اظهارات ابطحی علیه جنبش و رهبران سبز: بحث تقلب در انتخابات مردود است
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
محمد علی ابطحی در اظهاراتی با اشاره به اینکه وی جزو جنبش سبز نیست گفته است اصلاحات از جنبش سبز ضربه خورد. وی همچنین با انتقاد از افراط گریهای جنبش سبز و نیز رهبران سبزها اضافه کرده که حوادث سال ۸۸، اولا که فقط در تهران بود و ثانیا بسیاری از جمله رهبران سبزها در بوجود آوردن این حوادث مقصر بودند.
معاون اسبق خاتمی ضمن مرزبندی اصلاحطلبی با جنبش سبز گفت که هیچگاه جزو جنبش سبز نبوده است.
به گزارش آینده نیوز، محمد علی ابطحی، معاون سید محمد خاتمی در دوران اصلاحات در گفتگویی تفصیلی با سایت نسیم با حمله به جنبش سبز گفت که سبزها با افراطیگری به اصلاحات ضربه زدند.
وی با رد تقلب در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ گفته است در حوادث بعد انتخابات باید این نکته را در نظر داشته باشیم که تمام حوادث و اعتراضات فقط در شهر تهران بود و در شهرستانها هیچ اعتراضی نبود و هیچ اتفاق خاصی هم نیفتاد.
ابطحی با اشاره به اینکه افراطگریهای بعد از انتخابات خیلی به «نظام» ضربه زد در ادامه گفتگوی خود به تمجید از رهبری پرداخت.
رییس دفتر اسبق رییس جمهوری در ادامه با تاکید بر اینکه «جریان اصلاحات از جنبش سبز خیلی ضربه خورد» گفته است: «جنبش سبز را یک جنبش مرحلهای و گذرا میدانم.. به جنبش سبز و روشهائی که در آن اتخاذ شد و مواضع متناقضی که گرفته شد و یأس و ناامیدی که پراکند، انتقادهای زیادی دارم.»
ابطحی در بخش دیگری از سخنان خود به افراطیهای اصلاحات که مرز مشخصی با اصلاحات مورد نظر خاتمی دارند اشاره کرده و گفته است: «در بین ما جریاناتی هم به عنوان اصلاحطلب فعال بودند که مرز کاملا متفاوتی با اصلاحات مدنظر آقای خاتمی داشتند. آنها حق داشتند نظرات خود را بگویند، اما متاسفانه نظراتشان به نام اصلاحطلبی مطرح و بیشتر باعث شکست اصلاحات میشد تا قوت آن.»
این مرد سابق اصلاحات که پیش از زندان نظرات دیگری داشت در ادامه به انتخابات آتی مجلس پرداخته و به اصلاحطلبان توصیه کرده است که در این انتخابات شرکت کنند.
وی با بیان اینکه انتخابات آتی مجلس بسیار پرجمعیت و با مشارکت حداکثری برگزار خواهد شد گفته است: «به نظر من و بنا به دلایل گوناگون و منجمله دلائل منطقهای و خستگی از منازعات سیاسی، انتخابات آینده مجلس شورای اسلامی انتخابات پرجمعیتی خواهد بود.»
معاون سابق خاتمی در ادامه به ماجرای قتلهای زنجیرهای پرداخته و شگفتانگیز آنکه تمام آنچه مد نظر حاکمیت بوده را تکرار کرده است. وی کل قربانیان قتلهای زنجیرهای را سه چهار نفر ذکر کرده و گفته است: «در ماجرای قتلهای زنجیرهای سه چهار نفر در دوران وزارت اطلاعات خاتمی کشته شدند. خاتمی اصرار داشت که قاتلان باید مشخص شوند و غده سرطانی باید از وزارت بیرون کشیده شود. رهبری، آقای هاشمی، قوه قضائیه و بخشهای مختلف حکومت از این موضع خاتمی حمایت کردند. اما یک جریان افراطی آمد وسط و این چند مقتول را کرد هشت نفر، بعد ۵۰ نفر و ... و مرحله بعد این بود که مثلا چه کسانی مرحله قبل رییس جمهور بودند، چه کسانی فتوا دادند و ...، و آن قدر پیش رفتند که کل این پروژه آسیب دید و در آن دوره متوقف شد.
Subscribe to comments feed نظرات (13 نوشته شد):
۱.نخست خبرهای از این گونه توست آینده نیوز ،و فالس نیوز و شریاتنداری نیوز را جدی نگیرید ،
۲.به نظر میرسد ،مقام گنده رهبری .اینبار رسالت اصلاح طلبی را ،به اخوی سید ممد خامنه ای سپرده است ،که چند روزی هست ،که سرگرم چوب ،و خار خاشاک،از ته مانده هیزمهای انتخاباتی به جا مانده از انبار اصلاح طلبان است ،
۳.البته بعید نیست ،که اخوی مقام رهبری ،چند چهره سوخته ای ،از زمره کسانی ،که بیش از این ، نتوانستن ،فشار های فیزیکی و شکنجه های روحی اوباش ولایت را،در اوین تحمل کنند ،و برخی از آنها شکسته و خورده شده تسلیم شدن .
۴. از قراین جنبش سبز چنین بر میآید ،کمتر نیروی اصلاح گر پیگیری حاضر است ،اینبار هیزم تنور ،و یا دیگ ولایت شود .
اینها همونهایی بودن که بچه های پاک بسیجی رو، فوج فوج و دسته دسته میفرستادن روی مین و به اونها میگفتن که اگه یک لحظه شک و ترس به دلتون راه بدید، نشونه بی ایمانی شما به خداست!
امروز اما همین مفت خورها با دوتا سیلی و دو روز زندان و دو تا توپ و تشر ....میزنن به همه چی خودشون!
اینها طبقه نشون داده که نه لایق احترامه و نه قابل اعتماد!
شهرام فریدونی
من خودم از همون گول خورده های زمان جنگم عزیز من و خوب میدونم که این آخوندها و عقیدتی ها در پادگانهای چه مزخرفاتی بخورد ما ساده دلان میدادند. امروز میبینیم که این موجودات به هیچ کدوم اون حرف ها اعتقاد نداشته و ندارند.
این حرف من هم ربطی به حقوق بشر نداره، دوست گرامی!
اشاره من فقط به دروغگویی و سست اراده ای این آخوند هاست که با باد حرکت میکنند و متاسفانه یکسری عوام هم همیشه آماده اند که هر کار اینها رو توجیه کنن!
اما نمایش انتخاباتی همیشه برای رژیم نقشی حیاتی داشته است. یک هدف از این انتخابات البته، تقسیم نان میان خودیها به نحویاست که کسی شاکی نماند.
هدف دیگراما، و بسیار حیاتی، بسیج هرچه بیشتر مردم در شرکت در نمایش انتخاباتی است. زیرا رژیم اسلامی از همان روز اول -مانند هر آدم تجاوزگر جنسی- خوب میدانست که بهترین روش پایدار برای تداوم تجاوز، «شریک جرم» قلمداد نمودن قربانی است. القای این حس گناه و استیصال روانی به مردم است که تجاوزی که بر آنها میشود سرنوشت خود ساختهٔ آنهاست و از ان گزیری نیست.
بهترین نمونهٔ این شگرد روانی، خود تاریخ هزار و چهارصد سالهٔ اسلام است. ولی آنهایی که در آن غرق هستند و نمیبینند (و یا اختلاف نظر دارند!)، روش کار پدافایلها و تجاوزگران جنسی به کودکان و چگونگی القای حس شریک جرم بودن به کودکان را نیز میتوان مثال زد. این مؤثر ترین روش ساکت نگاه داشتن و مطیع نگاه داشتن قربانی است.
اسیران وهم سبز شاید متوجه نباشند ولی ابطحی خدمت بزرگی به آنان کرده است. اولاً راست میگوید. البته در قالب اسلامی آن. به عبارت دیگر، اگر از شمارش شکمی آراء که همیشه رسم کار بوده است بگذریم، شمارش درست آراء نیز به پیروزی احمدینژاد در آن نمایش منجر میشد. اگر اشتباه نکرده باشم، خود موسوی نیز به جز اولین شب بعد از انتخابات که به استناد به دادههای موقتی دریافتی، احتمال پیروزی خود را مطرح کرده بود، دیگر هرگز در این باره چیزی نگفته است. مابقی دعوا بر سر شکمی بودن شمارش است که آن هم برای نخستوزیر پیشین رژیم اسلامی نباید چندان شوک آور باشد!
ابطهی این را نیز راست میگوید که وهم سبز به کار به اصطلاح اصلاحطلبان لطمه زد. اما لباس آخوندی او مانع از آن شده است که گیر کار را ببیند!
این شامورتی بازی دیگر بس است.
آن چیزی که معلوم است این که همیشه در ج.ا انتصابات درون قبیله ای از اساس تقلبی و غیر دموکراتیک بوده و در بین خودیها هم با تقلبات و تخلفات گسترده داشته ایم بر کسی پوشیده نیست ولی در همین انتصابات درون قبیله ای هم نخست وزیر محبوب امام بشکل تحقیر آمیزی به احمدینژاد باخت(حالا با 2 تا 3 میلیون بالا پایین و تخلفات همیشگی در انتخابات نظام مقدس)و تقلب تاثیر گذاری که نتیجه را عوض کند رخ نداده.
حالا وضعیت طوری شده که جیره خط امامی ها در نظام از تقسم غنائم تجاوزی که شما نام بردید به کمترین حد خود رسیده و آنهم بخاطر اشتباه احمقانه یاحسین میرحسین است که بساط امثال آخوند ابطحی و یا آخوند خاتمی که بنده خدا از افرادی از این باند دیگر رژیم بود که این توهم را نداشت جمع شده و باید تاوان گنده گویی یاحسین میرحسین را بپردازد و یک انقلاب و براندازی برای بازگشت به سال 76 لازم باشد!!
........................................
جالبست این همه روزنامه نگار و افرادی مثل آقای کوثر که مدعی است مو را از ماست بیرون میکشد و عاشق گیردادن و پاسخگو کردن سیاستمداران است و سوزنش عین گرامافون روی اعدامهای 67 گیر کرده یکبار نپرسید که آقایان خط امامی شما ها که میگویید تقلب شده در کدام شهر ها و کدام صندوق ها و با چه جزییاتی تقلب شده وگرنه روی هوا و شکم حرف زدن و این که همین جوری بگی تقلب شده کاری ندارد.سند و مدرکت کو؟ شماها مگر قاعده بازی را که همان خودی بودن و عضو مافیای رژیم بودن است را قبول نکردید؟؟ پس چه طور شد که جرزنی میکنید.چطور آنموقع که صلاحیتان تایید شد و آنهمه آدم حتی از خود رژیمتان تایید نشد(مثل اکبر اعلمی که فرد حزب الهی هم هست)اعتراض نکردید.مصاحبه روز انتخابات شما با تلویزیون نظام هست که چگونه ازین نمایش مضحک بین خودیها و دموکراسی در نظام مقدستان دفاع میکنید.شما که طرفدار اجرای بیتنازل قانون اساسی رژیم هستید مگر شورای نگهبان سلامت انتخابات را تایید نکرد و مفسر قانون اساسی و تایید انتصابات مگر شورای نگهبان نیست.مگر ولی امر مطلقه و نایب امام زمان براساس اجرای بیتنازل انتخابات را تایید نکرد.پس دیگر شما آدمخواران سابق رژیم چه میگویید؟ علت این سکوت از طرف افرادی مثل آقای کوثر سابقه کار کردن در روزنامه های دوم خردادی و یا شاید ترس از برچسب خوردن از ایادی سبزالله و ارتش سایبری رفسنجانی که در سایتهایی مثل بالاترین بصورت فله ای ریخته اند و به لجن پراکنی مشغولند باشد.حتی فردی مثل اکبر گنجی مدتی توهم سبز را به چالش کشید و بعدها به خاطر لجن پراکنی آنها عقب نشینی کرد.
......................................
بهرحال باید خوشحال بود که دو باند مافیایی رژیم با دست خودشان به هم ضربه های اساسی زده اند که حالا حالا ها جبران نخواهد شد.سهم و جیره اصلاح طلبان هم از غنائم تجاوز بسیار کم شده و این موضوع بسیار خوشحال کننده ای است.و البته درس های بزرگی که مردم از این دعوا سر قدرت و سرمایه های ملی گرفتند بسیار ارزشمند است و ازین ببعد در سگ دعواهای رژیم بهترین سیاست بیطرفی و داخل نشدن به آن است(بگذار همدیگر را تکه پاره کنند) که در این دعوا برای مردم جز هزینه سنگین جانی و پشیمانی چیزی ندارد.این پسر عموهای اصلاح طلب و اصولگرای رژیم هم اگر گوشت هم را بخورند استخوان هم را دور نمیریزند.همچنین در ابعاد گسترده دست ایادی باند اصلاح طلب رژیم برای مردم رو شد.برای همین است که ایران قیامت نشد که هیچ،، 5 نفر هم به حبس موسوی و کروبی و سایر جرثومه های فساد و آدمکشی رژیم اعتراض نکردند.
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%AD%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%84_%D8%AA%D9%82%D9%84%D8%A8_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%AA_%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA_%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86_(%DB%B1%DB%B3%DB%B8%DB%B8)
بعد بیا، البته یک قلمش که خود لاریجانیتون اومد تو تلویزویون گفت تو 150 شهر بیشتر ار 100% واجدین شرایط رای دادن. در پایان یک روز ما میایم سراغ همه بازجو ها و جوجه بسیجیا واسه طلافی تا اون روز خوش باشید، بقیه دیگه همش حرفه
جالبست که کامنت من که خودش مقاله ای میشد و جواب مستدلی به اراجیف لشکر شکستخورده سبزالله بود و حداقل نیم ساعت طول کشید آنرا تایپ کنم بصورت فله ای و کامل و نه با سانسور جزیی به زباله دان سانسورچی خودنویس رفته ولی کامنتی که هم با تهمت عامل ج.ا و بسیجی اعلام کردن من همراه است و هم با تهدید و خط و نشان کشیدن و ارعاب و این که یک روز سروقت من میایند(که البته منش اصلاح طلب خط امامی سبز شده همینست که در آینده هم با نام جدیدتر به صحنه خواهند آمد و حذف فیزیکی و ترور از اسلحه های آنهاست)و در مجموع دو خط هم نمیشود تایید میشود.فکر نمیکنم خواندن این کامنت یک چماقدار طرفدار نخست وزیر امام یک دقیقه هم طول بکشد ولی تایید شده ولی حداقل یک صفحه کامنت من کاملا غیب شده که بنظر تصادفی نمیرسد و در راستای کشف کردن جناح های غیرخشن در ج.ا و ادامه راه حزب توده و سایر پایمردان راه امام یعنی اصولگرا و اصلاح طلب و اکثریتی باید ارزیابی شود.و البته اینکه توهم سبز و توهم تقلب 11 میلیونی(شایدهم بیشتر)برای بعضی ها دکان و ممر درآمد است و نباید به آن با استدلال خدشه وارد شود!
سخنان گوهر بار این ماله کش و پادوی جناح سبز ج.ا:
"برادر بسیجی"،"لاریجانیتون(یعنی لاریجانی من!)" ،،"در پایان یک روز ما میایم سراغ همه ««بازجو ها»» و ««جوجه بسیجیا»» واسه «طلافی» تا اون روز خوش باشید"
البته من به آزادی مطلق بیان اعتقاد دارم و حتی این تهمتها و اراجیف هم نباید سانسور بشود و باید منتشر شود تا دست خالی این جماعت بیشتر نمایان شود ولی تا حالا چندین بار این موضوع تکرار شده و از سوی خودنویس تایید هم شده که بنظر اتفاقی نمیاد و استانداردهای دوگانه آنرا نشان میدهد.
من هم الان باید برم کهریزک و وزارت اطلاعات!!! و سرم چند وقتی شلوغه و با آقای فریدونی و دوستان دیگر باید اسطوره ها و دلاوران جنبش را شکنجه کنم تا مثل امین زاده اضافه وزن بگیرند و نگذارم دموکراسی دینی و اسلام سبز رحمانی که نمونه ایش رو در کامنت سبزالله و سایتهای وابسته اش میبینیم و یا در دوران طلایی امام روشن ضمیر تجربه شد در کشور حاکم بشه! بای...بای! والسلام علی من التبع الهدی!!
من نه به اسلام نه به اصلاحطلب و این داستانها اعتقادی ندارم. اما پرنسیب دموکراسی این نیست که هرکی مخالف نظری ما بود هرجوری تونستیم به لجن بکشیمش حتی وقتی زیر شکنجه روحی و روانی است. اصلا نباید حرفهای ابطحی و هرکی با زور و شکنجه تواب شده را جدی گرفت. معلومه مجبورش کردن. چنانکه توابین مجاهدین را به هر کاری مجبور میکردند. قرار نیست همه پوست کلفت باشن مثل شماها (؟؟؟؟) و تحت هر شرایط صدردصد مقاومت کنند و هرگز نشکنند. این رژیم شکنجه و خون اسلامی است که باید بهش گیر بدید نه این ها که قربانی شده اند.
بگمانم شما متوجه داستان نشدی و همش میزنی به دمکراسی
آخوندی که 33 ساله برای تداوم این رژیم مخوف و ضد انسانی و ضد دمکراسی کار کرده، هر روز یک بامبول در میاره و سعی در منحرف کردن افکار یکسری عوام داره
این چه ربطی داره به دمکراسی؟
لطفا منظور خودت رو واضح بنویس که دیگران هم بفهمن!
شما میگی که کسی که 33 سال جزو اینها بوده، هر روز اجازه داره که یک ساز جدید بزنه و افکار یکسری عوام رو منحرف بکنه؟ چرا که دیروز برای اسلام ناب محمدی مردم رو منحرف میکرد، امروز بخاطر شکنجه همون رژیمی که 33 سال ازش دفاع کرده ملت رو منحرف میکنه؟
ما هم حرفی نزنیم چون امکان داره که به حقوق انسانی همچین موجودی لطمه وارد بشه؟
بقول خودت، بابا دست خوش
اینجا بازجوهای اوین هم با تیپ مستعار کامنت میزارن. معلومه این بابا به اسم شهرام فریدونی باید بگه شکنجه نیست. ابطحی از روی رضایت اینهارو بر علیه خودش و رفقاش گفته. یک عده دیگه ای هم تروریسهای مجاهدین خلق هستند، که میگن اینها همش بازیه اینهایی که از اصلاح طلبها گرفتند همه دارند تو زندان چلو کباب میخورند و مبارزان واقعی تروریستهای مجاهد بودند. از اینها توقع حقوق بشر که هیچی یک جو شرف هم نداشته باشید
اولا فکر کنم که شما فقط در یک صورت حق داشته باشی گه من رو بابا خطاب کنی
دوما، من کی گفتم که در نظام آخوند ها شکنجه نیست؟
سوما شما برو عکس تاجزاده و نوری زاد رو بعد از اعتصاب ببین و خودت فکر کن که اون شکم گنده مال اعتصاب قضاست یا مال نفخ معده است
شهرام فریدونی
بازجوی وزارت اطلاعات و مامور جمهوری اسلامی
اعرابی در نادانی باقی مانده بود که شتر، "ناقه" است و دو "شاهد" عادل ِوسط پاهای شتر را ندیده بود.
حالا حکایت ما و این بنده ی خدا، آقای ابطحی است که دارد هم چنان داد می زند که "ناقه"ی اصلاحات ما چنین بود و چنان شد و هنوز از ضرب دگنگ دوستاقبانان گیج است و دو شاهد عادل ِ ماجرا را نمی بیند و صد البته بر او و اصلاح طلبانی چون کواکبیان حرجی نیست که دیدن "خصیه"های شتر، سهل است، دیدن هر "خصیه"ای چشم بینا می خواهد و توان درک که این سال ها با این ندیدن آشنا بوده ایم. آقای ابطحی به شکلی و دوستاقبانان به گونه ای دیگر. تنها ما می دانیم که بین پای شتر دو شاهد عادل تکان تکان می خورند... همچنان.
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید