این رژیم بحران ساز و جنگ افروز وجود دارد، کشور ما همیشه در خطر جنگ است، چه خوشمان بیاید و چه نیاید. مسلما با بازگشت به "دوران طلایی !!!! امام" ایران از خطر جنگ نخواهد رست.
با توجه به مطالب بالا، لابد این آزادیخواهان ایران هستند که باید بابت تلاش برای رفع این خطر از بالای سر ایران از طریق ساقط کردن رژیم با تمام جناح هایش از شما عذر خواهی کنند!!!!
"....در ضمن ما با انتخابات هیچ مشکلی نداریم ولی شما دوستان سلطنت طلب یا مجاهد یک شمه از طرفدارهاتون را نشان بدهید اشکالی نخواهد داش......."
اگر رهبران شما از شدت سرکوب کم میکردند و به این ماشین سرکوب ۳۰ ساله، ۲۴ ساعت استراحت میدادند، طرفداران تمامی گروه ها را میدید. حتما بعد از اینهمه افشاگری از جنایات دوران طلایی و بالاخص کشتار و قتل عام خاوران، که بابت انهم از خودنویس خیلی دلخور هستی، حتما میدانی که قبرستان خاوران به عنوان مشتی از خروار، جایگاه مخالفین رژیم اسلامی و امام محبوب آقای موسوی است.
اگر باز هم اصرار به دیدن طرفداران خط امام در مقابل طرفداران گروه های دیگر دارید، بد نیست به سوابق انتخابات مجلس در سالهای ۵۸ و ۵۹ مراجعه کنی و تقلبات وسیعی را که در ان به نفع خط امامیها شده میدیدی و از آقای موسوی و کروبی و خاتمی میپرسیدی که علت ان تقلبات گسترده به ضرر کاندیداهای غیر خودی چه بود؟ چرا ان آرا خوانده نشدند؟ چرا آرا "رجوی" را "رجایی" خواندند؟ بخصوص که ادعا هم میکنی که با انتخابات مشکلی نداری. ان آرا مربوط به طرفداران سازمانهای چپ و ملی از قبیل مجاهدین و جبهه ملی بود.
بالاخص کودتای سال ۶۰ هم بر علیه بنی صدر خود نشان دیگری از بی پایگی و بی ریشگی خط امامی هاست که اگر رای مردم را داشتند متوسل به کودتا نمیشدند.
اساسا شما یک مورد را نشان دهید که رهبران شما، در شرایطی غیر از شرایط گلخانه ای استبداد ولایتی، انهم به ضرب و زور رانتهای حکومتی، توان رای آوردن داشتند.
"چرا تا به حال تو این دو سال یک تظاهرات یا خداقل یک شعار به نفع سلطنت یا رجوی ما نشنیدیم دوست عزیز"
برو یک نگاه به قبرستان خاوران بینداز تا جوابت را بگیری. تنها کسانی حق فعالیت و نفس کشیدن در کشور را دارند که از "خودیها" و "خواص" نظام باشند.
موسوی را هم دلیلی نداشت که سرکوب کنند. هر چه باشد بیچاره دنبال بازگشت به "دوران طلایی !!! " امامش بود! هر وقت که تظاهرات مردم رنگ رادیکال میگرفت آنرا خفه میکرد. اصلا چرا باید چنین کسی را سرکوب کرد. معذلک شاهد ان هستیم که علیرغم عربده های خط امامیها که "اگر موسوی زندانی بشه، ایران قیامت میشه"، و با وجود ماه ها از بازداشت آقای موسوی، بخوانید استراحت در هتل منزل، کسی تا بحال تره هم برای این جرثومه های فساد خرد نکرده است. شما بد نیست بجای آنکه دنبال طرفداران مجاهدین و سلطنت و ملی و غیره در خیابانها بگردی، کمی هم دنبال طرفداران موسوی بگردی و اگر در خیابانهای تهران سراغی از آنها گرفتی، به ما هم نشان دهید.
تفکر سطحی و ارسطویی تا چه حد ؟
دیگه رسما با هلیکوپتر و هواپیما مخالفینش رو به رگبار میبنده و هیچ کسی هم جلودارش نیست.
اونوقت همین دوستان اون موقع هم با پررویی تمام یک بیانیه میدن و دوباره آمریکا رو محکوم میکنن.
متاسفانه این دوستانی هم که زیر این نامه رو امضا کردند هر کدام یک طرز فکری دارند برخی دنبال ژست روشنفکری و جایزه صلح نوبل هستند و برخی دیگه هم میگن آمریکا به جای حمله بیاد با ما وارد مذاکره بشه و به صورت پنهانی جوری که آبرومون نره تمام امکانات مالی و تبلیغاتیش رو در اختیار ما فقط بزاره و ما هم ضمن استفاده از این امکاات هر موقع خواستیم یک فحشی به آمریکا میدیم و یک ژست ضدامپریالیستی هم میگیریم و آمریکا هم زیاد به دل نگیره چون ما تنها راه حل مقابله با رژیم هستیم.
ولی بیانیهٔ مفیدی است. یک لیست ۱۲۰ نفره در اختیارمان میگذارد تا بدانیم دور چه کسانی را باید خط کشید.
کدام ساده لوحی می تواند باور کند که ای همه هزینه و حتی در معرض جنگ قرار دادن کشور فقط برای تولید چند هزار کیلو وات برق باشد؟
کشورهای غربی نگران منافع خود هستند و همه جهان هم حق دارد از احتمال دستیابی چنین رژیمی به سلاح اتمی نگران باشد. بنابراین امضای ۱۲۰ نفر که هیچ اگر صد و بیست هزار نفر هم امضا کنند تاثیری در سیاست دول غربی نخواهد گذاشت. اما اگر روشنفکران ایرانی بتوانند افکار عمومی را در جهت فشار بر حکومت ایران برای دست کشیدن از این ماجراجویی خطرناک بسیج کنند، شاید ترمز دیوانگان تهران تا حدی کشیده شود.
گویاامضاءکنندگان این نامه کماکان اعتقاد دارند که رژیم ولی فقیه تنها در پی انرژی صلح آمیز هسته ای ست که از درخواست شفاف سازی در این زمینه را دارند؟! این خود را به خواب زده گی اعجاب آور است!
چرا این ۱۲۰ نفری که خودشان به "بیگانگان" پناه بردند، حالا یک شبه بیدار شده اند و خطر نظامی "بیگانگان" را هشدار میدهند؟! کجا بودید وقتی که این رژیم فعالیت های هسته ای خویش را حتی مغایر با قانون اساسی عقب مانده و ارتجاعی ج.ا بدون رفراندوم مردمی شروع و در خفا پیگیری میکرد؟!
امضاکنندگان این نامه جز بهروز بیات (کارشناس فیزیک هسته ای که با آژانس انرژی اتمی همکاری میکند و مخالف طرح هسته ای ج.ا است) مابقی ریاکارانی بیش نیستند که اگر از طرح هسته ای رژیم حمایت نکرده باشند و یا حتی با سکوت خویش آن را تایید ننموده اند، هرگز هم بدان اعتراض نکرده اند.
بدون تردید ،رسالت سید علی خامنه ای و ایادی تازی او به مانند صدام حسین این نقش را به عهده گرفته اند،که سرمین پارسیان و پارسا یان ایرانزمی را به آتش کشند .اما آنچه که در این بین غیر قابل درک میباشد ،کامنتهای بیخردانه برخی از دوستان نسبت به این فاجعه ملی است ،تو گوی با موشک های کروز و بمبهای سنگر شکن آمریکای دمکراسی برای مردم ایران تولید خواهد شد .
آنچه که از اهداف شوم این پروژه زد ملی میتوان برداشت نمود ،این هست ،در صورتیکه این سناریو به مرحله اجرا گذاشته شود .نخست ویران نمودن ماشین نظامی ایران است ،به عبا رتی دیگر،آسیبی جدی به تاسیسات نظامی ،ارتش در تمامی ایران ،و نیروی دریای ایران به ویژه در خلیج فارس،به بهانه تاسیسات اتمی ،در قم و نطنز ،سرنوشت ارتش ،و نیروهای نظامی ایران را به مانند ماشین نظامی صدام حسین در هم بکبوبد .
هر انسان با خردی به خوبی آگاهست ،حتی یک سرباز آمریکای پایش را به خاک ایران نخواهد گذاشت ،بلکه به شیوه ای که در چهل روز نخست در افغانستان گذشت ،اهداف نظامی را بمباران خواهند کرد ،و متاسفانه در این مورد هم امکانات فراوانی دارند ،ناوگان های مستقر در خلیج فارس،پایگاهای هوای،در عربستان ،کویت ،بحرین ،و عراق ،افغانستان .در پشت بهانه تاسیسات اتمی ،تنها هدفی را که دنبال نیکنند ،ویران نمودن بنیه نظامی ایران هست .قابل توجه احمد چلبی های ایرانی ،در صورتیکه نیروی دریای ایران ،در خلیج فارس آسیبی ببیند ،ظرف دو ساعت امارت سه جزیره را اشغال خواهد نمود .
اما کامت شما خیلی خردمندانه است که ایران را با ان همه تنوع قومی سرزمین پارسیان نام نهادید شما هم همانقدر به ماننده اسلامگرایان برای ایران خطرناک هستید
منظورم از سرزمی پارسایان بود ،
حتما همین فردا خود خامنه ای امر شما را اطاعت خواهد کرد!! افرادی که این حکومت را مخاطب خود قرار میدهند معلوم است که مانند اوباما که برای خامنه ای نامه نوشت، از باغ بیرونند!!
این حکومت به آخر خط رسیده، راهی به جز جنگ و بمب اتمی برای بقای خود ندارد. حالا شما میفرمائید شیشه عمر خودش را به دست خودش بشکند؟!
آقایان منورالفکر! اگر این اراذل و اوباش بوئی از چنین تفکرات منطقی و توصیه های بهداشتی برده بودند که مملکت چنین وضعی نداشت!!
مهمترین نکته ای که غرب باید بداند این است که هرگونه تهاجم نظامی به ایران که آرزوی خامنه ای و شرکای پاسدار است، تمام تلاش چند سال اخیر را در نشان دادن چهره ضدبشری آنها از بین میبرد. مظلوم نمائی بهترین دستاورد چنین حمله ای برای حکومت خواهد بود.
اینها که برای جان مردم ارزشی قائل نیستند اگر هزاران نفر هم کشته فقط خوراک تبلیغاتی و مظلوم نمائی برای آنهاست.
البته که نوشتن چنین مطلبی از ننوشتن آن بهتر است و اگر اشاره بیشتری به سو استفاده حکومت از جنگ میشد مفیدتر بود. اما مخاطب قرار دادن حکومت از آن حرفهای بیربط است. شاید فقط میخواسته اند وجهه منطقی به نامه بدهند بدون توجه به واقع گرایانه بودن آن!!
به نظر میرسد که این هیاهوی جنگ برای برپاکردن یک جنگ واقعی نیست بلکه برای همراه کردن روسیه و چین با تحریمهای بین المللی است چراکه جنگ در خاورمیانه برای این دو کشور نیز خسارات بسیار زیادی خواهد داشت.
دوست عزیز mon*********@yahoo.com
آنها که این بیانیه را نوشته اند انقدر احمق نیستند که فکر کنند خامنه ای به حرفشان عمل میکند این بیانیه ها صرفا جنبه نمادی و تبلیغاتی دارد
برای جلوگیری از جنگ، باید دست اینها رو از قدرت کوتاه کرد!
اینها 33 سال نشان داده اند که چقدر خطرناکند! هرگونه ماستمالی در این خصوص نشانه نداشتن درک سیاسی و یا داشتن نیت و منفعت ضد ایرانی است!
شهرام فریدونی
آرش جهاندار
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید