حق با کارل مارکس بود
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
سعید قاسمی نژاد، نویسنده مقاله «سرمایه داری بیشتر لطفا» در رد مارکسیسم بحث وجدلی به راه انداخته است. او با هدف رد ادعای کسانی که سعی کردند؛ دیوید کامرون را از جنس محمود احمدینژاد و خامنهای و اوباش لندنی را از جنس دموکراسیخواهان تهران جا بزنند، تلاش کرده است به اصطلاح پنبه چپها را بزند. البته وی با صراحت روشن نمیکند که مخاطب او مارکسیستهای ارتدوکس، سوسیال دمکراتها و یا سایر نحلههای فکری مارکسیستی هستند.
قاسمینژاد غافل از تمام مباحثه های اخیر در مورد علل بروز بحرانهای پی در پی در نظام سرمایه داری؛ میگوید: «در جامعه سرمایهداری هر کس به راستی میتواند یک شبه پولدار شود و مرزهای طبقاتی را در نوردد. به بازار سهام، فارکس ویا آپشن بروید و حرکت درست بازار را پیشبینی کنید، اینک به یمن سرمایه داری شرایطی فراهم است که طی یک هفته میلیاردر شوید، هیچ کس جلوی من و شما را برای مطالعه بازار، ریسک کردن و یک شبه راه صد ساله پیمودن را نگرفته است.» قاسمی نژاد در شرایطی مدعی است که هر کس میتواند یک شبه پولدار شود که آمار سازمان ملل نشان میدهد در هر ۳ ثانیه یک نفر و هر روز در حدود ۲۵ هزار نفر از گرسنگی یا از بیماریهای ناشی از کمبود غذا میمیرند. هر ساله ۶ میلیون کودک به دلیل فقر جان خود را از دست میدهند وبر اساس آمارها ۲۱ درصد جمعیت کشورهای توسعه یافته هم با فقر دست و پنجه نرم میکنند؛ همچنین برآورد میشود یک میلیارد و ۷۰۰ میلیون انسان در فقر مطلق بسر میبرند و بیش از یک سوم از جمعیت ۶ میلیاردی کره زمین از تامین نیازهای اولیه خود همچون غذای کافی، آب آشامیدنی، لباس و تحصیل محروم هستند.
در شرایطی فقرا از کمبود غذا میمیرند که در حال حاضر تولید مواد غذایی برای تامین خوراک همه انسان ها کافی است و در صورت تقسیم عادلانه میتوان این مشکل را حل کرد. زندگی در شرایط فقر و کمبود مواد غذایی کافی افراد را ضعیف و در برابر بیماری آسیب پذیر میکند. مشخص است که افراد بیمار و ضعیف توان کار کردن را از دست میدهند و در نتیجه فقیرتر میشوند. این وضعیت دردناک ادامه خواهد داشت تا فرد در گوشهای بمیرد.چپ ها وضعیت شکاف رو به افزایش فقیر و غنی را عادلانه نمیدانند. یوتوپیا یا اندیشه سیاسی چپها ایجاد تغییر در ساختار قدرت با هدف حرکت به سوی عدالت است. در صورتی که ایدئولوژی قاسمینژاد که فراورده طبقه حاکم است تنها به دنبال توجیه وضع موجود است. او با نادیده گرفتن فقر مطلق، گرسنگی و بیخانمانی صدها میلیون انسان؛ نظامی را میپسندد که امکان «یک شبه پولدار شدن» رابرای برخی مهیا کند.
در بحث توسعه اقتصادی موضوعی مطرح است به نام «تله فقر»؛ کسانی که در تله فقر گرفتار میشوند. نسل به نسل فقر را از والدین خود به ارث میبرند. تله فقر خودش را تقویت میکند و اگر اقدامی برای اختلال درآن انجام نشود، استمرار مییابد. افرادی که در خانوادهای فقیر به دنیا آمدهاند، ممکن است لوازم لازم برای تحصیل را نداشته باشند، در محیط ناسالم با جرم و مواد مخدر آشنا شوند و این خود باعث ناتوانی آنها در یافتن شغل مناسب و در نتیجه تقویت وضعیت فقر آنها میشود. در این وضعیت است که چپها خواهان مداخله دولت میشوند تا حداقل نیازهای انسانی را برای بیکاران فراهم کند. موقعیت تحصیل را به رایگان و به طور برابر برای فرزندان فقیر و غنی ایجاد کند تا کودکان فقیر با استفاده از امکانات جامعه به راه والدینش نروند و «تله فقر» شکسته شود. بر اساس این دیدگاه حق دسترسی به دارو و درمان ارزان قیمت نیز حق همه شهروندان است. بدون دسترسی به درمان مناسب و ارزان نمیتوان نیروی کار جامعه را فراهم کرد. همان گونه که حق دسترسی به غذا و نیازهای اولیه از جانب سازمان ملل به رسمیت شناخته شده است و برخی از دولتها حتی حق غذا را در قوانین خود وارد کردهاند.
قاسمینژاد با نادیده گرفتن صدها میلیون انسانی که درکشورهای توسعه یافته و یا کشورهای با در آمد کم در فقر به سر میبرند میگوید: «وظیفه دولت دادن پول به مردم نیست، وظیفه دولت فراهم آوردن و حفظ چارچوبی است که در آن مردم بتوانند آزادانه زندگی مادی خود را تامین کنند.» حال باید این سئوال را مطرح کرد که مردم فقیری که به آموزش و درمان دسترسی ندارند چطور باید آزادانه زندگی مادی خود را تامین کنند؟ محصول گفتمانی که قاسمینژاد از آن دفاع میکند تداوم فقر در« گتوها» است. این گفتمان استثمار تودههای فقیر توسط شرکت های چند ملیتی است که با بیاخلاقی حاضر به پرداخت حق بیمه کشاورزان و کارگران نیستند. نمونه عینیتر آن در بسیاری از کشورهای در حال توسعه رخ داده است که شرکتهای چند ملیتی از کودکان به عنوان کارگر استفاده و کشورهای فقیر را استثمار میکنند. دولتهای کشورهای فقیر برای جذب سرمایه گذاران خارجی؛ شرکت های چند ملیتی را از مالیات معاف میکنند و در نتیجه در آمدی کسب نمیکنند. میزان حداقل حقوق را کم میکنند تا نیروی کار ارزان خود را جذاب کنند و در نهایت ارزش واحد پول خود را در برابر سایر ارزهای خارجی کم میکنند تا شرکتهای چند ملیتی از نیروی کارشان استفاده کنند و در انتها دولتی که ارزش پول ملی خود را کم کرده نمیتواند محصولات و کالاهای خارجی را با درآمدی که از راه سرمایهگذاری شرکتهای خارجی کسب کرده بخرد. دوست آفریقایی من این فاجعه را این طور بازگو میکرد: «فرزند کارگر آفریقایی که هر روز مشغول کار در مزرعه كاكائو و یا نارگیل است هیچوقت توان خرید محصول تمام شده که شکلات خارجی باشد را ندارد.» تضادهای درونی نظام سرمایهداری هر روز خود را به شکلی نشان میدهد.
مارکس به تضاد درونی حاکم بر روابط تولید در نظام سرمایهداری اشاره کرده بود و انقلاب را در جامعه سرمایه داری پیشرفته اجتناب ناپذیر میدانست. اتفاقی که در قرن بیستم افتاده اصلاحات گستردهای است که موجب شکل گرفتن طبقه متوسط گسترده در جامعه شده که اکثریت شهروندان کشورهای توسعه یافته از رفاه نسبی برخوردار کرده و لزوم انقلاب را از بین برده است. دمکراسی چند حزبی امکان برآورده شدن خواستههای کارگران را بدون نیاز به انقلاب فراهم آورده است .سیاستمداران تا همین اواخر هر بار در برابر تضادهای درونی نظام سرمایهداری با شعبده بازی بحران را به تعویق انداخته اند اما آن گونه که« نوریل روبینی» استاد اقتصاد در دانشگاه نیویورک میگوید: «سیاستمداران هر بار خرگوشی از کلاه خود در آوردند تا بحران را کنترل کنند ولی ظاهرا خرگوش سیاستمداران تمام شدهاست.» وی میافزاید: «حق با کارل مارکس بود. جهانی شدن اقتصاد و واسطه گری مالی و بهره کشی از کارگر و انتقال ثروت از کارگر به سرمایه دار منجر به تخریب نظام سرمایهداری میشود.» شرکتهای کارگرها را اخراج میکنند چون تقاضا برای خرید کالا پایین آمده است. بیکاری درآمد خانوارها را کم و فاصله بین فقیر و غنی را بیشتر میکند و در نهایت اقتصاد در وضعیت رکود باقی میماند. نظامهای سرمایه داری تمام ترفندهای ممکن را برای بازگرداندن رونق به بازارها استفاده کردهاند. بهرههای بانکی را تا حد ممکن کم کردهاند ولی تا زمانی که این نظام بر ثروتمندتر شدن صاحبان سرمایه و افزایش فقر کارگران میچرخد بحران ادامه خواهد داشت.
«ژیژک »در مقاله اخیر خود در تحلیل بحران مالی جدید میگوید:« اگر بحران مالی یک بار اتفاق افتاده بود میشد گمان برد که از سر اتفاق این مشکل پیش آمده و میشود آن را حل کرد ولی از آن جایی که بحران ها به صورت مداوم تکرار میشوند باید دانست که با یک بحران عمیق مواجه هستیم.» او اضافه میکند:« به ما میگویند کمر بندها را ببندید، ما با بدهی های گستردهای مواجهیم و باید بحران مالی را از سر بگذرانیم ولی در این میان تنها یک تابو وجود دارد. نباید از اضافه کردن مالیات صاحبان سرمایه حرفی زد.» لیبرال ها در حوزه تجارت جهانی؛ با کمک «کارشناسان» صندوق بین المللی پول و بانک جهانی کشورهای در حال توسعه را تشویق کنند تا با برداشتن تعرفههای گمرکی و محدودیت ها اجازه دهند تا کالا و سرمایه خارجی وارد بازار کشورشان شود و در رقابت با سایر بازارها قرار گیرند. این در حالی است که اقتصادهای پیشرفتهای مانند ژاپن و آمریکا محصول حمایت دولت و تعیین مالیات و اخذ گمرک از کالاهای خارجی بودهاند. ژاپن در زمانی که دست به تولید خودرو زد بازار این کشور را در برابر خودروهای غربی محافظت کرد تا صنعت نوپای اتومبیل سازی در بازار محافظت شده داخلی تقویت شود و امکان رقابت با سایر کشورها را بیابد. جنبش جهانی عدالت یا ضد جهانی شدن متشکل از کارگران و کشاورزان در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه در جریان است. چپها با نشان دادن ظلمی که شرکتهای چند ملیتی بر کارگران فقیر میکنند در مبارزه با نظامی که با هدف افزایش سود امنیت و سلامت کارگران را به مخاطره میاندازند مبارزه میکنند. چپها معتقدند؛ صاحبان سرمایه با بیتوجهی به محیط زیست، امنیت نوع بشر را به خطر انداختهاند وآنچه که از آن به گردش آزاد سرمایه یاد میکنند در اصل صادرات صنایع آلوده کننده به کشورهای در حال رشد است. صنایع شیمیایی آمریکا که با هزینه تطبیق دادن خود با استانداردهای جدید محیط زیستی روبرو هستند به جای توجه به استانداردها و تلاش در جهت کم کردن آلودگیها صنایع خود را به مکزیک منتقل میکنند و روزی که محیط زیست کاملا ویران و غیر قابل استفاده شد صنعت خود را آزادانه به کشوری دیگر منتقل میکنند و منطقه آلوده از مواد شیمیایی به یادگار در نزد بومیان میماند تا از عوارض آن سرطان بگیرند.
قاسمی نژاد در انتها پیشبینی میکند:« تا اطلاع ثانوی تاریخ با لیبرال دموکراسی به پایان رسیده است ». اما حقیقت این است که جهان ما عرصه مبارزه انسانهایی است که برای عدالت و آزادی مبارزه میکنند. دولت رفاه، برابری جنسیتی، فراگیر شدن جنبش ضد جنگ و حق اعتصاب برای کارگران بخشی از دستاوردهای چپها است. «سمیر امین» اقتصاددان مصری پنج عامل تداوم توسعه نیافتگی کشورهای در حال رشد را ذکر میکند. وی معتقد است که کشورهای توسعه یافته حق انحصاری استفاده از تکنولوژی جدید را برای خود محفوظ میدانند. به عنوان مثال، شرکتهای چند ملیتی حق انحصاری تولید داروهای حیاتی را برای خود حفظ میکنند و دارو را با قیمت گران به فروش میرسانند و مردم کشورهای فقیر قادر به خریدن این کالاهای گران قیمت نیستند. چپ ها معتقدند که دولت ها باید ساز و کاری تامین کنند تا ضمن پرداخت مخارج تحقیقات گران قیمت برای تولید داروهای جدید، مردم کم درآمد هم توان خرید دارو را داشته باشند. وی همچنین انحصارطلبی ابرقدرت هادر امور مالی جهان توسط صندوق بین المللی پول (تحت کنترل کشورهای اروپایی) و بانک جهانی، انحصار استفاده از منابع طبیعی، کنترل شاه راه های ارتباطی و رسانهای و در انتها انحصار قدرت نظامی، تخریب و کشتار جمعی توسط ناتو و ابر قدرتهای غربی را از جمله عوامل اصلی تدام توسعه نیافتگی در کشورهای در حال رشد میداند، در حالی که چپها با نقد توسعه طلبی ابرقدرت ها با جنگ افروزی، انحصار تکنولوژی در دست صاحبان سرمایه، با سیاست های تحمیلی بانک جهانی پول و صندوق بین المللی پول و با گفتمان غالبی که از جانب صاحبان ثروت و قدرت تحمیل میشود مخالفند و در آرزوی جهانی عدالت محور با نظام سرمایهداری لجام گسیخته مبارزه میکنند. با توجه به واقعات موجود و حرکت به دور از شان انسانی رژیم های سرمایه داری باید بر این نکته تاکید کرد که سرمایه داری بیشتر مساوی با فقر، بیعدالتی و تخریب هر چه بیشتر منزلت انسانی است. پس بهتر است به جای اینکه هر روز بیشتر به حباب سرمایه داری بدمیم رویکردی واقع بینانه در پیش بگیریم که سرنوشت محتوم هر حبابی ترکیدن است.
-------------
مطالب بلاگستان و کلیه مطالب رسیده از اعضا، معرف دیدگاه شخصی نویسندگان است نه سایت خودنویس.
Subscribe to comments feed نظرات (3 نوشته شد):
با مهر تمام
خواهشمندیم ،که دست از کلی گوی بردارید .اگر مطلبی برای گفتن دارید ،به شیوه مشخص و عینی بیان کنید ،نکند درد و اندوه ،گرسنگان سومالی را هم به حساب دیوید کامرون مینویسد ،متاسفانه پس از فرو پاشی چپهای روسی ،هرگز یک تحلیل ساده ای هم از چپها ندیدیم ،و باز هم مشکلات عظیم بشریت را به حساب سرمایه داری میگذارید ،کلی گوی مشکلات هیچ دردی را دوا نخواهد کرد .بلکه بیشتر بمنزله انشاء میماند .
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید